Pablo Escobar, The Drug Lord (Pablo Escobar: El Patrón del Mal) - First Season

Pablo Escobar, The Drug Lord (Pablo Escobar: El Patrón del Mal) - First Season

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 1

ข้อมูลรุ่น

Pablo Escobar S01E01 Netflix WEB-AJP69
Pablo Escobar S01E02 Netflix WEB-AJP69
Pablo Escobar S01E03 Netflix WEB-AJP69
Pablo Escobar S01E04 Netflix WEB-AJP69
Pablo Escobar S01E05 Netflix WEB-AJP69
Pablo Escobar S01E06 Netflix WEB-AJP69
Pablo Escobar S01E07 Netflix WEB-AJP69
Pablo Escobar S01E08 Netflix WEB-AJP69
Pablo Escobar S01E09 Netflix WEB-AJP69
Pablo Escobar S01E10 Netflix WEB-AJP69
ความคิดเห็นโดย 9B0DY
مخصوص ورژن 74 قسمتی پخش بین‌المللی از شبکه‌ی نتفلیکس [ قسمت 1 تا 10 ]

แท็ก

web
เผยแพร่เมื่อ: 2023-06-29
ดาวน์โหลด: 13
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

‫"کسی که از تاریخ چیزی نمیداند ‫محکوم به تکرار آن است"

‫پابلو اسکوبار, ارباب شرارت

‫"مدئین" ‫(دومین شهر پرجمعیت کلمبیا)

‫"2 دسامبر, 1993" ‫لحظات آخر

‫امکان نداره منو بگیری.

‫از توی جنگل همتون رو میکشم.

‫برنده میشم.

‫هدف من, به عنوان وزیر دادگستری

‫پرده برداری از نیت های تاریک و ظالمانه اوست.

‫تا زمانی که "رودریگو لارا بونیلا" به عنوان ‫وزیر دادگستری باقی بمونه.

‫به فنا رفتیم.

‫"بوگوتا" ‫(پایتخت کلمبیا)

‫30 آوریل, 1984

‫دومیگو, سرعتت رو کم کن, ‫کاروان ما گم شده! داره چه اتفاقی می افته؟

‫دولت باید از امنیت قاضی های کشور ‫اطمینان خاطر پیدا کنه.

‫به خصوص آنان که در حال کار بر روی ‫پرونده پابلو اسکوبار کاویریا هستند.

‫مشکل اینجاست, فقط روزنامه "ال اسپکتودار"

‫درباره ما مضخرف میگه.

‫"ال اسپکتودار, روزنامه صبحگاهی ‫بنیانگذاری سال 1887

‫بوگوتا ‫17 دسامبر, 1986

‫ما هم اکنون سر صحنه جرمی رسیدیم

‫که به ریاست ال اسپکتودار حمله شده.

‫گنزالو, این آدما مشکل ساز هستن. ‫باید ترتیبشون رو بدیم.

‫"سواچا" ‫(سکونتگاه مسکونی در کلمبیا)

‫در کشور ما آغاز شده

‫همان طوری که در 60 کشور دیگر آغاز شده.

‫تاریکی و راز

‫قدرت قاچاق مواد مخدر.

‫بخواب زمین, بخوای زمین! ‫زدنش!

‫اگر کسی جرئت کنه با من در بیوفته

‫میتونم کل خانوادهاشون رو نابود کنم.

‫"بوگوتا" ‫2 سپتامبر, 1989

‫خبرنگارهای روزنامه ها, ‫حقیقت را تحریف میکنند.

‫.... ویران کننده بوده ... ‫.... انفجار در دفترها ...

‫"ال اسپکتودار ‫روزنامه صبحگاهی"

‫ویران شدند.

‫وزارت امنیت ویران شده.

‫"بوگوتا" ‫6 دسامبر, 1989

‫توسط ماشینی پر از دینامیت.

‫تمامی ساختمان های اطراف هم ....

‫"بوگوتا" ‫15 اوریل, 1993

‫ساعت 2:35 بعد از ظهر, منفجر شده...

‫می توان دید بسیاری از مجروحان ‫به آمبولانس نیازمند هستند.

‫شاهد ویرانه های بسیاری هستیم ‫و پلیس در تلاش است همه را شمارش کند...

‫گارزون, جولیو

‫"سواچا" ‫27 نوامبر, 1989

‫گیتان, خوزه, اولگوین, ماریو

‫گوش کن خانم, با اخبار ساعت 8

‫بهشون بگو.

‫ما فراخوان مصاحبه ای با او را داریم.

‫متوجه هستم که فقط خبرنگارها اجازه ‫صحبت کردن با او را دارند.

‫لطفا, امیلیو اسکوبار رو بیارید پشت خط.

‫سلام؟ ‫بنویس!

‫تقاضا برای تسلیم شدنم

‫به دولت

‫به شرح زیر است ....

‫باید برم. ‫یه جای کار میلنگه.

‫بیا این بالا! ‫بجنب, نمایش داره شروع میشه.

‫"دره آبورا" ‫کلمبیا - 1959

‫نه, نه!

‫چیزی نیست, پابلو. فقط بجنب. ‫تو اول برو!

‫بجنب. ‫بیا دیگه!

‫اوه, نه! نه!

‫ترسو نباش! ‫مامان حسابت رو میرسه!

‫اگر نجنبی, اینکارو میکنه!

‫بس کنید! ‫میخوای بچه رو به کشتن بدی؟

‫منتظرت بودم بریم رژه.

‫خونه منتظرم باش.

‫مامانی! ‫وقتم رو تلف میکنم, بلندشو

‫نزدیک بود بیوفتم! ‫اما نیوفتادی, عزیزم.

‫بلندشو

‫نیوفتادی که! ‫مردا گریه نمیکنن, تمومش کن!

‫بجنب, بریم.

‫پابلو, بیا اینجا! ‫پابلو, بیا اینجا!

‫برای بعضی چیزا خوب جرئت داری, ‫اما برای بعضی چیزا دماغ سوخته میشی.

‫دماغ سوخته؟ ‫من بزدل نیستم!

‫صبحی که مامان نجاتت داد ‫از این خبرا نبود.

‫شما دو نفر بودین!

‫ازش سوء استفاده کردین. ‫اما دیگه از این خبرا نیست.

‫فهمیدی؟ ‫اره.

‫از کی تا حالا اینقدر پوست کلفت شدی, ها؟

‫به هرحال, سرقراری که گذاشتیم, هستیم؟

‫نه, بیا یه کار دیگه بکنیم!

‫نه, صبرکن, اگر بابا مارو گیر بندازه, ‫روزگارمون سیاهه.

‫تو و اون بهانه های مسخرت!

‫حالا کی دماغ سوخته هس؟

‫مضخرفه.

‫دربارش خوندم, راه گنج از اون سمته.

‫احمقی چیزی هستی, فیدل؟

‫اگر واقعا وجود داشت, ‫تا الان پیداش کرده بودن.

‫چرا باید در زمان جشن ها انجام بشه؟

‫چونکه در این جشن ها ارواح ‫به فقرا کمک میکنن

‫و بهشون گنج می دهند. ‫واقعا؟

‫اره. ‫پس, موفق باشی.

‫امیدوارم ثروتمند بشی.

‫وقتی ما رو با طلا ببینی

‫تو اولین نفری خواهی بود که شوکه میشه.

‫بریم, بچه ها.

‫ببین, اونجا.

‫نور هست.

‫بومی ها گفتن که اون نورها راهنمای ‫ما خواهند بود.

‫من نوری نمی بینم.

‫اونجا, کنار اون درخت های کوچک.

‫بریم یه نگاه بندازیم. ‫الان بارون میگیره, ما میریم.

‫رودخونه میاد بالا, فیدل. ‫ما میریم.

‫برید.

‫خودم انجامش میدم.

‫بابا خیلی شجاعه

‫ار هیچی نمیترسه.

‫وقتی که بفهمه, ‫عصبانی میشه.

‫کی بهش میگه؟ ‫ما که نه!

‫آروم باشید.

‫داره میاد! فرار!

‫بچه های لعنتی!

‫آلبرتو!

‫آلبرتو!

‫پلوچی!

‫بیایید بیرون! میدونم کار شماست!

‫بچه فکر میکنه میتونه منو مسخره کنه.

‫آلبرتو اسکوبار گاویریا!

‫پلوچی! ایناهاش.

‫شما بچه های لوس ‫به خط شید.

‫آروم باشید, بچه ها رو بیدار میکنید.

‫اول گوش کنید چی میگم.

‫این سه تا طفل به پدرشون احترام نمیزارن.

‫چی؟ ‫اونا گزاشتن ... فکر کنم اون بوده.

‫شمع گذاشته بین درختا تا فکر کنم که راه گنجه.

‫پلوچی, تو چشام نگاه کن.

‫تو اینکارو کردی؟

‫پابلو وادارم کرد!

‫نه! ‫پابلو امیلیو!

‫راستش رو بگو.

‫خب, چی گفت؟

‫بهمون رشوه داد. ‫اره.

‫گفت اگه کاری که میگه نکنیم

‫به تو خبر میده که فکر ما بوده, ‫اما کار خودش بوده!

‫همش فکر خودش بوده. ‫مجبورمون کرد!

‫"انویگادو" ‫1959

‫نتایج آزمون رو میخوام.

‫منم خیلی چیزا میخوام!

‫خیلی چیزا میخوام!

‫مشکل اینجاست, هرچیزی قیمتی داره

‫قیمتش الان 10 دلاره.

‫10؟ ‫پول نمیدی؟

‫بیخیال, پابلو!

‫اگر نمیخوای, ‫منم میرم.

‫پابلو, صبرکن!

‫میرم.

‫نه, پابلو. ‫پنج تاش کن.

‫نمیتونم پنج تاش کنم.

‫برو دیگه.... ‫با 5 تا مداد هم نمیدن.

‫من برادرتم. ‫خانواده و کار راهشون جداست.

‫زنگ تفریح دیگه تمامه.

‫خوب شد اومدین.

‫اینجا چیکار میکنی, اقای اسکوبار؟

‫من فقط ...

‫در باز بود. ‫منم اومدم منتظر شما شدم.

‫یه درخواستی دارم.

‫بلندشو. ‫برای چی؟

‫اینجا چیکار میکردی؟ ‫هیچی.

‫دنبال چی میگردین؟

‫خیلی خب, مرد جوان.

‫اگر سرتون شلوغه میتونم ...

‫زنگ تفریح دیگه آخراشه. ‫صبرکن, اسکوبار.

‫حالا, 15 تا.

‫15؟ ‫اره.

‫چرا؟ ‫15!

‫گفتی 10 تا, سر حرفت باش.

‫این به خاطر ریسکی هست که کردم, ‫اونم وقتی که شما دو تا نشستین و تماشا کردین.

‫بیخیال! ‫گفتی 10!

‫16 تا, اگر بازم شکایتی داری 20 تاش میکنم.

‫شکایت نکن.

‫وسایل هاتون رو از روی میزتون بردارید.

‫فقط یک مداد بردارید.

‫امتحان ریاضی داریم.

‫بین بقیه پخش کنید.

‫بجنبین. ‫میدونید چه طور انجام میشه.

‫هرکسی تقلب کنه, یا هرکسی بزاره از روی دستش ‫تقلب بشه, نمره صفر میگیره.

‫یک ساعت و نیم وقت دارید.

‫پابلو!

‫پابلو!

‫اینا که اون سوال ها نیستن.

‫یه امتحان دیگه است.

‫به فنا رفتیم.

‫آقا!

‫منصفانه نیست.

‫نمیشه هر ماه, دو تا امتحان ناغافلی ‫داشته باشیم.

‫بشین و امتحانت رو بده, لطفا.

‫نه, شما حتی نگفتین امروز امتحانه.

‫پس, اگر کسی نخونده باشه همه رد میشیم, ‫منصفانه نیست.

‫بشین و هرچی بلدی بنوس ‫وگرنه برات صفر رد میکنم.

‫کدوم رو ترجیح میدی؟ ‫بچه ها, منصفانه نیست.

‫نمیتونه انجامش بده. ‫نمیخواهیم!

‫نمیخواهیم! نمیخواهیم!

‫هفته قبل چه قولی دادی؟

‫تو کلاس داشتی چیکار میکردی؟

‫کار اشتباهی انجام ندادیم.

‫اونجا بودم, چونکه امتحان اونجا بود.

‫بچه نیستم, ‫خیال کردی مغز خر خوردم.

‫من این موها رو تو آسیاب سفید نکردم.

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left