L.A.'s Finest

L.A.'s Finest

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 1

ข้อมูลรุ่น

L A s Finest S01E10 1080p WEB H264-EDHD HI
L A s Finest S01E10 720p WEB H264-EDHD HI
L A s Finest S01E10 WEBRip x264-ION10 HI
ความคิดเห็นโดย thetrueali
🌕 Sub by: thetrueali 🌕 Telegram: @thetrueali

แท็ก

web
720p
720
HD
1080
webrip
x264
BRip
เผยแพร่เมื่อ: 2020-06-24
ดาวน์โหลด: 17
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

‫آنچه در L.A.'s Finest گذشت

‫مقتولی که اینجا داریم ‫لانی امونزه، سی و پنج ساله

‫- سه بار از پشت بهش شلیک شده ‫- تموم شد

‫باعث میشد هممون گیر بیفتیم ‫خودت اینو می‏دونی

‫خانوم امونز، ما معتقدیم که شوهرتون ‫ممکنه درگیر...

‫یه دزدی محل نگه داری ‫الماسا بوده باشه

‫- احتمالاً با رومئو ‫- همیشه کار گروه نظافته، ها؟

‫بهت گفته بودم واسه گرفتن ‫پولم برمی‏گردم...

‫- مادر جنده ‫- همین الان 500 دلار تو جیبمه...

‫- همراه من میایی، رومئو ‫- پلیس لس آنجلس

‫باید مطمئن بشی که واسم ‫قرار وثیقه صادر بشه

‫اومدم اینجا که کمک کنم

‫چیکار... چیکار کردی؟

‫- بخواب رو زمین. تکون نخور ‫- چه خبره، شما کی هستید؟

‫دانته شرمان تحت تعقیبه

‫آماده‎ای باهام صادق باشی؟

‫دانته، اون کیِ تو میشه؟

‫داری میری؟

‫حتی نمی‏خواستی یه خداحافظی کنی؟

‫نینا بکام. بیشاپ دووال

‫اون یه دوست قدیمی گم شده ‫از میامی‎ئه

‫یکی از اسمای پوشش سید ‫توی میامی نینا بکام بود

‫سلام، دوست نینا، اسمت چیه؟

‫- جودی ‫- ما یه توافقی داشتیم

‫وظیفه تو اینه که مطمئن بشی ‫که پلیس مواد مخدر یه مهره‏ست...

‫- نه یه دشمن ‫- و وظیفه‏امو انجام دادم

‫درباره یه شایعه‎ای ‫دارم تحقیق می‏کنم

‫از فساد توی اداره پلیس

‫پرونده رو واست فرستادم

‫- نیکو؟ ‫- آره

‫من شوهر خواهرت پاتریکم ‫می‏تونم بیام داخل؟

‫نینا بکام

‫نگاش کن

‫- کتت رو دوست دارم ‫- وقتی گفتی قرار ملاقات...

‫تصور کردم باید لباس ‫مخصوص بیزینس بپوشم

‫بیا تند نریم

‫ما هنوز با هم وارد تجارت نشدیم

‫پس اینجا چیکار می‏کنم؟

‫اوه، این فقط یه امتحان ‫ساده و کوچیکه

‫تا ببینیم واکنشت به یه ‫اتفاق ناگهانی چیه

‫خیلی خب

‫ممنون

‫کدومه؟

‫اون کوچیکه، سمت راست

‫- ایول ‫- این کاریه که واسه خوشگذرونی می‏کنی؟

‫امروز. تا ببینیم فردا چی پیش میاد

‫یه هدف دیگه واست دارم

‫خیلی خب

‫از این طرف

‫این چه گهیه؟

‫این یه متزگره

‫متزگر پولشویی من رو انجام می‏داد...

‫تا وقتی که فهمیدم قراره ‫منو لو بده

‫پس اینجا چیکار میکنه، بیشاپ؟

‫وفاداری، یا همونطور که اون ندارتش

‫و شرط قبول شدنت ‫توی این شغل

‫می‏خوای بهش شلیک کنم؟

‫فقط نمایشی از ‫وفاداریت رو می‏خوام

‫یالا

‫چی قراره باشه، نینا؟

‫گرفتم. پس یه دوست مشترک...

‫توصیه می‏کنه که با هم کار کنیم

‫ولی چون هرگز اسم من ‫رو نشنیدی...

‫فکر می‏کنی زیاد شخص ‫خاصی نیستم

‫ولی جریان اینه، بیشاپ ‫که تو هم همینطوری

‫که احنمالاً به خاطر اینه ‫که حس می‏کنی...

‫باید بازی در بیاری تا ‫شایستگیت رو نشون بدی

‫عزیزم، من میلیونی پول جابجا ‫می‏کردم تو ساحل جنوب...

‫وقتی که تو هنوز توی کانالای ونیز...

‫بیسکوئیت می‏فروختی

‫می‏خوای کیر سانت کنی؟

‫به آدمات زنگ بزن ‫واست خط کش بخرن

‫می‏خوای در مورد تجارت صحبت کنی، ‫وقتی بزرگ شدی بهم زنگ بزن

‫نینا، صبر کن

‫تو خیلی عصبی‎ای

‫این لعنتی حتی ‫تیر هم نداشت

‫ببین، من کل این اتفاق ‫رو نقشه ریخته بودم

‫قرار بود ماشه رو بکشی...

‫و من می‏گفتم، وای پسر، ‫این دختره خیلی وفاداره

‫متزگر پول شوی من نیست

‫فقط یکی از رفقامه که ‫یه شرط رو باخته

‫ولی تو حرفه‎ای هستی ‫پس بیا در مورد تجارت حرف بزنیم

‫بیا

‫باشه، پس در موردت تحقیقاتم ‫رو انجام دادم...

‫تو یه راه جدید پیدا ‫کردی که رقمای کوچیک رو...

‫تبدیل به رقمای بزرگ کنی

‫دستگاه نوشیدنی، کسب و کار ‫با مبالغ غیر دقیق...

‫که فقط با یک و پنج دلاری ‫انجام میشه

‫قبل از اینکه فدرال بفهمه بیش از ‫50 میلیون دلار پول شویی کردم

‫بی نظیره

‫ولی فکر نمی‏کنی که یه رابطه ‫به پویایی رابطه‎ی ما...

‫ممکنه یه چیز جدید لازم داشته باشه؟ ‫یه چیز خاص؟

‫منظورم اینه که، چی میگی؟

‫انجام شده بدونش

‫خیلی خب

‫اوه، نینا

‫خوش می‏گذره

‫سلام

‫ممنون که زود اومدی

‫آره، در واقع خوشحالم ‫که زنگ زدی

‫خونه‎ی قشنگیه، نانسی

‫بهش خیلی سخت نگیر

‫من بودم که فکر کردم بهتره ‫تو خونه‏ی شما صحبت کنیم

‫دانته تهدید کرد که یه معامله ‫انجام بده...

‫در ازای چیزی که ‫راجع به مرگ مادرت می‏دونه

‫وقتی بگیریمش، که می‏گیریم...

‫- چیزی که می‏دونه رو میگه ‫- شما دانته رو نمی‏گیرید

‫و حتی اگه این کارو کنید، ‫اون حرفی نمی‏زنه

‫نیکو، اوضاع الان فرق کرده

‫اون درمونده‌ست

‫ممکنه واسه تو فرق کرده باشه، ‫ولی دانته خبرچین نیست

‫نباید روش حساب کنیم

‫تنها راهی که ازهردوتون محافظت بشه...

‫اینه که نیکو خودش رو ‫تحویل بده

‫- چی؟ ‫- نه. این اتفاق نمیافته

‫تو دوازده سالت بوده و یه مورد مشخص ‫از دفاع از خوده

‫جفتتون قربانی آزار و اذیتید

‫می‏تونیم نیکو رو از قتل ‫نفس تبرئه کنیم

‫می‏تونم قاضی رو راضی کنم ‫که حکمش رو به عنوان نوجوون در نظر بگیره

‫ولی فقط در صورتی که اعتقاد ‫خوبی رو از خودش نشون بده و ‫باهاشون راه بیاد

‫- تو با این قضیه مشکلی نداری، نانسی؟ ‫- چرا. چرا

‫من... این دفعه اولیه ‫که راجع بهش می‏شنوم

‫- دانته چیزی نمیگه ‫- اگه گفت چی؟

‫منظورم اینه که، ما...

‫ما زیر سن قانونی بودیم

‫و اونا سوابق پزشکی داشتن...

‫که نشون دهنده‏ی الگوی ‫آزار و اذیت باشه

‫دانته هوامون رو داره

‫همیشه داشته، همیشه خواهد داشت

‫اگه حکم دستگیری نیکو ‫فرستاده بشه، دیگه کاری از دستم برنمیاد

‫من فقط... من فقط یه کم ‫زمان لازم دارم که فکر کنم

‫فکر کنی؟ به چی فکر کنی؟

‫من خودمو تحویل نمیدم

‫نیکو...

‫اگه پاتریک درست بگه چی؟

‫آره؟

‫اگه درست نگه چی؟

‫نگرانش نباش

‫حلش می‏کنم

‫چطور تونستی منو توی ‫چنین وضعیتی قرار بدی؟

‫داشتم تلاش می‏کردم ‫ازت محافظت کنم

‫با رفتن سراغ برادرم؟

‫اصلاً چطوری پیداش کردی؟

‫اوه، خدای من

‫- داده بودی در موردم تحقیق کنن ‫- دادم در مورد دانته تحقیق کنن

‫گذشته از این، الان مشکلات ‫بزرگتری داریم

‫- چی می‏تونه بزرگتر از این باشه؟ ‫- دانته تنها کسی نیست...

‫که رازتو می‏دونه. یه ‫نفر دنبال سیده

‫و از تو و نیکو به عنوان ‫اهرم دارن استفاده می‏کنن

‫کی؟

‫یه زنی اومد پیشم...

‫یه کار چاق کن

‫اسمش کارلین هارته

‫دن هاوزر بهم گفت ‫که می‏تونم بهش اعتماد کنم

‫مشخصاً اشتباه بود

‫مشخصاً

‫اون یه پرونده از سید بهم داد

‫آتیش سوزی، تصرف ‫ملک، توزیع مجدد فنتانیل

‫خوب به نظر نمیاد

‫اونطوری که به نظر ‫میاد نیست

‫کارلین یه بازیکن قدرته

‫به من فشار میاره که ‫سید رو بازجویی کنم...

‫وگرنه قتل مادرت رو ‫افشا می‏کنه

‫یه اتهام از این زن...

‫و زندگیمون از بین میره

‫پس تصمیم گرفتی که...

‫نیکو باید خودشو تحویل بده

‫این تنها راهیه که ‫از زیر این راز در بریم

‫- و من می‏تونم کمک کنم ‫- چطوری؟

‫این کجاش کمک کردنه؟

‫باید خودمو از پرونده معاف کنم...

‫ولی می‏تونم از اطراف ‫برادرتو کمک کنم

‫نمی‏تونی اینو تضمین کنی

‫و، گذشته از این، هیچوقت مشکل ‫خود جرم نیست، لاپوشونیشه

‫و ما اینو واسه 20 سال...

‫مخفی کردیم و راجع بهش دروغ گفتیم

‫اگه یه جور دیگه پیش بره، ‫زندگی نیکو نابود میشه

‫من ممکنه اخراج بشم، ‫اعتبار شغلیت نابود میشه

‫و حتی راجع به ایزی ‫صحبت نکردیم

‫ایزی متوجه میشه

‫باشه، هر اتفاقی که بیفته...

‫با هم دیگه با پی آمد هاش روبرو میشیم

‫به هر صورت به یه طریقی ‫قراره افشا بشه

‫این قضایا همیشه این ‫اتفاق واسشون میفته

‫حداقل با روش من می‏تونیم ‫کنترلش رو داشته باشیم

‫فقط با نیکو حرف بزن

‫راجع بهش فکر می‏کنم

‫هنوز از دست شوهرت عصبانی‏ای، ها؟

‫کل این قضیه‎ی نیکو...

‫ریده

‫از گفتنش متنفرم، ولی واقعاً ‫فکر می‏کنم...

‫پاتریک تلاش می‏کرده کمک کنه

‫طرف اونو نگیر

‫باشه. از خشمت لذت ببر

‫بریزش بیرون

‫هنوز یادت نیومده اونو؟

‫یه بار دیگه عکسش ‫رو نشون بده

‫کارلین هارت

‫کیر توش. فکر کنم توی ‫کنفرانس مطبوعاتی پاتریک دیدمش

More Farsi Persian subtitles for L.A.'s Finest

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left