முதல் 200 வரிகள்.
اگه یه مدتیه سریال "او.سی" رو ندیدی
اینا چیزاییه که از دست دادی. من علاقهای به ماریسا ندارم
پس ثابتش کن
فقط بیا پایین، جانی، خواهش میکنم
خوشحالی که اون رفته، نه؟ قرار نیست به این سوال جواب بدم
چی میخوای؟ تو رو
دیشب تا دیروقت بیدار بودی؟ سندی: پسره از دختره خوشش میاد، دختره هم به
پدرِ کلهگندهش دسترسی داره
رئیسِ پسره هم باید یه معامله رو جوش بده
من پایهم. تو هم هستی؟
"کیلب" بهت افتخار میکرد
خط قرمز کجاست؟ نگرانِ این نیستم که
بدونی خط قرمز کجاست
تو از دوستای جانی هستی؟
من دخترعموشم، "سِیدی"
داشتم فکر میکردم میتونم کمکت کنم یا نه
ما یه کارِ ناتموم با هم داریم
باید شلوارهامون رو دربیاریم
اگه نمیخواستی منو ببینی، اینجا نمیاومدی. برو پی کارت
این مرتیکه اینجا چه غلطی میکنه؟
سامر (روی نوار): خیلیا ممکنه بگن به عنوان یه دخترِ نوجوون
که توی "اورنج کانتی" بزرگ شده
دنیا به کامِ ماست
اما دیر یا زود باید دست به انتخاب بزنیم
هی
: اینطوری نیست که خودت انتخاب کنی که انتخاب کنی
بلکه انتخاب، تو رو انتخاب میکنه
خب، این دیگه چیه؟
و وقتی انتخاب میکنیم، با نتیجهی انتخابمون
وای خدای من، داری به صدای خودت گوش میدی؟
میبینی توی تمامِ سریالایی که من میبینم
همهی این زنها "راوی" دارن
حتی برای "آپریل" توی سریال "دِ ولی" هم یکی گذاشتن
با اینکه اکثر این
روایتها، چندان منطقی به نظر نمیرسن
اما باعث میشن زندگیت دراماتیکتر و پرمعناتر به نظر بیاد
پس فکر میکنی زندگیمون باید دراماتیکتر بشه؟
نه، مالِ تو نه
ولی الان ترمِ دومِ سالِ آخرمونه
و فکر میکنم قضایا باید تکوندهندهتر باشن
و وقتِ زیادی هم نداریم
آره خب، در مورد اون تیکهی آخرش حق با توئه
وقتِ زیادی نداریم
چون دیرمون شده، پس یالا بجنب
رایان و ست منتظرمونن. الان میام
هیچکس نگفته انتخاب کردن کارِ راحتیه
ولی انتخاب نکردن حتی سختتره... یا یه همچین چیزی
راستی، این "اتوود" کجاست اصلاً؟
ست: نمیدونم
برام مهم هم نیست
آره، یه مدتیه ندیدمش
آره، ولی اینطوری بهش نگاه کن
جکوزی دلبازتر شده
تازه
دو تا دختر و یه پسر؛ این نسبت رو دوست دارم
میدونی چیه؟
حق با توئه، کوهن
جکوزی، خونه هم که دربست مالِ خودمونه
یه جورایی احساس تنهایی میکردم
و قبلاً هم یه دختر رو بوسیدم
و همیشه هم دلم میخواسته این کارو بکنم
ای بابا، شماها دارین شوخی میکنین
میدونی چی میگن، کوهن
هر اتفاقی که توی جکوزی میافته
همونجا توی جکوزی میمونه
آره، شماها واقعاً کلید کردین روی این شوخی
تحسینتون میکنم
کی داره شوخی میکنه؟ آره
کوهن، چیه؟ مگه چیزی شده؟
هیچی
جربزهی سر و کله زدن با دو تا دختر رو نداری؟
باید به رایان زنگ بزنم
آرومتر. اون لوله قدیمیه
آره. اگه تو انقدر استادی
پس چرا از من کمک خواستی؟
من ازت کمک نخواستم
درسته. آره، دیگه تمومه
تقریباً... صبر کن، صبر کن
نه انقدر محکم، نه انقدر محکم
الان میشکنه. الانه که بشکنیش
نمیشکنه
بابت کمکت ممنون
خواهش میکنم، خواهش میکنم، خواهش میکنم
ولی خیلی بداخلاقی
نه، این بیانصافیه. خب، باشه
اوه، من میرم باز میکنم
چند تا حوله هم بیار
چطوری رفیق؟
خانم، میتونیم چند لحظه باهاتون صحبت کنیم؟
قرار بود یه ساعت پیش اینجا باشی. آره، میدونم. ببخشید
تازه نقاشی رو تموم کردیم و ظرفشویی هم گرفت
اینجا دو تا دختر با لباسِ شنا دارن سعی میکنن مخ منو بزنن
که خیلی عالی به نظر میاد
ولی من ترسیدم
خیسم شده و سردمه، رایان
اوکی، باشه، الان میام اونجا. فقط باید خودمو خشک کنم
واسه چی باید خودتو خشک کنی؟
تو دیگه بهتره بری خونه
اینا اینجا چیکار میکنن؟
چند تا سوال دربارهی جانی دارن
چه جور سوالایی؟
میگن مرگش ممکنه تصادفی نبوده باشه
نه. من دیدم چی شد. من اونجا بودم
میدونم. اونا هم میدونن
فقط برو خونه. من حواسم هست
مطمئنی؟
برو
آره، باشه
* کالیفرنیا، داریم میآیم
* درست برمیگردیم همونجایی که شروع کردیم *
* کالیفرنیا... کالیفرنیا... *
داشتم فکر میکردم یه مهمونی بگیریم
یه چیزِ کوچیک
مثلاً من و تو و ست و رایان
این که مهمونی نیست، یه "دابل دیت"ـه
دابل دیت؟
"کوپ"، ایدهی خیلی خوبیه
چرا همین آخر هفته نگیریمش؟
میشه بذاریم ببینیم چی پیش میاد؟
چرا؟ که بتونی لحظهی آخر یه بهانهای بتراشی
و جیم بشی؟
هی، اونی که دیشب نیومد من نبودم
رایان بود
درسته
شماها واسه خودتون یه سیستمی چیزی دارین؟
ببین، بعداً بهش زنگ میزنم
یه زمانی پیدا میکنیم که بشینیم با هم حرف بزنیم، باشه؟
عاشقِ حرفای خصوصیمونم. خیلی آموزندهست
کاش میتونستم با بابام هم از این حرفا بزنم
مگه بابات چشه؟
از وقتی اون هیولای نامادری رفته، یه سره داره کار میکنه
He's just been working hellacious hours ever since step-monster left
امروز صبح هم که داشتم میاومدم هنوز خواب بود
شاید فقط سرش شلوغه
آره، خب نکتهش همینه دیگه
خودشو غرقِ کار کرده
تا با اون خلأِ عاطفی روبرو نشه
مطمئنم حالش خوب میشه
آره، تو و رایان هم همینطور
نگفتم بهت؟
من میرم بیرون
الو
آره، خودمم
نه خاله گون، تو همونجا پیش مامانم بمون
نمیدونم
نمیدونم، ولی یه راهی براش پیدا میکنم
عاشقِ این تغییراتیام که اینجا دادی
احتمالاً بتونی یه برنامهی تلویزیونی پیدا کنی که بابتش پول بده
مثلاً برنامهی "بازسازیِ خونههایِ خیلی غمگین"
هیچکس خونهت رو نمیگیره. قول میدم
دوستت دارم. فعلاً
هی
گفتم قبل مدرسه یه سری بهت بزنم
ببینم اوضاع چطوره
بانک میخواد خونهی خالهم رو بهخاطر بدهیِ وامش ضبط کنه
و تا وقتی پلیس نفهمه جانی چطوری مرده
خبری از پولِ بیمهی تصادفش نیست
واسه همین الان
شرکت بیمه پرونده رو معلق کرده
اون از صخره افتاد
واقعاً فکر میکنن رایان هلش داده؟
انگار مدارکِ جدیدی پیدا کردن
چه مدارکی؟ نمیدونم
چیزی نگفتن
نگران نباش
اونا دنبالِ تو نیستن
کلی سوال دربارهی ماریسا پرسیدن
و؟
و منم گفتم باید با خودش حرف بزنن
کرستن: همونطور که میبینی، ما
از بودجهی تبلیغاتِ این ماهمون زدیم جلو
شاید بتونیم یه آگهی بذاریم
میتونیم به اون ناشرِ قدیمیمون توی نیوپورت زنگ بزنیم
و ببینیم میتونه اسمِ "نیو مچ" رو
توی یکی از مجلههای سبکِ زندگیِ اعیونیش جا بده یا نه
قهوهی بیشتری میخوای؟
جولی، اصلاً داری به حرفام گوش میدی؟
بله، معلومه که دارم گوش میدم
از وقتی اومدم اینجا داری یه بند حرف میزنی
چت شده تو؟
کلِ هفته رو مثل زامبیها بودی
اوه، باز هم تا دیروقت با دکتر رابرتز بودی
اونم توی صندلی عقبِ "مازراتی"ـش
نمیدونستم مازراتی صندلی عقب هم داره
شاید بهتر باشه شما دو تا موش و گربه بازی رو تموم کنین و علنیش کنین
منم مخالف نیستم
فیزیوتراپم هم همین عقیده رو داره
ولی خب میدونی، با مرگِ دوستِ ماریسا
و اینکه سامر برای بار دوم بیمادر شده
نمیخوایم بیخودی تنش درست کنیم
الو
صبح بخیر خوشگله. چطور خوابیدی؟
کاملاً تنها
آره خب، باید یه فکری به حالِ
اون قضیه بکنیم، نه؟
همین الان یه یادداشت از طرفِ سامر پیدا کردم
فکر کنم داره مشکوک میشه
میدونی که، از پنهانکاری جلوی بچهها بدم میاد
آره، خب شاید بهتر باشه در موردش صحبت کنیم
البته محرمانه
No comments yet. Be the first to leave one.