Kakuriyo -Bed & Breakfast for Spirits-

Kakuriyo -Bed & Breakfast for Spirits- (かくりよの宿飯)

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

[AnimWorld-Temari] Kakuriyo no Yadomeshi - 15
ความคิดเห็นโดย AHEE
Forums‏‏‏.‏‏‏Animworld‏‏‏.‏‏‏Net

แท็ก

other
เผยแพร่เมื่อ: 2018-09-17
ดาวน์โหลด: 19
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

182 บรรทัดแรก

دنیای انیمه تقدیم میکند

Forums‏‏‏.‏‏‏Animworld‏‏‏.‏‏‏Net

ترجمه و زیرنویس‏‏‏‏:‏‏‏‏

Temari

پس اوریو-یا اینه...

بپر پائین دختر آدمیزاد‏!‏

لطفا بهش بی احترامی نکن‏!‏

این هیده یوشی‏-‏سانه‏،‏ میمونی که تغییر قیافه میده‏.‏

بعد رفتن من اون ارباب جوان اوریو‏-‏یا شد‏.‏

اون یه میمونه‏،‏ مشکلی هم نداره‏.‏‏.‏‏.‏

الان درست مثل اون موقع اس که تازه اومده بودم به تنجین‏-‏یا‏.‏

می خوام به سمت شمال غربی حرکت کنیم‏.‏

رانمارو‏.‏ حواست رو جمع کن مراسم جشن رو به بهترین نحو برگزار کنی‏.‏

درک می کنم‏،‏ اوگون‏-‏دوجی‏-‏ساما‏.‏

‏"‏جشن‏"‏؟ از چی دارن حرف می زنن؟

آئویی‏-‏سان‏.‏

چیه‏.‏‏.‏‏.‏؟ چی شده؟

همینجا برات خوبه عروس غول‏.‏

اینجا کجاست؟

شما اسیرم کردین‏!‏ این یه جرمه‏!‏

تو این سرزمین من قانون می ذارم‏.‏

شوخی جالبی نبود‏!‏ بذار از اینجا بیام بیرون‏!‏

چه زن اعصاب خورد کنیه‏.‏

کم کم داره دلم به حال ارباب تنجین‏-‏یا می سوزه‏.‏

ها؟

هیچ دلمون نمی خواد تو کارای مهم مون دخالت کنی‏.‏

ولی اگه بتونی کمک حالمون بشی‏،‏ می تونم بذارم بیای بیرون‏.‏

این دیگه چه وضعشه‏!‏

یا می خوای برات میزان عشق واقعی ارباب رو بهت محک بزنیم‏.‏

چی؟

اگه واقعا عاشقت باشه‏،‏ ممکنه بیاد و نجاتت بده‏.‏

عشق ارباب‏.‏‏.‏‏.‏

اگه واقعا بلند شه بیاد اینجا‏،‏ واسه تنجین‏-‏یا دردسر درست میشه‏.‏

راستش‏،‏ قبلا هم به اندازه کافی براشون دردسر درست کردم‏.‏‏.‏‏.‏نه‏.‏‏.‏‏.‏؟

آئویی‏-‏سان رو ول کنین‏!‏

نمی دونم حال گینجی چطوره‏.‏

هی‏،‏ خانم‏.‏

واست شام آوردم‏.‏

چی؟

غذا آوردی؟ مرسی‏!‏

سمی که نیست احیانا؟

اگه اینقدر دلت شور می زنه‏،‏ خودم می خورمش‏!‏

نه‏.‏ می خورمش‏.‏

واسه غذا سپاسگزارم‏.‏

اولین غذا که از اشنه دریایی و بونیتو درست شده‏،‏ بوی یوزو هم به مشامم میرسه‏.‏ به به‏!‏

این ماهی حلواست؟

بوی ذهم نمی ده و گوشتش هم مغز پخت شده‏!‏

این برنجم خیلی خوشمزه اس‏!‏

حالا برم سر وقت شومای‏.‏‏.‏‏.‏

شیرینی و بافت نرمش فوق العاده اس‏!‏

خوشمزه اس‏،‏ نه؟

غذای مورد علاقه مه‏.‏

غذایی که آشپزای اوریو‏-‏یا درست می کنن حرف نداره‏.‏

غذاهای دریایی سرزمین های جنوبی هم خوشمزه اس‏.‏

غذامون به پای غذای سرزمین شرقی نمی رسه ولی کیفیت ماهی مون درست مثل ماهی اوناست‏!‏

تو در جریان همه چی هستی‏،‏ نه؟

رانمارو‏-‏ساما بهم گفت که اگه بخوام همچنان اینجا کار کنم

باید راجع به زادگاهم یعنی سرزمین جنوبی یه چیزایی بدونم‏.‏

واسه همین این چیزا رو یادم داد‏.‏

واسه همین منم عاشق رانمارو شدم‏.‏

اسمت چیه؟

من تایچی ام‏.‏ یکی از گنجشگ های شبم‏.‏

خیلی ممنون‏.‏

اینجا هم یه اتاق پذیرائیه؟

خب دیگه‏.‏‏.‏‏.‏ برم یه دوش بگیرم و بعدشم بخوابم‏.‏

آئویی‏-‏چان‏!‏

چیبی‏!‏

چقدر خرده نون بهت چسبیده‏.‏ چی خوردی؟

از اون شیرینی هایی که خودت پختی‏.‏

چه روز طولانی ای بود‏.‏‏.‏‏.‏

اون آیاکاشی ای که اون موقع از گرسنگی و تنهایی نجاتم داد‏.‏‏.‏‏.‏

یعنی ممکنه گینجی‏-‏سان باشه؟

خوابم برده بود؟

گینجی‏-‏سان انتظار داشت این اتفاق بیوفته؟

ممکنه الان گرفتار رانمارو شده باشه‏.‏

خیلی خب‏،‏ می خوام از اینجا فرار کنم‏.‏

آه‏.‏‏.‏‏.‏ مثل اینکه دیشب زیادی پرخوری کردم‏.‏

راستی چیبی یهو کجا رفت؟

آئویی‏-‏چان‏.‏‏.‏‏.‏‏!‏ آئویی‏-‏چان‏!‏

چیبی‏!‏ کجا بودی؟

این کلید اینجاست؟

از اون سگ بی ریخت گرفتمش‏.‏

کارت عالی بود‏!‏

خیلی جالبه‏!‏

چقدر زیبا‏.‏‏.‏‏.‏

هی‏!‏

اینجا چیکار داری می کنی؟‏!‏

خب‏.‏‏.‏‏.‏ اوم‏.‏‏.‏‏.‏ دریا‏.‏‏.‏‏.‏

بهت گفته بودم که همون جا بمونی دختر آدمیزاد‏!‏

اوه‏!‏

اوخ‏!‏ دردم میاد‏!‏ اینجوری دستم رو می شکنی‏!‏

می خوای تظاهر کنی که یه زن ظریف و حساسی؟ خیلی رو مخی‏!‏

انسانها ضعیفن خب‏!‏ مگه تا حالا آدمیزاد ندیدی؟

چرا‏،‏ شیرو رو دیدم‏.‏ این شد که فهمیدم انسانها چقدر آب زیرکاه و شیطان صفتن‏.‏

اونا موجودات کله شق و مزاحمی هستن

که حتی اگه بخوایم بکشیمشون هم دست اجل رو رد می کنن‏.‏

قبل از هر چیز حواست باشه که پدربزرگم‏،‏ شیرو تسوباکی رو یه آدم عادی ندونی‏.‏

آئویی‏-‏سان‏!‏

خیالم راحت شد سالمی‏!‏

منم همین طور گینجی‏-‏سان‏!‏ ببینم این موجود خشن که بلایی سرت نیاورده؟

هوم‏!‏ گینجی‏،‏ یادت هست که روز برگزاری جشن آتش بازی ماهانه چه تصمیمی گرفتی؟

اون وظیفه مو انجام میدم‏.‏

کاری می کنم که به نتیجه برسیم

چون فقط و فقط به خاطر همینه که اومدم اینجا‏.‏

قول دادیا‏،‏ گینجی‏!‏

هر چی نباشه تو نمی تونی از اینجا فرار کنی‏.‏‏.‏‏.‏

نمی تونی از نفرین این سرزمین فرار کنی‏.‏

متاسفم که پای تو رو هم کشیدم وسط‏.‏

عیبی نداره‏،‏ چون اگه دست رو دست می ذاشتم و اجازه می دادم به همین راحتی بری

اون وقت دیگه هیچ وقت به تنجین‏-‏یا برنمی گشتی‏.‏

اینم کار رانماروست؟

طوریم نیست‏.‏ تو خیلی مهربونی‏.‏

شنیدم تو آخرین گنجینه تنجین‏-‏یا هستی‏.‏

گنجینه‏.‏‏.‏‏.‏؟ حالا اینی که می گی اصلا چی هست؟

بانو‏!‏ اونجایی‏!‏

هاتوری‏-‏سان‏!‏

اون یکم چشم چرونه و میوفته دنبال خانم ها‏.‏ اخلاقشم تعریفی نداره‏.‏ پس حواست رو جمع کن‏.‏

می دونم چی می گی‏.‏

دیروز خیلی بدآوردیا‏،‏ خانم جون‏،‏ نه؟

گینجی حتما به تو هم خیلی سخت گذشته‏.‏

هاتوری‏-‏سان‏،‏ احیانا تو از همون اول کار می دونستی چی می خواد بشه؟

چی؟ هاها‏.‏‏.‏‏.‏ خب‏.‏‏.‏‏.‏مطمئن نبودم‏.‏

منظره دریا خیلی قشنگه‏،‏ نه؟

از جواب دادن طفره نرو‏.‏

چی؟ آره‏.‏‏.‏‏.‏ ولی‏.‏‏.‏‏.‏

بیا راجع به آینده مثبت اندیش باشیم‏،‏ گینجی‏.‏

می دونی که هنوز مونده تا به وقت بحرانی برسیم؟

آره‏،‏ اینو خوب می دونم‏.‏

خیلی خب‏،‏ حله پس‏!‏

من اقدامات لازم رو برای برگردوندنت به تنجین‏-‏یا انجام میدم‏.‏ پس فقط منتظر باش‏.‏

هاتوری‏-‏سان داره حرفای دلگرم کننده ای می زنه‏.‏

من مدیر پیشخوان اوریو‏-‏یا هستم‏.‏

دیگه اینجا مثل اون هاتوری ای که تو تنجین‏-‏یا همش تو فاز لم دادن و استراحت بود نیستم‏.‏

خیلی خب‏!‏ حالا بیاین بریم با کارمندای اینجا تو سالن یه صبحونه ای بزنیم‏!‏

در مورد غذاهامون کنجکاوی‏،‏ درسته؟

آره‏!‏

نمی تونم تا وقت خوردن صبحونه صبر کنم‏!‏

آئویی تسوباکی‏!‏ تو محاصره شدی‏!‏

هی‏،‏ هی هیدیوشی‏.‏ حتی من و گینجی رو هم محاصره کردی؟

بوی تنجین‏-‏یا ازتون میاد‏،‏ پس شماها دشمن مون هستین‏!‏

چی شد؟ پس این صبحونه ما چی شد؟

خیلی رو داری والا که با اینکه انگل جامعه ای همچین حرفی می زنی‏!‏

خودتون منو آوردین اینجا‏!‏

آئویی تسوباکی‏!‏ دیگه باید برگردی به سلولت توی زیرزمین‏!‏

لااقل بذارین صبحونه ام رو کوفت کنم‏!‏

آئویی‏-‏سان‏!‏

هی‏!‏ هنوز حموم رو باز نکردین؟

نه هنوز‏.‏‏.‏‏.‏

امروز خیلی زود بلند شده‏.‏

لعنت‏!‏ پدربزرگم همینه دیگه‏!‏

ماتسوبا‏-‏ساما‏.‏‏.‏‏.‏

هوم؟ توئی‏،‏ آئویی؟‏!‏

وایی‏!‏

هوم؟

هی‏!‏ میمون احمق‏!‏

هیچ می دونی داری به آئویی دلبندم صدمه می زنی؟‏!‏ ای میمون کله پوک‏!‏ میمون عوضی‏!‏

چی‏.‏‏.‏‏.‏؟ ولی این زن از تنجین‏-‏یا اومده‏.‏

بهش نگو ‏"‏این زن‏"‏‏!‏ اون آئویی عزیز خودمه‏!‏

بانو آئویی‏!‏ لطفا پادرمیونی کنین‏!‏

چی؟

ماتسوبا‏-‏ساما‏!‏

هوم؟

ماتسوبا‏-‏ساما‏.‏ نباید اینقدر خودخواه باشین‏.‏

من سحرخیزم و هیچ خوشم نمیاد چشم انتظار بمونم‏.‏

با تو هم که خیلی بدرفتاری کردن‏،‏ واسه همین‏.‏‏.‏‏.‏

به خاطر همین حالا می خواین اوریو‏-‏یا رو مثل اون سری توی تنجین‏-‏یا رو سرشون خراب کنین؟

من فقط نمی تونم تا جشنواره آتش بازی منتظر بمونم‏!‏ می خوام برگردم به کوه شومون‏!‏

چی؟‏!‏

لطفا صبر کنین ماتسوبا‏-‏ساما‏!‏ این جوری ما رو می ذارین لای منگنه‏!‏

درسته‏،‏آقاجون‏!‏ نمی تونین باهامون همچین کاری کنین‏!‏

لعنتی‏!‏ الانه که بزنه بکشتم‏!‏

هاتوری‏!‏ ای عوضی‏!‏

لطفا فرار کنین ارباب جوان‏!‏

لازم نیست تو بهم بگی‏!‏

‏-‏‏-‏وایستا ببینم‏!‏ ‏!‏‏-‏‏-‏عمرا

این همه سر و صدا به خاطر چیه؟‏!‏

‏-‏هی‏،‏ وایستا ببینم‏!‏ ‏-‏‏-‏وایستا‏!‏ نه‏،‏ یکی به دادم برسه‏!‏

ببینا‏،‏ تانگوهای پدر و پسر دارن با هم دعوا می کنن‏.‏‏.‏‏.‏

ماتسوبا‏-‏ساما‏!‏ لطفا آروم باشین‏!‏

هوم؟ تو روباه نه دم تنجین‏-‏یا هستی‏!‏

چطور جرات می کنی بهم بگی آروم باش‏،‏ کله پوک‏!‏

می خوام هاتوری رو با دستای خودم تا می خوره بزنم‏،‏ همین‏!‏

More Farsi Persian subtitles for Kakuriyo -Bed & Breakfast for Spirits-

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left