Suskind

Suskind (Süskind)

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

வெளியீட்டு விவரம்

Süskind 2012 1080p BluRay DD5 1 x264-SbR
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian Süskind 2012 زیرنویس فارسی فیلم

குறிச்சொற்கள்

bluray
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2026-03-15
பதிவிறக்கங்கள்: 9
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

۱۹۴۲، هلند در زمان اشغال آلمان

یهودیان هلند دیگر اجازه قدم زدن در پارک‌ها را ندارند

یا رفتن به رستوران‌ها یا مدارس دولتی

اکثر آن‌ها که از آزادی محروم و جدا شده بودند، سرنوشت خود را پذیرفتند

به این امید که تحقیر، بدترین اتفاقی باشد که خواهد افتاد

تازلار، می‌خوام تا دوشنبه قبل از ظهر راه بیفته

تعمیرات رو می‌شه روی C13 انجام داد

دن داس

اون انتقال ردیف شد. ممنون

گواهی پزشک یادت نره. باشه

روز خوبی داشته باشی

آقای زوسکیند؟

مدیر می‌خواد شما رو ببینه

نمی‌شه تا دوشنبه صبر کنه؟

بابا! بابا

تولد کیه؟ من

خیلی خوشگل شدی

خیلی خب بچه‌ها، کت‌هاتون رو بپوشید. پاول، سار، آنه، لو

یه کم دیر کردی

می‌دونی که اون دخترته دیگه

کی دستشویی داره؟

عجله کن. باشه

همون بهتر بود تو آلمان می‌موندم. آره، ولی الان تو آمستردامی

اما تا کی؟ و قراره به کجا ختم بشه؟

به تئاتر. و تو الان بچه‌ها رو با ماشین می‌بری اونجا

بدون ماشین؟

آره

پس پیاده می‌ریم

من به خاطر اون عوضی اون کشور نکبتی رو ول کردم

و اون داره دنبالم می‌آد! مرتیکه‌ی فلان‌فلان‌شده

برای اینکه شغلت رو بقاپه، چقدر پست

والتر، اگه این بدترین اتفاقی باشه که می‌افته

همه هستن؟ بیا عزیزم

فقط برای یهودیان

بیاید بچه‌ها

همراهته؟ آره، برگشتیم به قرون وسطی

خانواده‌ی زوسکیند

هفت نفر

تو یکی می‌خوای، سارچه؟ پاول

فروگدنیل، کریستیان؟ بله

تو هم توی نمایشی؟ من پیانیستم

یهودی؟ نه

با من بیا. چه خبره؟ من یهودی نیستم

جناب افسر، نمی‌تونید با آریایی‌ها این‌طوری رفتار کنید

اینجا چیکار می‌کنی؟

برای نمایش "روو" اینجام. بذارید پیانو بزنه

به تو چه ربطی داره؟

به عنوان یه آلمانی، همیشه به آلمانی‌های اونیفورم‌پوشی مثل شما افتخار می‌کنم

همیشه وقت‌شناس و دقیق

مدارک، لطفا

بفرمایید

آقای زوسکیند؟ بله

اینجا منتظر بمونید

آقا

یه الماس نتراشیده و قشنگ

اگه بخوای بفروشیش، رئیسم می‌دونه باهاش چیکار کنه

هنوز کار داری؟

اخراج نشدی؟ شانس آوردم

مجبور نیستی بری آلمان؟ می‌تونم تو آمستردام بمونم

من "اسپره" دارم. نپرس چرا

از طرف آلمانی‌ها نیست. نه، شورای یهود

اون بازوبند سفید رو بگیر، حله. می‌تونی یکی لنگه‌ی اون بگیری؟

خب، نه به همین راحتی

احتمالا باید براشون کار کنی. نگران چی هستی؟

اگه بتونی اینجا توی آمستردام نون دربیاری

و اینجا دوچرخه‌سواری کنی و توی آمستردام نفس بکشی

از نظر من با اون پارچه می‌تونی خودت رو هم پاک کنی

حداقل مجبور نیستم برم به سرزمین آلمانی‌ها

سیمون، بیا دیگه

اینجا چیکار می‌کنی؟ کجا زندگی می‌کنی؟

واسه چی اونجا نشستی؟

بیا اینجا، داری دیوونه‌ام می‌کنی. یه سنگ توی کفشم بود

مواظب باش، پلیس

مدارک، لطفا. من اینجا زندگی می‌کنم

روس! روس، بیا اینجا

برو اون‌ور، روس. خفه شو

برو گمشو، یهودی کثیف

بابا

یه روزی جنگ تموم می‌شه

و اون‌وقت اون می‌ره مدرسه و زندگی می‌کنه

و ازدواج می‌کنه

و ما هم پدربزرگ و مادربزرگ می‌شیم

پدربزرگ خیلی خوبی می‌شی

هانا، بهم یه قولی می‌دی؟

همیشه پیش من می‌مونی؟

هر اتفاقی که بیفته؟

شورای یهود

ببخشید، ببخشید

معذرت می‌خوام، ببخشید

صبح بخیر

همین الان رسیدید، آقای پولاک. شاید یه کم طول بکشه، ولی دنبال من بیاید

ممنون

راستش رو بگم، خودم رو توی فلان کارخونه‌ی آلمانی تصور نمی‌کنم

حتما معاف می‌شی. تا وقتی که اینجا وجودت ضروری باشه

تو، من... خب، کجا بودم؟

آه، دکتر توگندهفت و خانواده‌اش، اون‌ها رو می‌شه حذف کرد

دکترها واقعا وجودشون ضروریه

خوش‌شانسیم که آقایان اجازه دارن انتخاب کنن چه کسی باید تبعید بشه

نه آلمانی‌ها؟ نه

اون‌ها فقط می‌گن چند نفر. ما آزادیم انتخاب کنیم چه کسی

فکرش رو بکن احضاریه بیاد که خودت رو معرفی کنی

می‌تونی نری. اون‌وقت خودشون میان سراغت

خانم الزاس، اشتباه می‌کنم یا این آقا تازه اومده؟

ایشون آقای پولاک از "اکسپو" هستن. برای لیست‌ها اومدن

آه، لیست‌ها

حدس بزن تونستیم چند نفر رو از لیست حذف کنیم

برام، شاید آقای پولاک از معما خوشش نیاد؟

هزار نفر، همه‌شون مجوز اقامت گرفتن. کی فکرش رو می‌کرد؟ ۱۴

انتظارش رو داشتید آقای پولاک؟ صادقانه بگید

نه. ده تا، شایدم حداکثر دوازده تا

امروز صبح با اس‌اس قهوه خوردیم

باید بگم قهوه‌ی فوق‌العاده‌ای بود

یهو، اون آقای آوس در فانتن پرسید... فرمانده آوس در فانتن

پرسید شورا به چند نفر نیاز داره

تا ظرف یک سال همه رو سوار قطار کنه

این چیزیه که اون می‌گه. من گفتم بیست هزار نفر

کاسب همیشه کاسبه. ۲۰ تا می‌خوای، ۱۴ تا می‌گیری

مثل موش، آقای اشر. ما داریم مثل موش می‌افتیم توی تله

آقای کیش، این واقعا تنها راهه

این یه مسیر لغزنده‌ است. مگه می‌خوایم برده‌ی نازی‌ها بشیم؟

ماموریت ما اینه؟ سازگاری؟

ما ۲ هزار سال با سازگاری زنده موندیم

خدا نکنه، ولی این ممکنه آخرین بار باشه

لطفا بفرمایید بشینید آقای کیش. بشینم؟

اسم شما اونجا هست، آقای پولاک؟

اسمم زوسکینده، والتر زوسکیند

اسلازکر

و شما می‌خواید حذف بشید؟ درک می‌کنم

اما متاسفانه نمی‌تونم بهتون کمک کنم. متاسفم

گوش کنید، باید بدونید که من تجربه‌ی کاری قابل‌توجهی دارم

یه کشتی با ۱۰۰۰ مسافر سوراخ شده

و توی قایق نجات فقط برای ۵۰ نفر جا هست

پس اون ۹۵۰ نفر چی؟

همین‌طوری باید بمیرن؟

من توی کروپ کار کردم. و از سال ۳۸ توی هوگوونز

خواهید دید، ظرف یک هفته اینجا وجودم ضروری می‌شه

به عنوان پیانیست؟

رقص تپ هم بلدم. من مدیر شرکتم، یه مدیر خوب

تئاتر هلند

۱۵۷,۶۹۴ کارت

به روش آلمانی. دفترداری دوبل

واسه هر اسمی توی لیست، یه کارت وجود داره

مو لای درزش نمی‌ره

فلیکس

فلیکس هالورستاد. بعد از جنگ دوباره می‌شه هنرمند

اون‌ها اینجا منتظر انتقال به اردوگاه وستربورک می‌مونن

نمی‌تونن مستقیم برن اونجا؟ ۱۴۰ هزار نفر یهو توی یه قطار؟

هفته‌ای دو بار می‌فرستینشون

هر بار ۴۰۰ یا ۵۰۰ نفر

اینجا دستشوییه

یه دستشویی؟ می‌دونی یه خانواده در روز چقدر فاضلاب تولید می‌کنه؟

ضربدر ۴۰۰ یا ۵۰۰ خانواده... اینجا خبری از خانواده یا بچه نیست

آلمانی‌ها از ناله و زاری خوششون نمی‌آد

پس اون‌ها رو کجا نگه می‌دارید؟ اونجا

توی کنیسه؟ بچه‌ها رو اونجا اسکان دادن

تورات رو که بذاری کنار، می‌شه مهدکودک

اس‌اس واقعا راهکارهای عجیبی داره

پس بچه‌ها به محض ورود از والدینشون جدا می‌شن؟

و می‌آرنشون اینجا، بله. همون مسیر لغزنده

هنوزم می‌تونی این سمت رو قبول نکنی و بازوبند رو پس بدی

در هر صورت گذرت به اینجا می‌افته. بچه‌ات اینجا

خودت و زنت هم اون‌ور خیابون توی ردیف‌های جلو. بهم خبر بده

اون رو برای چی می‌خوای؟

برای فرار. قایم شدن

دیوونه شدی؟ اگه ما رو بگیرن، می‌فرستنمون به ماوتهاوزن

این رو می‌خوای؟ دخترت توی اردوگاه زندانی‌ها باشه؟ مخفی شدن ممنوعه

والتر، بهت افتخار می‌کنم. ما مجوز اقامت گرفتیم

آره، اگه اون شغل رو به عنوان نوچه‌ی نازی‌ها قبول کنم

اگه تو نکنی، ده نفر دیگه این کار رو می‌کنن. بیست نفر، صد نفر

بالاخره یکی باید انجامش بده. چرا؟

چرا باید بریم؟ ما شهروندهای عادی هلند هستیم

شاید بتونی به ملکه نامه بنویسی. انگار اون اصلا به چند تا یهودی اهمیت میده

می‌دونی اگه اون شغل رو قبول نکنی چی می‌شه؟

پلیس! گمشید

از در پشتی

زود باش، فرار کن

اون بالا

روس. سیمون، دستم رو بگیر

به من نگاه کن. ول کن. بیا دیگه

همون‌جا بمون! سیمون، برو. روس، پیشش بمون

مامان! مامان

فرار کن! فرار کن

صبح بخیر. امشب شام خونه هستید؟

نه. ممنون

نیمه‌کور. فک پایینش از بین رفته

اون‌وقت باز هم می‌شه بهت گفت آدم؟ داری درباره چی حرف می‌زنی؟

هلموت. برادرم

جبهه شرق؟ بله

بهش صلیب آهنین درجه یک دادن

یه قهرمان. بله

کاملاً متفاوت با اون‌هایی که اینجا دارن آبروی ما رو به لجن می‌کشن

به دفتر مرکزی؟

و بعدش به تئاتر. بله قربان

دستورات ما چی بود؟ قرار بود چطوری به این وظیفه رسیدگی کنیم؟

یادتون هست؟

خب؟

سریع، با نظم، دقیق

چطوری؟ روتنفورر؟

به شیوه‌ی توتونی، جناب اشتورم‌بان‌فورر

شاید هنوز متوجه نشده باشید، ولی ما ارتش رستگاری نیستیم

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left