Weeds

Weeds

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 6

ข้อมูลรุ่น

Weeds S06E05 Boomerang(1080pBluRayx265Silence)
ความคิดเห็นโดย SubAvaliHa

แท็ก

BluRay
1080
x265
เผยแพร่เมื่อ: 2024-03-02
ดาวน์โหลด: 48
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

‫آنچه در ویدز گذشت...

‫من دوسش دارم ولی فرار کردم

‫همه چی تموم شده ‫آدریا، این کار رو نکن

‫اون پسر خوبیه

‫هی، اونها واسه من هستن

‫حالا واسه من هستن

‫نیومنها در کارهایی که باتوین ها شکست خوردن موفق میشن

‫اونها کار پیدا میکنن

‫اونها صاحب یه زندگی عادی میشن

‫شما دارید به دستیار جدید سرآشپز نگاه میکنید

‫من دوست دارم که تو واسه من کتاب بخونی

‫من باید یه دختر پیدا کنم و باهاش سکس کنم

‫چیه؟

‫من خیلی دانشگاه رو دوست دارم

‫من مسئول آوی هستم

‫شما‌ها روی بچه ناثیر بد میذارید

‫ما میدونیم که مادر آوی توی عراق کشته نشده

‫یا حقیقت رو به ما میگی

‫یا ما میتونیم با همدیگه به سرویس حمایت از ‫کودکان زنگ بزنیم

‫شما باید به خاطر اینکه من شما رو به اون ‫برسونم، زنده نگه دارید

‫من نمیدونستم که چی بگم من نمیخواستم که بمیرم

‫مهمونها از من میپرسند که از کجا میتونند ‫داروهای گیاهی گیر بیارند

‫این دیگه چه کوفتیه؟ هشیش

‫وقتی که من یه درخواست گرفتم تو رو توی برنامه تمیز کاری اون اتاق میذارم

‫مهمون‌ها پول رو زیر بالش میذارند

‫تو هم هشیش رو اونجا میذاری

‫پول نقد داری؟

‫پس شما باقی مونده مواد رو میریزید دور؟

‫من میبرشون

‫فکر کنم که با ۱۰۰ دلار بشه کلی از اینها خرید

‫من این کارو کردم

‫تو!

‫حرکت نکن

‫مترجم: احمدرضا ‫::AhmadReza ۲۷ :: تیم ترجمه تی‌وی‌سنتر

‫فرار کن

‫شماها تو بد گهی فرو رفتید

‫درباره ونت به من بگو

‫حالا فرار کن

‫سریع فرار کن

‫چی؟

‫من... ون.

‫آره همون ون تو که الان گرفتیم

‫این ون بالای ۶ هزار دلار بدهی به پارکینگ داره

‫شماره پلاک با ماشین همخونی نداره

‫چیزی رو یادت میاره؟

‫این مینی ون سبوربون؟

‫نه

‫آره، کاملاً

‫چرند میگید

‫همسایه‌ها دیدن که حدود یک ساعت پیش یه زن و مرد

‫سفید پوست از اونجا زدن بیرون

‫ما آدم های باحالی هستیم

‫ما شهر نشین هستیم

‫کارت شناسایی ما هم همینطوری هست

‫این روزها، میدونی، این احمقانس

‫وقتی که اندام جنسی داره تبدیل به جایی برای نگه داری مواد میشه

‫وقتی که ایران در حال تلو تلو خوردن هست

‫در حال قیمه قیمه شدن هست

‫در مورد چه چیزی داری زر میزنی؟

‫این ون شما نیست؟

‫اونها فقط بیانیه شکست هستند

‫مثل، من میخوام تمام اون چیزی بخرم

‫شکست؟

‫یا شاید شما دارید تلاش میکنید که یکی رو

‫با بودن اونچه که نیستید تحت تاثیر قرار ‫بدید، خوب، در حقیقت

‫شما این شخص رو دوست ندارید ‫و هیچ وقت هم نداشتید

‫و شاید اونها واقعا دارند با اون کلاه گیس های عجیب و غریب ‫برای شما قصاوت میکنند

‫برای مثال عرض کردم

‫پس، ماشین شما کجاست؟

‫یا اینکه شما‌ها فقط واسه قدم زدن اومدید؟

‫یا اینکه فقط واسه بیرون انداختن...

‫اضافات ماریجوانا

‫ما باید این کارو بکنیم

‫عزیزم، سطلها رو کجا گذاشتی؟

‫سطل زباله؟ ‫سطل زباله رو پیدا کردم

‫هورا، سطل زباله!

‫پشت خونه، پشت خونه، پشت خونه

‫وایستید!

‫آبیه واسه چیز های بازیافتی هست

‫شما گفتید که اونها اضافات ماریجوانا هستند

‫لعنت به این کور رنگی ‫این داستان واقعی هست

‫ما شما رو توی

‫جنگ کمک مالی با شهر پشتیبانی میکنیم

‫بعضی وقتها از در پشتی استفاده میکنیم

‫من شرط میبندم که اون اصلا توی ارتش نبوده

‫شما‌ها فکر کردین که مجتمع صنعتی ارتش میذاره

‫که داستان واقعی به بیرون درز کنه؟

‫من دارم به سرویس حمایت از کودکان زنگ میزنم

‫شرل، تلفن ‫عالیه

‫و شاید من بهشون در مورد

‫اون دوستهای کوچولوی سابقه دار الیسون گفتم

‫وقتی که اونها توی یه ماشین

‫هستند نباید بچه هم اونجا باشه، درسته، الی؟

‫و شرل، من مطمئن نیستم که اونها در مورد یه زنی که

‫هنوز از سینه پنچ سالش به بچه غذا میده چه احساسی دارند

‫و ربکا، تو که نمیخوای کسی به

‫وضعیت ویزا اون زن خونه درت نگاه کنه میخوای؟

‫از کجا اومده؟ ‫هندوراس؟ گواتمالا؟

‫با من شوخی نکنید، جنده ها

‫چرا همچین اتفاقی افتاد؟

‫پرداخت پول، نانسی ‫این دست سرنوشت هست

‫و البته پلاکی که من و سایلس دزدیدیم

‫باید واسه یه جنایت کار بوده باشه

‫دست سرنوشت

‫من کجا بودم؟

‫اوه، آره ‫کجا نه... کی بودی

‫تو نانسی باتوین هستی

‫و از وقتی که من مستقیماً روی تو تاثیر نذاشتم

‫تو هم به من اخطار ندادی

‫پسر، این چیزها واقعاً خوب ساخته شدند

‫اون چینی‌ها کجا هستند؟ ‫ببخشید

‫چرا از دست من عصبانی هستی؟

‫قضاوت؟

‫اوه، اون

‫موی مصنوعی؟ ‫موی عجیب و غریب؟

‫اون اتفاق فقط واسه موهای خیلی درخشان می افته

‫من نمیدونم که این حرف از کجا در اومد

‫من باید فکر میکردم، اونها همون لحظه رو واسه بیرون ‫اومدن انتخاب کردند

‫فکر نه ‫تو یه احساساتی داشتی

‫احساسات واقعی تو که ...تو ذخیره شون کردی مثل

‫مثل یه موش خرمای زمینی توی صورت خودت

‫مطمئنی که این فکر خوبیه؟

‫تو گفتی همه چی مرتبه تو گفتی مازل تاو

‫ولی صورتت باد کرده بود، من میتونستم ببینمش

‫و آدریا هم میتونست اونو ببینه

‫تو اونو قال گذاشتی

‫دخترها این چیزها رو میدونند، نانسی

‫به خاطر اینکه اونها بیشتر توی لحن با پیچیدگی

‫های خاص فردی هستند ‫چیزهای مربوط به بوسه اطراف پرواز میکنند

‫و همیچنین به خاطر اینکه، در آخر

‫شما‌ها همتون کوچولو حسود، ناز نازو و همه چی ‫رو خراب میکنید

‫آره، این یه شروع واسه سیگار کشیدن هست

‫شما‌ها مثل سگهایی هستید که روی پل هستید و ‫هر دوتا استخون رو میخواید

‫شما‌ها این جوری هستید ‫شما‌ها همه استخونها رو میخواید

‫- من نمیدونم که چرا تو این مزخرفات رو داری الان به من میگی ‫- آره آره آره

‫- ولی من واقعا فکر میکنم که تو باید تمرکز افکارت رو... ‫- تو دقیقاً میدونی چرا، و ما دوباره اینجاییم

‫داریم در مورد یکدیگر صحبت میکنیم مثل سگ‌ها و استخونها

‫این دیگه داره قدیمی میشه، نانسی

‫اوه، خدای من!

‫دست سرنوشت

‫لعنتی

‫حالا چی کار کنیم؟

‫به هر حالا این ون دیگه واسه ما اومد نداره

‫خیلی زود، اینها توی دیتابیس ذخیره میشه

‫و ما داریم توی یه شهر به گا رفته آمریکایی زندگی میکنیم

‫همگی می افتند دنبال ما

‫من فکر میکردم که تو ون رو به به اسم دیگه ثبت کردی

‫آره... شین باتوین

‫به خاطر اینکه اینکه قلباً اونو اجتماعی میدونستم

‫تو چطور شین رو...

‫بیخیال

‫خداحافظ سیاتل

‫من حتی بارون رو هم ندیدم

‫چه گندی

‫آقای باتوین، سنسورهای داخلی ما

‫به ما خبر دادند که تایر شما زیر فشار قرار دارند

‫آهای؟

‫آقای باتوین؟

‫آهای؟

‫چرا تا حالا کسی به من نگفته بود که دانشگاه چقدر باحاله؟

‫به خاطر اینکه تو هیچ وقت به اونجا نمیری

‫این مثل این هست که

‫به یه آدم کور بگی، رنگ‌ها چقدر باحال هستند

‫خفه شو

‫من ممکنه باهوش دانشگاهی نباشم ولی با هوش که هستم

‫من کارو خودم رو شروع کردم ‫من میخونم

‫واسه آدم های پیر با شورتت

‫خیلی خب ‫تو باید تنبیه بشی

‫پیر مرده اینو میگفت؟

‫دفاع شخصی

‫عالیه، با توجه به اینکه تو کاملا یه پیشی هستی

‫برو اینو به پیلار بگو

‫اون مو بلونده کی هست؟ ‫برادرشه؟

‫خواهش میکنم ‫اونها اصلا شبیه به هم نیستند

‫من شرط میبندم که اونها با هم دیگه رابطه دارند

‫خوب، هر رابطه ای که بینشون هست

‫اونها واضحاً واسه بزرگ کردن بچه مناسب نیستند

‫اوه، خدای من، اونها یه تیکه نون رو انداختند ‫توی حوله بچه

‫اگه اون تحمل نشاسته رو نداشته باشه چی؟

‫نشاسته چیه؟

‫خفه شو، شرل

‫نون نخور

‫وقتی که تو توی تخت خواب دراز میکشیدی

‫من دارم توی درد سر می افتادم

‫آره، دزدیدن دوربین های فیلمبرداری

‫و گاییدن دست دختر گرت

‫گانگستر

‫باهاش رو به رو شو سایلس، ما در هسته سخت هستیم ‫و تو توی پی. جی. ۱۳ هستی

‫منظورت چیه؟

‫تو تنها بچه بلوند توی این خوانواده هستی

‫من فکر کنم که تو رو به فرزندخوندگی گرفتند

‫از خدامه

‫این خیلی عالی میشه

‫صورت حساب، لطفاً؟

‫میخوای بری سر کار؟

‫گور بابای هتل

‫من دارم به مردسه بر میگردم

‫اوه، خدای من، و با همه شکوه و عظمت

‫من تا حالا بندگی نکردم

‫در حقیقت من یه بنده خیلی خیلی بدبخت هستم

More Farsi Persian subtitles for Weeds

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left