200 บรรทัดแรก
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
ديلي، دالي عزيزم
پول دادن براي يوگاي طلوع خورشيد فايدهاي نداره
اگه آفتاب طلوع کرده باشه
به بالا دم بديد
و بيرون بديد
دستها کاملا پايين
با نفستون تکون بخوريد
خوب؟- خوب که چي؟-
درست آخرين باري که کلاس يوگا رفتي
احساس گناه ميکردي که به آزمون تئوريت خيانت کردي
من احساس گناه نميکنم
اوه، محض رضاي خدا
اون شب تو و آرچيو با هم ديدم
که همديگه رو مي بوسيديد
...اونجوري نبود که
اينطوري که تو فکر ميکني، نيست
آرچي ميخواست ببوستم اما من زدم در گوشش
قبل از اينکه فرصتشو پيدا کنه
زدي در گوشش؟
آره و خيلي هم شديد زدم
چقدر تو بااصالتي
راستشو بخواي از ديدن دوبارش ميترسم
و من فکر ميکردم
بين شماها خبري نيست
خبري نيست
معلومه- خبري نيست-
پپس با هافمري درباره همهچيز صحبت کردي؟
نه، اما نميخوام نگرانش کنم
يا اينکه از آرچي متنفر بشه يا کار احمقانه اي بکنه
خوب، رازها روش خندهداري براي برگشتن دارند
و مثل خوره ميخورنت، ميدوني؟
اين يک راز نيست
من فقط فکر ميکنم به اندازه کافي به هامفري
اخيرا چيزهايي براي هضم کردن دادم
بهش ميگم که دارم با نامزد سابقم کار ميکنم
که بچه نميخوام
هامفري نظرش در مورد بچه چيه؟
عاليه
معرکه است
که تمام چيزهاي درستو ميگه
مشکل همينه
من فقط مطمئن نيستم که اون کاملا روراست بوده باشه
صبح بخير
صبح بخير استر اوضاع چطوره؟
اوه، تقريبا تموم شده فقط الان داريم اساسي تعميرش ميکنيم
مطمئن ميشيم که خطر احياي مجدد وجود نداشته باشه
به آتشسوزي مشکوکي؟
خوب قطعا بوي بنزين مياد
و وجود اون نوشته شديدا نشون ميده که ممکنه قضيه همين باشه
اوه، فکر ميکنم اينجا مزرعه خوک نيست
فکر ميکنم مزرعه زراعي و گوسفنديه
درسته- بهتره با صاحبش صحبت کنم
اوه? اون لوکاس فيرليه همون کشاورزه اون زنگ زد
خيلي خوب به سلامتي
مرسي
لوکاس فيرلي؟
اونقدري نيست که انبارمو بسوزونه
بايد تراکتور لعنتيمم داغون کنند
دليلي داره که کسي بخواد انبارتو آتيش بزنه
و بنويسه : خوک؟
چيزي که به ذهنم برسه نه
اين خراش خيلي بدشکليه
اوه. آره کشتي گرفتن با ميله نرده
تو با آتشسوزي تماس گرفتي- درسته؟
آره. فکر کنم حدود ساعت دوازده و سي دقيقه شب بودد
از پنجره آتيشو ديدم و با 999تماس گرفتم
چيز يا کس غيرعادي ديگهاي ديدي؟
نه، هيچکس
تو متاهلي، پارتنر داري؟ کس ديگهاي اينجا زندگي ميکنه؟
کي داره ميپرسه؟
نه
کس ديگهاي اينجا کار ميکنه؟
نه، فقط منم
من کارگران فصلي دارم که
در طول دوران شلوغ براي خوشهچيني مياند
اما در حال حاضر، هيچکس
درسته- خوب، يک نگاهي به دور و بر ميندازيم-
اگه چيز مربوطي به فکرت رسيد
يک تماس باهامون بگير
بايد شمارتو فقط محض احتياط داشته باشم
ايستگاه شماره يک، آنلاينه
خوب، فکر ميکنم بدونم خوک کيه
اشکالي نداره يک نگاهي بندازم؟
آره- به داخل همراهيتون ميکنم-
اي واي. بزرگه
آره
چي دستگيرت شد؟
نميدونم
دکمه است اينطوري که به نظر مياد
اوه
اوه، اردک، اوه، آره فهميدم
دفعه ديگه يک ذره زودتر هشدار ميام
آره، معذرت خواهيت پذيرفته شد اوه، سلام
بيلرسوت قشنگيه
خوب تمام وسايل، بدون هيچ ايدهاي اين شعار جديد منه
ماچ
اين چيه؟
نميتونم نامزد زيبا و عاليمو
به يک صبحانه سالم و متعادل دعوت کنم؟
خوب، وقتي اينطوري بگي، چرا
هامف- يوگا چطور بود؟-
آره. خوب بود
خوب، به غير اينکه همه اونجا دوبرابر سن منو داشتند
و سه برابر، منعطفتر بودند
اوه، آره خوب، حالا ديگه ما
در حال غرق شدن در دستمال و دوره هويج نيستيم
شايد بتونيم زمان بيشتري براي سرگرميهامون بگذاريم
تو ميتوني بيشتر از هر ده سال يکبار به يوگا بري
... و من بالاخره ميتونم
کدو بکاري؟- قلاببافي کنم-
آره، ايده خوبيه
ميتونم يک تور برات ببافم ايروين
اين فقط يک فکره
چيه؟ همه چيزو توي يک کوزه ميگذاري؟
آره، تکونش ميدي و بعد تمام پوستش کنده ميشه
خوب، من هيچ وقت اين کارو نميکنم
شما دوتا که دوباره درباره فيلم ترسناک حرف نميزنيد؟ ميزنيد؟
سير، قربان- خيلي خوب-
درست وقتي فکر ميکني زندگيو درگير کردي
صبح بخير قربان
چي دستگيرت شده؟
آتشسوزي مشکوک در در مزرعه وينکارچ
انبار يونجه
بنزين، شتاب دهنده احتمالي
اون نزديکيها نوشته پيدا شده يک پيام احتمالي
خوک- مالک اونجا، لوکاس فيرلي-
حدود ساعت دوازده و نيم صبح تماس گرفته
دکمه نقرهاي در صحنه پيدا شده ميتونه مرتبط باشه
خوب، نوشته نشون ميده که قضيه شخصيه، نه تصادفي
لوکاس فيرلي هيچ ايدهاي داشت که ميتونسته کار کي باشه؟
گفت نداره- اما؟-
نميدونم. يک چيزيش عجيب بود
الان فقط داريم سوابقشو بررسي ميکنيم
عاليه
کسي يک فنجان ميل داره؟
اوه، آره، لطفا
شانسي نداري
اميدوار بودم بفهمم دکمه مال
چه جور لباسيه اما جا دکمهها خيلي از بين رفتند
فهميدنش، تقريبا غيرممکنه
خيلي خوب
سلام
هي
کلويي، تموش کن
اوه، فکر نميکنم باهم آشنا شده باشيد
ايشون دکتر جديدمون هامفري گودمنه
ايشون کلويي دونپورته
بهترين آتشنشان تلفني شيپتاون
از ديدنت خوشحالم، کلويي
خوب، از بهترين دارتباز شهر
اينو قبول ميکنم
آره. بايد بگم حس خوبي بهم دست داد
که بالاخره با معتادين دارت برخورد ميکنم
درسته- از ديدنت خوشحالم، کلويي-
خيلي خوب
توي راه بودم و ميخواستم سرکار، دنبال دني برم
پس فکر کردم شخصا آتشسوزي اوليه رو گزارش بدم
دني کار ميکنه؟- اون اصطبلها-
اوه. اولين روزمون در سنت وينسنتو يادمه
بس کن حس پيري بهم ميدي
ما يک آتش سوزي ديگه داريم
حياط الوار بهت اطلاع ميدم
خيلي خوب
درسته. بيا، بيا بريم بيا بريم
درست همون نوشتهايه که توي مزرعه بود
هيچ ارتباطي بين اينجا و مزرعه ويکاراج وجود داره؟
نه، به ذهن من که نميرسه
به نظر ميرسه با يک آتشافروز سريالي سر و کار داريم
اينو نگاه کن
مورچهها
به نظر مياد جشن گرفتند
اوه. شما مالکيد؟
!اوه
آره. سوزي گريفين، آره
شانس آورديم همهجا رو آتيش نزدند
ميتوني به هر دليلي فکر کني
که کسي بخواد چنين کاري بکنه؟
کارمند يا مشتري ناراضي نداري؟
نه تا جايي که من خبر دارم نه
در ساعتهاي اوليه يک آتشسوزي ديگه رخ داده
در مزرعه وينکاراج من شنيدم
لوسي فيرليو ميشناسي؟
آره، ميشناسم
طرفدارش نيستي؟
اون يک شهرتي داره، همين
چه جور شهرتي؟
اوه. بهتره از کارگران سابقش اينو بپرسي
من مطمئنم لوکاس راه خروج خودش از اين قضيه رو پيدا ميکنه
هميشه ميکنه
هيچ دودي بدون آتيش نيست اگه از من بپرسي
...فقط
سلام، مارگو
هيچ دودي بدون آتيش نيست- قطعا نيست
آره، داريم برميگرديم
خيلي خوب. ما با تمام کارگران سابق مزرعه وينکارج صحبت کرديم
به نظر ميرسه لوکاس فيرلي
يک ذره نسبت به کارگران مونثش، حساسه
تنها کسي که گزارش ميده يک کارگر فصليه
No comments yet. Be the first to leave one.