Silent Witness

Silent Witness

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 29

வெளியீட்டு விவரம்

Silent Witness S29E02 720p WEB H264-JFF
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 29 قسمت 2 Silent Witness 1996 زیرنویس فارسی سریال

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2026-02-02
பதிவிறக்கங்கள்: 61
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

این برنامه حاوی کلمات تند و صحنه‌های خشونت‌آمیز است

و صحنه‌هایی که ممکن است برای برخی از بینندگان ناراحت‌کننده باشد

اگه «بوث» واقعاً «آلیس» رو کشته باشه

اونوقت «جیسون» چهار سال رو به خاطر جرمی توی زندان گذرونده

که مرتکب نشده بود. بیا انقدر تند نریم

من اصلاً نمی‌خوام در این مورد بحث کنم

بابا، «آلیس» واقعاً یه مزاحم داشت. خودش بهم گفت

اون چی بود؟ آلیس، صدای تیرهای سقفه

جیلی، دو روز بعد از اینکه ماه عسلش رو نیمه‌کاره رها کرد

آلیس از خونه بیرون رفت تا توی «وودراف کامن» بدوه

به گفته‌ی «جیسون»، اون هیچ‌وقت برنگشت

من دست‌بردار نیستم تا وقتی که دقیقاً بفهمم

چه اتفاقی برای همسرم افتاده

فقط برای اینکه روشن بشه، داری می‌گی که تو «آلیس هیل» رو کشتی؟

بله

ما باید مطمئن بشیم که «بوث» واقعاً قاتله

و این‌طور نیست که فقط بهش گفته باشن جسد کجاست

اون بزرگه مال ماست. اون یکی مال کیه؟

یه شاخه‌ی درخت رو برداشتم و زدم پشت سرش

و چیزی که به نظر می‌رسه تکه‌های چوب باشه که توی جمجمه فرو رفته

قاتل! قاتل

ایشون ریچارده... بشین!... وکیل منه

سلام. ایشون زندانی شما نیست، گروهبان...؟

اندروز

راب؟ گروهبان؟

الو؟

خوبم

هیچی

چی، امشب؟

باشه

باشه، فعلاً. خداحافظ

هی. مامان بود

می‌خوان که بعداً بریم خونه‌شون

«اونا»، یا فقط مامانت؟

اونا

اونا... اونا می‌خوان ازت معذرت‌خواهی کنن، جیسون

بابت همه چیز

اوه، لعنتی

ریچارد

ببین، من... واقعاً بابت دیشب معذرت می‌خوام

می‌دونم. دمِ درم

سلام. دکتر نیکی الکساندر هستم

جیسون وب. ایشون هم وکیلم، ریچارد مِیزر هستن

متوجه شدم که کارهای شما نقش کلیدی در اثبات گناهکاری «بوث» داشته

ما کاملاً تیمی کار می‌کنیم

خب، از طرف خودم و جیسون

می‌خوام از همه‌ی شما تشکر کنم

دیگه خودم رو برای حبس ابد آماده کرده بودم

در حالی که کسی که اون رو کشته بود

هنوز آزاد بود. پس، اممم، ممنونم

آقای وب، باید مطمئن بشید

که واقعاً می‌خواید بقایای جسد همسرتون رو ببینید

باید بهتون هشدار بدم که این کار ممکنه

تجربه‌ی شوکه‌کننده‌ای باشه

و چیزی که می‌بینید

دیگه از یادتون نمی‌ره

ممنون بابت هشدار، ولی خودم تحقیق کردم

کاملاً می‌دونم در چه وضعیتیه

در واقع، فقط یه مشت استخونه

و اصلاً شبیه آلیس نیست

خب، من نمی‌خواستم اینطوری بگم، ولی این هم یه دیدگاهه

دکتر الکساندر

هیچ‌وقت فرصت نشد ازش خداحافظی کنم

بسیار خب. دنبال من بیاید

هی، آلیس

خیلی متأسفم

حالتون خوبه؟ چیزی براتون بیارم؟

تا حالا شده کسی رو ببینید و همون لحظه

حس کنید انگار تمام عمر می‌شناختینش؟

انگار

انگار همون اول، خودِ واقعیت رو دیدن

با وجود اینکه کاملاً با هم غریبه بودید؟

بله، ولی نه زیاد

دقیقاً

نه زیاد. پس وقتی اتفاق می‌افته

خیلی خاصه، مگه نه؟

دارین درباره‌ی آلیس حرف می‌زنید؟

اول ترم جدید، جلوی ساختمان علوم با هم آشنا شدیم

سالمون بود ۱۴

اون چطوری مُرد، دکتر الکساندر؟

من درخواست کپی گزارش کالبدشکافی رو دادم، پس

ضرباتی به سرش وارد شده

با چی؟

احتمالاً با یه شاخه یا کُنده درخت

چرا فقط بهش شلیک نکرد؟

اون اسلحه داشت. منظورم اینه که

بقیه‌ی قربانی‌ها رو اونطوری کشته بود، مگه نه؟

اون برای این کار دلیلی داشت

اما چرا یه حرفه‌ایِ باسابقه

امتحان کردن شلیک تفنگ در روز روشن

توی پارکی که مردم توش رفت‌وآمد دارن، هرچقدر هم که خلوت باشه؟

یعنی واقعاً، دلیلی واسه این کار داشت؟

نمی‌دونم

خب، فکر می‌کنی کار اون بوده؟

تشخیص گناهکاری یا بی‌گناهی وظیفه‌ی من نیست

اما محض اطلاع، اون اطلاعاتی داشت

که فقط خودِ مجرم می‌تونست ازشون خبر داشته باشه

نیکی

می‌خواستی چی بگی؟ ببخشید

همین الان بهم ماموریت خورد. گروهبان محلی مشکوک به خودکشیه

چون طرف از خودشونه، اونا

می‌خوان یه پزشک قانونی اونجا باشه؟

آره. باشه. ممنون

جیسون، متاسفم ولی باید برم

همین الان داشتی... داشتی یه چیزی می‌گفتی

شک داری، نه؟

مطمئن نیستی که کار اون بوده باشه

باید برم

در واقع داشت به گناهکار بودن «بوت» شک می‌کرد

اعترافاتش، همه چیز. عجیبه

ها؟ عجیبه. خیلی. همون اعترافی که باعث آزادیش شد

خب؟

خب اگه اون به گناهکار بودن «بوت» شک داره، شاید ما هم باید شک کنیم

پاسبان «دیوید نسبیت». سلام

اسمش «رابرت اندروز» بود

گروهبانِ بازداشتگاه بود

وقتی داشتم مراحل اداری «گری بوت» رو انجام می‌دادم، اون من رو پذیرش کرد

اصرار داشت که حتماً همراهم بیاد، چون متقاعد شده بود

که «بوت» آدم خطرناکیه. هیچ نشونه‌ای از درگیری نیست. کی جسد رو پیدا کرد؟

من

من، خب... با رابرت همکارم. بودم

امروز سر کار نیومد و جواب تلفنش رو هم نمی‌داد، واسه همین

در به زور باز نشده

کی راهتون داد؟

کلید داشتم. به مرکز پیام بی‌سیم زدم. معلوم بود که مرده

از نیروهای اورژانس خواستم کمک کنن بیارمش پایین

این مورد رو هم توی یافته‌هام لحاظ می‌کنم

جای شیار طناب خشک و چرمی شده

و به سمت پشت گردن بالا رفته

به نظر می‌رسه طناب از بندِ یه حوله‌ی تن‌پوش درست شده باشه

که با یه گره خفت ساده بسته شده

با ردِ روی گردن همخونی داره

یه خراشیدگی جزئی هست، اما خونریزی جدی نداره

چیز... غیرعادی‌ای هست؟

وقتی کالبدشکافی رو انجام بدم، بیشتر متوجه می‌شم

پاسبان «نسبیت»، فقط واسه گزارشم می‌پرسم، چرا شما یه دست کلید داشتین؟

خب

«باب» درگیر مشکلات درونی خودش بود

بیشتر مشروب‌خوری

من مسئول مراقبت ازش بودم

قرار بود دیشب بریم فیلم ببینیم، ولی منو پیچوند

گفت... گفت می‌خواد یه شبِ آروم داشته باشه و استراحت کنه

اندروز

یه کم مشکوک نیست؟

که تنها کسی که با «بوث» ارتباط مستقیم داشت، حالا جنازه‌ش پیدا شده؟

آره، یه جورایی

فکر کنم سربازرس «بشیر» نمی‌دونه تو اینجایی

و فکر کنم ترجیح می‌دی همین‌طوری هم بمونه

دقیقاً

خب، من قبلاً با آدم‌هایی مثل رئیس تو کار کردم

اون آدمیه که نباید باهاش درافتاد

بله، همین‌طوره

خب، تو خیلی شجاع‌تر از منی

ببین

من همه‌چیزم رو مدیون اونم

وقتی درسم تموم شد، اون مربی‌م بود

باعث شد پله‌های ترقی رو خیلی سریع طی کنم

و واقعاً کارآگاه فوق‌العاده‌ایه

اما

بذار ببینیم کالبدشکافی چی بهمون می‌گه، باشه؟

ویدئو: جیسون قراره چهار تا سِتِ بیست‌تایی بزنه

چون دیشب کلی آبجو خورده بود

دوتا! کلاً دوتا آبجو خوردم

خوش اومدی

اِم، ممنون بابت دعوتت

هیچ‌جا خونه خود آدم نمی‌شه. خب، منظورم اینه که

از تغییری که توی این خونه دادی خیلی خوشم اومد

لوئیس: آره. خوشحالم می‌بینمت جیسون

بشین، لطفاً

خب، اوضاع چطور پیش می‌ره؟

ببخشید. سؤال احمقانه‌ای بود

منظورت اینه که آزاد بودن چه حسی داره؟

آره

اِم، گیج‌کننده‌ست

خب

مهم‌ترین چیز اینه که عدالت اجرا شده

توقع ندارم یه شبه با هم صمیمی بشیم

یا اینکه همین الان ما رو ببخشی

بابت چی ببخشیم؟

فکر کنم می‌دونم منظورش چیه، آدام

بابت پنهان کردن مدارک

کدوم مدارک؟

بابت اینکه نذاشتیم «ساسکیا» بره پیش پلیس

در مورد مزاحمِ «آلیس»، مبادا که اوضاع خراب و پیچیده بشه

سربازرس «آلن کرشاو» به ما گفت که تو دخترمون رو کشتی

دلیلی نداشتیم که به حرفش شک کنیم

کلی دلیل داشتین

من جزو خانواده بودم. منو می‌شناختی

آره، می‌شناختیم

آدام... ببخشید، منظورت از این حرف چیه آدام؟

اوه، بی‌خیال، دلم می‌خواد بدونم

در واقع، حقم می‌دونم که بدونم، چون بهم مدیونی

اوه، حقت می‌دونی، نه؟ باشه، بهت می‌گم

نود درصد موفقیت "تِناسیتی پی‌تی" مدیون آلیس بود

این رو هم دارم با ارفاق می‌گم

و این حرف رو کسی می‌زنه که یه بازنده‌ی بیکاره

و تو خونۀ خواهرِ مرده‌اش تلپ شده

خیلی ازش کینه داشتی. واسه همینم پول‌ها رو بالا کشیدی

چطور می‌تونم پولِ خودمو بالا بکشم؟

برای اینکه ثابت کنی اون اشتباه می‌کرد. ثابت کنی که فقط یه آدمِ بی‌مصرف نبودی

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left