200 บรรทัดแรก
.روزگاری پادشاهی زیبایی وجود داشت
.همه چیز بی نقص نبود
.هرچه باشد آنها انسان بودند
.ولی پادشاهشان مهربان و عادل بود. محصولات پرباری داشتند
.پرنده ها آواز میخواندند، بچه ها میخندیدند
.و مردم شادمان بودند
تا اینکه یک روز
.تاریکی عجیبی چیره شد
.تاریکی که به عمق قلب مردم رسوخ کرد
.و نور آنها را بلعید
.تا اینکه دیگر چیزی جز یاس باقی نماند
.پادشاه قسم خورد که تاریکی را از بین ببرد و مردمانش رو نجات دهد
او از وجود سلاحی بسیار قدرتمند باخبر شد
.شمشیر روشنایی
افسانه ها می گفتند که فقط آن شمشیر .میتواند طلسم را بشکند و سپیده دم را بازگرداند
ولی هر چقدر که امتحان کرد
.نه پادشاه و نه افرادش نتوانستند سلاح را بدست آورند
.دیگر جرقه ای از امید در آنها وجود نداشت
از سر استیصال، تورنمنتی برگزار شد
.تا جنگجویی شایسته بدست آوردن شمشیر پیدا بشه
بزرگترین، قوی ترین و شجاع ترین جنگجوها
.از هر گوشه پادشاهی گرد هم امدند
.ولی سرنوشت مقدر کرد که کوچکترین آنها، بر جمع چیره بشه
.اگرچه مضروب شد ولی شکست نخورد
پا پس نکشید، بلند شد و دوباره بلند شد و دوباره
و با این عقیده که هیچ دمی توانایی خاموش .کردن آتش قلبش را نداشت، تجدید نیرو کرد
با هر شجاعتی که نشان داد، مردم دوباره اعتقاد پیدا کردند
.تا اینکه بالاخره پیرزویش را تشویق کردند
.قهرمان جسور طلسم را شکست و شمشیر را آزاد کرد
و آن روز، مردم پادشاهی، از پیر و جوان آموختند که
...برای باطل کردن تاریکی، فقط باید ایمان داشته باشیم
.به نور
وحید مستغیث : ترجمه و زیرنویس @vahids3
.این عالیه. عاشق مهمونی با لباس مبدل ام
.اوه، اورلایت بیشتر یه مهمونیه
یه عید توی بازیمونه که میتونیم .توی دفتر هم بخاطرش جشن بگیریم
.یجورایی مثل سال نوئه ولی... خیلی بهتره
.عذای عالی هست. تورنمنت مبارزه لارپ هست
لارپ؟ لارپ چیه؟
.اکشن نقش آفرینی زنده. مبارزه شبیه سازی شده است
.میدونی، شمشیر های پلاستیکی و از اینجور چیزا
و حدس بزن که کی سال قبل برنده تورنمنت شد؟
.آیان- .تو خواب ببینه-
لو؟- .دوباره حدس بزن-
.پاپی- .من، جو. من برنده شدم-
.همه اون مسابقه لعنتی رو برنده شدم
خوبه. ضربه به سر و تخما مجازه یا داریم کوس شعرای مهد کودکی انجام میدیم؟
.جو. نه، ببین
آیان میخواد که اولین روز رسمی که به اداره برمیگردیم، در مورد چیز خاصی باشه
.نه در مورد اسیب زدن به بقیه
.امروز در مورد جادوئه
.پشمام
!به گوش باشید! به گوش باشید
.برای شاه و ملکه تان سکوت کنید
...شهرواندان من- ما-
.شهروندان ما، برای مدتهای طولانی، در تاریکی مانده ایم
.جدی بچه، امسال خیلی گوه بوده
...ولی امروز من پیدا خواهم کرد- ما-
.امروز، ما قهرمانی پیدا خواهیم کرد
که شمشیر روشنایی را باز پس خواهد گرفت -
!و سپیده دمی جدید به ارمغان خواهد اورد
.امروز، روز همیشه روشن است
.بالاخره، شب به انتها رسید
!و روزی جدید طلوع خواهد کرد
ارباب تشریفاتمون کجاست؟
روشنه؟ صداش کجاست؟
.سی دبلیو، صدات داره واضح و آشکار میاد، رفیق
.آه! آره
.وزیر اعظم اینجاست و داره از خونه وزارت میکنه
.بنا به درخواست علیاحضرت، با احتیاط تمام
خب، نمیتونیم جون گنجیینه ملی مون رو به خطر بندازیم، میتونیم؟
.خب، ملکه ما عاقل و عادل عه
.عزت نفسش خیلی قوی تر از سیستم ایمنی بدنشه
.خوشامدی گرم به هرکس که بخواهد جربزه اش را مورد امتحان قرار دهد
اگر دست شمشیرزنت قوی و روحیه ات راستین است
.پس نامت را بر سنگ دلاوران حک کن
.خواهشاً برگه رفع مسئولیت رو هم امضا کن
.آره، ولی حتما برگه رفع مسئولیت رو امضا کنین
.آره، ما مسئولیت هیچ جراحتی رو قبول نمیکنیم
.برگه رفع مسئولیت، بیاین برگه تون رو بگیرین، مشنگا
کارول مسته؟
.اوه، اون کارول نیست. اون بانوی مردابه
.میبینی، همه یه شخصیت دارن
.ولی، اره شخصیت اون داره حسابی با سانگریا مست میکنه
.میدونی چیه؟ مشکلی نیست
.همه اش جزوی از عیش مونه. چون هیشکی امرزو خودش نیست
اوه، برد. چرا لباس مبدل نپوشیدی؟
.من لباس پوشیدم، برای کار کردن
تو قراره کدوم شخصیت باشی؟- .من آلبرکت اصیل هستم-
پس باکره ای؟- .نه نیستم-
.فک میکردم همه اینا تخیلیه
.هزاران عذر تقصیر، ارباب من
.اوه خدایا
.هیترا قراره هیت بدن
.هی پاپ. داری چیکار میکنی؟ داریم شروع میکنیم
.آره میدونم. دارم تجهیزاتمو میبندم
.چی؟ نه، نمیتونی مبارزه کنی. تو الان رئیسی
.رئیس ها مبارزه نمیکنن
تا حالا متوجه نشدی که من هرگز توی تورنمنت نبودم؟
چون میترسی که ببازی و شبیه کونی ها بشی؟
به معنای واقعی کلمه، میتونم کون هر موجود زنده ای
.که توی این اداره کار میکنه رو در مبارزات رو در رو پاره کنم
.ولی این کارو نمیکنم چون روز همیشه روشن در مورد من نیست
.ولی تو ساختیش و خودتو شاه کردی
.خب آره. داستان باید منطقی باشه- .آه، خدایا-
میدونی من تقریباً خدا بودم
.ولی فک کردم شاه عملکرد بهتری توی چیزای فانتزی داره
ولی فک میکنی خدا بهتره؟- .حالا هر چی، من مبارزه میکنم-
.ببین رفیق. نمیتونی مبارزه کنی. این عید واسه اوناست
یه شانس برای کارمنداست که سال پیش .رو پشت سر بزارن و از نو شروع کنن
!بالاخره، شب به انتها رسید و و روزی جدید طلوع خواهد کرد
حتماً. آره، نه، دلیلی که تو توی تورنمنت مبارزه نمیکنی
چون به روحیه کارکنان اهمیت میدی
و نه بخاطر اینکه نگرانی گلوله های .آتیش من بهت بخوره
.تسلیم شو
.اوکی، شانس اوردی. من گرم نکرده بودم
.شاه نمیتونه برنده بشه. اون موقع هیشکی شادی نمکینه
.اونا یه زیردست میخوان. اونا رودی رو میخوان
رودی؟ تو کدوم بخشه؟
.رودی اینجا کار نمیکنه. من دارم درباره فیلم حرف میزنم، لعنتی
.نکته اینکه قهرمان باید کسی باشه که انتظارشو نداری. ببین
.مگ عجیب غریب چند سال پیش برنده شد
.پاول کوچیکه هم سال 2018 برنده شد
.محض رضای خدا، دیوید پارسال برنده شد
.باورم نمیشه کشی قبولش کرده باشه- .آره-
وایسا، وایسا. منظورت چیه؟
مبارزه ها رو دستکاری میکنم. هر سال، قهرمانی .رو انتخاب میکنم که که هیشکی انتظارشو نداره
.و بعد پیروزی شو مهندسی میکنم
.در نتیجه به بقیه این امید رو میدم که اونا هم میتونن قهرمان بشن
ولی نمیتونن؟
.البته که نمیتونن ولی باور میکنن که میتونن
.و این جادوی روز همیشه روشنه
.اوکی اوکی. گرفتم
و دلیلی که من هیچ وقت قهرمان نشدم اینکه
.یه بازنده بزرگ نیستم
آره
.هر چی که تو بگی. درسته- .راست میگی. امرزو نباید مبارزه کنم-
.شاید تصادفی برنده شم جون از لحاظ فیزیکی مافوق هستم
.داره اتفاق می افته. این همون جادوئیه که حرفشو میزدم
.تو-- تو باور میکنی که میتونی یه چیز فیزیکی رو برنده بشی
البته نمیتونی ولی باور میکنی که میتونی
.آره من مثل توام- .تو اصلاً شبیه من نیستی-
.آره، من یه شاه مونث ام
.اون که ملکه است
مگه چقدر محکم زدمت؟
.اربابان و بانوان، گرد هم آیید و پیچ شجاعتتان را در محل موردنظر، الصاق کنید
.چرا که تورنمنت سپیده دم شروع میشود
.نفر اول، پالیوس آرلیوس بلند قامت
.در مقابل اوی طرد شده
.شگفت انگیزه- .برای مدت های مدید تمرین کردم-
.تنها آرزوی من، بزرگداشت این روز مقدسه
.جنگجویان آماده اند؟ شروع کنید
.اوه، گوه توش
.من مردم
.40 دلار واسه این لباس دادم
.اونو واسه قهرمانی انتخاب کردی؟ تستر یه زیردست عالی حساب میشه
.آره، تستر خوبه ولی نه اون یکی. خیلی رو مخه
الان که توجهتون رو جلب کردم
.میخوام از جایگاهم استفاده کنم تا در مورد چیز مهمی حرف بزنم
میدونم که امروز، یه روز سرگرم کننده و فانتزیه
.ولی متوجه غذاهای نصفه و نیمه توی سطل آشغال شدم
...یجورایی واقعیت رو داریم نادیده میگیرم- ...اون، اون سرسخته-
.آره ولی نزدیک شدی
.قراره که تستر برنده شه ولی نه اون بلکه اون یکی
خیلی دوست داشتنی تره. اینطوری نیست؟
.آره. آره ولی اون قرار نیست که برنده شه. اون مبارز نیست. اون راهبه
گوه توش، واقعاً؟- آره-
آخه کی به عنوان شفادهنده میاد به تورنمنت مبارزه؟
.نمیدونم
.وایسا، من یه ایده دارم
میدونی چی بهتر از یه قهرمانه؟
.دوتا قهرمان
.اربابان و بانوان، توجه کنید. ملکه شما اطلاعیه ای دارد
...بعد از بررسی های دقیق، تصمیم گرفتم که
ما- ما تصمیم گرفتیم که-
.که شکل رویداد رو تغییر بدیم
زین پس من اعلام میکنم- ما اعلام میکنیم-
ما، واو خیلی راحته که این کارو بکنی. وقتی .از کلمه من استفاده میکنی، حس بهتری داره
.ذات بشره دیگه- شرمنده، جریان چیه؟-
!خفه شو! تو خفه شو! گاله رو ببند
...چی من- ...زین پس-
.ما حک میکنیک که تورنمنت دو به دو بصورت تیمی برگزار شود
وایسا. داری قوانین رو عوض میکنی؟
.آره، خب بهمون اعتماد کن. این خیلی سرگرم کننده تره
.لطفاً جدول رو ببنید تا بفهمید شریکتون کیه
نمیتونین که شکل تورنمنت رو وسط .مسابقات عوض کنین. خیلی ناعادلانه است
.تو با اون یکی تستر هستی- .حله مسابقات دو نفره است -
.دونفره مبارزه میکنیم- وایسا، نه. چی شد؟-
.تو هم توی تورنمنت مبارزه میکنی. بیا دیگه
لیلیلان سرخ پوش چی میگه؟ آماده برای برای پاره کردن کون بقیه؟
.من نمیتونم مبارزه کنم. من راهب ام. راهب ها کون پاره نمیکنن
خب، میتونن کون رو شفا بدن. این توی مبارزه ها به درد میخوره
شفا دهنده کون؟- .متخصص کون افسانه ای-
.بزن بریم چندتا کون شفا بدیم- --آره-
خواهش میکنم نه! خواهش میکنم .اینکارو نکنین. منو سپر بلا نکنین
من شانس خوبی برای بردن .مسابقه داریم و شماها هم اینو میدونین
جو، جو، جو اون سابقه موفقیت داره، باشه؟
.یه فرصت بهش بده
.نگران نباش، کیل هات رو میگیری- من کیل هام رو میگیرم؟-
.جو خرسه، قراره که اجساد زیادی رو دستمون بزاری
No comments yet. Be the first to leave one.