The Bone Collector

The Bone Collector

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

The Bone Collector 1999
ความคิดเห็นโดย mazda2000

แท็ก

other
เผยแพร่เมื่อ: 2012-05-21
ดาวน์โหลด: 61
ผู้พิการทางการได้ยิน: Yes

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

پاولي چطور بنظر ميرسه؟ اسنيچ ميگه آن جسد يک پليسه

حدود 300 يارد زير زمين و در يک تونل متروکه

هاوي کجايي؟ پشت سرتم کاپيتان

تا وقتي صحنه را بررسي ميکنم عقب بايستيد. باشه؟

مواظب باش

پس اين ماشين کدام جهنم دره اي رفته؟ من چه ميدونم

اين آخرين باريه که بخاطرش ااعصابمو خرد ميکنم. بهتره تاکسي بگيريم

دوست دارم آن حرومزاده را آتش بزنم

هميشه دير مياد و ميگه : ببخشيد

بيا بريم. تا چشم بهم بزني به خونه رسيديم

باشه موافقم

ببخشيد من فکر ميکنم داري مسير را اشتباه ميري

ببخشيد

عزيزم؟ عزيزم بيدار شو

ما گم شديم يا اون داره ما را در شهر ميگردونه

اصلا معلوم نيست کجا هستيم

هي کدوم گوري داري ميري؟... گفتم خيابان پنجم

هي ما جهانگرد نيستيم مرد. ... اهل همين جائيم

هي کجا داري ميري؟

ماشينو نگهدار. ما ميخوايم پياده شيم

هي مرد ماشينو نگهدار ... نمي توني

آه لعنتي

آه خداي من حرومزاده

اين ماشين بي صاحب را نگهدار

هي

خواهش ميکنم ماشينو نگهدار

ميخوايم پياده شيم ماشينو نگهدار لعنتي ماشين را نگهدار

صبح بخير

انگارر کمي آب بدنت کم شده. آب ميوه ميخوري؟

دو جرعه ودکا چطورره؟

فکر نميکني براي ودکا خوردن کمي زود باشه؟

تلما خودت خوب ميدوني که زمان يک رابطه نسيه

آب ميوه ودکا

آب ميوه ودکا

آب ميوه

بفرمائيد داخل ريچارد با من يک مشروب ميخوري؟

دلم ميخواد ولي فکر ميکنم کار درستي نباشه که يک تکنسين پزشکي نفسش بوي الکل بده

بنا بر اين متشکرم خوب حالت چطورره؟

خوبه. لا اقل از اين ضربان ساز قلب تو بهترم

هر بار که ميايم اينجا داغونتر شده

شما واقعا نياز به يک دستگاه نو داريد من واقعا به يک بدن نو احتياج دارم

متاسفم که در اين باره نميتونم کمکت کنم ولي تا فردا دستگاه جديد را برات مياورم. باشه؟

باشه اين تا آنوقت کارت را راه مياندازه

متشکرم ريچارد سعي کن سخت نگيري

مجبورم با آن کنار بيام

صبح بخير دکتر سلام ريچارد

هي اين را ديدي؟

يک شاهين شکارچيه . درست ميگم؟

آره. آن از آدمهاي زمين گير شده خوشش مياد

تعداد زيادي از آنها

از خيلي وقت پيش در تمام نيويورک لانه کرده اند

شايد آنها هم قسمتي از معماري ساختمانهاي قديمي نيويورک باشند

فکر ميکنم اون از مهمون من خوشش آمده

.باري...آنها کمي خجالتيند. تنهايي سراغشون نرو

نوشيدني براتون بيارم دکتر؟ نه متشکرم تلما

برو به وضعيت تخت خواب

آنجا ودکا پيدا ميشه؟ نه

و تازه اگر هم بود نبايد بخوري

خيلي خوب من شما را تنها ميذارم

خوب لينک

ميتوني تصور کني اين چند روزه بخاطر درخواستي که ازم کردي چقدر خوابيدم؟

خنده داره چون خودم وقتي اين تصميمو گرفتم بعدش مثل يک بچه خوابيدم

بعد از اينکه عزرائيل را جواب کردي و زنده موندي ميخواي اينکارو بکني؟

هردوي ما خوب ميدونيم که علم پزشکي هر روز در زمينه مغز و ااعصاب پيشرفت ميکنه

يه انگشت و دو تا شونه و يه سر

اين تنها چيزيه که براي من باقي مونده دکتر

مرتب داره بمن حالت شوک و حمله دست ميده

ترشح مايه در نخاع من داره به عفونت تبديل ميشه

هر دوي ما ميدونيم که من منتظرم تا

يکي از اين حمله ها فلجم کنه و بدنم مثل يک گياه زنده ولي بيحرکت بشه

من نميخوام زندگي گياهي داشته باشم. باري

ميخوام اين آخرين گذرم را با انتخاب خودم انجام بدم

من آنرا انجام ميدم با تو يا بدون تو

بله فکر ميکنم که انجامش ميدي

بنابراين؟

موافقم موافقي که چي؟

موافقم که کمکت کنم

در اين گذر آخر

امروز خوبه؟ منبايد ترتيب يکسري مقدمات کار را بدم

اين يک واکسن آنفولانزا نيست شغل من جوري بوده که هميشه ساکم را بستم

در ضمن من بايد به فرودگاه برم. يک کنفرانس پزشکي هست که بايد شرکت کنم

داري دروغ ميگي . کي بر ميگردي؟

يکشنبه خيلي خوب يکشنبه

يکشنبه ميبينمت تا پشيمان نشدي گورت را گم کن

زحمت نکش که بلند بشي. خودم راه خروج را بلدم

آره ميخوام تا دم در با تو مسابقه بدم

باري

تو دوست خيلي خوبي هستي

آمليا؟

هي

هي صبح بخير

حالت خوبه؟ آره خيلي خوبم

فقط نتوونستم بخوابم

ساعت چنده؟ صبح زوده

ميرم دوش بگيرم براي اداره رفتن دارد دير ميشه

نه. سر کار نرو. اينجا بمون

مجبورم برم

هي من صبحانه درست ميکنم نه متشکرم ديرم ميشه

بازم تعارف ميکني خانم؟

بسيار خوب ببين

دکترم بمن ميگه

اين رابطه نيازهاي منو ارضاء نميکنه

بس کن پس ما اينجا چه کار ميکنيم؟ من فکر ميکنم ما زوج مناسبي هستيم

تو ميدوني که جايگاه من در اين رابطه کجاست؟. ميدوني که من چي ميخوام؟

استيو ما اين رابطه را باهم داريم

من بتو اهميت ميدم

خودت ميدوني که من نميتونم تعهدي بتو بدم

پس برو سر کار

داره ديرت ميشه

خوب اميليا. درسته که داري از اداره پليس ميري؟

نه دارم به بخش ويژه جوانان منتقل ميشم

تو لعنتي خوش شانسي. بايد يکي از کله گنده هاي يهودي سفارشت را کرده باشه

همسايه ها دلشون برات تنگ ميشه اينجا گشتي سه يک يک

يک پسر که خيلي ترسيده بود از آمتراک تماس گرفته من يه ساختمان با آنجا فاصله دارم. الان ميرم آنجا

يک بچه چيزي توي راه آهن پيدا کرده

تا تو صبحانه را بخوري من سري به آنجا ميزنم

باشه آنجا ميبينمت

گشتي سه يک يک چيزي را مشاهده کردي؟

هنوز نه

.صبر کن فکر مي کنم اونو ديدم تو با پليس تماس گرفته بودي؟

همانجا منتظر بمون باشه؟

عقلت را از دست دادي؟ حالا موتور را خاموش کن باشه؟

اينجا قتل رخ داده. نميتونم بذارم بريد

اسم من آميلياست اسم تو چيه؟ کريس

کريس يک کاري بايد بکني اين پول را بگير و

براي من يکي از آن دوربينهاي نازک و ارزان بخر و بيار

از همانهايي که بايد انداخت توي سطل آشغال خوب

باشه هر قدر ميتوني سريعتر

از گشت سه يک يک به مرکز

اتوبوس بفرستيد تا اين مسافرها را از اينجا ببره

من يک دست را ديدم که از زمين بيرگون آمده بود سلام کاپيتان چني

سلام کارآگاه سالومون اولين افسري که در صحنه حاضر بوده آنجاست

من چيزهاي عجيبي را روي ريل نزديک جسد پيدا کردم

بدون اينکه دست بخوره آنها را جمع اوري کردم

چندتا هم عکس گرفتم متشکرم

تو جلوي قطار را گرفتي؟

بله قربان. فکر کردم ممکنه صحنه جنايت را بهم بزنه

چرا يکباره راه آهن را تعطيل نکردي؟ ها؟

مامور گشت داناهي هستي؟ درست ميگم؟

دوناگهي هستم تو تازه کاري خودم ترتيبش را ميدم

نه قربان خيلي احمق هستي

کاپيتان؟ بله؟

حدس بزن مقتول کيه؟ تو بمن بگو

آلن رابين لعنتي همونيکه نيويورک را بازسازي ميکرد؟

عاليه

بجز ماموران بازرسي صحنه نميخوام کسي توي اينجا باشه

فهميديد؟

حالا اسب را حرکت ميدم. کيش

مهمان داري. پليسها آمده اند به آنها بگو کار دارم

آنها گفتند کارشون خيلي ضروريه به آنها بگو رفته بيرون کمي بدوه

لينک. اون خيلي با ادبه

هي ببين کي آمده اينجا

لينک. در يک وضع بغرنجي گير کردم

پالي. خوب بعضي مواقع پيش مياد

ررئيس پليس آقاي مرفي منو فرستاده

آه رئيس خوبيه

در مورد آن زن و شوهر توي فرودگاه چيزي شنيدي؟

ديروز سوار يک تاکسي شدند

و هرگز به خونه نرسيده اند او ديگه اخبار را نميبينه

تو عادت داشتي هرروز 4 تا روزنامه را بخوني و اخبار را ضبط ميکردي

حالا ديگه فقط ميتونم اين دکمه را فشار بدم

پالي اوضاع هميشه همين بوده

بله خوب. آلن رابين و همسرش توي اون تاکسي بودند

جسدش را در حاليکه با صورت گلوله خورده توي زمين دفن شده بود پيدا کرديم

دستش در حاليکه هنوز حلقه ازدواجش توي انگشتش بود از زمين بيرون مانده بود

و آن انگشت تا استخوان پوست کنده شده بود

همسرش هنوز پيدا نشده منو ببخشيد. هر وقت خواستيد بريد صدام کنيد

تلما جاي دور نرو. اين آقايون تا 30 ثانيه ديگه ميرن

پالي مثل اينکه قاتل برات آنجا پيامي گذاشته

من اينطورر فکر نميکنم مرديکه چند صد ميليون دلار پول داره

جسدش در حالي پيدا ميشه که هنوز حلقه ازدواجش در انگشت بريده شده اش قرار داره

اين براي تو چه مفهومي داره؟

قاتل داره بتو ميگه که همسرش در چنگ اونه

ممکنه تا حالا با خانواده اش تماس گرفته باشه ودرخواست پول براي زنده ماندنش کرده باشه

اگر اينطورر بشه بمن اطلاع ميدند چک کن ببين تلفنت روشنه

قطعا اين يک خونخواهيه

آقاي رايم منو ببخشيد من کنت سالومون هستم

من تمام کتابهاي شما را خونده ام و کتاب صحنه هاي جنايت را

حداقل دهها بار خوندم

خيلي خوشبختم که شما را از نزديک ملاقات ميکنم

پالي اين آدما را از کجا پيدا ميکني؟

آنها ميخوان زير دست بهترينها کار کنن

من حدس ميزنم که الان اومدي از من بخواي

صحنه جنايت را با هم بررسي کنيم نه؟

در حقيقت ما يه مشت مدارک فيزيکي توي دستمونه که مفهومي ندارن

يه مشت چيزهاي مرموز و عجيبه همشون توي گزارش آورده شده

تلما

لينک حالت خوبه؟

هي لينک حالت خوبه؟ بريد بيرون همين حالا

ما کاري ميتونيم بکنيم؟ تن لشتونو از اينجا ببريد بيرون

بذار بهت اکسيژن وصل کنم لينک نفس بکش

گفتم بريد بيرون

زود باش نفس عميق بکش. نفس عميق بکش زود باش

نفس عميق بکش تا فشار خونت را بگيرم

رايم زود باش تو بايد نفس بکشي بمن نگاره کن و نفس بکش .

نگاره کن نفس عميق بکش. زود باش زود باش

تو نياز به اکسيژن داري زود باش رايم پيش من بمون

تو ميتوني اينکار را بکني زود باش حالا ترکم نکن

نرو بيرون ببين زود باش

تلما حالت خوبه؟

More Farsi Persian subtitles for The Bone Collector

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left