200 บรรทัดแรก
تقدیم میکند " diamond sub " گروه ترجمهی
با فروش اینجا میتونی پول خوبی به جیب بزنی
اینجا رو نمیفروشم همینجا شنا کردن رو از مالپیکا یاد گرفتم
چرا نمیری تا شهر و چیزی برای خوردن نمیخری؟ اینجا هیچی نداریم
تا برگردی منم خونه رو مرتب میکنم
چشم
هر چی تو بگی
خنارو مندیتا، 37 ساله، متصدیِ بار
دو روز قبل
کسی اونو به خوبی نمیشناخت
هیچکسی نمیدونست که دشمنی داره یا نه کسی هم چیز عجیب و غریبی ازش ندیده
و...و...و
کی جسد رو پیدا کرد؟
مدیر
یه زنی به اسم کامینو
صدای گلوله رو شنیده، وارد شده و فقط جسد رو دیده
مطمئن شو که از همه جزئیات رو پرس و جو میکنی
اونهایی رو هم که نمیتونیم اینجا بازجویی کنیم، بریم از مرکز حکم بگیریم
وینوسا، خودم دستورش رو دادم
دقیقاً داری دنبال چی میگردی؟
گلوله تو گردنش باقی نمونده
پیداش کردیم
کسی رو دیدی که بخواد از انبار خارج بشه؟
نه- سعی کن به خاطر بیاری-
،مثلاً شاید وقتی که تو راهرو بودی کسی رو ندیدی؟
کس دیگهای رو هم اون اطراف دیدی؟
در مورد ارتباطت با خنارو مندیتا بهم بگو
من تازه دو روزه اومدم اینجا اونو نمیشناختم
میتونم برم؟- بله-
تو مرکز پلیس ادامه میدیم
اصلاً نمیدونم چی گفتم
خب همین بود، تموم شد
تموم شد؟
تازه شروع شده
گفت دوباره باهام تماس میگیره
کی میدونه که بعدش چه اتفاقی میافته؟ محاکمه برگزار میشه
من نمیدونم چطور باید دروغ بگم
!من مثل تو نیستم
دلیلی برای برگزاری محاکمه وجود نداره
و اگر هم بشه، برای من برگزار میشه
ولی اونا به من مشکوک شدن
اگه من متهم شناخته بشم میخوای با متئو چه کار کنی؟
هان؟- لطفاً صدات رو بیار پایین-
و سعی کن معقول باشی
چرا نمیری رختکن؟هان؟
نگران چیزی نباش فقط استراحت کن
بهشون میگم که نمیخوای کسی مزاحمت بشه، هان؟
این شهر جز تنبیه ما کار دیگهای نکرده
و منم بهت هشدار داده بودم
دایی متئو
این خون هست؟
چرا الآن بیداری؟
بیشتر بریز
داری چه کار میکنی؟
اِه، هَچ
ببرمش
بجنب- خودم میتونم بیام، خیلی خب-
بعضیها اینجا حالشون خوب نیست چهقدر دیگه کارتون طول میکشه؟
دیگه تموم شد
دستگیرت میکنم، هَچ
هیچ عجلهای هم ندارم
همهچیز رو هم در مورد خونه روستایی میدونم
در مورد چی صحبت کردین؟
میخواست بدونه رابطهی من با تو چیه
...و
و گفتم میخوام اینجا رو بخرم و تو نمیخوای بفروشی
آروم باش
هی، داری چه کار میکنی؟ هیچ کس اجازه نداره بره داخل
زن من اون تو هست من باید برم داخل
نمیفهمم تو نمیتونی بری داخل
همسر من اونجا کار میکنه، من باید برم داخل
همسرت کیه؟
اسمش کامینو هست
اینجا کار میکنه
لطفاً توجه کنید
میخوایم درها رو باز کنیم
همهتون میتونین برین خونه
همه اجازه خروج دارن ولی آروم خارج بشید
این مکان تا اطلاع ثانوی بسته خواهد ماند
خیلی خب، بیاین برین فقط همون کاری که بهتون گفته شد بکنین، بجنبین
میخوای بمونم؟- نه برو-
جریان چیه؟
اینجا چه کار میکنی؟
هلنا بهم گفت بیام اینجا حالش چطوره؟
خواهرت چطوره؟ هیچ کس براش مهم نیست که کامینو حالش چطوره؟
نمیذارم اینجا بمونی- فقط امشب میمونم-
به نفع همهست که جایی آفتابی نشم
تینا، عشقم، برو بخواب، بجنب
نمیخواستم بیدارش کنم فقط داشتیم بازی میکردیم
این بچه احمقه
این پیراهن منه؟
چی؟
!این پیراهن منه کی گفته میتونی بپوشیش؟
نمیفهمم
بیرون
از اینجا برو بیرون!بیرون!برو
پلیس دنبال من خواهد گشت
چه فکری کردی که رفتی یه نفر رو تو آلباتروس کُشتی؟
برو بیرون
خیلی خب، باشه
شروع یک روز دیگر
باید این موضوع رو به لوسیانو اطلاع بدیم، مگه نه؟
آلباتروس مال اون نیست
بهتره که از خودت بشنوه
چی میخوای؟
پروندهیِ قتلِ بندر
واسه سالِ پیش وقتی تازه اومده بودم بارسلونا
منظورت پروندهی کارگرانِ بندره؟- آره-
اینجاست
اگه تفنگ یا گلولهی شلیک شدهی دیشب با چیزی در این پرونده مطابقت کنه
نشون دهندهی اینه که کارهای قدیمشون رو از سر گرفتن
اینجوری دیگه نمیتونن مانعم بشن که دوباره پرونده رو باز نکنم
بفرما فقط یادت باشه که زمان زیادی از اون موقع گذشته
میتونم یه خواهش دیگه بکنم؟
گلوله رو با این گزارش بفرست بالستیک
منتظر نتیجه بمون
ممنون
همه فکر میکنن تو بابت اتفاقی که تو آلباتروس افتاده خوشحالی
میری خونه؟ دیشب اصلاً نخوابیدی
خسته نیستم
ببین، اینا چیزهاییه که پیدا کردم
ونتورا منتالبان
پسر فابیا منتالبان، کله گندهی ساخت و ساز
و ترسا لوئیز تودولی هست
یکی از ثروتمندترین خانوادههای ساکنِ بارسلونا
یه بچه پولداره تو پاریس درس خونده.مسابقهی موتورسواری میده
گهگاهی عکسش تو مجلات هم میاد
مرسی، از پیشخدمت شروع میکنم تا ببینم چی میتونم پیدا کنم
مگه نگفتم همونجا بمون؟
بیرونم کردن
متأسفم
واقعاً میگم
نمیدونم چی
عقلمو به کلی از دست داده بودم
منو ببخش
اگه پیدات کنن، هیچوقت از زندون بیرون نخواهی اومد
برو داخل
تا نگفتم بیرون نمیای
شیرفهم شد؟
هان؟- آره-
به موقع رسیدی
خیلی خوشگل شدی- ممنون-
بابا تو دفترشه؟- آره-
میخوای در مورد چی صحبت کنی؟- کارخونه سیمان-
خریداران دیگهای برای اونجا ابراز علاقهمندی کردن
یا باید پول خرید اونجا رو پرداخت کنیم یا این که از دستش میدیم
روزنامهها رو خوندی؟ یه پیشخدمت تو کلابِ اون کشته شده
این موضوع هیچ ارتباطی به هلنا نداره
ممکن بود هرجایی این اتفاق بیفته حالا برحسب تصادف تو کلابِ اون، اتفاق افتاده
تو اونجا بودی، مگه نه؟ با اون بودی
میدونستم
حالا مگه چه اهمیتی داره؟ نرو بابا
یه دقیقه دیگه هم برای صحبت در مورد این موضوع هدر نمیدم
من دارم درخواست خرید میدم گفته بودی این موضوع رو میذاری به عهدهی من
دیگه بسه ونتورا
واقعاً فکر کردی به خاطر این که تو دیوونهی دختره شدی حتی یک سنت هم براش خرج میکنم؟
خرید اونجا نظر تو بود موضوع مربوط به کسب و کاره بابا
ما اونجا رو نمیخریم
ختم کلام
دیدی؟
من فقط کاری رو که برای کسب و کار بهتره انجام میدم
چیه؟ با هم دعوا کردین، آره؟
نه
و من بهت کمک نمیکنم ونتورا این دفعه رو نه
لطفاً به اون زن بفهمون که دیگه قرار نیست ببینیش، فهمیدی چی گفتم؟
هی، به اون محکم ضربه میزنی؟
باید پاهات رو سریعتر حرکت بدی- چرا اومدی اینجا؟-
میخواستم بگم که میدونم دیشب بهت بیاحترامی کردم
اومدم اینجا چون میخوام ازت عذرخواهی کنم
شرم آوره اگه یک سوءتفاهم، مانع پیشرفتِ تو در حِرفهت بشه
اصلاً چرا باید مانع بشه؟
تو در حال حاضر کسی رو نداری که بهت آموزش بده. آشنا چطور، داری؟
آشنای زیادی هم نداری، مگه نه؟
بهتره این مسئله بین خودمون بمونه، نظرت چیه؟
چی میگی؟
هوم؟
دوست باشیم؟
من دوستی مثل تو نمیخوام
ترجیح میدم تنهایی تمرین کنم
عزیزم، تو همیشه مشغول کاری
دیگه چه کاری مونده که آنجلینز انجامش بده؟
گوش کن
خبرهای خوبی دارم
با لوسیانو صحبت کردم
قراره ما به ناپل برگردیم
نه، من نمیخوام که برگردیم به ناپل
الآن نه
چرا این حرف رو میزنی؟ به خاطر برادر هلنا؟
برادر هلنا مشکل خودشه، نه ما
اون از خانوادهام هم به من نزدیکتره
وقتی من مشکلاتی داشتم، هلنا منو تنها نذاشت
عالیه
میدونستم نباید به بارسلونا میاومدیم
!لعنتی! چیزی رو که میشنوم باورم نمیشه !من خانوادهی تو هستم
فهمیدی؟من خانوادهی تو هستم
چی؟
!بامبینو
بیا با هم بازی کنیم
متئو؟اینجا چه کار میکنی؟
هلنا رو دیدی؟
No comments yet. Be the first to leave one.