முதல் 200 வரிகள்.
از وقتی اعلام همجنسگرایی کردم
من و مامانم تو ارتباط برقرار کردن مشکل داریم
خوشبختانه "پروژه صحنه نمایش" رو داریم
اینجوری اون میتونه انتقاد کنه
و منم میتونم بدون فهمیدن همجنسگرا باشم
اون لباس شبیه کیسه زبالهست
نه، فکر کنم واقعا کیسه زباله باشه
این چالش و مسابقه کیسهزبالهست
شبیه آشغاله
این لباس شبیه آشغال میمونه
آره، بزن قدش ببینم
درسته تیم گان
آره، برنامههای مد مارو به هم نزدیک میکنه
و بعد جدامون میکنه
تو ساک چیه؟
یادت میاد تیم گان
دیشب گفت لباس توری مد امساله؟
فکر کنم بهش گفت لباس توری محسورکننده
تنها دلیل تماشا کردن اون برنامه اینه که شاید
موقع لباس عوض کردن مدلها گوشهی سینهشون رو ببینی
نه جیمی، واقعا برنامه خوبیه
اگه دوست داری خیاطی کردن مردم رو تماشا کنی
اونا دیوونهاند
کاملا دیوونه
به هر حال، یه لباس توری باحال تو فروشگاه "معتادان مد" دیدم
و داشتم فکر میکردم، من خیلی دلم میخواد ظاهرم رو تغییر بدم
تو هم دلت میخواست کار ...نیمه وقت گیر بیارم
نه، قرار نیست تو "معتادان مد" کار کنی
اونا با معتادان واقعی تبلیغ میکنن
مامان، اینجوری میتونم لباس بخرم و تو هم میتونی ازشون انتقاد کنی
همیشه مثل برنامه "صحنه نمایش" میشه
این از اون چیزایی که میخوام تو تلوزیون تماشا کنم
اما دلم نمیخواد تو خونه ـم اتفاق بیفته
"از اون چیزایی که" منظورت چیه؟
...یعنی
تو از اون آدمایی نیستی که لباس توری بپوشن
تو جور دیگهای هستی اون مدلی نیستی
منظورش این بود که من همچین همجنسگرایی نیستم
اما چیزی که مامانم نمیدونست این بود که اخیرا
یه لباس توری زیر لباسم میپوشم
اخیرا زیر لباسهات لباس توری میپوشی؟
نه
پارچه ـش رو احساس میکنم
!بیخیال مامان
کنی، اگه میخوای ورزش رو دنبال کنی
اونوقت میتونی لباس توری بپوشی
آره کنی، یه کار غیرهمجنسگرایی بکن
مثلا با شرت کشتی بگیر
بعدش هر چی خواستی میتونی بپوشی
!خوب بود
!ایول
خوب بود"؟ چی خوب بود؟"
اتفاق جالبی اینجا داره میفته؟
مامان نمیذاره لباس مد روزی
که از یه پارچه بحثبرانگیز درست شده بپوشم
همیشه میتونیم بریم خونه بابا تو طبقه پایین
و راجبش صحبت کنیم
جایی که 48 ساعته توش تنها بودم
شکایتی ندارم
راحت باش، در اونجا همیشه به روت بازه
...بیا پایین و میدونی
ببین مُردم یا نه
مامانم فکر میکنه میدونه چجور همجنسگرایی هستم
اما چطور ممکنه بدونه؟
خودمم هنوز نفهمیدم
من هنوزم میخوام سر از کار لباست دربیارم
تیم گان، فکر کردم میگی لباس توری مد امساله
در اون صورت، لباس توری !بدترین مد امساله
!کنی
!بیا تو
کنی، داشتم راجب مسئله
...لباس توری فکر میکردم و
فهمیدم ممکنه اونجوری که دلم میخواست منظورم رو نرسوندم
...ممنون مامان، منم بعضی اوقات
همچنین از پوشیدن لباس چرم، چرم مصنوعی
ابریشم یا لباسهای رنگی و لباسهایی که روش گل داره منع میشی
و بدون گفتنش هم مشخصه هیچی از زارا نمیخری
مامان من همجنسگرا هستم نه اروپایی
خیلی خوشم اومد که میخوای پول دربیاری
پس منم یه لیست از شغلهای قابل قبول درست کردم
میتونی نیمکتهای کلیسا رو روغن بزنی
ماشین پدر فیل رو بشوری
یا تو تشکیلات جوانان کاتولیک کار کنی
کاری هست که مربوط به
به کلیسا و پیرمردها نشه؟
آموزش دادن آره، این کارو انجام میدم
!عالیه
درش بیار
جدی؟ از روی لباس حموم 4 سانتی هم فهمیدی؟
بچهها بیاید زیرزمین
یه غافلگیری باحال براتون دارم
نه
بابا بازم میخواد تو زیرزمین باهامون خوشگذرونی کنه
کاشکی از کلمه باحال سواستفاده نمیکرد
بچهها! کی میخواد با عنکبوت کشتن خوش بگذرونه؟
بچهها، کی میخواد یه پازل باحال حل کنه؟
بچهها، کی میخواد دستگاه پاپکرن درستکن باحال جدید منو ببینه؟
مثل وقتی میمونه که دندونپزشک نخ دندون مجانی بهت میده
بیخیال شو مرد، میدونیم افتضاحه
خدای من، بابا یه سگ گرفته
جدیدترین عضو خانواده رو ببینید
مامان میگه نمیتونیم تو خونه سگ نگه داریم
خب، از اونجایی که داریم طلاق میگیریم
به لحاظ فنی زیرزمین خونه منه
و من قوانین رو تعیین میکنم پس اون میتونه اینجا بمونه
و شما هم همینطور
میتونیم اسمش رو برد بذاریم؟
آره، اگه دلت میخواد
به معنای واقعی تنها چیزیه که میخوام
باشه - از کجا پیداش کردی؟ -
اون یه سگ پلیسـه
اون چمدون مشکوکی که پارسال کریسمس تو مرکز شهر پیدا شد
و معلوم شد فقط یه کیسه سیب ـه رو یادتون میاد؟
همش کار گروهبان هافمن یا برد بود
!برد کلاسیک
آره، کراوات زدم
اولین روز کاری باید جوری لباس بپوشی تا تحتتاثیر قرار بگیرن
صاف وایسا، شونهها رو بده عقب
مستقیم تو چشمهاشون نگاه کن و شرکتی دست بده
و تو جیبت یه بسته کبریت گذاشتم
در صورتی که خواستی بری دستشویی
خیلیخب، دیگه باید برم، دیرم میشه
نگران نباش، زمان فقط یه چیز ساختگیه
درسته
سلام من کنی، مربی جدید هستم
اومدم جاناتان رو ببینم
اصلش یوناتان ـه
یوخی میکنی؟
شوخی نمیکنی، متاسفم
اون داخله، من مادرش ساندرا هستم
بیا داخل
باشه
کفشهات رو دربیار
ما بدون کفش وارد خونه میشیم
واقعا؟
من تا حالا پاهای مامانم رو ندیدم
و اگه خواستی کراواتت رو دربیار
!شبیه یه حسابدار کوچولو شدی
!خیلی باحالی
!خودت خیلی باحالی
ما باید زودتر مربی میگرفتیم
درسته؟
نه، جدی میگم، یوناتان واقعا مشکلاتی داره
باشه
بچهای که من سرپرستی میکنم به کمک خیلی بیشتری احتیاج داره
اون بیشتر چیزا رو باید ببینه و به صورت بصری یاد بگیره
پس خنگ ـه؟
ساندرا میگه اون خیلی روشنفکره
ساندرا هم به نظر خنگ میاد اون کیه؟
مادرشه
و اون احمق نیست درواقع خیلی هم باهوشه
اون داشت راجب باکتریهای شکمی بهم آموزش میداد
نه بابا
نمیتونم به اندازه ساندرا خوب توضیح بدم
اما اساسا زمان بیماری باید ماست پروبیوتیک بخوریم
خودت میدونی همه این ماستها فقط کلاهبرداری ـه
مثل اینکه آبمیوه و درمان دستی رو یکی کنی
ما آدم بزرگا رو با اسم کوچیکشون صدا نمیکنیم
مامان، اوضاع خونه ساندرا خیلی متفاوته
اونا راجب ایدهها و تفکرات خودشون صحبت میکنن
ازت سوال میپرسه
و تا وقتی حرفت تموم نشده صبر میکنه
به نظر فوقالعاده میاد
دارم میگم اون با خانواده
و اطرافیانش خیلی هماهنگه
منم همینطور
سگ گرفتیم؟
احمق نشو
نمیخوام تو آشپزخونه بیاد نمیخوام رو کاناپه بیاد
نمیخوام راه بری و ناخنهاش رو کوتاه
و موهاش رو شونه کنی
نگران نباش آیلین تو مجور نیستی هیچ کاری کنی
این مسئولیت منه
آخرین باری که اون حرفو زدی یه عروسی سرسری گرفتیم
خب، ضدحالزن رفت بچهها بیاید خوش بگذرونیم، نه؟
برد هم سگ باحالیـه؟
جیمی، میری اونو برام بیاری؟
باشه
فهمیدی داری با جیمی مثل سگ رفتار میکنی؟
اینطور نیست
بیخیال، اون درست میشه
این دفعه میری دنبالش مگه نه رفیق؟
آماده؟ برو بگیرش
میرم با برد حرف بزنم
نمیفهمی چه اتفاقی داره میفته؟
بابا سگ گرفته چون از وقت گذروندن
با ما ناامید شده
عجب
خیلی ضدحاله
شاید به خاطر اینکه تنهاست
و تو زیرزمین زندگی میکنه این کارو کرده
!بهت کشیده میزنما
نمیذارم دلسوزی احمقانه ـت
اینو برامون خراب کنه جیمی
تنها نکته مثبت طلاق اینه که
هرکدوم از والدین میخوان بچه اونا رو دوست داشته باشه
همیشه از بابا چی میخواستی؟
یه سفر دور کشور با کاروان
جایی که امیدها و آرزوهامون رو به اشتراک میذاریم
و آهنگ گاوچرونها رو میخونیم
No comments yet. Be the first to leave one.