200 บรรทัดแรก
متاسفم که نمیتونم تا آخرش کنارتون بمونم
پدر حرفاشو باور نکنید
عکسای سوجون تو بهترین زمان منتشر شد
و معلوم شد اون پشت این قضیه بوده
راسته؟ - اشتباه شده قربان -
چه مزخرفی به رئیس گفتی؟
خانم هونگ رو برگردون سرکار - پدر -
نشنیدی چی گفتم؟ برو
اگه بتونی خانم هونگ رو متقاعد کنی
میشی جان دارک
قهرمانی که شرکت ال اکس رو از شرایط بحرانی نجات میده
ولی مگه بعدش اعدام نشد؟
همه تو خانواده چویی احمقن
چطور تو این موقعیت طرف منو نمیگیره؟
اون همیشه طرف خانم هونگه.اصلا عجیب نیست
مامانت وقتی نامه استعفا رو داد چی گفت؟
گفت باید بیخیال عشق یکطرفه اش بشه
خانم هونگ
سوجون،چرا هیچی نمیگی؟
برای یه کاری اومدی اینجا
واقعا به کمکتون نیاز دارم
مامانم امروز نامه استعفاش رو تحویل داد
میخواد نوه هاش رو بزرگ کنه
باهاش قرار میزاری یا نه؟ واقعا باهاش قرار میزاری؟
...سویو راجع به دروغی که به سوجون گفتیم
چطوره واقعیش کنیم؟
منم دوستت دارم
درصد توجه من الان روی 99 ولی مامانم و سودام متمرکزه
اگه با کسی مثل من قرار بزاری
پایان خوشی نداری
مسئله اینه که ما فقط برای اولین دوره درمانش پول کافی داریم
دلار 20،000 پس آدمای مریض فقط باید بمیرن؟
این وقت شب از کجا میای؟
چون سرطان دارم مثل احمقا باهام رفتار میکنی؟
چی؟ مامان رفته اونجا؟
دلار بهم بده 20،000
برو بیرون
همین الان از خونه من برو بیرون - نه،نکن -
مامان رفته دیدن بابا؟
یکم اینجا بمون
گفتی دوستم داری،نه؟
...میخوای با من
یه نمایش راه بندازیم؟
گفتی دوستم داری
چی میگی؟
تویی که شروع کردی به بی ملاحظه بودن
با وجود اینکه گفتم دوست دختر دوستتم بازم میخواستی مخمو بزنی
پس بیا با هم قرار بزاریم
واسه همین اینجوری ای؟
آره درسته
تو بهم پول دادی
منم دارم احساساتم رو بهت اعتراف میکنم
لطفا زیاد ناراحت نشو
...اگه شخصا بهت میدادم... - اینو میگیرم
تا دیگه 5000 به علاوه
قبول؟ - جدی میگی؟ -
تو بهم گفتی با زنی که دیوونه پول در آوردنه درگیر نشم
و به زندگی درخشانم تو دنیای پاک ادامه بدم
اونوقت چیشده حالا داری هدایتم میکنی به سمت گنداب؟
گندش در اومد
تو بودی که هی دنبالم بودی
وانمود میکنم چیزی که گفتی رو نشنیدم
...من
پول نیاز دارم
نمیشه به عنوان یه پاداش بهش نگاه کنی؟
از چند نفر میخوای پول بگیری؟
انقدر برای پول خودتو نکش
از دوتا چیز متنفرم
اینکه از خواب بیدارم کنن و اول مشت بخورم
ولی تو هردوتاشو انجام دادی
...پس
تو اخراجی
برای بعضیا
این پول فقط به اندازه خرید درخت برای باغشونه
اونوقت من خودمم بکشم نمیتونم پول بدست بیارم
یعنی چی خودتو بکشی؟
همین شکلی گفتم
نگرانم کردی
راستی،چی میخواستی بهم بگی؟
اگه پیشنهادم رو قبول نکنی عصبانی میشم
چه...چه یونگ - از خونم اومدم بیرون -
حتما دیوونه شدی
ما با هم رفیقیم
بزار تا وقتی که دوباره برای اجاره پول جمع کنم اینجا بمونم
خدای من
چرا وقتی حتی قدرت خوردن یه پوره رو نداری
بلند شدی رفتی اونجا؟
باید میذاشتی سویو تنها بره اونجا
اونوقت فکر کردی سویو جون سالم از اونجا به در میبر؟
چی؟ چیزی شده؟
اون زنیکه دسته گلفش رو چرخوند
دلار بهمون میده 20،000 و گفت اگه بمیرم
...بعد سویو دسته گلفشو گرفت
زدش؟
به سختی جلوشو گرفتم و آوردمش بیرون
خب بهمون پول میدن؟
باید بریم خداروشکر کنیم که سالم از اونجا اومدیم بیروم
بابا چکار میکرد؟
اونو که اصلا حرفشو نزن
اون اصلا آدم نیست
باید به جای اینکه عصبانی بشید درست حرفتونو میزدید
من باید میرفتم اونجا - حرفشم نزن -
تو و سویو هرموقع من درباره بابا حرف میزنم عصبانی میشید
فکر دیدنشم نکن
گفتی دوستم داری،نه؟
...میخوای با من
یه نمایش راه بندازیم؟
الو؟
کیه؟
من یه فروشنده ام که گوشی های غیرقانونی میفروشم
سوجون تویی
خیلی نگران بودم فکر کردم گوشیمو گم کردم
ولی چرا گوشی من دست توئه؟
حتما اشتباه برش داشتم
میشه بعدا بیاریش محل کارم؟
بعد از تموم شدن کارت میتونی بیای ببریش
بدون گوشیم تا عصر دووم نمیارم
پس با پیک برات میفرستمش
هی،اگه یکی برش داره و عکسامو پخش کنه چی؟
تو مسئولیتش رو به عهده میگیری؟
عکسایی داری که نباید کسی ببینه؟
هی،بیخیال.خیر سرم من گوینده ام
باشه من ناهار میخرم.توام بیا بیرون خب؟
باشه وقتی رسیدم بهت زنگ میزنم
هی بابا
هی،سر راهم میام دم خونتون
یه لحظه بیا بیرون
چرا،بابا؟
باید یچیزی بهت بدم
ولی به مامانت و سویو نگو
باشه
خدای من،سنگینه.بیا با هم برش داریم
اشکال نداره.فقط در رو باز کن
هی،نمیدونستم تو اینجایی - باید یه تماس میگرفتم -
دوباره ازت چیزی میخوان؟
آره میخواستن ازم یه چیزی بپرسن
اینا چیه؟
من قراره اینجا زندگی کنم سودام
...اون
از خونه اش اومد بیرون و پول رهنشو داد به ما
اونی
نباید بیشتر تحت تاثیر قرار بگیری؟
قبلا هم همینجوری بود
اونی
میبینی؟
چی یونگ
حالا خوشحالی؟
سلام بابا
هی
حتما به خاطر مامان و سویو شوکه شدی
ببخشید.باید باهاشون میومدم
نزدیک اینجا یه کافیه خلوت هست.میخوای بریم اونجا؟
لازم نیست
بیا
این چیه؟
شنیدم مامانت مریضه
بابا
بهش بگو دیگه هیچوقت نیاد اونجا
به سختی تونستم زنمو راضی کنم ازش
شکایت نکنه
خوب نیست عصبانیش کنید
پس حواست باشه،خب؟ - باشه -
مرسی بابا.خوب ازش استفاده میکنیم
چه یونگ خورشت کیمچی دوست داره
باشه،بعد از اینکه برنج رو پختم کیمچی رو میارم
چکار میکنی؟
مامانم میخواد برات خورشت کیمچی درست کنم
نمیخواد،بیا هرچی تو یخچال هست رو بخوریم
خانم اوه،اگه بخوای با من مثل مهمونا رفتار کنی من از اینجا میرم
چرا پختن خورشت کیمچی مثل مهمونا رفتار کردنه؟
میخوام با منم مثل سویو رفتار کنید
وگرنه از اینجا زندگی کردن احساس ناراحتی میکنم
تنها سرگرمی مامانم اینه که غذاهایی که
دوست داریم رو برامون بپزه
اینکه بگی خوشمزه است و خوب بخوریش بهترین عکس العملیه که میتونی بهش نشون بدی
از کجا میای؟
این چیه؟
این چیه؟ - بابا داده -
چی؟
بابا اومد اینو داد بهم
پس میتونید هزینه کل دوره های درمان رو بدید
خانم اوه به یه چیز بیشتر از خورشت کیمچی احتیاج داریم
تو بهش زنگ زدی؟
نه،اون اول بهم زنگ زد گفت بیام بیرون
واقعا؟
آره
میبینی؟ گفتم همش تقصیر اون زنه است
اون از درون نگران مائه
بازش کن
چقدره؟
دلار؟ 150
فکر کرده داره به گدا پول میده؟
نمیخوای سوپ خماری بخوری؟
تصمیم گرفتم دیگه باهات
سوپ خماری نخورم
چرا؟ من تا حالا خیلی تو رو مست دیدم
واسه اینکه دلم میخواد
چیه؟
اگه مزش بده،باید به اون نگاه کنی نه من
کنجکاو نیستی؟
No comments yet. Be the first to leave one.