200 บรรทัดแรก
= قسمت 16 =-
.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.:( شهنــاز (شـــهلاز:.:.</font
حتی الانم هیچ حسی نداشتی؟
اوه هیونگ گیو ، اومدی - بله ، سلام -
باید خسته باشی
اوه راستی ، دفتر جدیدت خوبه؟
تازه شروع کردیم
باید بیام اونجارو تمیز کنم
یه روز میام
یکی رو استخدام کردم لازم نیست شما بیای
اوه واقعا؟ چند نفر استخدام کردی؟
یکی
اوه ...خوب کار می کنه؟
بله
هیونگ گیو ، الان جین یه با سونگ هی رفته بیرون
چی؟
سان هیوک می خواستم مارو مهمون کنه منم ازش خواستم فقط با جین یه بره بیرون
دلم می خواد اون دوتا رو با هم جفت کنم
مادر ، بذار جین یه هر کاری خودش می خواد بکنه
من اگه موضوع دیگه ای بود دخالت نمی کردم
ولی مسئله ازدواج یه چیز دیگه است
مخصوصا جین یه که فکر می کنه از دماغ فیل افتاده
باید یکی رو پیدا کنیم که برای ازدواج آسون بگیره
مادر ...باید لباس عوض کنم
باشه ..باشه دارم میرم بیرون
ببینم لوسیون پاتو که می زنی
اگه تموم کردی می خوای بازم بخرم؟
نه هنوز دارم
باشه ، باشه
جین یه چرا اینقدر زود اومدی؟
منم برگشتم مادر
چیه؟
...به نظر عجیب میاد
چی؟
پس ...من دیگه میرم
سان هیوک کجاست؟ برای چی با تعمیرچی اومدی؟
سان هیوک منو روسوند رفت
منم مهندس کانگ جلوی در دیدم
واسه چی شما دوتا مدام دارین یهو به هم بر می خورین
مثل اینکه داریم یه جا زندگی می کنیم
جین یه اومدی
بله پدر
خسته نباشی - مرسی -
اوه باید دست و صورتمو بشورم
مامان ! چطوری تونستی این کارو بکنی من می خواستم با شما شام بخورم
برای چی سان هیوک اوپا رو فرستادی؟
یه همچون جایی به درد زن و مردا می خوره
نه پدر و مادرا
که چی؟
خیلی وقت دلم می خواست با شما بیرون شام بخورم ، دفعه دیگه این کارو نکن باشه؟
خودت می دونی اگه یه بار دیگه این کارو بکنی
هی ، هی چطوری با سان هیوک گذشت؟
مامان داری سعی می کنی من و سان هیوک اوپا با هم قرار بذاریم؟
معلومه ، برای همین این کارو کردم
مامان من هیچ احساسی به سان هیوک اوپا ندارم
اون فقط یه دوسته
هی . هی , هی , !جین یه هی , هی
هی ! هی ! تازه شروع کردین همیشه همینطوره
تو دوستش داری اون می تونه یه پدر و یه شوهر خوب باشه
سان هیوک یه مرد خوبه تازه از یه خونواده پولداره
یه خونواده که کلی پسر دارن
تازه پدر مادرش ازش دورن
خودت میدونی که اونها توی استرالیا زندگی می کنن؟
مامان واقعا که
من خودم دوست پسرمو انتخاب می کنم شما دخالت نکن لطفا
راست می گه عزیزم
کاری که امروز با سان هیوک کردی یه کم زیاده روی بود
تو باید بذاری جین یه هر کسی رو که دوست داره انتخاب کنه
عشق به یه وروم
من فقط نگرانم انی قاشق تیز یهو تصادفی یه کاری دست خودش بده
چه تصادفی؟
اینکه یهویی گیر یه پسر با یه مادر بیوه بیفتی
و به ما بگه که می خوادباهاش ازدواج کنی
یکی مثل آقای تعمیر چی
...عزیزم
چی؟
همینطوری گفتم
به هر حال ، من به هیچ وجه یکی که مثل پدرت باشه رو قبول نمی کنم ، فهمیدی؟
مگه من چمه؟
مامان اینطوری نباش مگه بابا چشه؟
اگه یه مردی مثل بابا پیدا بشه سریع باهاش قرار می ذارم
همونطور که توقع داشتم دختر خودمه
اما از اونجایی که نمی تونم یکی رو مثل بابا پیدا کنم برای همین ازدواج نمی کنم
هان ، باید یکی مثل من باشه
نمی خوام بابا من ازدواج نمی کنم
من کلی کار دارم که انجام بدم واسه چی باید ازدواج کنم؟
میرم صورتمو بشورم
آیگو ...نگاش کن نگاش کن
هی ! نمی خوای ازدواج کنی؟
ای داد می خوای کار کنی و بعدشم بمیری؟
می خوای دیوونه شدن مادرت رو ببینی ، هان؟
چرا اینطوری می کنی؟ تو باید جین یه رو قبول کنی
اون باید وقتی بزرگترش حرفی میزنه قبول کنه
فکر کردی هزار سال دیگه فرصت داره؟
ای بابا
فکر کنم مهندس کانگ دلش شکست
بله ؟ - اونی -
اگه هون جه در باره رابطه شماها فهمیده باشه چی؟
چه میتونیم بکنیم؟ اما اون جزئیات هنوز نمی دونه
با این حال ، ممکنه هون جه از چونگ وول اوپا متنفر بشه
برای اینکه فهمیده شماها رابطه خوبی ندارین
هون جه همچین آدمی دهن بینی نیست
راست میگی
هون جه
هون جه ، کجایی
هون جه عزیزم تو کجایی؟
الو؟
چول وونگ می تونی بیای اینجا؟
چرا ؟ اتفاقی افتاده؟
...راستش
...راستش ...ما ..ما
چیکار کنم ؟ مادرم الان خیلی حالش بده
معذرت می خوام
اوه ، نه
حتی اگه ازش متنفرم باشه کاری نمی تونم بکنم
اون بود که همه چی رو شروع کرد
اینکه یهویی گیر یه پسر با یه مادر بیوه بیفتی
و به ما بگه که می خوای با اون مرد ازدواج کنی
درست مثل اون تعمیرچی جوون
...مادر دل منو شکست
الان چه اتفاقی می افته؟
قرار می ذاریم...؟
بعدشم ازدواج؟
به هر حال مردی که مثل بابات باشه
من به هیج وجه قبول نمی کنم ، فهمیدی؟
عزیزم ، نمی خوای بهم صبحانه بدی؟
من یه کار مهم دارم باید سریع برم
با این حال الان مادرم اینجام
عروس نمی خوای صبحانه بدی ؟ این چه وضعیه؟
تو فقط پول در میاری؟
اگه قرار بود اینطوری کار خونه بکنی واسه چی ازدواج کردی؟
من واقعا باید همین الان برم
مامان وسایل مدرسه ام
آه ...کلی کار دارم
مامان ! نمی خوام بری سر کار
زود باش مامان بده بهم
نمی شه از بابات بخوای؟
عزیزم این چه وضعیه ؟ نمی شه نری سر کار؟
مگه چقدر پول در میاری؟
همین الان زود باش بده
نه ! نه ! نمی خوا اینطوری بشه
نمی خوام اینطوری بشه ، کلی زحمت کشیدم به اینجا رسیدم
نه !هرگز !هرگز !هرگز
!جین یه ، جین یه بیا با هم بریم
چرا داری به این زودی میری نتونستم کراواتم رو ببندم ، صبر کن
چرا؟
منظورت از چرا چیه؟ می خوام برسونمت
اوه !جین یه !صبح به خیر
دیشب خوب خوابیدی؟
جین یه بیا برسونمت
واااو تو واقا شگفت انگیزی
جین یه نمی خواد با تو بیاد
چی؟ چرا؟
سانگ هیوک
دوباره اینجایی؟
هیونگ گیو تو هم داری میری؟
صبح به این زودی اینجا چیکار می کنی؟
تو چیزی نمی دونی ، پس هیچی نگو
یه دختر خوشگل برای خودت پیدا کن واسه همینه که دوست دختر نداری
اول اطرافت رو یه نگاه بنداز بعد حرف بزن
ببینم مثل اینکه دوزاریت کجه؟
چی؟ نکنه این دوست بیست سالته؟
لی جین یه ، حواست هست که چیکار کنی؟
موفق باشی
بله هیونگ نیم ، خداحافظ
گشنمه ، واقعا کلی راه اومدم
باشه اوپا ، اون دفعه هم با تو نیومدم
چی؟ جین یه
خداحافظ
جین یه
می دونی که یه روز خیلی سخت پیش رو داری؟
سر کار می بینمت
نه.. هی
برای چی یهو اینطوری کرد؟
پس دیشب اون چی بود ؟
اوپا یه خواهشی ازت دارم
چی؟
...متاسفم دارم اینو می گم اما
دیگه از فردا این کارو نکن...سخته برام
باشه ، ولی با ماشین اونم نرو
تصمیمش با خودمه
نگنه کانگ هون جه رو دوست داری؟ نداری؟
چی؟
جین یه معمولا انتخاب دوم همیشه سرنوشت آدمه
من کسی هستم که می تونم یه زن رو توی زندگی خوش بخت کنم
دوتا زن داداشای من بعد از ازدواج برا خودشون شرکت باز کردن
یکی از زن داداشام حتی بچه نداره
اون همونطور که خودش گفت داره از زندگیش لذت می بره
خونواده من خیلی شاعرانه به یه زن نگاه می کنه برای ازدواج
هی ! هی ! مردا باید این کارو بکنن ، یه ثانیه صبر کن
بفرمایید
ممنون ، اوپا
جین یه دوباره دارم بهت می گم با کسی قرار نذار
آینده ات به این بستگی داره - دستت درد نکنه -
حتما دوست پسرشه
به سلامت برو
خدافظ
سلام
دوست پسرت بود؟ خوش تیپه
اوه ...نه ...دوست پسرم نیست ، فقط دوست پسرمه
No comments yet. Be the first to leave one.