200 บรรทัดแรก
هماهنگ با نسخه بلوري کاري از JiG
تيم ترجمه ي سايت آشوک فيلم تقديم ميکند
سومين زيرنويس ترجمه شده توسط سايت آشوک فيلم
مترجمين
Ashook
Elaheh
اميدوارم از تماشاي اين فيلم لذت ببريد
مسيح رنج ميکشيد
تا اينکه دنيا به پايان رسيد
متاسفم آقاي کلين براي اين قرارداد اشتباه
من معذرت ميخوام
من ميترسم که اين به همه سرايت کنه
من فقط يه پسر دارم اسمش هست شيتائو
سه سال پيش بدون هيچ توضيحي
اون رفت آسيا
يه سال بعد از رفتنش يه تلگرام واسم فرستاد
از جزيره ي مينداناو در فيليپين
اون ازم خواست که ده هزار دلار به حسابش واريز کنم
من بدون هيچ سوالي اين کار رو کردم
يه ماه بعد اون ازم خواست که دوباره بهش پول بدم
اين دفعه من يه کاراگاه فرستادم مردي به اسم وارگاس
وارگاس 6 هفته تحقيق کرد و فهميد که
پسر من تو يه يتيم خونه زندگي ميکنه
که توي اون يتيم خونه کارگران معدن طلا زندگي ميکردن
مدتي بعد من يه تلگرام از وارگاس دريافت کردم
اون گفت که همه چيز روبراهه
که من ميتونم پول بفرستم که اين پول واسه يتيم خونه استفاده ميشه
منم پول فرستادم
سيزده ماه گذشت و من هيچ خبر جديدي ازش نداشتم
و من هيچ جور به وارگاس دسترسي نداشتم
اصلا ميدوني که پسرت واسه چي رفت؟
توبايد اينو بفهمي آقاي کلين
که من بزرگترين شرکت داروسازي در جهان رو دارم
من اين امپراتوري رو از هيچي ساختم کلي واسه ساختنش جون کندم
شايد من زيادي به پسرم سخت گرفتم
وقتي که ده سالش بود
من فقط پسرم و همونجايي ديدم که
تو الان نشستي
لطفا پيداش کن
شما اختيار تام داريد آقاي کلين
هرچقدر که نياز داري خرج کن
فقط لطفا پسرم رو بهم برگردون
از کي و از کجا شما تحقيقاتتون رو شروع مي کنين؟
من يه کار ديگه دارم که بايد طي چند روز تمومش کنم
من فکر کنم که از مينداناو شروع کنم جايي که وارگاس غيب شد
خيلي خوبه آقاي کلين
ممنونم
يکي بهم گفت
که سه تا مرد رو ديده که به شيتائو شليک کردن
قضيه واسه هفت ماه پيشه
اونا جسدشو بردن به جنگل و يه جايي همون اطراف دفنش کردن
واسه چي اونا کشتنش؟
اول از همه اينکه شيتائو يتيم خونه رو با پول پدرش ميچرخوند
بعدش يه روز صبح
اون خودش رو تو همين اتاق سه روز بدون غذا حبص کرد
و وقتي که اومد بيرون
اون مستقيم رفت سراغ پولدارترين معدندار ان اطراف
که ازشون طلب بخشش کنه
يه مرد هيچوقت از کسي چيزي نميگيره
پس شيتائو نشست رو زمين دقيقا روبروي خونه ي مرده
و ساعت ها صحبت کرد ساعت ها و ساعت ها
اون مرد نتونست که ردش کنه بره
اون حتي نگرفت بزنتش و هيچي هم بهش نميگفت
بعد. . يه شب
اون مرد اونو کشت
ميخوام باهات مشورت کنم وارگاس
اگه ميبيني که من اينجام به خاطر اينه که يه تماسي بهم شد
که پدر شيتائو بود
يه چيزايي بهم گفت
اون يه خواهر داره که تو هونگ کونگ زندگي ميکنه
به غير از شيتائو اون دختر تنها کسيه که واسه اون باقي مونده
دو روز پيش اون ميره سر خاک پدر و مادرش
و ميبينه که گل هاي روي خاک هنوز تازه هستند
پس به برادرش ميگه
مثل اينکه برادره هم تو هونگ کونگ زتدگي ميکرده و به خواهرش نگفته بوده
وقتي که بهش ميگه که ديگه تو لس آنجلس زندگي نميکنه
طبيعتا اونا فکر ميکنن که شيتائو بوده که اون گل ها رو اونجا گذاشته
ثابت کردنش خيلي سخته
اين چيزيه که من ميگم
ولي اونها از من ميخوان که به هونگ کونگ برم و اوببينم اوضاع از چه قراره
من هيچ دليلي ندارم که به حرفي که اون مرد بهم زد شک کنم
اون ديده که شيتائو توسط سه تا مرد به قتل رسيده
ولي من هيچي به کارفرمام نگفتم
چون دليل واقعي واسه اثبات مرگش نداشتم
همه چي نشون ميده که اون مرده ولي
حسم بهم ميگه
که اون زنده است
اگه جاي تو بودم حتما ميرفتم هونگ کونگ
مرسي
اين عکسيه که من از شيتائو گرفتم
فکر کنم که اين عکس تقريبا جديد باشه
لطفا پسر منو نجات بده نجاتش بده
لطفا پسرمو نجات بده
تو حالت خوبه؟
مرسي مرسي مرسي
سلام. . من دنبال کارآگاه جو منگ زي ميگردم
ميتونم کارت شناساييتونو ببينم؟
هي. . حالت چطوره؟ خوشحالم که ميبينمت
منم خوشحالم که ميبينمت
چه خبرا؟؟ اون کيه؟؟
سو دونگپو . . يه عوضي
ميخوام امشب ببرمت با هم يه شامي بخوريم
شرمنده من يکم کار داشتم
مسئله اي نيست کي شکايت کرده؟
خوب. . دنبال يه کسي ميگردي توي هونگ کونگ ؟
آره
چه مشخصاتي ازش داري؟
اسمش و سنش
تحصيلاتش و يه چندتايي عکس
دست راستتو بده بهم
يا علي
اون يکي دستتو نشونم بده
چه اتفاقي واست افتاده؟
تو اينکارو با خودت کردي؟
دنبالم بيا ميبرمت درمانگاه
شايد قيافش کاملا از آخرين عکسي که گرفته فرق کرده باشه
آره . . ممکنه
خواهيم ديد. . بزار ببينيم کامپيوتر درباره آدمت چي بهمون ميگه
چرا همه چيز رو طلايي کردين؟
من دارم خونه ي خدا رو بازسازي ميکنم
خدا داره مياد خدا بين ماست
ببين اون مرد ديوونه ايه که همه چيز اتاق رو طلايي کرده
خدا کيه؟
اون حضرت مسيحه؟ يا بوداست؟
اينجا جاييه که بهترين ماهي رو داره
اگه بخوان يه دونه ازش صيد کنن
بايد صبر کنن که ماهي کم کم 75 سالش بشه
امتحانش کن
نه من نميخوام تورو بکشم
يالا يه کم بخور
چه خوشمزست. . خب بگو ببينم واسه چي از نيروي نظامي اومده بيرون؟
اونا دهن منو سرويس کردن واسه همين منم اومدم بيرون
بخاطر قتل هايي که ميکردن بود
اون
اون 24 نفر رو کشته بود
پيش خودش فکر ميکرد که يه هنرمنده
اون با اجزاي بدن قرباني هاش مجسمه درست مي کرد
مردشورشو ببرن
اين يارو بدن قرباني هاشو خيلي زود کالبد شکافي ميکرد
حتي وقتي که زنده بودن
وقتي اون
واقعا چندش آورده
بعد از گذشت 27 ماه از اين پرونده
فکر کنم که کامل شناختمش
من. . اين تنها راهي بود که من ميتونستم بفهمم که بعدش چي ميشه
خب منم مجبور بودم که مثل اون فکر کنم مجبور بودم مثل اون زندگي کنم. . و ؟
درآخر من فکر کردم که دارم يه ذره آلوده شون ميشم
آره الوده شدي
تونستي بگيريش؟
آره گرفتمش. . آسون بود
آسون بود؟
آره آسون بود
چون
هزفورد آماده ي دستگير شدن بود
آدماي زيادي روي اون پرونده کار ميکردن
ولي اون منو انتخاب کردن
اون تورو انتخاب کرد؟
اون ساعت 4 صبح بهم زنگ زد
بهم گفت که تنها برم خب منم رفتم
توام تنهايي رفتي
تنهايي رفتم و کشتمش
ميدونم چه فکري ميکني
اگه مجبوري که امتحانش کني. . منم مجبورم که کمکت کنم
من ميدونم که ميتونم هميشه روي تو حساب باز کنم
ولي من بدون تو نميتونم
همه هم ميدونن
اونها درباره ي يه پليس حرف ميزنن که بهش ميگن جو منگ زي
تو چي؟
تو فکر ميکني که اون ميتونه کار رو واسه ما سخت کنه؟؟
من بهت احترام ميذارم بهت هم اعتماد دارم
و فقط منتظر تو ميمنونم
که چيزي بهم بدي که من بي خيال بقيه بشم
اون واقعا تورو نميشناسه
اين يه هديه است واسه همسرت
ميدونم که اون خرچنک چيني دوست داره
اينها خيلي تازه اند
من بهت قول ميدم
جو منگ زي نميتونه امسال مزه ي اينارو بچشه
اين تصميم خيلي چيزهارو عوص ميکنه
اين يع تصميم عاقلانه است
پنج ستاره
تو واسه کي کار ميکني؟
بزرگترين شرکت داروسازي جهان
من همه اوضاع رو بدست گرفتم و محدوديتي هم توي خرج کردن ندارم
اگه من جاي تو بودم اينقدر واسه پيدا کردن اين يارو عجله نميکردم
تاحالا توي يه هتل پنج ستاره نخوابيدم
مي فو. . چه خبرا؟
به نظر مياد که استرس داري
سر قمار بدهي بالا آوردي؟
من بايد يه هوايي تازه کنم از نظر شما مسئله اي نداره؟
ميدوني ميتوني کجا بري
فقط ساکت باشين. . ليلي خوابيده
اونو با خودم نگه ميدارم جدا از احترامي که واسه عموش قائلم
ولي بايد جلوشو بگيرم اون يه آدم عجوله
مي فو
واسه چي ناراحتي مي فو؟ سو دونگ پو يه...
فقط ميخواستم که يه هوايي تازه کنم
تو در اماني پول ها رو بريز تو اين کيف
سو دونگپو همين اطراف زندگي ميکنه
ما فقط داريم ميريم ببينيم که بيداره
No comments yet. Be the first to leave one.