183 บรรทัดแรก
!بین! نه
!اون دستکشش رو یادش رفت
پرنسس تیابینیِ بیچارهام
هرگز فرصت نکرد بهم بگه دوستم داره
!حالا چی؟ واوو
مو بوی ترس رو استشمام میکنم
منظورم اینه، من بوی ترس رو استشمام میکنم
!من از تو نمیترسم !من با ترس به دنیا اومدم. افراد، بگیریدش
پسرا، پسرا، پسرا- چیه؟-
اینجا جای درگیری و نزاع نیست
اینجا فلاتِ صلحه
میتونم ازدواج کنم یا میتونم بمیرم این حتما تصمیم سخت تریه
!هی! مرگ راه نجات سادهایه
!پس من میگم انجامش بده !بمیر! بمیر، بمیر، بمیر
نه! این زندگیِ رقت بارت ارزش زندگی کردن رو داره، بین
و همین طور زندگی من، اگه تو زنده بمونی
اوه، خدا. انجامش بده
هی، بچه ها؟
بله؟
وقتی داشتین صحبت میکردین چوب شکست
اینکه وقتی غول داشت اون طرف رو نگاه میکرد ما رفتیم، استراتژیِ فوقالعادهای بود
حالا، طبق محاسبات من جسدشون باید اینجا افتاده باشه
!خدای مهربون! تو صورت خوشگل منو له کردی
صبر کن، نه، اون صورت تویه
مگه صورتم چشه؟
شکل یه پا ئه ...یعنی خب میگم، اگه از صورتت راضی هستی
و اون موقعی بود که فهمیدم
که اژدها از دو طرفش میتونه آتیش شلیک کنه
بگذریم، بسه دیگه هر چی راجع به زندگیام بهت گفتم
یه چیزی راجع به خودت بهم بگو
واقعا؟ محشره. بی نظیره
سرورم، به خاطر شجاعت بی کران من بود که الان با پرنسس بین
و این کیسهی با ارزشِ حاویِ الف برگشتم
این زمینِ سرد باعث میشه ضربهی مغزیام بهتر بشه
!سلام، من الفو هستم
ولی مهمتر از اون، من یگانه لوسی هستم
کی به جفنگیات یه گربه اهمیتی میده؟
!من گربه نیستم
اه، حالا هر چی، میرم کنار پنجره بشینم
من فقط به این الفِ گوگولیِ باارزش اهمیت میدم
!بندازینش تو قفس
بابا، تو نمیتونی اونو تو قفس بندازی الف ها ذاتاً سرخوش هستن
اونا باید بالا پایین بپرن و برقصن
از شانس خوب تو، من حامیِ هنر هستم
ولی تموم این جفتک پرونی هاش باید تو همین قصر باشه
!خب، شروع کن ببینم
هنوز داره غلت میخوره، ولی دیگه جیغ و داد نمیکنه
یکی با شمشیر بهش بزنه مطمئن بشین که زندهاس
حالا که بحث سیخ زدن شد باید برنامهی عروسی رو بریزم
بابا. قبل از حرف زدنت ...یکم به حرفات فکر کن. این
میدونم. وقتی گفتم یکم ناجور به نظر رسید
ما خوب تو رو میسابیم تا به تمیزی یه بچه تو مراسم ختمش بشی
!دستا بالا
اوه. چقدر چارلیِ من امروز برق میزد وقتی داشتن میکشیدن میبردنش سمت گور
اون الان جای بهتریه
اوه، آره. اون پایین پیش تمام دوستای کوچولوش
اه. اینقدر محکم نکش
متاسفم، بانتی
نمیخوام بگم که اون قضیه مردن به تخممه
من فقط دلم نمیخواد با این پرنس پولدار ازدواج کنم
تو درک میکنی
ولی این وظیفهات به عنوان یه پرنسسه
ما برای محکم کردن پیمان اتحادمون با بنتوود به این ازدواج نیاز داریم
قلمرویِ پادشاهیِ ما غنی از رسم و رسومه
ولی قلمروی پادشاهیِ اونا غنی از... خب، پولدارن
به علاوه، من کس دیگهای رو نمیبینم که اومده باشه خواستگاریت، پرنسس
سرورم؟- بله؟-
ممکنه ارزش الف خیلی بیشتر از انتظار ما باشه
به نظر میرسه افسانههای قدیمی در مورد الف ها حقیقت دارن
"به نظر میاد در نوشتههای باستانیِ "مفیزمو راز های به خصوصی نوشته شده
باید زود به زود اینجا رو گرد گیری کنم
بگذریم، من قبلا خوندمش
لپ مطلب اینکه جادوی زیاد و قدرتمندی توی خون الف هاست
یعنی خون این الف میتونه کلید وحشیانهترین رویای من باشه؟
ممکنه بالاخره بتونیم اکسیر حیات رو درست کنیم؟
نمیخوام امید واهی بهت بدم
ولی بله، قطعا
هی، الفو، به چی نگاه میکنی؟
من فقط محو تماشای حوله شده بودم مردم من از این حولههای حموم ندارن
من نمیتونم با اون مرکیمر خوک صفت ازدواج کنم نمیتونم این کارو بکنم
باید اونو بکشم یا یه کاری بکنم
بکشش. بکشش، بکشش، بکشش
و بعد از اینکه کشتیش، میتونیم جنازهاش رو جایی مخفی کنیم
بعدش میتونیم به گروه جستجو ملحق بشیم
و من و تو میتونیم بهم نگاه کنیم و سعی کنیم نخندیم
!نه! تو یه قاتل نیستی، بین خب یعنی میگم، تو اون یارو رو کشتی
نه، هنوز زندهام، ولی دارم به نحو احسنت رنج میکشم
تو آدم مهربونی هستی
البته که تو یه دائمالخمرِ خشن هستی ولی قاتل نیستی
حق با تویه. باید برم چند پیک مشروب بخورم و بعدش ببینیم چیکار میشه کرد
هی، من هنوز لختم
من همیشهی خدا لختم تو فقط نمیدونستی
و حالا دیگه نمیتونی از ذهنت پاکش کنی
ممکنه این مرد کوچیک رو برای یه لحظه قرض بگیریم؟
فقط میخوام یه سیخونکی به مغزش بزنم
از توی سوراخ بینیش
خب، چطور میخوایم نامزدت رو بکشیم؟
شمعدون بزنیم تو مخش؟ شمعدون بزنیم تو صورتش؟
به نظرم باید یکم بیشتر محتاط باشیم
!اوه. سم ممکنه عالی باشه
این یکی باعث یه مرگ آروم و دردناک میشه
این یکی با مهربونی و خونریزی میکشه
و این یکی به قدری سمیه که حتی نمیشه تو شیشه نگهش داشت
اوه. ببخشید
به درخواست شما رسیدگی شد؟
هنوز داریم میگردیم
میدونی چیه؟ من با قضیه قتل راحت نیستم
باید راه دیگه برای خلاص شدن از شرش باشه
تو میتونی فقط باهاش ازدواج کنی
و با این دودل بودنت دیوونهش کنی
نمیدونم
وقتمون داره تموم میشه
اگه یه مرغ مریض روی صورتش بمالم و امیدوار باشم که به بهترین نحو عمل کنه چی؟
!پری دریایی
تو هم داری به چیزی که من فکر میکنم فکر میکنی؟
احتمالا نه
یه چیزی قلقلکم میده روی پام یه پشه است؟
بنگرید، سرورم در حالی که من دارم مقدار کمی خون میگیرم
من فقط یه مقدار کمی خون دارم
عالیه. من از لرد "لینگنبری" بزرگ تقاضا کردم
تا در آزمایش شرکت کنن
و اجازه دارم بگم که چه افتخار عظیمی نصیبم شده ...که در این آزمایش، کمک سرور شما
!ببندینش
این اولین اتفاق جالبیه که تا حالا واسم افتاده
برای آزمایش کردن تاثیر احیای حیاتِ خون
باید مقدار کمی رو به پوست سرش تزریق کنم
تا مو های پرپشتِ دوران جوونیش دوباره رشد کنه
و... بفرما
هیچ اتفاقی نمیفته
!ولی، هی ولی تو گوشش یکم مو درآورده
!گوشاش همیشه همونجوری بوده
انگار قلممو اون تو نگه میداره
خب، بله، گمون کنم جادوی حیات دهنده یه مقداری زمانبر باشه
چند روز دیگه برگرد، لرد لینگنبری
اون مرده
حیف شد. اون مرد خوبی بود خانواده دوست بود
مشخصا، مقدار خون کافی نبوده
برای گرفتن مقدار بیشتری خون به روش های پیچیدهتری نیاز داریم
ماپ گرل"، ازش خون بدوش"
حس میکنم مغزم خشک شده
حالا فقط باید امیدوار باشیم مرکیمر اونقدر احمق باشه که گول این نقشهی پری دریایی رو بخوره
من خوشبینم
خب، مرکیمر، میدونم که من یکم برخورد سردی داشتم و ازت دوری کردم
و بعضیا هم ممکنه بگن تنفر شدید ...نسبت به تو در من جریان داشته
عیبی نداره. من به حرف زن ها گوش نمیدم
ولی قبل اینکه ازدواج کنیم
...و منم وارد یه حالت حاملگیِ نیمه دائم بشم
فقط میخواستم مطمئن بشم که تو یکم خوش بگذرونی
واسه همین اصرار میکنم که یه مهمونی مجردی بگیری
مهمونی توی دریای آزاده جاییکه تنها قانون، قانونِ بی قانونیه
بساط همه چی به راهه
بساط همه چی... به راهه
!بساط همه چی به راهه
!واوو
بهش میگن لنجِ تفریحی
و به سمت جزیرهی پری دریایی حرکت میکنه
این جزیره پری های دریایی واقعی داره؟
فقط اسمش رو از روی "جرالد کِی مرمید" که انتخاب نکردن؟
اسمش رو از روی اسم اون انتخاب کردن ولی خب پری دریایی هم داره
جالبه. ولی مگه پری های دریایی از اون آهنگ هیپنوتیزم گونهشون استفاده نمیکنن
تا مردها رو به دام مرگ خودشون بِکشن؟
فقط مردهایی با ذهن ضعیف گول اون آهنگ رو میخورن
پس واسه تو مشکلی پیش نمیاد
بسیار هم عالی. من پایهام
عجب کودنِ شل مغزی
میشه منم برم؟
اولین آزمایشمون با خون الف بی نتیجه بود
ولی این آزمایش های جدید قدرت احیای حیاتش رو آشکار میکنه
!پرواز کن
خوبی؟
اگه بگم نه، چیزی از ارزش های مردونهام کم میشه؟
الفو، این امکان نداره
چرا یکی هم قد و هیکل خودت انتخاب نمیکنی؟ !مثل مثلا یه طویله
اول از همه، عزیزم، خفه شو
من که نمیخوام به این گوگولیِ کوچولو صدمه بزنم من فقط میخوام جادوش رو ازش استخراج کنم
تو یه بابای جادویی نمیخوای؟
نه! خدا. من یه بابای جادویی نمیخوام
و حتی اگه جادویی هم بشی !من بابای جادویی صدات نمیکنم
تو فقط اون اکسیر حیاتِ مسخرهت رو میخوای تا جاودانه بشی و تا ابد حکومت کنی
خدایا، تو خودخواه و ظالم هستی
خودخواه؟ شاید. ولی ظالم؟
اونم شاید
سرورم، ثابت شده که مهار قدرتِ خون کار دشواریه
No comments yet. Be the first to leave one.