The Forsytes

The Forsytes

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 1

வெளியீட்டு விவரம்

the forsytes s01e06 720p web h264-insidious
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 6 The Forsytes 2026 زیرنویس فارسی سریال

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2025-11-22
பதிவிறக்கங்கள்: 71
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

صدای پرندگان و خنده کودکان

آن: «آیا قلب می‌تواند عشق بی‌پایان داشته باشد؟»

«یا وقتی به یکی می‌دهد، از دیگری می‌گیرد؟»

«آیا همیشه باید برنده‌ها و بازنده‌ها باشند؟»

صدای تقلا

«آیا باز هم می‌توانی ببازی،»

«...حتی وقتی فکر می‌کنی برده‌ای؟»

نفس‌نفس زدن

«و آیا بازی عشق... واقعاً هیچ‌وقت تمام می‌شود؟»

بفرمایید

بده من

بگذار تنت بماند

بهت می‌آید

صدای باز و بسته شدن در

به خاطر خدا، این‌قدر ور نرو!

بیا

برو بیرون!

دختر احمق، او هیچ‌کاره است

بیا، بده من

خبری از بابا نیست؟

زیاد بهش فکر نکردم

فکر می‌کنیم جو به موقع با سرافکندگی برمی‌گردد؟

صدای پارس سگ

نمی‌توانم بفهمم چه چیزی او را وادار کرد که اصلاً خانه را ترک کند

او هنوز با پررویی تمام در دفتر می‌چرخد

خنده فرانسیس بیچاره

او تمام تلاشش را کرده ولی هیچ‌وقت نتوانسته او را رام کند

البته شما به‌ندرت آن‌ها را می‌شناسید، اما به من اعتماد کنید

فرانسیس دلخور خواهد بود

لطفاً ادامه دهید

در مورد چه صحبت می‌کردیم؟

آهان

چی... سرفه‌ای می‌کند

اینکه هیچ‌کس نمی‌داند درون یک ازدواج چه می‌گذرد،

جز همان دو نفری که در آن هستند

من مخالفم

آنچه بین شما و سومز است، برای همه آشکار است

هوم

ما داریم می‌رویم پارک

مایلید با ما بیایید؟

لطف دارید، اما من با جون قرار دارم

چه خوش‌گذرانی‌ای!

چقدر عالی که جون هم‌سنی برای همراهی دارد

برویم؟

همسرتان عقیده خودش را دارد

اما به همین دلیل نبود که با او ازدواج کردید؟

البته

من، اِم... شاید کمی زیاده‌روی کرده باشم

خوشحالم که به من نرسید

آن‌ها می‌خندند

خب، من باید شما را تنها بگذارم

به کلوپم نقل مکان کن

نه، لازم نیست این کار را بکنید

اما شاید باید از فرانسیس بخواهید که در شرایطش تجدید نظر کند؟

فرانسیس عزیز، کجا بودی؟

هفته‌هاست که نه تو را دیده‌ایم و نه جولیون عزیز را

ما از آرامش و سکوت خانه لذت می‌بردیم

پس شاید نشنیده‌اید؟

هوراتیو عزیز ما با کنتس جوان اِوری نامزد کرده است

او هم یک علاقه‌مند به پروانه‌هاست؟

دختری شیرین که هم در خلق‌وخو و هم در جایگاه با او هم‌تراز است

و حال جون چطور است؟

و سومز چطور است؟

شما فورسایت‌ها چه انتخاب‌های جسورانه‌ای در ازدواج می‌کنید!

شما را در خانه پارکر-بارینگتون‌ها می‌بینیم؟

اگر ترجیح می‌دهید زیاد در انظار نباشید، من کاملاً درک می‌کنم

او پوزخند می‌زند

فقط گمانه‌زنی است

اما اگر مردم شروع به سوال پرسیدن کنند؟

او آه می‌کشد

صدای شیهه اسب

صدای پارس سگ

همهمه صداها

کجا می‌رویم؟

باید قول بدهی که نگویی چون سومز خیلی عصبانی می‌شود

سومز؟

پیانو می‌نوازد

او دلربا نیست؟

فوق‌العاده

صبح بخیر، آقا

جولیون

آیا در جشن حضور خواهید داشت؟

بله حتماً، پسرعمو

در واقع، او سخنرانی افتتاحیه را ایراد خواهد کرد

به هر حال، پنجاهمین سالگرد است،

و بسیار مناسب است که وارث مسلم،

در این برهه مهم از تاریخ شرکت ما،

دیدگاه خود را برای آینده مطرح کند

در مورد وضعیت تأهل شما، ایده‌آل نیست

پس درستش کنید

سپس به خانه نزد همسر فوق‌العاده‌تان بازگردید،

که مطلقاً هیچ کاری نکرده که شایسته ترک شدن از سوی شما باشد

و بدین ترتیب هرگونه تردید درباره شایستگی شما برای رهبری را برطرف کنید

آیا واقعاً این چیزی است که می‌خواهید؟ یعنی چه؟

آیا واقعاً قصد بازنشستگی داشتید؟

چرا باید شک کنید؟ چون شما هنوز جوانید

و این حقیقت که شما مدام مرا هل می‌دهید...

به شما می‌گوید که من اصلاً آماده نبودم که کنار بکشم؟

خب، شاید حق با شماست

اما با دیدن اینکه شما تصمیم درستی گرفتید،

وقتی که این‌طور مفتضحانه تو انجامش شکست خوردم

از تصمیمم راضی‌ام

سخت بوده

ولی بهم اعتماد کن، من یه نقشه دارم

آخ، عزیز من

من و تو همدیگه رو می‌فهمیم. همیشه همین‌طور بوده

از همون لحظه‌ای که همو دیدیم می‌دونستم

که تو مروارید تاج ما می‌شی. هوم

الان وظیفه ما اینه که پسر رو به‌موقع برای جشن به خونه بیاریم

این رو بسپار به من

آیرین: یه روز پاریس رو بهت نشون می‌دم، جایی که بزرگ شدم

شهر عاشقی، باله و... و رسوایی

جون: حتماً

می‌خوام ازتون تشکر کنم که اجازه دادید رقصتون رو تماشا کنیم

آیرین: خواهش می‌کنم. جون: نه، لطف از شماست

بابا، می‌تونم مرخص بشم؟ اِم‌هوم

این کار رو نمی‌کنی!

اوه، چرا می‌کنم. عزیزم؟

بریم؟

حتماً باید بریم؟

اوم

قبلاً می‌گفتی هیچ‌وقت بچه نمی‌خوای

من اینم گفتم که می‌خوام تو یه کلبه تو تاهیتی زندگی کنم و غروب خورشید رو نقاشی کنم

چی شد اون نقشه، ها؟

حداقل می‌تونم بزرگ شدن بچه‌ت رو تماشا کنم

و یه کمی تو زندگیشون تأثیرگذار باشم

سعی کن یه... مثال بد نباشی

و برای بچه‌های خودت چی؟

فکر می‌کنم هر دومون می‌دونیم که هنوز چیزهای زیادی برای ارائه داری

یه کم بی‌حوصله به نظر می‌رسی

شاید هنوز در سوگ هستم

پدرت؟

زندگی‌ام

یا بهتر بگم، اون زندگی که به من قول داده شده بود

عزیزم، لازمه دوباره به این موضوع برگردیم؟

پاریس یه رویای زیبا بود

رویایی که تو منو باوروندی که در اون شریکی

اما به دلایلی که از کنترل ما خارج بود

ما اینجاییم

و چیزهای زیادی برای شکرگزاری هست

هست

اما نمی‌تونم وانمود کنم که این چیزی بود که خودم انتخاب می‌کردم

حدس می‌زنم منتظر مهمون نبودید

نه، معمولاً نه

یه سؤال دارم. بله؟

چرا یه جنتلمن باید به معمار چنین... کثافتی اعتماد کنه

برای طراحی و ساخت یک خانه ییلاقی؟

خب، اگه حداقل کمی با فرایند خلاقیت آشنا باشید

من با آثار هنرمندان بزرگ آشنا هستم

پس قدردان این خواهید بود که آشفتگی می‌تونه مادر الهام باشه

هوم

و به نظر... الهام‌گرفته شما

اگه یک جنتلمن بخواد در نظر بگیره

که سفارش ساخت یک خانه ییلاقی رو بده

از کجا شروع می‌کنه؟

آیزاک: مهمان دارید

تو اتاق هیئت مدیره منتظرن

هری فالکنر

بله؟

پدر و عموی شما از پرداخت غرامت خودداری می‌کنند

پس شما باید ضررهای اون رو از وجوهی که من فراهم می‌کنم، پوشش بدید

چرا شما فراهم می‌کنید؟

اسمش رو بگذارید یک وظیفه اخلاقی

پدربزرگ فقید شما و من، ما

مادرش رو می‌شناختیم

او کی بود؟

بعد از اینکه دچار مشکلات مالی شد

پدربزرگ شما برای اون بچه خونه، خانواده و صندوق امانی فراهم کرد

که اخیراً به بلوغ رسیده

و به توصیه عموی شما حیف‌ومیل شد

در ماجرای فاجعه‌بار معدن طلا

و پدر اون بچه؟

نمی‌تونم بهتون بگم

نمی‌تونید یا نمی‌خواید؟

لطفاً ترتیبات لازم رو فراهم کنید

و وقتی که دارید این کار رو می‌کنید... بله؟

به امور خودتون هم

یه دستی به سر و روشون بکش، عزیزم

این باعث پیشرفتت می‌شه

چه لباس چاپلوسانه‌ای!

خانم لوئیزا؟ متأسفانه نه

مجبور شدم همکاری‌مان را قطع کنم

خدماتش... ناامیدکننده بود

اوه، شما متعجبم کردید. من ایشون رو عالی می‌دونم

آها

هرچند حوصله‌سربر اینکه الان رفته ناکجاآباد

نمی‌تونم تصور کنم چرا

شاید بعد از اعتراف شجاعانه‌اش از محکومیت می‌ترسید

چقدر شجاعانه. واقعاً

آرمان زنان منحرف. چقدر پیچیده‌ست

این‌طور نیست؟

سومز: اینجا کجاست؟

فیلیپ: فکر می‌کنم اسمش رابین هیله.

تجربه شما محدود است.

من شاگرد اول کلاسم بودم.

شور جوانی جای مهارت را نمی‌گیرد.

مطمئناً کسی حاضر نیست برای این کار مبلغ بیشتری بپردازد.

در واقع، آدم انتظار دارد هر مبلغی، هر چقدر هم کم باشد...

با کمال میل قبول شود.

در این صورت، اشتباه کرده‌اید.

More Farsi Persian subtitles for The Forsytes

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left