200 บรรทัดแรก
آنچه در ویدز گذشت...
من دوسش دارم ولی فرار کردم
همه چی تموم شده آدریا، این کار رو نکن
اون پسر خوبیه
هی، اونها واسه من هستن
حالا واسه من هستن
نیومنها در کارهایی که باتوین ها شکست خوردن موفق میشن
اونها کار پیدا میکنن
اونها صاحب یه زندگی عادی میشن
شما دارید به دستیار جدید سرآشپز نگاه میکنید
من دوست دارم که تو واسه من کتاب بخونی
من باید یه دختر پیدا کنم و باهاش سکس کنم
چیه؟
من خیلی دانشگاه رو دوست دارم
من مسئول آوی هستم
شماها روی بچه ناثیر بد میذارید
ما میدونیم که مادر آوی توی عراق کشته نشده
یا حقیقت رو به ما میگی
یا ما میتونیم با همدیگه به سرویس حمایت از کودکان زنگ بزنیم
شما باید به خاطر اینکه من شما رو به اون برسونم، زنده نگه دارید
من نمیدونستم که چی بگم من نمیخواستم که بمیرم
مهمونها از من میپرسند که از کجا میتونند داروهای گیاهی گیر بیارند
این دیگه چه کوفتیه؟ هشیش
وقتی که من یه درخواست گرفتم تو رو توی برنامه تمیز کاری اون اتاق میذارم
مهمونها پول رو زیر بالش میذارند
تو هم هشیش رو اونجا میذاری
پول نقد داری؟
پس شما باقی مونده مواد رو میریزید دور؟
من میبرشون
فکر کنم که با ۱۰۰ دلار بشه کلی از اینها خرید
من این کارو کردم
تو!
حرکت نکن
مترجم: احمدرضا ::AhmadReza ۲۷ :: تیم ترجمه تیویسنتر
فرار کن
شماها تو بد گهی فرو رفتید
درباره ونت به من بگو
حالا فرار کن
سریع فرار کن
چی؟
من... ون.
آره همون ون تو که الان گرفتیم
این ون بالای ۶ هزار دلار بدهی به پارکینگ داره
شماره پلاک با ماشین همخونی نداره
چیزی رو یادت میاره؟
این مینی ون سبوربون؟
نه
آره، کاملاً
چرند میگید
همسایهها دیدن که حدود یک ساعت پیش یه زن و مرد
سفید پوست از اونجا زدن بیرون
ما آدم های باحالی هستیم
ما شهر نشین هستیم
کارت شناسایی ما هم همینطوری هست
این روزها، میدونی، این احمقانس
وقتی که اندام جنسی داره تبدیل به جایی برای نگه داری مواد میشه
وقتی که ایران در حال تلو تلو خوردن هست
در حال قیمه قیمه شدن هست
در مورد چه چیزی داری زر میزنی؟
این ون شما نیست؟
اونها فقط بیانیه شکست هستند
مثل، من میخوام تمام اون چیزی بخرم
شکست؟
یا شاید شما دارید تلاش میکنید که یکی رو
با بودن اونچه که نیستید تحت تاثیر قرار بدید، خوب، در حقیقت
شما این شخص رو دوست ندارید و هیچ وقت هم نداشتید
و شاید اونها واقعا دارند با اون کلاه گیس های عجیب و غریب برای شما قصاوت میکنند
برای مثال عرض کردم
پس، ماشین شما کجاست؟
یا اینکه شماها فقط واسه قدم زدن اومدید؟
یا اینکه فقط واسه بیرون انداختن...
اضافات ماریجوانا
ما باید این کارو بکنیم
عزیزم، سطلها رو کجا گذاشتی؟
سطل زباله؟ سطل زباله رو پیدا کردم
هورا، سطل زباله!
پشت خونه، پشت خونه، پشت خونه
وایستید!
آبیه واسه چیز های بازیافتی هست
شما گفتید که اونها اضافات ماریجوانا هستند
لعنت به این کور رنگی این داستان واقعی هست
ما شما رو توی
جنگ کمک مالی با شهر پشتیبانی میکنیم
بعضی وقتها از در پشتی استفاده میکنیم
من شرط میبندم که اون اصلا توی ارتش نبوده
شماها فکر کردین که مجتمع صنعتی ارتش میذاره
که داستان واقعی به بیرون درز کنه؟
من دارم به سرویس حمایت از کودکان زنگ میزنم
شرل، تلفن عالیه
و شاید من بهشون در مورد
اون دوستهای کوچولوی سابقه دار الیسون گفتم
وقتی که اونها توی یه ماشین
هستند نباید بچه هم اونجا باشه، درسته، الی؟
و شرل، من مطمئن نیستم که اونها در مورد یه زنی که
هنوز از سینه پنچ سالش به بچه غذا میده چه احساسی دارند
و ربکا، تو که نمیخوای کسی به
وضعیت ویزا اون زن خونه درت نگاه کنه میخوای؟
از کجا اومده؟ هندوراس؟ گواتمالا؟
با من شوخی نکنید، جنده ها
چرا همچین اتفاقی افتاد؟
پرداخت پول، نانسی این دست سرنوشت هست
و البته پلاکی که من و سایلس دزدیدیم
باید واسه یه جنایت کار بوده باشه
دست سرنوشت
من کجا بودم؟
اوه، آره کجا نه... کی بودی
تو نانسی باتوین هستی
و از وقتی که من مستقیماً روی تو تاثیر نذاشتم
تو هم به من اخطار ندادی
پسر، این چیزها واقعاً خوب ساخته شدند
اون چینیها کجا هستند؟ ببخشید
چرا از دست من عصبانی هستی؟
قضاوت؟
اوه، اون
موی مصنوعی؟ موی عجیب و غریب؟
اون اتفاق فقط واسه موهای خیلی درخشان می افته
من نمیدونم که این حرف از کجا در اومد
من باید فکر میکردم، اونها همون لحظه رو واسه بیرون اومدن انتخاب کردند
فکر نه تو یه احساساتی داشتی
احساسات واقعی تو که ...تو ذخیره شون کردی مثل
مثل یه موش خرمای زمینی توی صورت خودت
مطمئنی که این فکر خوبیه؟
تو گفتی همه چی مرتبه تو گفتی مازل تاو
ولی صورتت باد کرده بود، من میتونستم ببینمش
و آدریا هم میتونست اونو ببینه
تو اونو قال گذاشتی
دخترها این چیزها رو میدونند، نانسی
به خاطر اینکه اونها بیشتر توی لحن با پیچیدگی
های خاص فردی هستند چیزهای مربوط به بوسه اطراف پرواز میکنند
و همیچنین به خاطر اینکه، در آخر
شماها همتون کوچولو حسود، ناز نازو و همه چی رو خراب میکنید
آره، این یه شروع واسه سیگار کشیدن هست
شماها مثل سگهایی هستید که روی پل هستید و هر دوتا استخون رو میخواید
شماها این جوری هستید شماها همه استخونها رو میخواید
- من نمیدونم که چرا تو این مزخرفات رو داری الان به من میگی - آره آره آره
- ولی من واقعا فکر میکنم که تو باید تمرکز افکارت رو... - تو دقیقاً میدونی چرا، و ما دوباره اینجاییم
داریم در مورد یکدیگر صحبت میکنیم مثل سگها و استخونها
این دیگه داره قدیمی میشه، نانسی
اوه، خدای من!
دست سرنوشت
لعنتی
حالا چی کار کنیم؟
به هر حالا این ون دیگه واسه ما اومد نداره
خیلی زود، اینها توی دیتابیس ذخیره میشه
و ما داریم توی یه شهر به گا رفته آمریکایی زندگی میکنیم
همگی می افتند دنبال ما
من فکر میکردم که تو ون رو به به اسم دیگه ثبت کردی
آره... شین باتوین
به خاطر اینکه اینکه قلباً اونو اجتماعی میدونستم
تو چطور شین رو...
بیخیال
خداحافظ سیاتل
من حتی بارون رو هم ندیدم
چه گندی
آقای باتوین، سنسورهای داخلی ما
به ما خبر دادند که تایر شما زیر فشار قرار دارند
آهای؟
آقای باتوین؟
آهای؟
چرا تا حالا کسی به من نگفته بود که دانشگاه چقدر باحاله؟
به خاطر اینکه تو هیچ وقت به اونجا نمیری
این مثل این هست که
به یه آدم کور بگی، رنگها چقدر باحال هستند
خفه شو
من ممکنه باهوش دانشگاهی نباشم ولی با هوش که هستم
من کارو خودم رو شروع کردم من میخونم
واسه آدم های پیر با شورتت
خیلی خب تو باید تنبیه بشی
پیر مرده اینو میگفت؟
دفاع شخصی
عالیه، با توجه به اینکه تو کاملا یه پیشی هستی
برو اینو به پیلار بگو
اون مو بلونده کی هست؟ برادرشه؟
خواهش میکنم اونها اصلا شبیه به هم نیستند
من شرط میبندم که اونها با هم دیگه رابطه دارند
خوب، هر رابطه ای که بینشون هست
اونها واضحاً واسه بزرگ کردن بچه مناسب نیستند
اوه، خدای من، اونها یه تیکه نون رو انداختند توی حوله بچه
اگه اون تحمل نشاسته رو نداشته باشه چی؟
نشاسته چیه؟
خفه شو، شرل
نون نخور
وقتی که تو توی تخت خواب دراز میکشیدی
من دارم توی درد سر می افتادم
آره، دزدیدن دوربین های فیلمبرداری
و گاییدن دست دختر گرت
گانگستر
باهاش رو به رو شو سایلس، ما در هسته سخت هستیم و تو توی پی. جی. ۱۳ هستی
منظورت چیه؟
تو تنها بچه بلوند توی این خوانواده هستی
من فکر کنم که تو رو به فرزندخوندگی گرفتند
از خدامه
این خیلی عالی میشه
صورت حساب، لطفاً؟
میخوای بری سر کار؟
گور بابای هتل
من دارم به مردسه بر میگردم
اوه، خدای من، و با همه شکوه و عظمت
من تا حالا بندگی نکردم
در حقیقت من یه بنده خیلی خیلی بدبخت هستم
No comments yet. Be the first to leave one.