200 บรรทัดแรก
تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی
خوبه، بعدی
خوبه، بعدی
- میرم سراغ رِ - چی؟
میرم سراغ رِ
هنوز نه، سُل هنوز تنظیم نیست
سمعکت رو گذاشتی؟
نگران سمعک من نباش
سریع ازش گذشتی تنظیم نیست، حسش میکنم
ببخشید، آقایون تعمیرکار؟
عجب گیری کردما...
بله خانم؟
دستشویی نشتی داره میتونین درستش کنین؟
چی گفت؟
صد دلار دیگه بهتون میدم
چی؟
میخواد دستشویی رو درست کنیم
چی درست کنیم؟
صد دلار بهمون میده که دستشویی رو درست کنیم
خیلیخب، باشه، 150 دلار
مگه به قیافهمون میخوره لولهکش باشیم؟
نه، دستشویی درست نمیکنیم کارمون کوک کردن پیانوئه
پیانو درست میکنیم
باشه، 200 دلار
اگر 500 دلار بدی شاید قبول کنیم
این بیریختترین سگیه که تابحال دیدم
دو قدمیمون وایساده صداتو میشنوه
رِ رو نگه دار
میخوام یه چیزی در مورد ماهی تن بهت بگم، خب؟
میخوای در مورد ماهی تن چی بهم بگی؟
ماهیهای تن بزرگ جیوهی خیلی بیشتری تو بدنشون دارن
- چی؟ - اگر جیوهی بدنت
زیاد بشه، ممکنه مریض بشی
اینو میدونستی؟
برای همین خیلی وقته دیگه ماهی تن بزرگ نمیخورم
تازه ساندویچ سالاد تن ماهی خوردی لامصب
آره، میدونم ولی گاهی اوقات به یه ورمونم نیست
بزن بریم
چیزی که باید نگرانش باشی کلسترول نیست
اسمش چی بود؟ با "الف" شروع میشه
نگران کلسترول نباش، نگران...
ببخشید، کمکی از دستم برمیاد؟
بعدازظهرتون بخیر، مامـ... خانم
هری هاروویتس هستم از...
تعمیرات و کوک پیانوی هری هاروویتس
ناهار چی میخوای؟
زوال عقل نمیخوام
چرا مردم همبرگر دوست دارن؟
وقتی بچه بودی همبرگر داشتین؟
ای بیشرف
هیچکس پیانو نمیزنه
چه غمانگیز ولی درهرحال باید کوک بشه
- میشه بگم... - بابی؟
بابی! چند نفر اومدن پیانو رو درست کنن
هری، چی داری میگی واسه خودت؟
دارم میگم باید نگران...
اسمش یادم رفت
- التهاب؟ - آره التهاب، التهاب
اینجوری میگن چیزی که آدمو میکشه التهابه
اینو بگیر
نه، این شکلی
- چی؟ - دستهام درد میکنه
نزدیکترین دستشویی کجاست؟
روی چمن راه نرو! چیکار داری میکنی؟
چمنش آشغاله
سیب میخورم. ممنون
ممنون که اینقدر زود اومدین
هربی هنکاک قراره فردا بیاد اینجا
به هرب بگو هری هاروویتس گفته
تن ماهی نخور، باشه؟
خودش میفهمه منظورم چیه
بخاطر جیوه
شروع نکن لامصب
در مورد جیوه بهش گفتم
بخاطر التهابه
ذهنت خیلی تیزه درست عین باباتی
دو دقیقه از عمرم تلف شد رفت، هری
بگذریم، تولد 16 سالگیم
منو برد بردلند
و اسکار پیترسون داشت اونجا ساز میزد
و از جایی که نشسته بودم، میدیدمش
و نمیدونم چرا، ولی...
تابحال ندیدم کسی اونجوری با دستهاش ساز بزنه
بهجز تو. دستهای تو معرکه بودن
چرا دیگه نمیزنی؟
یه چیزی برام بزن
خیلی خستهم، هری
یالا، یه آهنگی برای این پیرپاتال بزن
نا ندارم
کارمون تموم شد، هری دیگه... دیگه تمومم
یه چیزی برام بزن
بفرما. تولدت مبارک
اینقدر اینطوری نگاهم نکن
گندش بزنن
این آهنگ محبوب بابام بود
اولین آهنگی بود که از روی برگهی نت زدم
گندش بزنن!
لعنت به آرتروز نمیتونم ساز بزنم
اشکال نداره عزیزم
بخور، بخور، بخور
سوپت سرد میشه
نیکی، نمک رو بده
لارم نکرده نمک بخوری
میخوای بازم سکته کنی؟
- هر بار میگم... - سدیم قاتل خاموشه
نمک میخوام، میگی "لازم نکرده نمک بخوری"
میدونم برای صلاح خودم میگی، ممنون
امروز رفتی همبرگر خوردی؟
- چی؟ - امروز همبرگر خوردی؟
معلومه که نه! سالاد و آبهویج خوردیم
خودم آبش رو گرفتم
- خودت آب هویج رو گرفتی؟ - آره
- همونجا توی مغازه؟ - آره
رفتی پیش پیشخون و گفتی
- "بذار هویجها رو بندازم تو مخلوطکن؟" - نه، آبشون رو گرفتم
- سمعکهات کجان؟ - چی؟
سمعکهات کجا...؟
ببخشید نیکی امروز سمعک گذاشته بود؟
جوابش رو نده، فقط نمک رو بده بیاد
نه، نه
لازم نکرده نمک بخوری کاری که باید بکنی
اینه که بری سمعکهات رو پیدا کنی
چون اگر لازم باشه بازم بخریم باید کل هزینهشو خودمون بدیم
متوجه میشی چی میگم؟
میدونم کجان. توی گاوصندوقن
چی؟ چرا گذاشتیشون توی گاوصندوق؟
اشتباهی ساعتم رو گذاشتم توی دستشویی
و سمعکهام رو گذاشتم توی گاوصندوق
- اشتباهی گذاشتمشون - خیلیخب، خب برو بیارشون
- نمیتونم - چرا؟
- باز نمیشه - گاوصندوق؟
رمزش یادم نمیاد
تاریخ سالگرد عروسیمونه!
عوضش کردم
- عوضش کردی؟ - آره
خیلیخب. چی جاش گذاشتی؟
- نمیدونم - نمیدونی
جوری میگی انگار عمدی بوده
بالاخره یادم میاد. عدد خوبی بود
از تاریخ سالگرد عروسیمون بهتره؟
هری، بدون سمعک چطوری میتونی کار کنی؟
مسئله شنیدن نیست، مسئله...
حس کردنه
ببخشید، نزدیک بود یادم بره
- مسئله حس کردنه... - آره
تنها چیزی که مهمه حس کردنه
- آره. حس کردن. حس کردن - ببخشید
سمعکهات رو لازم داری بذار یه نگاهی به گاوصندوق بندازم
نیکی، تاریخ تولد مارلا رو امتحان کردم
تاریخ تولد خودم، تو
بابات، حتی تاریخ تولد دیزی گیلسپی رو هم امتحان کردم
دیگه داری خلوچل میشی!
چرا اینقدر بهم گیر میدی؟ یه اشتباه کردم بابا
بهتره زنگ بزنیم کلیدساز بیاد
- کی؟ - مارتی فیتزجرالد
مارتی فیتزجرالد مُرده ولی بهش زنگ بزن
خیلیخب، نیکی، بشکن بازش کن بزن بشکن بازش کن
نه، نشکنش!
عزیزم، مال هزار سال پیشه بیخیال، بشکنش
گاوصندوق کاملاً سالمیه
دیگه کاملاً سالم نیست
پنج سانت فولاده، نمیشه شکستش
- میتونم ببرمش خونهم... - آره خوبه!
ببریش خونه؟ بیخیالش، زیادی سنگینه
- بذار ببرتش خونه - زیادی سنگینه!
- هری! - میتونه هرچیزی رو درست کنه
نیک، هری فردا ظهر توی شهر
نوبت دکتر داره
پس باید خودت تنهایی کارهای شیفیتس رو انجام بدی
اگر نتونستی کارها رو فردا تموم کنی، نگران نباش
بعداً... چهارشنبه تمومش میکنی
باشه
راستی، باید خونهی اون مشتریه توی آلپاین هم بری
باشه، باشه، ساعت 4 میرم اونجا
بهشون خبر میدم. بیا اینجا ببینم
نیک؟
سیگار کشیدی؟
نه
چطوری میشه بازش کرد؟
حتی وقتی گاوصندوق قفله
میشه شنید کجا برخورد میکنن، خب؟
پس یه گاوصندوق بازکن حرفهای
میتونه با لمس و شنیدن
حسش کنه
تفاوتش توی صدا و حسشه
وقتی فنس به این نقاط تماس میخوره
اونقدر نامحسوسه که بدون تجهیزات خاص
عملاً قابل تشخیص نیست
برای همین فقط یه حرفهای تعلیمدیده
با حس شنوایی و لامسهی حساس...
...ولی با صبر و تمرین...
باید دقت کنیم تا صدای کوچکترین برخورد پینها
با فنس رو بشنویم
و حالا باید همینطوری ادامه بدیم
و باید آروم و بادقت جلو برین
« بابت 40 سال سابقه تبریک میگم »
دانشجوهای آهنگسازی دارن برای
اجرای پایانسال آماده میشن
وقتی پیانوها کامل کوک نشده باشن
همه بیاعصاب میشن
No comments yet. Be the first to leave one.