異世界美少女受肉おじさんと
200 บรรทัดแรก
زندگی با یه مرد معمولی که به یک
ناک اوت کاملاً فانتزی تبدیل شد
هی، این در برات آشنا نیست؟
.آره، یکم زیادی آشناست
تاچیبانا
.یه پلاک هم داره
!امکان نداره خونه من بیاد اینجا
قسمت دوم .
مردی که به عنوان یک ناک اوت . فانتزیه زیبا و بی نظیر تناسخ پیدا کرد .
!پشمام! خونه خودمه
حتی زباله هایی که یادم رفت ببرم بیرون هم با جزئیات کاما !اینجاست
!اون یارو واقعا الهه ست؟
.واقعا نمیفهمم این مهارت برای چیه
فعلاً، فکر و ذکرم شده که چطوری !تو رو به خونه برسونم؟
...که اینطور، چیزی که فکر میکردم
...جوری که اون آرزو هارو برآورده میکنه
!درهم و برهمه
.انگار آب و برق هیچ مشکلی ندارن
سیگنال موجود نیست
.اما فکر کنم تلویزیون کار نمیکنه
پنجره ها باز نمیشه و بیرون ...کلا سیاهه، اما
!این توانایی واقعا مفیده
هنوزم مثل یه مرد ،چنین لقمه های بزرگی میخوره
.شبیه یه همستره
به هرحال، تا یه مدت برای غذا و یه جا برای .خواب مشکلی ندارم
ها؟ برای غذا مشکل داریم، درسته؟
.این همه غذاییه که تو خونه دارم
فقط همین؟
.فقط همین
آخرین چیزی که توی این خراب شده داری همینه و به یه ورتم نیست؟
.خب، گشنمه
!یعنی هیچی برای مواقع اضطراری نداری؟
!خب، من که تو خونه غذا نمیخورم
اگر یه زلزله بزرگ بیاد چه غلطی میخوای بکنی؟
اگر این اتفاق میوفتاد تو میومدی و نجاتم میدادی، مگه نه؟
!تقصیر خودته که انقدر حواست به همه هست
دیگه باید خودت تلاش کنی .و روی پای خودت بایستی
،چون آب داریم
.میتونیم یه هفته رو دووم بیاریم
در بدترین حالت، مجبوریم گوشت اون .هیولارو بخوریم
.عمرا اگر چنین کاری بکنم
واقعا لوس شدیا
خب...کار هایی که میگمو باید انجام بدیم و بع هیچ وجه تغیرشون ندیم
.باید غذا جمع کنیم
.باید تا جایی که میتونیم به حرکت ادامه بدیم
یعنی بازم باید راه بریم؟
.نه، فکر کنم به یه جایی نزدیک شدیم
وقتی داشتیم فرار میکردیم .یه دودی دیدم
.شاید اونجا بتونیم چیزی پیدا کنیم
!پشمام
!خیلی فانتزی به نظر میرسه
.این صحنه هارو توی ژاپن نمیشه دید
...اما، خب این لباس
بهم میاد؟
.نیمتونم واقعا بگم بهت میاد
.دردناکه
!من خودمم نمیخوام اینو بپوشم، خودت که میدونی
تنها لباس هایی که اونجا بود !همینایی بود که خواهرم جا گذاشته بود
.درسته، نمیشه کاریش کرد
میدونی... از وقتی این اتفاق برام افتاده ...یه جورایی باهام سرد شدی
.همیشه همینطور بودم
غریزه
دلیل
خیلی نازه خیلی نازه خیلی نازه خیلی نازه
شاید از وقتی تبدیل به یه زن شدی .چنین فکری میکنی
اینطور فکر میکنی؟
...شاید همینطوره
اما هنوزم سخته بهت نگاه کنم .بهتره هرچه زودتر یه لباس درست و حسابی پیدا کنیم
.آره، باید عجله کنیم و لباسای بهتری پیدا کنیم
.لطفا همونطور که برنامه ریزی کردیم انجامش بده
!باشه
من یه خانم جوان ثروتمند از یه منطقه دور افتاده .هستم و تو هم خدمتکارمی
.و نمیتونم بگم چرا به سفر میریم
.به همین دلیل هم هست که این منطقه رو نمیشناسم
!پس بهم بگو
.تقریبا درسته
فقط بشین و نگاه کن چطور با مهارت های .ارتباطیم این کارو انجام میدم
میتونم کاری کنم که مردای اونجا !عاشقم بشن
.با این حال بازم نمیتونی زنارو تور کنی
!خفه شو
.ای بابا
.واقعا جدی بود
.احتمالا باهامون گرم میگیرن
حتی اگرم اون باهاشون بد حرف بزنه .بعیده باهامون بد رفتاری کنند
البته اینم درسته که .توی مهارت های ارتباطی ضعیفه
اطلاعات
زیــبــایــی بــی نــظــیــر
افزایش خلق و خوی مطلوب . . . در زمان صحبت با جنس مخالف . . . . .
ببین تروخدا هرچی سیگاریه ریخته توی این دهکده
.تازه بوی سوختگی هم میاد
!راهزنا
!فرار کنید
!فرار کنید
!مامان
!هممون میمیریم
اطلاعات
دردسرساز . اغلب درگیر اتفاقات غیرمنتظره می شود . . .
!کمک
!تاچیبانا
چه خبره، مردم دیوونه شدن؟
!برو کنار
!آخ
...آخ، آخ، آخ
.پسر لباسام کثیف شد
ها؟
صدمه ای که ندیدی...خانم خشگله؟
.اوه، شرمنده مزاحمتون شدم
.فکر کنم گم شدم
ها؟ ببینم ژاپنی حالیت میشه؟
!داداش، ببخشید
...ا-این
این...عشقه؟
ها؟
وایسا...ها؟
اوضاع بده فکر کنم
...فکر میکردم هیزم شکنی، اما
ها؟
.با من ازدواج کن
چی میگی؟
.اگر تو بخوای دست از دزدی میکشم
.و تو رو خوش بخت میکنم
ما میتونیم کشاورزی کنیم .و زندگیمونو بگذرونیم
.من دوتا بچه میخوام
این چی میگه؟
،تصمیممو گرفتم
من از رئیس اجازه میگیرم !و بعدش به کشورم برمیگردم
!هی! وایسا ببینم
هی، اونجا چه غلطی میکنی؟
!داداش! ببین چه دافی پیدا کردم میخواد زنم بشه
زنت بشه؟ چی میگی تو؟
.با من ازدواج کن
چرا؟
.اگر تو بخوای دست از دزدی میکشم
.و تو رو خوش بخت میکنم
میتونیم گیاه بکاریم و بفروشیم .و زندگیمونو بگذرونیم
.من هشتا بچه میخوام
!چه خبره، هشتا بچه ناموسا؟
اطلاعات
زیبایی بی نظیر . . . دردسر ساز . برکت اله عشق . نفرین شده توسط اله عشق. . . .
منظورش این بود؟
همچین چیزی اتفاق میوفته؟
واقعا مردم تا این به خاطر من پیش مرن؟
داداش، من نمیذارم دستت به !زنم بخوره
!نه اون با من زندگی میکنه !باید با دوئل مشخص کنیم
.با من ازدواج کن
.اگر تو بخوای دست از دزدی میکشم
!به خانم من دست نزن بی ناموس
چه مرگته؟
!کتک میخوای؟ بی جلو
اینا تقصیر منه؟
!لطفا تمومش کنید! لطفا دست از دعوا کردن بردارین
!حالت خوبه تاچیبانا؟
...به خاطر من...به خاطر من
!لطفا نجنگید
همه اینا...کار توئه؟
.من کاری نکردم
.من فقط اینجا وایساده بودم
...به خاطر اینه که که...که من
...بیش از حد خوشگلم
.تاچیبانا
تو الان خوشحالی، نه؟
!ممنون! ممنون
!ممنون! ممنون
انگار من خدام و اینا دارن منو میپرستن
.خب، حداقل کسی آسیب ندیده
.واقعا زن خوشگلی شدما
.فکر میکردم فقط یکم محبوب بشم
.منم دست کم گرفتمت
حالا میفهمم چرا از زنا .خوشت نمیاد
...ها؟ نه، من...خب
اما با این وضع هرجا برم ...همین آشه و همین کاسه
تغیر چهره بدم خوبه؟
.اینجوری
.نه
اما به نظر میرسه بازم از این .مشکلات پیش رومون هست
...حالا که بهش فکر میکنم چرا روی تو تاثیر نمیذاره؟
ها؟ اوه...منظورت اینه وقتی توی صورتت نگاه میکنم خیلی عادیم؟
.شاید به خاطر اینه که میدونم تو مردی
.که اینطور
...هرچند رو منم تاثیر گذاشته
شاید ربطی به تنظیمات هوش در پارامترها داشته باشه؟
به نظرم این یه نوع .اثر ذهنیه
!لعنتی! شکست خوردیم
فکر کردن یه زن به تنهایی .میتونه حریف ما بشه
اما بهتره حواستون باشه .چون ما یه گروهیم
چند ساعت دیگه گروه اصلی !میفهمه یه مشکلی پیش اومده
!بعدش میان اینجا
ما هیچی نگفتیم .اونا خودشون شروع به صحبت کردن
من مشتاقانه منتظر ببینم کل این دهکده !با خاک یکسان میشه
اگر انقدر نزدیکن که ،میتونند بفهمن چه مشکلی پیش اومده
پس باید مخفیگاهشون ،همین اطراف باشه
ها؟
واقعا اینا راهزنند؟
کجاست؟
فکر کردی با خر طرفی؟ !عمرا اگه بهت بگم
.تاچیبانا
...فکر کنم چاره ای ندارم
!ای کاش بهم میگفتین
...یعنی ممکنه
من یه شکست ناپذیر باشم؟
No comments yet. Be the first to leave one.