200 บรรทัดแรก
گروه اسکرین چنل تقدیم میکند
کانال تلگرامی: ScreeningChannel@ ارائه دهندهی آثار نایاب سینمای جهان
این خارقالعادهاس.
اینا صحنههایی از مسابقات جهانی بین سالهای 1917 تا 1919 هستن،اینو ببین.
تا چند لحظهی دیگه به سراغ بازیکنها و بقیهی چیزا میریم.
اون مسابقهی بین قرمزها و تیم وایت ساکسه احتمالا مال سال 1919 هست
بیل موریسون اینجا مهمون ماست، اون یه مستندسازه.
اون همهی این فیلمهارو سرهم کرده.
عجب کار معرکهای.
بیل، خوشاومدی، حالت چطوره؟
خوبم، خوشحالم که اینجام، کریس.
حتی پیدا کردن اینا توی کانادا هم بهتآوره.
همین که این ویدئوهارو پیدا کنی خیلی معرکهاس، ها؟
این یه ماجرای باورنکردنی بود.
به تئاتر پالاس گرند خوش اومدین
جایی که به مردم کانادا تعلق داره!
خب، من در اینباره هیجانزدهام، میدونی، من 66 سالمه
پس میدونم فیلمهای صامت چه دورانی داشتن.
و چون اینجا آخر صف نمایش فیلمها بود،
هیچ جای دیگهای نبود که بفرستیمشون.
پس، همینجا باقی موندن.
امروز اینجا اکران جهانی این فیلمهای خاصه.
و خب نصیب ما شدن، همینجا توی داوسون، توی پالاس گرند.
پانزده ماه قبل
یه گروه ساخت و ساز در حال ساخته مرکز تفریحی جدیدی
پشت کازینوی گرتیه دندون الماسی بود
فرنک برت یه کشیش پَنطیکاستی بود که راننده و صاحب بیل مکانیکیش بود.
اون همچنین عضو شورای شهر بود.
طی حفاری, فرنک نوارهای بی شماری فیلم رو پیدا کرد.
او ساخت و ساز رو متوقف کرد تا اونجا به درستی بررسی بشه.
اواخر ژوئن 1978 میخواستم یه روزمو شروع کنم
و اون دوران،
تازه نگهدار مجموعههای...
...عملیات شرکت پارکس کانادا شده بودم.
توی کلوندایک نشنال هیستوریک سایتس، در شهر داوسون.
و یه روز باستانشناسانی از وینیپگ
وارد شد و منو توی سالن دید و گفت،
"من همین الان توی کازینوی گرتی دندون الماسی بودم"
که اونجا داشتن مجموعههای تفریحی قدیمی رو تخریب میکردن.
و اون گفت"اونا دارن یه چیزایی رو از زیر زمین پیدا میکنن"
"ممکنه ارزش اینو داشته باشه که یه سری بزنی و ببینی"
پس به اونجا رفتم.
و اونجا سطح زمین خیلی شلوغ بود.
همه جور آوار عجیب و غریب روی زمین بود.
چیزایی مثل توری سیمی
و سنگهای بازی کرلینگ و بطری
و محفظههایی فلزی اونجا بود
که پر از نوارهای فیلم بودن،
نوارهای فیلمی هم بودن که تصادفا همون اطراف افتاده بودن.
و کلی فیلم اینجا و اونجا پخش شده بود.
و اولین چیزی که از خودم پرسیدم
آیا این نوارهای قدیمی از نیترات(مادهی اشتعالزا) درست شدن؟
و یه آزمایش خیلی ساده براش وجود داره.
یه تکهاش رو میبُری و با کبریت روشن میکنی
و میتونی متوجه تفاوتش باشی.
اگه از نوارهای جدیدتر و اَمن باشه،
وقتی آتیشش میدی جمع میشه،
ولی نوار فیلمهای نیتراتی...
...به طور شدیدی شعلهور میشه.
و مشخص شد اونا فیلمهای نیتراتی هستن
پس میدونستم با فیلمهایی طرفیم که
قطعا خیلی قدیمی هستن.
فیلم از یه مادهی منفجره درست شده.
دفتر جنگ بریتانیایی 1918
سلولز نیترات سال 1846 کشف شد
این کشف به وسیلهی ترکیب پنبه و اسیدهای نیتریک و سولفوریک اتفاق افتاد
"باروت پنبه" مادهی منفجرهی استاندارد در کلاهکهای نظامی شد
در سال1889 , ایستمن کوداک این مادهی منفجره رو با اضافه کردن کافور به پلاستیکی منعطف تبدیل کرد.
بعد این پلاستیک با شیرابهای حساس به نور پوشیده میشد.
بهش سلولوید یا فیلم نیتراتی میگفتن.
اگه فیلم نیتراتی به درستی نگهداری نشه
خود به خود آتیش میگیره
حتی اگه توی آب فرو رفته باشه باز هم شدیدا و کاملا می سوزه
بعد از دههها آتشسوزی انبارهای فیلم,
نهایتا در سال 1949 با مادهی ایمنی اَسِتات جایگزین شد.
امنیت، نیترات
تخمین زده میشه که 75 درصد فیلم های صامت از بین رفته است.
در 13 فوریه 1895, لوییس و آگوست لومیر آپارات فیلم رو ثبت اختراع کردند
ترکیبی از دوبین فیلمبرداری و پروژکتور.
در صبح 11 ژوئن 1895، لوئیس لومیر از گروهی عکاسان فیلمبرداری کرد
و همان بعد از ظهر با همان دستگاه فیلم را برایشان پخش کرد.
در 4 می 1897، یک پروژکتور آپارات یک نوار فیلم را به آتش کشید،
و بازار د لا چاریتهی پاریس را تخریب کرد.
اولین آتشسوزی فیلم نیتراتی 126 نفر را کشت
که اکثرا زن بودند.
با همکاری آرت فرانس و لا لوکارن
با همکاری موزهی هنرهای مدرن
فیلمی از بیل موریسون
موسیقی, الکس سومرز
طراحی صدا: جان سومزر
طراحی, گلن جانسون
دستیار تهیهکننده: پل گوردون
تهیه کنندگان، بیل موریسون و مادلین مولیناکس
نویسنده، تدوینگر، کارگردان، بیل موریسون
برای هزاران سال اون منطقهای که رودخونهی کلوندایک...
به رودخونهی یوکان در شمال غرب کانادا میریزه،
کمپ فصلی مهمی برای شکار و ماهیگیری برای مردم محلی هان زبان بود.
کمپ به نام تروچک شناخته میشد.
در 1895، تروچک کمپِ رئیس آیزاک، رهبر قبیلهی تروندک هویچین،
از مردمان محلی کلوندایک هان بود.
جرج کارمک یه مکتشف معدن آمریکایی بود.
همسرش کیت، از مردم محلی تاگیش فرست نیشن بود
در آگوست 1896، جرج و کیت در امتداد رودخانه کلوندایک از تروچک کمپ کرده بودن،
همراه برادر کیت اسکوکوم جیم و برادرزادهاش چارلی.
فصل ماهی قزلآلا تازه شروع شده بود.
اونا توی درهی ربیت دنبال کشف طلا بودن، انشعابی کوچک از رودخانهی کلوندایک.
بعد از چندبار ماهیتابه پر کردن، حدودا 15 گرم طلا جمع کرده بودن.
کارمک حق کشف درهی "بونانزا" رو در 17 آگوست 1896 ثبت کرد.
یک منبع حتی غنیتر از طلا به زودی توی درهی الدورادو در همون نزدیکی کشف شد.
جوزف لادو اونقدر زمان زیادی مکتشف بود
که بدونه پولِ قطعی و مطمئن، کجا خوابیده.
لادو تقریبا هفتاد هکتار زمین در امتداد رودخونهی کلوندایک با عنوان محل احداث شهر خرید.
به سرعت چوببریش رو به اونجا منتقل کرد، شروع کرد به فروختن کلبه و خانه به مکتشفانی که سر میرسیدن،
با رسیدن تابستان 1897، شهر معدنی تازه احداث داوسون،
3500 شهروند داشت.
پلیس سوارهنظام شمال غربی مردم محلی هان رو به موسهاید منتقل کرد،
5 کیلومتر پایینتر از تروچک در امتداد رودخانه.
زمینهای شکار و ماهیگیری اونا به علت معدنکاری تخریب شد.
در1897، بیش از 5 تن طلا از اطراف داوسون استخراج شد.
در جولای 1897، بعد از کشف طلاها
اولین کشتیها از یوکان به سیاتل و سنفرانسیسکو رسیدند.
ارزش مجموع بار اونا در 1897، یک و نیم میلیون دلار بود،
معادل بیش از 40 میلیون دلار امروزی.
آخرین اخبار از کلوندایک. طلا! طلا! طلا! طلا!
وقتی اخبار پخش شد، تب طلای کلوندایک شروع شد.
در 9 آگوست 1897، کشتی اس اس ویلامت از سیاتل...
... به همراه 800 مسافر و 300 اسب به مقصد کلوندایک حرکت کرد
اون سال بیش از 100 هزار مهاجر سعی کردن
تا سفر دشوار تا شهر داوسون رو تحمل کنن.
مستقیمترین راه به داوسون از راه داخلی بود
از طریق اسکاگوای توی آلاسکا.
جک لندنه 21 ساله 12 جولای 1897،
از سن فرانسیسکو به اسکاگوی سفر کرد
او به بیماری اسکروی مبتلا شد و سال بعد...
بدون هیچ پولی به خانه برگشت ولی داستانهای زیادی برای نوشتن داشت.
در سپتامبر 1897 عکاس اریک هِگ به اسکاگوی سفر کرد.
در طول عمرش او هزاران نگاتیو زیر شیشهای از تب طلا ثبت کرد.
عکسهای هگ از گذرگاه چیلکوت
بعدها به عکس نمادین دوران تب طلا تبدیل شد.
هر مهاجر توسط قانون موظف شده بود تا 90 کیلو بار با خودش حمل کنه.
از صد هزار نفری که سفر رو شروع کردن،
حدود 70 هزار نفر برگشتن، و بقیه تلف شدند.
وقتی اونا از گذرگاه گذشتن، کشتیهایی ساختن
تا بین دریاچهها و به پایین رودخونهی یوکان سفر کنن.
همراه عکاس اریک هگ، همکارش اد لارس،
دوستش پیتر اندرسون و دختر جوان اندرسون، اتل اندرسون سفر میکردند.
بعضیها در مسیر به داوسون طلا پیدا کردند.
خط تراموای مایلز کنیون، بابت هر قایق 25 دلار و بابت هر تن بار 60 دلار میگرفت
تا بار کشتی رو دور تندآبهای وایتهورس منتقل کنه.
فِرِد ترامپ یه فاحشهخونه، هتل آرکتیک و یه رستوران توی وایتهورس افتتاح کرد،
این خواستگاه ثروت خانوادگی دونالد ترامپ بود
ولی اکثر کسایی که به وایتهورس رسیده بودن، ادامه دادن تا به شهر داوسون برسن.
پول رایج، گَرد طلا بود.
بانک کانادایی تجارت، شعبهی داوسونش رو...
توی ژوئن 1898 با یک میلیون دلار اسکناس افتتاح کرد.
یک ماه بعد همین مقدار به عنوان طلای داوسون بار کشتی شد
جمعیت درون و اطراف داوسون در تابستان 1898 به 40 هزار نفر افزایش پیدا کرد.
ورودیهای جدید به زودی فهمیدند که ثروت زیادی برای تصاحب باقی نمانده.
توی داوسون، یکی یاد گرفت که از جیب معدنچیها پول در بیاره.
لادو کلبههای کنار رودخانه رو 40 هزار دلار فروخت، معادل یک میلیون دلار امروزی.
اریک هگ یه استدیو عکاسی باز کرد.
ویلسون میزنر به پسری به نام سید گرومان 25 دلار به ازای یه روزنامهی سیاتل پرداخت،
به شرط اینکه پسر، اونروز هیچ نسخهای از اون روزنامه رو نفروشه.
سپس صدها نفر به میزنر پول دادن تا...
...اخبار جنگ اسپانیایی آمریکایی رو بشنون.
داوسون مخاطبان بیکار و دربندی هم داشت
که آماده بودند یکی سرگرمشون کنه.
سالنها ، کازینوها، تالارهای رقص و سینما
فاحشهخونههای خیابون بهشت پشت خیابون فرانت صف کشیده بودن.
چارلی مدووز تئاتر پالاس گرند رو با چوبهای دو تا کشتی بخار ساخت.
به مشتریان صندلیهای خصوصی ارائه داد.
چارلی کیمبال معدن طلاشو فروخت و ساختمان پاویلیون رو ساخت
که فقط شب افتتاحیه 12 هزار دلار درآمد داشت.
مونتی کارلو بزرگترین ساختمان بین هتلها، رستورانها و تالارهای رقص بود.
میزنر و تکس رایکارد توی مونتیکارلو مسابقههای مشتزنی راه انداختن.
رایکارد بعدا بزرگترین برگذارکننده مسابقات ورزشی دورانش شد،
و تیم رنجرهای نیویورک رو تاسیس کرد
و ورزشگاه مدیسون اسکوئر گاردن رو بازسازی کرد.
نمایش "فیلم جنگ اسپانیایی آمریکایی" در 18 و 19 نوامبر 1898، صندلیهای مونتیکارلو رو پر کرد.
پسر روزنامهفروش سید گرومان اولین فیلمش رو بازی کرد.
سالها بعد گرومان به یکی از مشاهیر هالیوود تبدیل شد
و ساختمانهای میلیون دلار، اجیپشن و تئاتر چینی گرومان رو ساخت.
ولی توی داوسون جاذبهی اصلی قمار بود،
و سالنهای بزرگ روز و شب به عنوان کازینو کار میکردن.
"طلا!"
"پس تو طلا پیدا کردی؟"
"توی دنیا طلای کافی وجود نداره که خوشحالی منو برگردونه."
منطقهی تجاری داوسون در 9 سال اول،
هر سال توسط آتیش نابود میشد.
کسبوکارها دائما بازسازی میشدن.
چارلی مدووز پالاس گرند رو به قیمت 17 هزار دلار فروخت، و اسم جدیدش ساووی شد.
کیت راکول ملقت به "کلوندایک کیت" یه رقصنده توی ساووی بود.
کیت با یه متصدی بار، به نام الکس پنتیجس شریک شد.
"تو منو سادهلوح گیر آوردی!"
بعد از آتشسوزی سال 1899، الکس و کیت اونجارو از بن لوی رهن کردن،
و تئاتر اورفیوم رو بازسازی کردن.
اونا اجراهای فیلم که شهر به شهر میومد رو به کار گرفتن تا سرگرمی بخصوصی توی اورفیوم بسازن
پنتیجس بعدا به یکی از اولین سرمایهداران فیلم تبدیل شد،
و امپراطوریای شامل بیش از 70 سینما در سراسر آمریکای شمالی ساخت.
در زمستان 1899، اخبار کشف طلا در شهر نوم توی آلاسکا، به داوسون رسید.
No comments yet. Be the first to leave one.