16 บรรทัดแรก
"قول دادی ها"
"که تا هر موقع بخوام؛پیشم بمونی"
"اکه بگم به خاطر ِخودته که اومدم؛...باور می کنی؟"
"نرو؛...پیشم بمون"
"باشه؛پیشت می مونم"
. اين ُ ميگم چون متاسفم
. اين ُميگم چون تو داري گريه مي کني
. اين ُميگم چون ديگه از نفس افتادم
کلمه اي که قلب ِ احمقم مي خواد فريادش بزنه
تلاش مي کنم تو خودم نگهش دارم و چيزي نگم
.... حتي دهنم ُ با دست هام مي پوشونم؛ولي
کلمه ي عاشقتم؛طور از وجودم پر ميکشه . انگار روي قلبم حک شده
به آهستگي راه ميري؛يه قدم؛دو قدم
قدمت هات واسم خيلي آشناست؛يه قدم؛دو قدم
.تو با قدم هاي سنگين؛ ازم دور تر مي شي و کم کم ناپديد مي شي
به جاي اين که تو رو از ذهنم پاک کنم و فراموشت کنم؛
No comments yet. Be the first to leave one.