200 บรรทัดแรก
الو ؟
two
. متیو
بله ؟
چرا ؟
چرا اونکارو کردی ؟
. ترس
انتقام ؟
. خیلی از مردم منو آزار میدن
. خیلی از مردم منو آزار میدن
آیا میتوانم رازی به تو بگویم ؟
قسمت دوم
، آشفتگی زیاد
، دراز مدت ، ماندگاری
، جستجوی اینترنتی ، پیام های متنی
، عکس ها
." نرم افزار " آی مسِیج
. هزاران نفر بودن
. درک اون خیلی مشکله
. آشوب
کوین اندرسون افسر پلیس
، در طول تا 10 سال
. پلیس پرونده-ی بزرگی داره
. این مال منه
. قربانی ها همه جا هستن
. صدها قربانی
. که ما خبر نداریم
. این ماجرا باید به پایان میرسید
، اون یک سایه بود
. ولی فهمیدیم اون کیه
." اسم اون شخص " متیو هاردیه
. بزودی ما پیام دیگه ای دریافت کردیم
زو ، بیداری ؟
زو ؟
. برای همین منو اونو به اسم صدا کردم
. میدونی من کی هستم
چرا اینکارو میکنی ؟
بخاطر من ؟ میخوای به چی برسی ؟
. حدس بزن برای کی دارم مینویسم
. اون هیچوقت به من جواب نداد
. براش مهم نبود
، من فکر کردم چرا اینکارو میکنه باز هم اینکارو میکنه ؟
. من و دوستام در " اینستاگرام ، لایو " گذاشتیم
، مردم میتونن مشارکت کنن و نظر بدن . این یه شادی خیلی خوبه
عکاس
، موریس ، یه اکانت غریبه
. حرف های عجیبی میزد
ابی ، میخواهم چیزی را روشن کنم
موریس " کیه ؟ "
من با یک عکاس سکس داشتم ، ابی ؟
. خدای من ، احساس من این بود
قبلاً ؟
. بطور ناگهانی
. یه اسم نمایان شد
." موریس ، تایپ کرد " متیو هاردی
. نمیدونم کسی به نام " متیو هاردی " هست یا نه
، وقتی من در "فیسبوک، متیو هاردی" رو تایپ کردم
اضافه کردن دوست
. این پروفایل نمایان شد
. این شخص بظاهر معمولی میاد
اون یه غریبه-س ؟ فکر کنم باشه ، یعنی هست ؟
. اون 200 کیلومتر اونطرف تر زندگی میکنه
. به این شهر از " کیشایر ، نورت ویچ " میگن
زندگی در " نورت ویچ "، در یک رابطه
متیو هاردی " کیه ؟ "
. من تاحالا از " نورت ویچ " چیزی نشنیدم
. حالا - . بریم -
الو ؟
. چند نفر شیشه-ی پنجره-ی یک خونه را شکستن
. هدف اونها یک " متیو هاردی " بود
. مادرش به پلیس زنگ زد
. این باید با استفاده از یک شبکه-ی اجتماعی باشه
، وقتی اسمش رو در " گوگل " نوشتم
، اونجا
، رخدادهای زیادی بود
. که از سال 2010 شروع شد
. از نظر من خیلی عجیب بود
. کمی عمیق تر ورود کردم
. کاملاً مشخص بود خیلی از اونها در محدوده من بودن
، یک روز
، رفتم خونه دوستم
. و اون منو به خواهرزاده شوهرش معرفی کرد
، یه آدم معمولی
، مدت کوتاهی بعد ، پیام ها سرازیر شدن
، اکانت های جعلی ، کاربرهای ساختگی ، انتشار شایعات
اگه یه چیزی بهت بگم عصبانی نمیشی ؟
... اون پرسید من چکار میکردم
میری نمایش ببینی ؟ کجا ؟
. جایی که کار میکردم
با کی ؟
. اون منو به حال خودم نمیذاشت
. اون در گذشته خیلی بهت نزدیک بود
. که این منو خیلی ناراحت کرد
. همه کانال " شیوه-ی کار " رو دنبال میکنن
. عزیزم ، میخوام یه رازی بهت بگم
. خیلی بی ریا
، تمام نسل ها
. جنگی روانی علیه قربانی
، این پیام ها دست بردار نبودن . منو آزار میدادن
، برای دوستانم ، خانوادم و رئیسم فرستاده شد
. اون خیلی درباره تو حرف میزد
، اون برای مردم شایعه می ساخت
، خانواده-ی اوناها ، مادر و پدرشون ، که باعث خشم اونها میشد
. اون تلاش میکرد از نوعی جذابیت جنسی بگه
. میگفت مادرم با دوست پسرم رابطه داشتن
. اشتیاق اون منو به وحشت مینداخت
. ترسیده بودم ، از ترس میلرزیدم
، قربانی های زیادی بودن . اون قربانی ها رو می ترسوند
. من به پلیس خبر دادم ولی اتفاقی نیفتاد
. من چندین بار گزارش دادم
. چیزی نمیتونم بگم ، واقعاً یکبار پیش اومده بود
. هیچکس کمکم نکرد
، تحقیقات زیادی شد
. ولی هیچ نتیجه ای نداد
نتونستم بفهمم چرا اونکارو میکرد ؟
. باید به قربانی ها اطمینان میدادیم
. اونارو جدی میگرفتیم
. ما به آپارتمان اون رفتیم
، درضمن تلاش میکنم چیزی که میگن ، تأئید کنم
. یا یادگیری دستگاه های دیجیتالی
. ما میدونستیم اونجاست چون صدا شنیده میشد
. ما اونو بردیم آشپزخونه
. دکوراسیون زیادی نداشت
. خیلی خلوت
، تمیز و مرتب بود
، بعنوان کسی که دچار زندگی آشفته اینترنتی داره
، هیچ پیشنهادی وجود نداشت ، که اون با مردم تماس بگیره
. و گزارش کارهای اونارو داشته باشه
. یه یادداشت پستی اونجا بود
. هیچ دفترچه ای و هیچ چیزی روی دیوار نبود
. خیلی عجیب
، یه میز اونجا بود
." و یه گوشی " الکاتل
. یه مودم اینترنتی
. یه سیمکارت بود
. ما تصمیم گرفتیم مصاحبه ای داشته باشیم
. مصاحبه در اتاق بازجویی شماره 3 انجام میشد
میشه اسم کامل خودتون رو بگین ؟ - . متیو هاردی -
. من مذاکره ای ترتیب دادم - . درسته -
، وکیل اون در ابتدای مصاحبه ، مذاکره رو شروع کرد
، من ،" متیو هاردی "، مایلم . به اختیار خودم این مذاکره رو انجام بدم
. امروز بخاطر برخی ادعاها اینجا هستم
. من تمام ادعاها رو رد میکنم
. من اسم قربانی ها رو نمی دونم
، من برای پیام های پرتکرار . از شبکه های اجتماعی یا تلفن همراه استفاده نمیکنم
. فقط برای تماس با دوستان یا خانواده
. امروز از طرف " متیو "، امضاء شده و تاریخ خورده
. ما نمیدونم چه اتفاقی قراره پیش بیاد
. من انتظار داشتم قبول که چه کاری کرده
، این فرصتیه برای تو . تا بخشی از داستان رو بگی
. بله
صدای متیو هاردی
هیچکدوم از این پیام ها رو میشناسی ؟ - . بدون نظر -
آیا تو یکی از این پروفایل ها رو ساختی ؟ - . بدون نظر -
، من میدونم " لوسی " برات عکس فرستاد . و تو هم با " لوسی " سکس داشتی
. بدون نظر
تو پیام های این چنینی فرستادی ؟ - . بدون نظر -
، داشتم به این فکر میکردم . چطور مقاومتش رو کم کنم
چکارش کنم تا حرف بزنه ؟
خود گفتی کار " هاگسی ویلیامسون " بوده ؟
. بدون نظر - . جاشوا 536 -
. بدون نظر
. استوف نوامبر 150 - . بدون نظر -
. تای ور ایکس ایکس ایکس - . بدون نظر -
الیشیا کریج ، اسمشو شنیدی ؟ - . بدون نظر -
: از این پروفایل ازش پرسیده شده آیا تو با شوهر من خوابیدی ؟
بله یا خیر ؟ - . بدون نظر -
،" اون از یکی از دوستان تو در " اینستاگرام ، پیامی دریافت کرده
. که میگه به پارتنر خودت دیگه پیام نده
. بدون نظر
،" یه پروفایل جعلی دیگه بنام " تیندر . درخواست خدمات حفاظت شخصی کرده
. بدون نظر
، یه غریبه باهاش تماس گرفته
، از اون پرسیده شده ، چرا برای یک خدمات جنسی
اون 45 پوند پرداخت کرده ؟
. بدون نظر
. باهاش شوخی شده - . بدون نظر -
. زندگیش مختل شده - . بدون نظر -
. عکس خودش و دخترش - . بدون نظر -
، اون دیگه بیرون نرفت
. چون فکر میکرد این شخص دنبالشه
میفهمی ؟ - . بله -
. بله
. من شخصاً خوب میفهمم شبیه چیه
، من اونارو درک میکردم . که چطور وحشت کردن
... من اینارو درک میکنم ، پس
. خونه-ی مادرم بدست اوباش داغون شده
. خیلی داغون
، دراصل میخواست بدونه چرا اونجاست . اون خودش نبود
. بنظر آسیب پذیر شده بود
، مردم بدجور با من رفتار میکنن
. بخاطر اتفاقی که سال ها پیش افتاده
. همش بخاطر اخبار بود
ببخشید ، این چیه ؟ - . سال ها پیش این تو روزنامه بود -
چند سال پیش ؟
. مقاله ای که اسم من در اون عنوان شده
. از همون موقع باعث آزار من بود
در تمام صفحات روزنامه بود ، نه ؟
. ببخشید ، من اونو ناراحت کردم
میتونم بپرسم چرا ؟
No comments yet. Be the first to leave one.