184 บรรทัดแรก
داری چیکار میکنی؟
اگر گناهی مرتکب شی باید تقاصشُ پس بدی
کلِ زندگیم این حرفُ باور داشتم
... یونا مرد
ولی گفتن هیچ کس نکُشتش
قانون اینکارو کرد
قانون اجازه داد یون شیوان قِسر در بره
این بَج* به چه دردی میخوره آخه؟
حتی نتونستم باهاش از دخترم محافظت کنم
حتی نتونستم قاتلِ دخترمُ باهاش بگیرم
قانون بی نقص نیست اشکالاتی هم توش هست
پس میتونی با یه قانون دیگه علیه شون بجنگی
با چی دیگه؟
یونا رسما شهادت داد ، ولی اونا انکارش کردند
... شیوان به دروغ هاش ادامه داد
و هیچ جوره نمیشه ثابت کرد که دروغ میگه
.. من و یونا میدونیم که اون قاتله
... ولی قانون
قانون میگه نمیتونم دستگیرش کنم
آخه چیِ این قانون خوبه؟
... فقط از کسایی مثلِ شیوان دفاع میکنه و
... توسطِ کسایی مثلِ یون سونگ رو
کنترل میشه
معلومه که ساده نیست
ولی اگر الان جا بزنی ... تمامِ گناه هایِ شیوان بخشیده میشه
و سونگ رو قدرتمند تر میشه
یونا ، دخترکم
ای خدا ، یونا
... بچه م
فکر کنم دارم پیر میشم
وقتی بالایی ها بهم فشار آوردند تسلیمشون شدم
... ولی تهدید کردند که میخوان کارآگاه جو رو
به خاطرِ ضرب و شتم تو اتاقِ بازجوئی مجازات کنند
موندم کی حامی ـشه
با پایِ خودش اومد و اعتراف کرد ولی بازم تونست بره
گفته بودم که نمیتونی این پرونده رو بِبری
... اگه دادستانی مضنون رو متهم نکنه
راضی کردنش برای اعتراف فایده ای نداره
ای خدا ، سوجی نباید کاری میکرد
میدونم وقتی گارد میگیره دردسر میسازه
تـــو - آروم باش خانمِ لی -
ولم کن ، ولم کن ابله
چی؟ دادستانِ ارشد یون اسمم رو میخواد؟
یعنی فهمیده من کی هستم؟
چی؟ قرار ملاقاتِ ناهار با دادستانِ ارشد یون؟
ممنونم دادستان اوه ، ممنونم
... در کلِ عمرم این لطفتون رو
فراموش نمیکنم
بله دادستان اوه ، شب به خیر عاشقتونم
! هی ، دوهان
چیه؟ چی شده؟
پرونده بسته شده؟ آخه چرا؟
پرونده ارزشِ اینُ نداشت به جریان بندازنش
من دلیلشُ از کجا بدونم آخه
! تو حتی فایلِ بازجوئی پلیس رو نگاه نکردی
باعث شدی قبل از پایانِ تحقیقات پرونده رو به میلِ خودشون ببندن
آروم باش دوستم
اصلا درک نمیکنم چرا پسرِ دادستانِ ... ارشد یون
فقط چون نامه رو پاره کرده هلش داده
حالا یا مجرم نیست یا انقدر باهوشِ که هیچ نشونه ای از خودش به جا نذاشته
هر چی که هست از نظرِ قانونی کاملا بی گناهه
نه
هر چیم که قانون بگه تو قصد داشتی پرونده رو ببندی
انقدر درباره م اشتباه قضاوت نکن
هی هی - قضاوتِ اشتباه؟ -
هی - برایِ همین پرونده رو قبول کردی -
داداش این پیراهنِ بِرندیه که از انگلیس برام رسیده
... حاضرم یه مشت بخوره تو صورتم
ولی نبینم گند میزنی به این پیراهنِ نازنین بزن بینم
خدایا ، هنوز 11 ماه مونده قسطش تموم شه
وای نه پیراهنم
فکر نکن این پرونده بسته شده
عمرا اگه تسلیم بشم
تمام کارهایی که کردیُ رو میکنم
چجوری؟
... بذار یه نصیحتی بهت بکنم
تو با قوانینت نمیتونی مقابلشون برنده بشی
دادستان کیم
بالاخره پیدات کردم
من بازرس پارک جون پیو از دفترِمرکزی دادستانی هستم
انگار یه نفر براتون پرونده باز کرده
چی؟ - ... یه نفر گفته شما به یه پسرِ معصوم -
به خاطرِ معشوقه ت تهمت زدی
برایِ بازجوئی دنبالم بیاید - امکان نداره چنین کاری کرده باشم -
اطلاعاتتون بی اساسه ، شما فقط به خاطرِ سوءظن بازجوئی میکنید؟
اونی که به حرفِ زنی که به خاطرِ ... مرگِ بچه ش
جنون گرفته بود اعتماد کرد و ... به یه پسرِ معصوم تهمت زد
شما بودی
دمِ دادستان کیم رو چیدم تا جیکش در نیاد
آفرین
مامانه رو چیکار کنم؟
میگه که پسرِ من یه قاتله
چی؟ - مامانِ بچه -
همچین چرت و پرتی میگفت
ای خدا ، مردم میگن همه چیز ... از خانواده نشات میگیره
چطور ممکنه پسرت یه قاتل باشه دادستان؟
نمیتونم جلویِ دهنشُ بگیرم
خب که چی؟
... نباید بذاریم مردم
حرفاشُ بشنون
باشه ، به راحتی میشه ترتیبشُ داد
درباره ش تحقیق کردم ، یه مادرِ تنهایِ پر دردسرِ بوده
مادرِ تنهایی که بچه ش رو بزرگ کرد و به نوبه ی خودش بچه رو ندید میگرفت
فکر کنم خبرنگارها از شنیدش خوشحال میشن
تا چند روزِ آینده اوضاع درست میشه
آره
چیکار میکنی؟ - کفش ها رو میشورم -
کفش هاش خیلی کثیف بودند
... یونا
نمیذارم حتی یه ذره خاک هم بشینه رو کفش هات
عاشقِ اینا بود
بسه
دیگه نمیتونه بپوششون
اون رفته
به خودت بیا
میشه؟
من میرم بیرون
کجا؟
جایی کار دارم
خیلی دیر برمیگردم
منتظرم نمون
... دستگاهِ مشترکِ مورد نظر
خانمِ لی
سوجی نباید امروز برمیگشت سرِ کار؟
چرا
ولی نیومده و گوشیش رو هم جواب نمیده
چی میخوای؟
اسلحه ش رو برنگردونده
طبقه ی پایین هیاهو راه افتاده
به نظرت الان این موضوع براش اهمیتی داره؟
برم خونه ش؟
نه ، من میرم
برو کنار
میشه من رو هم بکشی؟
منم یکی میخوام
نقاشی منم مثلِ تو خوبه
نه خیر خوب نیست - کاش منم یه نقاشی داشتم -
خیلی خوشگله - کارش درسته -
آره - فوق العاده س -
منم میتونم - چی؟ -
نمیتونی - میتونم -
! چه نقاشی عالی
! نقاشی من بهتره
منم به خوبی تو میتونم نقاشی بکشم
کاش دفعه ی بعد نقاشی منُ بکشه
چرا؟ - دفعه ی بعد منُ بکش -
آجوما
مامان
چرا تماس گرفتی؟ مگه سرِ کلاس نیستی؟
الان این مهم نیست
سوجی اومده
چی؟
باورم نمیشه دارم همراهِ دادستانِ کلِ آینده غذا میخورم
باعثِ افتخاره
... شما یادت نمیاد
ولی ما قبلا همدیگه رو دیدیم
... شما یادت نمیاد
... برایِ من مثلِ تقدیر بود
شما دلیلِ دادستان شدنم بودید
با کمالِ میل خدمتتون رو میکنم
هر جور دلتون میخواد از من استفاده کنید
پس تویی؟
همونی که دادستانِ ارشد اوه رو مجبور کرد با من حرف بزنه
منظورتون چیه؟
سال هاست که میشناسمش
اون قابلیت همچین نقشه و طرحی رو نداره
فکر کنم شما دچارِ سوءتفاهم شدید
چی؟ منظورت چیه؟
فکر میکنی قبلا امثالِ تو رو ندیدم؟
"کی میتونه زودتر به من ترفیع بده؟"
"کی میتونه زودتر منُ پولدار کنه"
طَمع احمق ها رو گیر میندازه
دلم نمیخواد به همچین آدم هایی بگم دادستان
دِ چول
برو خونه و منتظر بمون
بابا ، بابا
... یه دادستان باید مسئولیت پذیر و
متعهد باشه
اینطور نیست ، من جاسوس نیستم
نیستم
! حقیقت رو بگو
حتی اگر کسی متوجه حرفات نشه ... و با انگشت نشونت بدن
... اگر فکر میکنی حق با توئه
باید بی هیچ تعللی به راهت ادامه بدی
No comments yet. Be the first to leave one.