Billions

Billions

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 4

ข้อมูลรุ่น

Billions S04E10 XviD-AFG
Billions S04E10 480p x264-mSD
Billions S04E10 WEBRip x264-ION10
Billions S04E10 720p WEB x265-MiNX
Billions S04E10 720p WEB-DL H264-[MOVCR]
Billions S04E10 720p WEB HEVC x265-RMTeam
Billions S04E10 720p WEB H264-MEMENTO
Billions S04E10 1080p WEB H264-MEMENTO
Billions S04E10 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Billions S04E10 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
ความคิดเห็นโดย Hitman007
█❝ H1tmaN امـیـر ❞█ 📣 T.me/IR_Billions 📣

แท็ก

x264
480p
480
XviD
เผยแพร่เมื่อ: 2019-06-03
ดาวน์โหลด: 39
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

‫آنچه گذشت...

‫دکتر رودز، جواز پزشکی شما تحت تجدیدنظرـه.

‫ببخشید، چرا؟

‫اتهاماتی مبنی بر سوءاستفاده پزشکی مطرح شده.

‫تو گزارش منو به هیئت پزشکی دادی؟

‫بله، اینکارو کردم.

‫می‌خوای بگی انتظارشو نداشتی؟

‫کمکم کن، چاک، وگرنه از دست میرم.

‫کاری کنم بیخیال رسیدگی بشن؟

‫کاریه که تو می‌تونی بکنی.

‫فردا اولین روز ربکا کنتو

‫به عنوان مدیر عامل سیلرز ـه.

‫می‌خوام روز بدی براش باشه.

‫من می‌خوام از هیئت مدیره کناره‌گیری کنم.

‫- منم همینطور ‫- چطور شد؟

‫ما سهاممون رو فروختیم.

‫به کی فروختید؟

‫تیلور میسون.

‫برای درخواست شنود و ضبط مکالمات اومدم اینجا.

‫برای چاک رودز، به علت فساد عمومی.

‫رابطه بین قاضی یاد شده و آقای رودز

‫دلیل بیشتری برای الزام این شنود ـه.

‫خوب عمل کردی.

‫حکم شنودت رو گرفتی.

‫برای توسعه‌ام به مشکل مالی برخوردم.

‫خب چطور قرار پوست ِاین حروم...

‫حالا بگیر بشن، آقای وزیر ‫حرفای زیادی برای گفتن داریم.

‫اخبار مثبت، پدر.

‫بانک ایالتی قطر قراره لیست ‫محدود شده رو کنار بزنه

‫و آماده است یه وام تپل بهت بده.

‫در این باره مطمئنی؟

‫مستقیماً از وزیر خزانه‌داری گرفتمش.

‫طی سال گذشته، خونه‌ی شما ‫به مالکیت در اومده.

‫آره، همسرم به یه مقدار پول دست پیدا کرد.

‫متاسفم، تو... ‫حوله‌ای چیزی لازم نداری؟

‫من راحتم.

‫هیئت پزشکی...

‫متاسفم، ویندی.

‫مجبوری شانست رو در برابرشون امتحان کنی.

‫پس می‌دونم که قابل انجام شدن نبوده.

:ترجمه و زیرنویس از امـیـر سـتـارزاده Am1Я H1tmaN

Billions.S04E10: روز اول سال نو 98/03/11

‫بانکی که از لیست محدود شده کنار زدم...

‫بانک ایالتی قطر...

‫درسته. یه گزارش رسید.

‫مجبورم برگردونم‌ـش به لیست محدود شده.

‫لعنتی.

‫باید همدیگه رو ببینیم. همینطور پدرت.

‫روز اول سال نو چطوره؟

‫همه جا ساکت ـه... ‫

‫سال نو مبارک

‫قطعا. توام همینطور.

‫دقیقا همونطور که برنامه داشتم سپریش کنم.

‫تو رو از کجا کشوندن اینجا؟

‫ترکیه. تو چی؟

‫جزایر سن بارتلمی

‫من برام مهم نیست.

‫اگه به خاطر این شغل نبود، تنها راهی که

‫می‌تونستم سن بارتلمی رو ببینم ‫در شبکه «مسافرت» بود.

‫تازه اگه می‌تونستم پول کابل‌ـش رو بدم. بیخیال. ‫(شبکه کابلی پولی)

‫می‌تونم برنده بشم، درسته؟

‫اگه اینطور فکر نمی‌کردیم در حال آماده سازی نبودیم...

‫لعنتی

‫تو فکر نمی‌کنی بتونم ببرم.

‫اگه اکس این فکرو می‌کرد، با اسکایپ ‫تماس تصویری می‌داد؟

‫اگه اینجا بود بهتر میشد.

‫همیشه هست. ولی پسراش هوس ‫کرده بودن برن «فیجی»

‫اسکایپ مثل حضور داشتن نیست.

‫ولی گمونم خوب باشه.

‫باید بهتر از خوب باشه.

‫امروز باید کاملا واقعی رفتار کنی.

‫قراره بهت سخت بگیریم.

‫چون وقتی با هیئت پزشکی رو به رو بشی

‫و جوازت شرط معامله باشه، ‫بی‌رحمانه خواهد بود.

‫- اینا آدمای باهوشی هستن ‫- می‌تونم برنده بشم؟

‫باید هیئت رو مجاب کنی که کارت با تیلور

‫با همه‌ی افراد اینجا، بخشی از کار پزشکیت نیست.

‫که جلسات جزوی از اونا نیستن.

‫که اونا جلسات بهبود عملکرد هستن.

‫که تیلور یه بیمار نبوده، بلکه یه مشتری بوده

‫کسی که از حریم خصوصی بین ‫دکتر و بیمار لذت نمی‌بره...

‫اورین

‫می‌تونم . برنده . بشم ؟

‫وقتی کار امروزشون تموم شد بهت خبر میدم

‫دوستان قدیمی دشمن می‌شوند ‫دشمنان قدیمی ...

‫ما هرگز دوست نبودیم.

‫خب، کی این جلسه رو شروع می‌کنیم...؟

‫می‌دونم: فقط صبح رو وقت داری...

‫نه من مشتاقم. مشتاقم که از همه ‫این چیزا خلاص بشی، فقط همین.

‫تا وقتی که بشه قبل ظهر تمومش کرد.

‫خب، همگی اینجا هستیم. پس بیاید شروع کنیم...

‫خب، دیگه تقریبا وقتشه.

‫منتظرتون بودم.

‫تو اینجایی!

‫بیاید اینو برنده بشیم.

‫آره. چند ساعت پیش فرود اومدم.

‫موج‌ها یکم بزرگ بودن.

‫یه صدف پای «گوردی» رو خراش داد.

‫تخته‌ی موج سواری «دینی» از وسط نصف شد.

‫صندلی‌های جلوی بازی تیم «رنجرز» ‫رو برای فردا داریم

‫خوشحال بودن که سریع از اونجا بزنن بیرون.

‫انتظار نمی‌رفت اینجا باشی.

‫قانع کننده است.

‫دکتر رودز، ما این جلسه‌ی رسیدگی رو

‫برای تخطی اخلاقی شدید شما و

‫سواستفاده از یادداشت‌های بیماران برگزار کردیم.

‫درمورد ماهیت جلسات‌تون با تیلور میسون بهمون بگید.

‫من هرگز درمورد چیزی که با بیمارانم ‫بحث می‌کنم صحبت نمی‌کنم.

‫پس تیلور بیمار شما بوده؟

‫اگه ما نقض عهد پیدا کنیم، اون وقت میشه

‫نقض عهد محرمیت دکتر-بیمار.

‫موکل. منظورم موکل بود.

‫تیلور موکل من بود

‫و در جلسات بهبود عملکرد شرکت می‌کرد.

‫باید فرض بگیریم ویندی رودز

‫برای جلسه کاملا آماده و متمرکز هستش.

‫من ترسوندمش. ترسیده بود.

‫و بعدش من ترسوندمش.

‫ولی من و سارا شک داریم، که ‫ویندی دوباره به خودش بیاد

‫و اینکه کشته میشه.

‫پس باید محکم تر بکشیمش.

‫اینکارو باید بکنی، تیلور.

‫بهم بگو بکشم، منم می‌کشم.

‫بیاید بریم سر وقتش.

‫دیشب که منو کشتی :)

‫برای شب سال نو چیکار کردید؟

‫من بیشترشو موندم خونه و مطالعه کردم.

‫منم همینطور.

‫تو موندی خونه... این کارا از تو ...

‫نه همینطور.

‫منظورم این بود که کار خاصی نکردم.

‫شب معمولی. میدونی؟

‫ترجیح میدم شبی مهمونی برگزار کنم که بیرون نباشن.

‫پس فقط با چندتا از دوستام رفتیم شام.

‫یه دوست.

‫ای کاش می‌دونستم داری چوب کاری می‌کنی، لارن.

‫سال نو مبارک! درسته؟

‫سلام

‫ایشون «لانی واتلی» هستن.

‫اون تحت فرمان رودز در دادگستری ‫جنوبی یه ستاره بود.

‫چاک منو آموزش داد. به صورت ‫نزدیک باهاش کار کردم.

‫اینو می‌تونم بهتون بگم: ‫اگه اون داره همسرشو برای

‫جلسه رسیدگی آماده می‌کنه، ‫همسرش کاملا آماده خواهد بود.

‫آماده کشتن خواهد بود.

‫مطلقاً هرچیزی که

‫برای بردن لازم باشه میگه.

‫حقیقت باشه یا نباشه.

‫الان رابطه‌تون با اونا چطوره؟

‫- باید اینو بدونم... ‫- از من آتو دارن؟

‫نه. ندارن

‫سارا برام گفت بین شما و ویندی چه اتفاقی افتاده.

‫و تجربه‌ی من هم مشابه بود.

‫چیزی نمونده بود اخراج بشم.

‫مثل «سمی هیگار» در گروه موسیقی «ون هیلن».

‫چون در نهایت، فقط رودز ـه

‫که کار رودز رو درست می‌کنه.

‫خیلی شبیه اکسلرادهاست.

‫در هر صورت، بریم ترتیبشونو بدیم.

‫اینکارو می‌کنیم. ولی باید بدونید:

‫اگه این مساله رو پیگیری کنید، برای ‫شما خالی از ریسک نخواهد بود.

‫من ترسی از حمله‌ی اونا ندارم...

‫اگه برای شهادت دادن علیه ویندی بری

‫اونا می‌تونن اطلاعاتی رو درموردت مطرح کنن

‫اطلاعاتی که دلت نمی‌خواد بیرون بره.

‫گوه کاری میشه. اطلاعات درز می‌کنه.

‫به طور غیر منتظره، رفتار و اعمال ‫شما تحت پرسش قرار می‌گیره.

‫اونا اینطوری عمل می‌کنن.

‫نمی‌خوایم سرمایه‌گذاران‌مون

‫درمورد خصلت‌های بد خصوصی‌ت چیزی بدونن...

‫این چیزی هست که بخوای در نظر بگیری، تیلور؟

‫ارزش در نظر گرفتن داره...

‫و حالا در نظر می‌گیریم. شاید برگردیم بهش.

‫ولی اول، بیاید بفهمیم

‫چطور میشه جواز لعنتی ویندی رو ازش گرفت.

‫می‌دونید چطور برنده میشیم؟ ‫چون من می‌دونم.

‫کاری می‌کنیم تیلور پیداش نشه.

‫همکاری‌شون رو با هیئت پزشکی متوقف کنن.

‫درسته، اگه تیلور پیداش نشه

‫یا از اظهارات رسمی خودداری کنه

‫کاری که ویندی کرده... این مساله ناپدید میشه.

‫اگرچه این اتفاق نمیوفته.

‫خب. شاید بتونم وادارش کنم تا اتفاق بیوفته.

‫چیزی بهشون پیشنهاد بدم که نیاز دارن.

‫اهرم فشار درست کنم. می‌دونید که، ‫از همون کارایی که می‌کنم.

‫اوه... نمی‌تونم اینو توصیه کنم...

‫حرکت پرمخاطره‌ای ـه، بابی.

‫موافقم. اگه تیلور موافقت نکنه

‫و در عوض قضیه رو به هیئت بشه، بدتر به گا میریم.

‫خب چارل، اگه کاری که ازت خواسته شده بود می‌کردی

‫هیچ کدوم اینا اتفاق نمی‌افتاد.

‫تیلور می‌بایست الان با

‫مشکلات حقوقی خودش دست و پنجه نرم می‌کرد...

‫فکر نمی‌کنم برای این یکی من ‫مورد سرزنش باشم، باب

‫این تلفات جنگ جناحی شماست...

‫بسه !

‫تیلور رو نمیشه خرید، نمیشه نظرشو عوض کرد

‫و تلاش برای این کار، فقط بدترش می‌کنه.

‫نمی‌تونم اجازه بدم هیچکس دخالت کنه ‫و ازشون بخواد بیخیال بشن.

‫اون حس خرسندی لعنتی رو به تیلور نمیدم.

‫ببخشید مجبورم بکشونم‌تون ‫بیرون، ولی یه مشکلی هست.

More Farsi Persian subtitles for Billions

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left