200 บรรทัดแรก
هر گونه استفاده مادي از زيرنويس و کپي برداري بدون ذکر منبع ممنوع است
خارج بوده؟
قشنگ معلومه چیکارست
...بهتره قبل ازینکه عصبانی بشم
متلک انداختنو تموم کنی
ترجیح میدم جای حرفای یه مرد قصه های جن و پریو باور کنم
جلوگیری از شایعات؟
الانم داری با اون وقت میگذرونی
براچی دیگه هتل میمونی؟
!همینجوری باهاش تو یه خونه بمون
چی؟
یادت نیست؟
!منحرف بدبخت
...پس
با من قاطی نشو
حتی خودمم وقتی عصبانی میشم از خودم میترسم
نزدیک تر از این نیا
دارم بهت هشدار میدم از این نزدیک تر نیا
داد بزن، هرکسی رو میخوای صدا کن هیچ کس کمکت نمیکنه
کافیه
! کافیه
ببخشید،ولی نمیتونید ماشینتون رو اینجا پارک کنید
البته، ماشین رو جابه جا میکنم
...امیدوارم دست از دخالت کردن
تو رابطشون برداری
... انتخاب بهترین همسر برای پسرم
بخشی از وظایف مادر بودنمه
چرا هنوز تو این مورد انقدر بی رحمی؟
چرا بهم گوش نمیدی؟
اره
من لجبازم
من لجباز و سستم
مهربون یا محافظه کار نیستم
این جوری نیست که همیشه منو جلوه میدی؟
بسیار خب
نمی خوام هر وقت همو میبینیم دعوا کنیم
این جدیه
هاو چیان دختری رو ملاقات کرده که میتونه زندگیش رو به حالت عادی برگردونه
میدونم آسون نبوده
...به عنوان والدینش
میتونیم حداقل آسودگی خیال داشته باشیم
چیز دیگه ای اهمیت نداره
...همیشه فکر میکنم
آینده پسرم خیلی مهمه
اهمیت نمیدم چی فکر میکنی
من موافقم که بزارم ازدواج کنن
با آن نینگ صحبت میکنم
اگه آدم نجیبی باشه
کاری میکنم هاو چیان در اولین فرصت بهش پیشنهاد بده
باید همین الان حل بشه
...از اونجایی که تصمیمت رو گرفتی
چرا ما اصلا اینجاییم؟
خب
بزار برات روشن کنم
هیچ وقت نمیزارم ازدواج بکنن
بیداری
میخوای برات چیزی بیارم؟
کجا داری میری؟ - !به تو مربوط نیست -
چی میخوای؟
مگه ازین که منو ببینی بدت نمید؟
فکر میکردم از خونه اومدن متنفری
دکتر گفت باید استراحت کنی
بزار برات یکم غذا بیارم
خودتو اذیت نکن
از جلو چشام دور شو
دیگه کسی نیست بهت دستور بده
لطفا دیگه مزاحم زندگیم نشو
...هروقت میبینمت
یاد بابای لعنتیت میفتم
فقط باعث میشه درد بکشم
...پس
میخوام از اینجا بری بیرون
خاله
بیداری
نمیری؟
پس من میرم
خاله؟
شیا تیان، چه اتفاقی داره میوفته؟
تکون نخور
تکون نخور
شیاتیان امشب اینجا نمیخوابه؟
...خب
اون برای کارش یه مدت نمیاد اینجا
...دختر بیچاره
یه آدم خوبیه که زندگی خوبی نداره
...مامان
...حالا که
...انقدر دوستش داری
به دختر خوندگیت قبولش کن
...از نظر من اشکال نداره
ولی ممکنه مامانش مخالفت کنه
اون تنها دخترشه
مامانش که نمیتونه همینجوری ولش کنه به حال خودش
فکر نکنم مامانش اصلا اهمیت بده
فکر کنم مامانش ترجیح میده بندازتش بیرون
چیزی نیست که راجبش شوخی کنی - جدیم -
مامانش مدام تشویقش میکنه که با یه مرد پولدار ازدواج کنه
تنها انتظاری که ازش داره همینه
این برای خوبی خودشه
...شاید دختر پسرای ظالم وجود داشته باشن
ولی هیچ پدر مادر بی وجدانی وجود نداره
نه وقتی که بیماری روانی داشته باشن
مادرش میخواد که اون زندگی راحتی داشته باشه
مسئله این نیست خب توضیحش سخته
خانم گل کلم بهترینه
مهربون و خوشگل
"باید صدات کرد "خوشگل خانم
انقدر چرت و پرت نگو
خوشت میاد وقتی اینا رو میگم، انکارش نکن
مامان
اگه هیچوقت نتونم ازدواج کنم چی؟
این دفعه دیگه چته؟
"گفتم "اگه
قطعی نیست
اگه"ای نمیتونه این وسط باشه"
...اگه اون "اگه" به واقعیت تبدیل بشه
بقیه زندگیم رو تو تنهایی میگذرونم
دیگه نمیتونم تو چشم فامیل نگاه کنم
بیخیال
...اگه توی طبیعت وحشی زندگی کنی
توی کمتر از یک سال ...از گل کلم
به یه قارچ بدبو کهنه تبدیل میشی
تو قارچی
ذلیل مرده ازین حرفا به مامانت نزن
مامان،میتوتی شبو پیشم بمونی؟
چند سالته الان؟ - پنج -
بد نیست
تو این مورد خوبی
...به لطف تو اینجوری شدم
من یه زمانی دختر ظریفی بودم که هیچ وقت کارای خونه رو انجام نمی داد
ولی الان فهمیدم زندگی یه خانم خونه دار چطوریه
...چقدر طول میکشه
که بازوت خوب شه؟
شاید هزار روزم طول بکشه
...میترسم که
حالا حالا ها خونه دار بمونی
چی شد؟
کاری هست بتونی درست انجامش بدی؟
چرا سر من داد میزنی؟
درد میکنه باشه؟
چه مزخرف! بیخیال
بشین رو مبل
آماده کردن غذا اونقدری که فکر میکنی راحت نیست
وقتی داری محتویات رو خورد میکنی باید بیش از اندازه مراقب باشی
حالام آسیب دیدی
درد میکنه - !معلومه -
چطوری میتونه درد نکنه؟ تکون نخور
...بازوت
...بازوم
امروز خیلی بهتر شده
دروغ نگو، خیلی وقت پیش خوب شدی
بشین حواستو بده به زخمه
تکون نخور
اون برای چی بود؟
...راستش
منم خیلی دوستت دارم
صبح بخیر
صبح بخیر
خانم ما
هیس
لولو" صدام کن"
"یا شایدم "منگ منگ
با هردوش اوکیم
ولی خواهشا انقدر باهام مودب نباش
ناراحت میشم
خیلی خب
برای صبحانه چی میخوای؟ هرچی بخوای درست میکنم
اشمال نداره،خودم درست میکنم
نه
بزار من درست کنم
انجل؟ چرا اینجایی؟
!خانم آن نینگ
...من
بر میگردم آمریکا
کی میری؟
جدا؟
حتی نمیخوای کاری کنی بمونم؟
پرواز این بعد از ظهره
بعد از اینکه رفتم
امکانش زیاده که هیچوقت دیگه بر نگردم
تو آمریکا میبینمت
...قبلا
به تقدیر عشق باور نداشتم
ولی الان دارم
...میتونم بگم
آن نینگ دختر خوبیه
براتون آروزی خوشبختی میکنم
ممنون
بزار بدرقت کنم
...میشه
بغلم کنی؟
میگن به خانما دست نمی زنی
...همیشه راجب
اینکه چجوری بقیه رو بغل میکنی کنجکاو بودم
این بغل خداحافظیه
بغل برای یه دوست
اشکالی نداره؟
...خب
...بعضی وقتا به عنوان یه دوست
دلت برام تنگ میشه؟
No comments yet. Be the first to leave one.