Walk Into Your Memory (Go Into Your Memory / Zou Jin Ni De Ji Yi / 走進你的記憶)

Walk Into Your Memory (Go Into Your Memory / Zou Jin Ni De Ji Yi / 走進你的記憶)

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

Walk Into Your Memory 走進你的記憶 E23 @KTteam & @SubDrama
ความคิดเห็นโดย Ro94kgh

แท็ก

bdr
BDR
เผยแพร่เมื่อ: 2022-03-12
ดาวน์โหลด: 13
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

هر گونه استفاده مادي از زيرنويس و کپي برداري بدون ذکر منبع ممنوع است

هاو چیان

بیاین کلاسمون رو شروع کنیم

صبح بخیر استاد

صبح بخیر بچه ها

لطفا بشینید

امروز یه همکلاسی جدید داریم

اسمش لونگ هاو چیانه

لطفا با تشویقاتون بهش خوش آمد بگید

سلام به همگی. من لونگ هاو چیانم

کلی چیز هست که باید از همتون یاد بگیرم

روی اون صندل خالی بشین

بیاین مبحثمون از جلسه ی قبلی رو ادامه بدیم

صفحه ی سی و پنج کتاب ریاضیاتتون رو باز کنید

مفهوم بازه

دو دقیقه وقت دارین که کتاب رو بخونین

آن نینگ

حالت خوب میشه

خوبی؟

ترسوندت؟

خوبم

ادامه بده

بریم

خیلی خستم

خیلی خوب بازی میکنی

خیلی تشنمه

دوست دخترت اینو بهت داده؟

نمیدونم کی اینو اینجا گذاشته

تو برش دار

واقعا؟

مرسی

خیلی گرمه

هاو چیان

خانم و آقای لونگ رفتن سفر کاری

تقریبا یه ماه دیگه برمیگردن

تو خوبی؟

خوبم

مرسی

خودشه

چرا انقدر قیافش آشناست؟

هاو چیان

بهتر نیست بفرستیمش بیمارستان؟

درسته

زخم پیشونیت باید سریعا درمان بشه

سوار ماشین شو

میبرمت بیمارستان

بهش دست نزن

خون میاد

کیفمو دزدیدن

فقط یه کیفه چیز خاصی نیست که

اگه زخمت زودتر درمان نشه

ممکنه عفونت کنه

منو ببر کلانتری

چرا؟

که گزارش بدم

چیز مهمی توی کیفت داشتی؟

...کلید

و 250 یوآن

250?

باشه

اول میبرمت بیمارستان

بعدش میبرمت کلانتری

مرسی

تو شبیه به یه نفری هستی که میشناسمش

اسمت چیه؟

اسمم آن نینگه

اسم اون شخص چیه؟

شاید منم بشناسمش

عمو

چی صدام زدی؟

با اینکه نمیتونم ببینم

...میتونم از صدات تشخیص بدم که

خیلی جوونی

سنت باید از 40 کمتر باشه

...من

عمو

...اسم این تقاطع

رو نوشتی؟

...وقتی پلیس در موردش پرسید بعدا

لطفا شاهدم باش

من وقت ندارم

نگفته بودی که منو میبری کلانتری؟

خیلی سرم شلوغه

بعد اینکه بردمت بیمارستان

باید برم

خودت باید بری کلانتری

باشه

... راه بیمارستان تا کلانتری رو

بلد نیستم

حتی ممکنه راهمم گم کنم

یا گیر آدم بدای دیگه ای بیفتم

...ولی ازت ممنونم که

منو میبری بیمارستان

نگران نباش

ازت تشکر میکنم

یه مرد خوب همیشه خوشبخته

بچه هم داری؟

...من

نه ندارم

...وقتی که بچه دار بشی میفهمی

که یه پدر وقتی بچش توی دردسره

چقدر نگران میشه

...اگه بابام بفهمه که گیر آدم بدی افتاده بودم

قطعا خیلی ناراحت میشه

...احتمالا همون موقع آرزو میکرد که یه آدم مهربون

...منو ببره بیمارستان

و کمکم کنه به پلیس گزارش بدم

یا مثلا منو برسونه خونه یا همچین چیزی

...به نظرم

خیلی ناراحت میشه

حرف نزن

...هرچی بیشتر حرف بزنی

خون ریزیت بدتر میشه

اونی که گفتی شبیه منه، کیه؟

اشتباه کردم

تو اصلا شبیهش نیستی

...عمو

بهم نگو عمو

چی میخوای بگی؟

خان عمو

پس همون عمو صدام کن قربون دستت

عمو

...من

نمیخواستی یه چیزی بگی؟

چرا ادامه نمیدی؟

یادم رفت چی میخواستم بگم چون وسط حرفم پریدی

پس ولش کن

شخصیتاشون خیلی متفاوتن

ممکن نیست خواهر باشن

نگران نباش

به زودی مجرم رو دستگیر میکنیم

ممنون افسر

خونت کجاست؟

میرسونمت

نه دستت درد نکنه

داشتم بازیگوشی میکردم

...ازت ممنونم که

منو آوردی کلانتری

باشه

میشه اسم و اطلاعات تماست رو بهم بگی؟

تا جبرانش کنم

نیازی نیست جبرانش کنی

...از اونجایی که چشمات مشکل دارن

دفعه دیگه بیشتر مواظب باش

برات بستنی میخرم

تو اصلا پول داری که بخوای برام بستنی بخری؟

مشکلی نیست

باهام بیا

حالت خوبه؟

خوبم

بزار بهت کمک کنم

اوه نه

برگه ی بررسی سلامتم توی کیفم بوده

دوشنبه ی بعدی لازمش دارم

برگه بررسی سلامتِ چی؟

چشمام

...چطوری

کور شدی؟

...مامانم گفت

وقتی دو سالم بوده چشمام مشکل داشته

اون موقع تشخیصش ندادن

برای همین درمانش دیر شد

آخرشم اینجوری شد

قابل درمانه؟

...دکتر گفت وقتی که پیوند قرنیه کنم

میتونم دوباره ببینم

ولی قرنیه به همین راحتیا هم گیرم نمیاد

...اینکه نتونی ببینی

حتما خیلی ترسناکه

بهش عادت دارم

...با اینکه نمیتونم ببینم

میتونم بشنوم و بو بکشم

اونم خیلی بهتر از بقیه آدما

...از صدات میتونم تشخیص بدم که

از سن واقعیت خیلی جوون تری

بیا سریع بخوریم

بعد اینکه تموم شدیم میبرمت خونه

نه مشکلی نیست

خونم نزدیکه

مطمئنی؟

نگران نباش

آن نینگ

تموم که شد یکمم با خودت ببر

ممنون خاله وانگ

خاله وانگ همیشه خوراکی مجانی بهم میده

فقط آروم برو دنبالش

نترسونش

باشه

مرسی

با اینکه چشماش نمیبینه

...خیلی خوش بینه

و لبخند شادی هم داره

آن یی؟ آن نینگ؟

ممکنه خواهر باشن؟

بله

خواهرمه

سه روز روشنایی

عمو شی

هاو چیان

صدام زدی؟

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left