முதல் 200 வரிகள்.
جان: خوش اومدید، خوش اومدید
به «برنامه هفته پیش امشب» خوش اومدید
من جان اولیور هستم
خیلی ممنون که با
ما همراه هستید
هفته پرمشغلهای بود، و
منظورم واقعاً شلوغپلوغه
ترامپ، در حالی که اصلاً جای تعجب نداشت
طولانیترین سخنرانی وضعیت کشور رو
در کل تاریخ ارائه داد
آمریکا و اسرائیل به
ایران حمله کردن، و مقامات اسرائیلی
ادعا میکنن که
آیتالله خامنهای رو کشتن؛ و ببینید
ما داریم این برنامه رو شنبه ضبط میکنیم
پس اصلاً کی میدونه تا وقتی
شما این رو میبینید، چه اتفاقی
افتاده؟
در این میان، خانواده کلینتون
در جلسات دادرسی اپستین
شهادت دادن
و مثل اینکه قراره
یه «بابای تجاری» جدید گیرمون بیاد
نتفلیکس از پیشنهاد خودش برای
خرید وارنر بروز دیسکاوری
عقبنشینی کرده و راه رو برای رقیبش
پارامونت اسکایدنس باز کرده تا کنترل کار رو
به دست بگیره
جان: آره، خبر چندان جالبی نیست
در واقع، اگه بخوام از زبون هر کسی که
تا حالا تصادفی روی کنترل «روکو»ش
نشسته بگم: «اوه لعنتی، الان توی
پارامونت هستم؟ آخه چطوری کوفتی
از اینجا بیام بیرون؟»
همچنین، یکشنبه گذشته تیم هاکی
مردان آمریکا طلا گرفت، اما فقط
برای اینکه این اتفاق بیفته:
یه صحنه عجیب در رختکن
که در اون مدیر افبیآی
«کاش پاتل»، حتی در حال
جشن گرفتن با تیم دیده شد؛
به نظر میرسید داره یه آبجو رو سر میکشه و بعد
بطری رو توی هوا میبره
و اون رو توی کل
رختکن میپاشه
جان: آره، این مثلاً
رئیس افبیآیه، که شبیه
یه بچه کوچولوییه که برای جمع کردنِ
بیشترین غذای کنسروی جایزه برده و
حالا اجازه پیدا کرده بره توی
به سمت رختکن
در ضمن، محض اطلاع بگم که اون
آبجو رو «یه نفس بالا نکشید و بعدش بپاشه
توی کل رختکن.»
چون اگه واقعاً یه نفس سر کشیده بود
دیگه چیزی توی بطری نمیموند که بخواد بپاشه
کاری که در واقع کرد این بود که
آبجو رو خیلی ضایع خورد و بعدش یه جورایی
آبدهنِ توی بطری رو به اینور و اونور پاشید
به هر حال
تا وقتی بود خوش گذشت، ولی
هاکی الان دیگه گند زده
و متأسفانه، نه از اون مدلِ
جذاب و تحریککنندهاش
حضور «پاتل» اونجا
به دلایل متعددی عجیب بود
که مهمترینش اینه که دفتر مطبوعاتیش
اصرار داشت که سفرش به
المپیک کاری بوده و گزارشهایی که
خلاف این رو میگفتن، با القابی مثل
«کذب» و «مزخرف» رد میکرد
اما وقتی برنامه سفرش
منتشر شد، معلوم شد که توی اون سفر چهار روزه
کلاً چند ساعت بیشتر
جلسه کاری نداشته و فقط
چندتا دیدار صمیمانه انجام داده
که اون هم لابهلای زمانهای طولانیِ
تفریح و اوقات شخصیش بوده، طوری که
روز آخرش فقط شامل تماشای
مسابقه فینال بود و بلافاصله هم
پرواز به سمت خونه
و ببینید، من هیچ مشکلی با رفتن به
ایتالیا و چندتا عکس یادگاری گرفتن ندارم؛
همین دو سال پیش، هرچی
کمدینِ زنده داشتیم غیر از من، همین حرکت رو زدن
و شنیدم که خیلی هم
بهشون خوش گذشته
ولی نسبتِ کار به تفریحش
یه جاییش میلنگه
و این فقط جدیدترین مورد از
دفعاتی بود که به نظر میرسه پاتل داره از
جتِ افبیآی برای سفرهای شخصی استفاده میکنه؛
که شنیدن این حرف از زبون اون یه کم پرروئیه
چون یادتون نره، همین دو سال پیش بود
که نشست جلوی «گلن بک» و
از سلف خودش بابت استفاده از جت
اینطوری گله میکرد:
اینجوری:
کریس رِی نیازی به یه جت جی۵
با بودجه دولتی نداره که بخواد بره
واسه تفریح
شاید بهتر باشه اون هواپیما رو زمینگیر کنیم
چون هر بار که بلند میشه، ۱۵ هزار دلار خرج رو دستمون میذاره
فقط یه پیشنهاد بود
جان: خب، اول از همه بذارید
به این «خلوتگاهِ مردونه» بپردازم
چون همهچی توش پیدا میشه؛ از
یه
تختهسیاه
یه ماشینتحریرِ توی جعبه
یه دوربینِ دوم که توی کادره
و از همه مهمتر، سه تا
صندلی که زمین تا آسمون با هم فرق دارن
گزینههایی واسه نشستن
ممکنه همهتون داشته باشید حرف میزنید، اما
اون صندلیها اصلاً با هم
توی یه فاز نیستن و به هم نمیخورن
رئیسِ
افبیآی در واقع طبق
قانون موظفه که از هواپیمای اختصاصی
اداره استفاده کنه
اما نکتهی کلیدی اینجاست که اگه سفر
شخصی باشه، اونا موظفن هزینهش رو
به دولت برگردونن
هرچند فقط به اندازهی قیمتِ
یه پرواز تجاری معمولی
و پاتل از وقتی اومده سر کار، کلی از این جت استفاده کرده؛
مثلاً برای
رفتن به یه
تفریحگاه گلفِ اعیانی توی
اسکاتلند واسه خوشگذرونی با
دوستاش، و سفر به یه مسابقهی
کشتی آزاد واقعیِ آمریکایی
که دوستدخترش اونجا داشت
سرود ملی رو اجرا میکرد
بعدش هم پاشده رفته تگزاس به یه
تفریحگاهی که اسمش واقعاً اینه:
«مزرعهی مفتخوری»، که همینجوریاش هم افتضاحه
حتی اگه توی دورهی
تعطیلیِ دولت
اتفاق نمیافتاد، و اگه
میزبانش یه
حامی مالیِ گردنکلفتِ جمهوریخواه نبود که اسمش، و این واقعیه
«بابا سالزبری»ـه
اسمی که آدم رو یا یاد
یه بازیکن بیسبال سال ۱۹۵۴ میندازه
که عضو گروه «کوکلاکس کلان» هم بوده، یا
یه غذای ویژه توی رستورانهای «دنیز»
و وقتی پاتل و
دوستدخترِ خوانندهی کانتریاش رفتن
توی یه پادکست با کیتی میلر
که همسر استیون میلره و
بذارید مطمئن شم که این رو درست
متوجه شدم... زنش؟
اون این دفاعیهی نه چندان
جالب رو ارائه داد:
«خیلی مسخرهست که دارن میگن:
اوه، داری میری تعطیلات
یا میری که اجرای
دوستدخترت رو ببینی.»
«و اگه واقعاً داشتم سوءاستفاده میکردم
میرفتم تکتکِ کنسرتهاش رو
میدیدم.»
«فکر کنم فقط به ۱۵ درصدشون میرسم.»
اوه، خب پس حله
همه میدونیم که سوءاستفاده نیست اگه
اونقدری که از لحاظ فنی
برات مقدوره انجامش ندی، ای آدمِ
واقعاً عجیبوغریب
و در ضمن، اگه
انتظار دارید یه کلیپ
از آهنگِ دوستدخترش رو نشون بدم
عمراً این کار رو بکنم
فقط به این نکته اشاره میکنم که اگه
برید به صفحهی یوتیوبِ
آهنگش به اسم «کشورم رو پس بده» - درباره اینکه
چطوری کشورش رو پس میخواد -
و بیاید پایین، اولین کامنت
خیلی ساده نوشته: «لعنتی
پاتل جت رو قرض گرفت و رفت
به این گوش بده.»
و منم خیلی دلم میخواد باهاش موافق باشم
جز اینکه - بازم میگم - اون
جت رو «قرض» نگرفت، «ما» همگی
پولش رو دادیم
هزاران دلار خرجِ
تیکآف کردنش شد
همینجوری گفتم
و مسئله اینجاست که سفرِ
المپیکِ پاتل حتی
اولین باری نبود که به این متهم شد که
با کار مثل تعطیلات برخورد میکنه
مِیِ گذشته، اون رفت انگلیس
برای جلسهی «پنج چشم»؛
یه اتحاد اطلاعاتی با
متحدینِ نزدیکِ انگلیسیزبان
و همچنین، محض اطلاع، اسم مستعار من
توی دبیرستان، وقتی قلدرها
فکر کردن چیزی فراتر از
«چهارچشم» لازمه
No comments yet. Be the first to leave one.