57 บรรทัดแรก
کیم نامجو در نقش اوک جین کیونگ
آن هیونگ ساب در نقش سول اوه سونگ
یو سون اوه در نقش پیو هانوم
کارآگاهان شرور 2
شنیدم این قصر مال دوره چوسان بوده
تو دوره چوسان، این خونه شاهزاده آن پیونگ بوده جایی که بی هه دانگ بوده
حتی کره ای ها هم اینو نمیدونن...
چطور یه ژاپنی اینو میدونه؟
کارآگاهای شرور خیلی خوب در موردِ تاریخ میدونن
من یه کم راجب کره میدونم
داری کره ای حرف میزنی
واسه چی میخواستی ما رو ببینی؟
لطفا کمکم کنید تا بدونم چی تو سر پدر بزرگم میگذره
چی تو سر پدر بزرگت میگذره؟
پدربزرگم پروفسور تاریخِ دانشگاه تنریه و اسمش توکو رویی چی ـه
منم برای پدربزرگم خیلی احترام قائلم و تمام تلاشمو کردم
و خوشبختانه تو همون دانشگاه درس میخونم
جدی؟
چند روز پیش تو بیمارستان...
فهمیدم که پدربزرگم فقط چند روز دیگه زنده ـس
پدربزرگم برنگشته ژاپن
و الان تو کره ـس
بهم گفت که باید آخرین تحقیقاتش رو تموم کنه
میخوام وفاداریم رو بهش نشون بدم
میخوام پدربزرگم تحقیقاتش رو
تموم کنه و هر چه زودتر برگرده خونه
پس همچین وضعیتی داری
نمیدونی چجور تحقیقاتیه؟
الان حرفی که پدربزرگم بهم گفت رو بهتون میگم
"اون داستان غم انگیزی که تو دوره چوسان اتفاق افتاد یه رازی داره"
"میخوام اون راز رو بدونم، و واسه همین نمیتونم بخوابم"
"اگه بتونم راز داستان رو حل کنم میتونم نقاشی رو پس بگیرم"
پدربزرگم اینو بهم گفت
اون باعث شده بود خیلی مُصر بشه
به عنوان نوه ـش میخوام بدونم که منظور پدربزرگم چیه و میخواد چی رو بدونه
از کارآگاهای شرور میخوام...
که کمکم کنید بدونم پدربزرگم راجب چی تحقیق میکنه
یعنی چی؟
داستان غم انگیز دوره چوسان!
داستان یه راز مخفی داره
بیشتر داستانای دوره چوسان پایان خوشی دارن،
اما یه داستان هست که پایان غم انگیزی داره
نسخه چوسانیِ "رومئو و ژولیت"
"داستانِ وون یونگ"
منم میخواستم همینو بگم!
من زودتر گفتم
"داستانِ وون یونگ"؟
یه شاهزاده خانم که باید تموم عمرش تو قصر زندگی میکرد،
و یه محقق که عاشقش بود
حتی با شنیدنش قلبم به درد میاد
این داستان عشق ممنوعه ـس که تو قصرِ سوسانگو و دوره چوسان اتفاق افتاده
چرا عشق ممنوعه ـس؟
نمیتونستن همدیگه رو دوست داشته باشن؟
شاهزاده خانم مجبور بوده فقط با عالیجناب ازدواج کنه
این سرنوشت شاهزاده بوده
من با این سرنوشت مخالفم
اما جالبتر از همه اینه که همچین داستانی واقعیت داره
No comments yet. Be the first to leave one.