200 บรรทัดแรก
توی زندگی هر بچهی سالمی زمانی فرا میرسه
که بهشدت دلش میخواد بره یه جای دیگه
و دنبال گنجینه مخفی بگرده
ایناهاش
خیلیخب، الان برنامه چیه؟
جملهی آخر کتاب چی بود؟
بیوه داگلاس، روی طلایی که تام و هاک پیدا کردن، سرمایهگذاری میکنه
کجا پیداش کردن؟
.غار مکدوگل حدود 1.5 کیلومتر تا رودخونه فاصله داره
.بچهها، عالی بود اینتروی خیلی خفنی میشه
.بیاید تکرارش کنیم بچهها
بعضی وقتها افسانههای جنگی
اونقدر توی افسانهی محلی درهم تنیده میشن
که باید بشینی دودوتا چهارتا کنی ببینی چیش راسته
و چیش مزخرف
خیلیها قبلا رفتن دنبال طلای سایر گشتن
ولی خیلیهاشون توانایی پیدا کردن الگوی بین آقای تواین و سایر رو نداشتن
آره، شاید وودی راست میگه
باید بریم و یه نقشه بکشیم
آره، بایستی یه هفته وقت بذاریم و یه نقشه خوب بکشیم
خیلیخب
لطفا بگو صدای شکمت بود
امیدوار بودم صدای شکم تو باشه
تا سه میشمارم، بدوئید ...برید سمت غار. یک، دو
سه
وودی
این طلایی که تام سایر پیدا کرد
طلای سرقتی بود
که خب آقای تواین هم دربارهش نوشته بود
اون گنج، واقعیِ واقعیه
حالا چی باعث شده اینقدر از بابتش مطمئن باشم؟
سادهست. چون پدربزرگ پدرم بهش کمک کرده بود مخفیش کنه
این آدمهایی که میرن دنبالش
خب، اونایی که آدمهای خوبی ان توی مسیر، به اندازه کافی پاداش کسب میکنن
ولی فقط یه نفر بود که خیلی به گنج نزدیک شده بود
شاید باورتون نشه، ولی مردم این شخص رو شجاعترین
...و ماجراجوترین آدمِ همهجا میدونستن
اگثا آرمسترانگ، ما بهتره بگیم اگی
با تشنگی سری ناپذیری به ماجراجویی، زاده شد
آره
ایناهاش
همینجاست
خزنده گوشتخوار، تمساح میسیسیپی
یا بهتره بگم
تمساح آمریکایی
خیلیخب
نمیخوام بیشتر از این مزاحمت بشم
.وای خدا گم شو
آهای! نظرت چیه با یکی که همهیکل خودته در بیفتی؟
از اینجا برو عزیزم
خوشت اومد، چاقال؟
به یه دختر کوچولو حمله میکنی؟
مهم نیست اینجا مرداب توئه یا نه
میتونی حرف بزنی؟
سلام. یوریدیس بی مگیلیکادی هستم
هرچند تو میتونی "خانم مک" صدام کنی
ممنون که نجاتم دادی
...تقریبا داشتم
میمردی؟ زحمتی نداشت که
حالا کجا میشه یه کاسه شیر پر از کلسیم پیدا کنم؟
همراهانی که توی مسیر پیدا میکنی، خیلی جالبن
چیزی نگذشت که به معروفترین کاوشگران گربهای و دوپا
در کل هستی تبدیل شدن
خب، کل دنیا بگیم بهتره
تا اینکه سروکله این جوان پیدا شد
و یه چیزی درون اگی عوض شد
از شیطونترین دختری که عاشق آدرنالین و هیجان بود
تبدیل به یه دست و پا چلفتی احمق شد
دوباره دیرت میشهها
از دست آنتونی
و همینطور فردی که بهشدت محافظهکار بود
تقصیر اون نبود
ایکاش اون پلاستیکهای کوچولو رو
اینقدر خوشمزه درست نمیکردن
« مترجمان: علیرضا نورزاده و سینا اعظمیان » MrLightborn11 & Sina_z
دکتر بهش گفت که باید بیشتر حواسش بهش باشه
اون هم کار همیشهش همین بود
هرکجا هستی یه روز به خودت استراحت بده
...با خودت - دیرم میشه -
پس بهتر بود زودتر بیدار میشدی
موبایلت رو واسه مواقع ضروری شارژ کردی؟ - مامان -
آره - کار از محکمکاری عیب نمیکنه -
بله مامان، دیرم میشه - بیا بخور -
این چیه؟ - بخور بره -
باید برم - برات مفیده -
خیلی چندشه
.هنوز مثل سه سالهها باهام رفتار میکنه دارم خفه میشم
آره، خفه شدن توسط مامان
این بده
داداش، ناموسا؟ دارم باهات درد دل میکنمها
آخه مادر من که کل صحرای عرب رو
با صرفا "یه گالن آب" طی نکرده
اون هم واسه اینکه 75 روز با یه قایق بادی، توی دریا گم بشه
.و دائم با دزدان دریایی بجنگه صرفا جهت اطلاع
نمیخواد اطلاع بدی
بیا بریم
درهرصورت پارتی کسل کنندهایه
دوستت دارم، خانم آرمسترانگ
...لعنتی، چه
صبح بهخیر زیبای خفته
بکش بیرون، لنون
و اینجا چهارپای کمیاب کهکشانی استرسورس رو داریم
...شرمنده، نمیخواستم - دارم سربهسرت میذارم -
خیلیخب دوستان، آماده باشید
شرمنده دیر کردم
ترافیک خیلی سنگین بود
خیلیخب
صبحتون بهخیر
صبح بهخیر خانم آرمسترانگ
صبح بهخیر مامانِ آنتونی
لنون، همونطور که قبلا گفتم توی این کلاس، من خانم آرمسترانگ هستم
شاید یه ساعت تنبیه باعث بشه یادت بیاد
سوییشرت میخوای؟ سردت نیست؟
نه - نه. بس کن -
خب، بریم سراغ بخشهای باحال
گزارش کتابِ این ترم
نه، بهنظرم میترکونید
این کتاب، توسط فردی به اسم ساموئل کلمنز نوشته شده
نه، مارک تواین نوشتهتش
اون اسم مستعار نویسندگیشه
روی نویسندگیش اسم گذاشته؟
مثل اسم هنری میمونه
آره، مثل اسمی که مدر لنون توی باغ وحش داره
آخ
بازم تنبیه میخواین؟
آره لو. درسته
و دلیل انتخاب اون اسم
چون نشونهای برای ناخداها بود
تا بفهمن عمق آب اونقدری هست که بتونن ازش رد شن
خشکی! مارک تواین، کاپیتان
خانم آرمسترانگ، مطمئنید باید این کتاب رو یاد بگیریم؟
ارزشهای منسوخی داره
درست میگی
ولی نمیشه قید این کتاب رو زد
این کتاب، بهمون از گذشته بغرنج آمریکا میگه
این کتاب، از ایجاد اصول اخلاقی از طریق وفاداری و دوستی، حکایت میکنه
تازه به بچهها یاد میده چطور خوش بگذرونن
از همهتون میخوام برید دنبال گنج بگردید
خیلیخب
منظورم گنجِ توی این کتابه
و بهم بگید که بهنظرتون تام سایر و دوستهاش
اگه بودن، توی دنیای مدرنمون چطور دوام میاوردن، باشه؟
.دست به دست کن به گروههای سه نفره تقسیمتون کردم
شدیم همگروهی گزارش کتاب
پشمهام. یعنی عالیه
به قول آقای تواین
هیچوقت نذار مدرسه توی آموزشت، تداخل ایجاد کنه
چون آدمی که کتاب نمیخونه
برتریای نسبت به یه آدم بیسواد نداره
اگه سوالی داشتید بیاید پیشم
میخوای بعد از کلاس بریم بیرون؟
آره - ایول -
میتونیم تقسیم وظایفها رو مشخص کنیم
آره، البته
ایول. میبینمت
آنت، تا یه دقیقه دیگه میام بیرون. باشه؟
باشه
خانم آرمسترانگ
عه وودی، سوالی درباره ارائهتون داری؟
...نه، یه چیزی
براتون درست کردم
...تو
دوباره برام یه چیزی درست کردی
نظر لطفته
اون داستانی که تعریف کردین و گفتین توی جنگلهای مالزی
گم شده بودین، خیلی الهامبخش بود
صحیح. آره
وای - آره -
خیلی قشنگه
چی هست؟
کمک میکنه افکار حیوانات رو بشنوید
گفتم حالا که خانم مک همیشه همراهتونه
باحال میشه بدونید به چیها فکر میکنه
...باید این دکمه رو فشار بدین
بفرماید
شاید زیاد فکر نمیکنه
ولی امشب وقتی رسیدم خونه باز امتحانش میکنم
پس ممنون
خداحافظ خانم آرمسترانگ
این ماسماسک مسخره رو فورا از روی سرم بردار
و اون "شاید زیاد فکر نمیکنه" رو هم یادم نمیره
بعضی وقتها با خودم میگم ایکاش میذاشتم تمساحه بخورتش
هیس
خب، بریم سراغ کار مهممون
.عه آره، مصاحبهت آمادهای؟
نه، دارم دیوونه میشم
بیخیال، دیشب که تمرین کردیم
تو چی هستی؟ - ببر -
نمیشنوم - ببرم -
و یه ببر چی کار میکنه؟
شکارش رو میخوره
تو قراره چی کار کنی؟
قراره شکارم رو بخورم
خب بریم تو کارش دیگه
خیلیخب، من یه ببرم
.من یه ببرم کاملا واسه این کار مناسبم
من تنها فرد مناسب واسه این کارم
این شغل رو بهدست میارم
اگی - سلام -
ممنون که اومدی - خواهش میکنم جنی -
No comments yet. Be the first to leave one.