200 บรรทัดแรก
پارک یون جه
کانگ ته سونگ
سو هیو ریم
جین یه سول
این زندگی منه
قسمت سی و هفتم
خوب بخوابی ممنون
هی، چویی شی وو
تو...
هنوزم دور و بر جین آه پرسه میزنی؟
تو اینجا چیکار میکنی؟
به تو ربطی نداره
چرا با جین آه صمیمی شدی؟
چطور؟
جین آه دوست دخترته؟
مگه قرار نیس بزودی ازدواج کنی؟
پس چرا با جین آه صمیمی شدی؟
بخاطر اینکه، جین آه رو دوست دارم
دوسش داری؟
جین آه رو دوست داری و میخوای با یه دختر دیگه ازدواج کنی؟
فکر میکنی این منطقی به نظر میاد؟
برای آدمایی مثل ما، ازدواج مثل یه معامله تجاریه
فقط بخاطر اینکه جین آه رو دوست دارم بی دقتی نمیکنم و روی همه چی ریسک نمیکنم
انقدر مزخرف نگو
آدمایی مثل تو رو درک نمیکنم
دوست داشتن یه نفر و ازدواج با یکی دیگه؟
من همچین منطق مسخره ای رو درک نمیکنم
به گریه انداختن یه دختر بخاطر همچین چیزی...
مطمئنا نامردی به حساب میاد
واسه همین حریفم نمیشی
جین آه و من به همدیگه اعتماد داریم
با این وجود، چرا تو دخالت میکنی؟
جین آه نه
اون خیلی زجر کشیده
چرا میخوای اوضاع رو براش بدتر کنی؟
خودت چی؟
تو که بیشتر از 30 سال میشناسیش براش چیکار کردی؟
موقعی که بخاطر مشکل مالی زجر میکشید
و مجبور شد حتی خانواده ـش رو ول کنه براش چیکار کردی؟
فکر میکنی اگه فقط نگرانش باشی مشکل حل میشه؟
اگه فقط از عشق حرف بزنی و هیچ کاری نکنی
فقط یه باری به مشکلاتش اضافه میکنی میدونستی؟
من به مشکلاتش اضافه میکنم؟
حرفمون تموم شد؟
نامزدم امشب میاد خونه ـمون پس وقت زیادی ندارم
و مطمئنم که تو هم وقت نداری تو رابطه عشقیم دخالت کنی
مسابقه نزدیکه
یه پسر خیلی پولدار...
و خیلی باهوش این کارو کرد
اون همه بدهی جین آه رو داد
نکنه تو بودی؟
تو بدهی جین آه رو دادی؟
آره
آخرین بارت باشه
اگه دوباره دور و بر جین آه پرسه بزنی،
اصلا نمی بخشمت
باید غذای غربی درست میکردین
یه دختر که میخواد برای اولین بار با خانواده شوهر آینده ـش غذا بخوره
باید با دستاش پاهای خرچنگ و گوشت دنده بخوره؟
من خیلی زحمت کشیدم چرا غر میزنی؟
اصلا نمیشه باهات صمیمی شد
غر نمیزنم. دارم حرف منطقی میزنم
اگه نمیدونستی باید ازم می پرسیدی
تو گفتی نمیدونی و شی وو گفت هر چی خودم دوست دارم درست کنم
خب باید چیکار میکردم؟
همه جور غذا درست کردم که بتونین از بین ـشون انتخاب کنین
چرا بهم چشم غره میای؟ سلیطه
سلیطه؟
ای وای. چطور میتونی انقدر بد دهن باشی؟
چی؟ بد دهن؟
داری به کی میگی بد دهن؟ عفریته
عفریته؟
وای سرم خانم، خواهش میکنم
ای وای. به نظرم اومده
خدای من. خیلی خوشگله
ممنون، سو جونگ
ممنون که دعوتم کردین
شی وو باهات نیومده؟
گفت میره کارخونه و ممکنه یه کم دیر بیاد
بهم گفت چون شما دعوتم کردین زودتر برم
نمیتونم درکش کنم
وقتی اولین باره داری میای اینجا چطور تونست تنها بفرستت؟
بعدا سرزنشش کن
واقعا؟
کی رو سرزنش کنه؟
شی وو
نمیخوام سرزنش بشم نمیشه این دفعه رو گذشت کنی؟
وقتی برای اولین بار میومد اینجا باید همراهیش میکردی
گذشت نکن
اگه به مَردا آسون بگیری بعدا دوباره همون اشتباه رو تکرار میکنن
باشه. ببخشید
من گشنمه. میشه بعد از شام سرزنشم کنین؟
باشه
خانم یانگ، شام آماده ـس؟
عجبا، وقتی اونا اینجا نبودن بهم چشم غره میومد
اما دیدی چطوری صداش عوض شد؟
آیگو، اون یه روباه مکاره
آماده ـس
ببخشید
برای اولین بار اومدی اینجا منم یه غذایی درست کردم که خوردنش برات راحت نیس
دفعه بعد که بیای غذایی که دوست داری رو درست میکنم
نه، از همه این غذاها خوشم میاد
ممنون بابت غذا
آیگو، تو خیلی مهربونی
اما خیلی لاغری
کمرت خیلی باریکه
نمیدونم واسه بچه جا داری یا نه
خانم یانگ! ترسوندی منو
چطور میتونی با کسی که برای اولین بار اومده اینجا، انقدر بد حرف بزنی؟
آخه، اون قراره با شی وو ازدواج کنه و از سر نگرانی این حرفو زدم
چرا انقدر ازم عصبانی میشی؟
اشکال نداره، مادر
میخوایم یه شام آروم داشته باشیم پس تنهامون بذار
چه خوب. ما هم میریم غذا میخوریم
بیا بریم خانم هو باشه
صبر کن، خانم هو باید اینجا بمونه
داری میگی اون الان نباید غذا بخوره؟
میوه و دسر تو آشپزخونه ـس
فقط یه کم چایی درست کن
اون قراره عروست بشه پس باید بدونه چطوری چایی درست کنه، مگه نه؟
باشه
بیا بریم
ممنون
اون بال مرغ رو به رون مرغ ترجیح میده
آیگو، عجبا
فقط بخاطر این بود که همه رونای مرغ رو میدادی به نام جین
واسه همین هیچ چاره ای بجز خوردن بال مرغ نداشتم
خودت میگفتی میخوای بال مرغ بخوری و عاشق بشی
میخواستم
اما فرشته ـم، راضی نمیشه
اگه نمیخواین بخورینش، بیخیال
داری چیکار میکنی؟
وقتی یه چیزی میدی نباید پسش بگیری
هر چقدر دلتون میخواد بال بخورین
آیگو، از وقتی شروع کردی با خانم یانگ نشست و برخاست میکنی
تو هم عوض شدی، خانم هو
چرا هر چی میگم مخالفت میکنی؟
مگه من کیسه بوکس یا همچین چیزی ام؟
آیگو... اما...
چرا نام جین هنوز نیومده خونه؟
سرپرست تیم باید همه کارا رو کنه؟
آیگو، از کجا بدونم؟ حتما رفته پول پیدا کنه...
برای چی پول پیدا کنه؟
آیگو... برای پارچه ها، پارچه ها
اونا اول پول پیش میگیرن. واسه همین...
من اومدم
خوش اومدی، نام جین
شام خوردی؟
گشنم نیس میرم طبقه بالا استراحت کنم
باشه. آه، صبر کن
نامزد شی وو اینجاس
برو بهش سلام کن
خیلی لاغره و ضعیف به نظر میرسه
اما دختر خوبیه
باشه، مامان
نام جین همه کارا رو میکنه؟
چرا انقدر خسته ـس؟
آجوما. منم که همه کارا رو میکنم
آیگو. عجبا. آیگو
واقعا این سرگرمی شی وو بود حرفشو باور نکن
به حرفش گوش نکن جدی میگم
بهتره که به حرفش گوش ندی
برای آدمایی مثل ما، ازدواج مثل یه معامله تجاریه
فقط بخاطر اینکه جین آه رو دوست دارم بی دقتی نمیکنم و روی همه چی ریسک نمیکنم
بارها بخاطر این سر به سرش گذاشتم
از دیدنتون خوشبختم
شنیدم قراره با مدیر چویی ازدواج کنین
بهش سلام کن، سو جونگ
این آن نام جینه
برادر ناتنی شی ووئه
سلام
از پدرم در موردتون شنیدم
شنیدم گم شدین و بعد از 30 سال خانواده ـتون رو پیدا کردین
درسته
مدیر چویی بخاطر پرکار بودنش خسته کننده نیس؟
نظرتون راجبش چیه؟
هنوز مطمئن نیستم چون فقط چند بار همدیگه رو دیدیم
اما یه جنبه حساس داره و یه جنبه شوخ طبع
خیلی هم جذبه داره
مرد فوق العاده ایه
با کفایت و جاه طلبه
و بخاطر احساساتش به یه نفر دیگه با بی دقتی روی همه چی ریسک نمیکنه
واقعا؟
من خیلی چیزا ازش یاد گرفتم
یاد گرفتم که باید مرد قدرتمندی باشم...
تا سربار کسی که دوسش دارم نباشم
چی؟
پس اوقات خوبی داشته باشین
اون تو یه شهرستان بزرگ شده و شغل عجیب غریبی داشته
تصمیم گرفته بخاطر پول برای مقام جانشینی رقابت کنه
اما حریف شی وو نمیشه
شاید بخاطر همینه که انقدر نگرانه
این رفتارش رو توجیه میکنه
سو جونگ، باید بیای اتاقم رو ببینی
اوه، درسته. شما دوتا وقتی ازدواج کنین اونجا زندگی میکنین
برو یه نگاه بهش بنداز و فکر کن میخوای دکورش چطوری باشه
باشه، مادر
اتاقت خیلی بزرگ نیس
ما تو خونه جداگونه زندگی نمیکنیم؟
نه. نمیخوام اسباب کشی کنم
No comments yet. Be the first to leave one.