Hijack

Hijack

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 2

வெளியீட்டு விவரம்

Hijack 2023 S02E04 Switch 720p ATVP WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 4 Hijack 2023 زیرنویس فارسی سریال

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2026-02-04
பதிவிறக்கங்கள்: 108
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

دقیقاً همون چیزی رو که بهت گفتم به نلسون بگو

سم، برق رو دوباره برات وصل کردیم

سوزن‌های ریل هم عوض شدن، پس وارد خط خلوت یو-۷ میشی

خیلی خب، خوبه. حالا همون کاری رو بکن که ازت خواستم

جان بِیلی-براون رو بیار پیش من

اگه جان بِیلی-براون رو سوار اون قطار کنی

دیگه هیچ‌وقت ازش پیاده نمیشه

این یه قتل حکومتیه

من نمی‌گم که سوار قطارش می‌کنیم

دارم می‌گم روال کار رو شروع کنیم

یه کم زمان بخریم

بهش بگو

باشه سم

اونا زمان لازم دارن تا ایستگاه مناسب رو پیدا کنن و امنیتش رو برقرار کنن

ولی جان بِیلی-براون رو بهت تحویل میدن

کلارا، حقه بازی در نیار

دفعه قبل قمار کردی و حالا یه جنازه رو دستمون مونده، مگه نه؟

خبری از حقه نیست

مسافرای عزیز، می‌خوام با دقت به حرفام گوش بدید

این قطار تحت کنترل منه و توش بمب‌گذاری شده

دارم با مقامات صحبت می‌کنم

و اونا دارن با خواسته‌هام موافقت می‌کنن

پس ساکت باشید، سر راه من قرار نگیرید و سعی نکنید از قطار پیاده بشید

اگه همون کاری رو که بهتون گفته میشه انجام بدید، زنده می‌مونید

ولی اگه اطاعت نکنید، همه‌تون می‌میرید

چرا الان مُرده؟

این یه پیام بود

اینکه تحت نظریم

من هیچ‌وقت توافق نکردم که توی یه قطارربایی شرکت کنم

تمام چیزی که قبول کردم این بود که این قطار رو برونم

من قاتل نیستم

ما فردی رو نکشتیم، ولی اگه بفهمیم کار کی بوده

اون وقت دستِ بالا رو داریم

سرم رو بالا می‌گیرم، فقط تا حدی که آسمون رو ببینم

و وقتی که بریم، آروم نمی‌ریم

چنان جنگی به پا می‌کنیم

و یه روز دقیقاً همونی میشی که الان هستی

فقط سرت رو بالا بگیر

مُشتت رو ببوس و آسمون رو لمس کن

دیگه برای نجات دنیا از نابودی خیلی دیره

یه روزی

همه‌مون اونجا خواهیم بود

آره، آره، آره... آره، آره، آره

فابر

من به سرویس‌های اطلاعاتی آلمان دستور دادم

که جان بِیلی-براون رو فوراً به من تحویل بدن

فکر کنم قضیه رو اشتباه متوجه شدید، آقای فابر

بهتون قول میدم که دادن چیزی که سم نلسون می‌خواد، راه چاره نیست

من برای مردم برلین کار می‌کنم. وظیفه من در قبال اوناست

الان امنیت اونا اولویت داره. صبر کن

آدا، خواهش می‌کنم. یه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌ست

باید حرفم رو باور کنی. پیتر، کافیه

یه نفر مُرده و نلسون داره مسئولیتش رو به عهده می‌گیره

دیگه چی می‌خوای؟

«بی-اف-وی» با تحویل دادن جان بِیلی-براون موافقت کرده

به شرطی که محرمانه انجام بشه

بگید همین الان از خونه امن ببرنش

خوبه. و بهش چی می‌گیم؟

هیچی بهش نگو. فقط راهیش کن

ولی سم می‌خواد بدونه قرار کجا انجام بشه

بله

آقای دیل، یه جای مناسب برای تحویل دادن پیدا کنید

یه جایی که... تو چشم نباشه

منم. برنامه عوض شد

امروز یه پرواز می‌خوام. تا یه ساعت دیگه باید بپره

برام مهم نیست. فقط یه راهی پیدا کن

اون بالایی دوربین کابین راننده‌ست

خیلی خب، یه نفر توی این قطار حتماً باید لپ‌تاپ داشته باشه

صبر کن، صبر کن. بیخیالش شو

کار نمی‌کنه‌. باید یه راه دیگه پیدا کنی

نمی‌تونم همین‌طوری برم اون بیرون و بپرسم کی فردی رو کشته

مسئله اینه که قرار بوده طوری به نظر بیاد که انگار کار من بوده

اینطوری می‌فهمیم کی داره ما رو کنترل می‌کنه

آره، ولی اون درایوها

چی؟ رمزگذاری شدن

هر کسی نمی‌تونه بهشون دسترسی داشته باشه

باید یه راهی پیدا کنیم که این فلش رو به مرکز کنترل برسونیم

صبر کن، صبر کن، صبر کن

اگه می‌خوای بری اونجا، باید یه داستان خوب سر هم کنی

هی

حالت خوبه؟

خوبم

ولی خوب به نظر نمیای

چیزی نیست، فقط یه خراشه

همون‌جا منتظر بمون

راستش رو بخوای، ولش کن لطفا. همه چی مرتبه

هی، شنیدم یکی گفت شما دکترید؟

بله؟

گفتم که خوبم، جدی می‌گم. ایشون دکترن

نه دقیقاً، ولی... چی شده؟

دستم رو با اون درِ اونجا بریدم

داشتی اونجا چه کار می‌کردی که رفتی سمت در؟

فقط داشتم سعی می‌کردم وقتی برق‌ها رفت از اون شلوغی فرار کنم

مسافران عزیز

لطفاً هر چی این آقا می‌گه رو انجام بدید

همه‌تون دیدید که چه کارایی از دستش برمیاد

لازم نیست کس دیگه‌ای آسیب ببینه

دیگه گوشی بسه

خیلی خب

بجنبید

همگی گوشی‌ها رو بندازید بیرون پنجره، زود

ونسا، الی، گوشی‌هامون رو بشکنید. زود باشید

بقیه هم گوشی‌هاشون رو بدن. بجنبید، سریع

ممنون

گوشیِ نوئه؟

بجنبید، شنیدید که چی گفت. بچه‌ها، خواهش می‌کنم

یالا

این چیه؟

دقیقاً همون کاری رو بکن که می‌گم، وگرنه آدمای بیشتری آسیب می‌بینن

فهمیدی؟

گفتم فهمیدی یا نه؟

گوشی‌ها

یالا. بندازید بیرون پنجره. همین الان

همه‌شون رو

آره، بهش گفتم تو منو فرستادی ولی نمی‌خواست بشنوه

با تبر افتاد دنبالم. هیچ‌وقت راجع به اون چیزی بهم نگفته بودی

لعنتی

اگه می‌دونستم قراره این‌قدر دردسر داشته باشه

بهت می‌گفتم برو پی کارت

همین هفته پیش این ماشین رو خریدم

حدود پنج هزار تا خسارت دیده

من یه جوری ردیفش می‌کنم

گوش کن، یه مسئله‌ای هست که باید بهش رسیدگی کنم

نیک، فقط برو ببین حالش خوبه یا نه

لطفاً

آره، باشه. مشکلی نیست. ممنون نیک

ولی فکر نکنم نیازی به مراقبتِ من داشته باشه

گوشی‌ها! بیرون پنجره

گوشی‌ها، همین الان

هی! اون گوشی رو جواب نده

خواهش می‌کنم. خانوممه. فکر می‌کرد من دو ساعت پیش از اینجا میام بیرون

پسرم، آسم داره. فقط چهار ماهشه‌

این قضیه زود تموم میشه. خواهش می‌کنم، نه

هی، هی

گفتی داری با مقامات حرف می‌زنی

و اونا دارن به حرفت گوش میدن؟

مطمئنم نمی‌خوای هیچ گروگانی رو آزاد کنی، ولی خواهش می‌کنم

حتماً یه راهی هست که بتونیم اون رو از قطار پیاده کنیم، نه؟

اسمش چیه؟

بنجی

بنجی دونیتز

بنجی

قولی نمی‌دم

سلام، تیمو هستم. لطفاً بعد از صدای بوق پیغام بذارید

هی

داره چه کار می‌کنه؟

می‌دونم تو نکشتیش

سم، بذار کمکت کنم

«مِی»، می‌تونم باهات صادق باشم؟

من تو رو یادمه

و چیزی که ازت یادمه اینه که باید یاد بگیری کی دست بکشی

اگه می‌خوای کمکم کنی، برگرد سر جات و اون دهن لعنتیت رو ببند

قبلاً هم بهت گفتم. من نیازی به کمک تو ندارم

«دن» فقط نگرانته، همین

من می‌تونم از خودم مراقبت کنم. کاملاً واضحه

شانس آوردی دیگه توی نیروی پلیس نیستم

وگرنه باید به خاطر حمل غیرمجاز تجهیزات بازداشتت می‌کردم

تو منچستر باهاش خدمت می‌کردی؟

آره، مالِ خیلی وقت پیشه. زود بازنشست شدم

من و خانومم یه مسافرخونه توی «اینورنس» داریم

به دن گفتم یه کم رانندگی کردن برام مشکلی نیست

شغل دومته که زاغ‌سیاه دوست‌دخترای مردم رو چوب بزنی؟

اون در مورد پسرت بهم گفت

در مورد سالگرد و همه‌چیز... تو حق نداری با من در مورد اون موضوع حرف بزنی

قبوله

این اولین بار نیست که کسی بیخودی پاپیچم میشه

از وقتی «کای»

سم، شوهر سابقم خیلی جاها سرک کشیده

و آدمای ناجوری رو عصبانی کرده؟

خب، پس قضیه تبر معلوم شد

ببین، قصد جسارت ندارم، ولی الان واقعاً حوصله هم‌صحبتی ندارم

هی، بهت آسیب زد؟

اوه نه، این مالِ قبلاًست. حالم خوبه، جدی می‌گم

باشه

راستش، می‌تونی یه نگاه بهش بندازی؟

آره، بیا اینجا

اون دوچرخه فردیه، درسته؟

آره

گفتم که حواسم بهش هست

گوش کن

موقعی که برق قطع شد و همه‌چیز بهم ریخت

تو اینجا نشسته بودی؟ آره

ندیدی کی از کنارت رد شد و از اون در رفت تو؟

نه متاسفم. خیلی بلبشو بود

چطور؟

اگه پای کس دیگه‌ای هم در میون باشه چی؟

برداشتِ من اینه که اون تنهاست

انگار فقط یه آدم مستاصله که توی یه موقعیتِ ناامیدکننده گیر کرده

هی، ببین... یه کم کبود شده ولی فکر کنم قسر در رفتی

ممنون

بسیار خب

ویدیوی پربازدید از یک «حادثه تایید نشده در متروی برلین»

کلارا، اونجایی؟ اون کجاست؟

سم، داریم گوش می‌دیم. چی شده؟

کلارا، یه نوزاد توی قطاره. حالش خوب نیست

می‌خوام برگردونمش پیش مادرش

بله سم، حتماً این موضوع رو بررسی می‌کنیم

اسمش بنجیه. بنجی دونیتز

اگه زمان و مکانِ تحویل دادن جان بِیلی-براون رو تایید کنید

اون وقت ما هم موافقت می‌کنیم که این نوزاد کمک‌های لازم رو دریافت کنه

More Farsi Persian subtitles for Hijack

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left