Dawson City: Frozen Time

Dawson City: Frozen Time

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

Dawson City Frozen Time (2016) [Bill Morrison]
ความคิดเห็นโดย SubAvaliHa
@screeningchannel ترجمه از کانال اسکرین چنل

แท็ก

other
เผยแพร่เมื่อ: 2024-01-12
ดาวน์โหลด: 28
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

‫گروه اسکرین چنل تقدیم می‌کند

‫کانال تلگرامی: ‫ScreeningChannel@ ‫ارائه‌ دهنده‌ی آثار نایاب سینمای جهان

‫این خارق‌العا‌ده‌اس.

‫اینا صحنه‌هایی از مسابقات جهانی ‫بین سال‌های 1917 تا 1919 هستن،اینو ببین.

‫تا چند لحظه‌ی دیگه به سراغ بازیکن‌ها و ‫بقیه‌ی چیزا میریم.

‫اون مسابقه‌ی بین‌ قرمز‌ها و تیم وایت ساکسه ‫احتمالا مال سال 1919 هست

‫بیل موریسون اینجا مهمون ماست، ‫اون یه مستندسازه.

‫اون همه‌ی این فیلم‌هارو سرهم کرده.

‫عجب کار معرکه‌ای.

‫بیل، خوش‌اومدی، ‫حالت چطوره؟

‫خوبم، خوشحالم که اینجام، کریس.

‫حتی پیدا کردن اینا توی کانادا هم بهت‌آوره.

‫همین که این ویدئوهارو پیدا کنی ‫خیلی معرکه‌اس، ها؟

‫این یه ماجرای باورنکردنی بود.

‫به تئاتر پالاس گرند خوش اومدین

‫جایی که به مردم کانادا تعلق داره!

‫خب، من در اینباره هیجان‌زده‌ام، می‌دونی، ‫من 66 سالمه

‫پس می‌دونم فیلم‌های صامت چه دورانی داشتن.

‫و چون اینجا آخر صف نمایش فیلم‌ها بود،

‫هیچ جای دیگه‌ای نبود که بفرستیم‌شون.

‫پس، همینجا باقی موندن.

‫امروز اینجا اکران جهانی این فیلم‌های خاصه.

‫و خب نصیب ما شدن، همینجا توی داوسون، ‫توی پالاس گرند.

‫پانزده ماه قبل

‫یه گروه ساخت و ساز در حال ساخته ‫ مرکز تفریحی جدیدی

‫پشت کازینوی گرتیه دندون الماسی بود

‫فرنک برت یه کشیش پَنطیکاستی بود که ‫راننده و صاحب بیل مکانیکیش بود.

‫اون همچنین عضو شورای شهر بود.

‫طی حفاری, فرنک نوارهای بی شماری ‫فیلم رو پیدا کرد.

‫او ساخت و ساز رو متوقف کرد تا ‫اونجا به درستی بررسی بشه.

‫اواخر ژوئن 1978 می‌خواستم یه روزمو شروع کنم

‫و اون دوران،

‫تازه نگهدار مجموعه‌های...

‫...عملیات شرکت پارکس کانادا شده بودم.

‫توی کلوندایک نشنال هیستوریک سایتس، ‫در شهر داوسون.

‫و یه روز باستان‌شناسانی از وینیپگ

‫وارد شد و منو توی سالن دید و ‫ گفت،

‫"من همین الان توی ‫کازینوی گرتی دندون الماسی بودم"

‫که اونجا داشتن مجموعه‌های تفریحی قدیمی رو ‫ تخریب می‌کردن.

‫و اون گفت"اونا دارن یه چیزایی رو ‫از زیر زمین پیدا می‌کنن"

‫"ممکنه ارزش اینو داشته باشه که ‫یه سری بزنی و ببینی"

‫پس به اونجا رفتم.

‫و اونجا سطح زمین خیلی شلوغ بود.

‫همه جور آوار عجیب و غریب روی زمین بود.

‫چیزایی مثل توری سیمی

‫و سنگ‌های بازی کرلینگ و بطری

‫و محفظه‌هایی فلزی اونجا بود

‫که پر از نوار‌های فیلم بودن،

‫نوارهای فیلمی هم بودن که ‫تصادفا همون اطراف افتاده بودن.

‫و کلی فیلم اینجا و اونجا پخش شده بود.

‫و اولین چیزی که از خودم پرسیدم

‫آیا این نوارهای قدیمی از ‫نیترات(ماده‌ی اشتعال‌زا) درست شدن؟

‫و یه آزمایش خیلی ساده براش وجود داره.

‫یه تکه‌اش رو میبُری و ‫با کبریت روشن می‌کنی

‫و می‌تونی متوجه تفاوتش باشی.

‫اگه از نوارهای جدیدتر و اَمن باشه،

‫وقتی آتیشش میدی جمع میشه،

‫ولی نوار فیلم‌های نیتراتی...

‫...به طور شدیدی شعله‌ور میشه.

‫و مشخص شد اونا فیلم‌های نیتراتی هستن

‫پس می‌دونستم با فیلم‌هایی طرفیم که

‫قطعا خیلی قدیمی هستن.

‫فیلم از یه ماده‌ی منفجره درست شده.

‫دفتر جنگ بریتانیایی 1918

‫سلولز نیترات سال 1846 کشف شد

‫این کشف به وسیله‌ی ترکیب پنبه و اسیدهای نیتریک و سولفوریک اتفاق افتاد

‫"باروت پنبه" ماده‌ی منفجره‌ی استاندارد در کلاهک‌های نظامی شد

‫در سال1889 , ایستمن کوداک این ماده‌ی منفجره رو با اضافه کردن کافور به پلاستیکی منعطف تبدیل کرد.

‫بعد این پلاستیک با شیرابه‌ای حساس به نور پوشیده میشد.

‫بهش سلولوید یا فیلم نیتراتی می‌گفتن.

‫اگه فیلم نیتراتی به درستی نگهداری نشه

‫ خود به خود آتیش می‌گیره

‫حتی اگه توی آب فرو رفته باشه ‫باز هم شدیدا و کاملا می سوزه

‫بعد از دهه‌ها آتشسوزی انبارهای فیلم,

‫ نهایتا در سال 1949 با ماده‌ی ایمنی اَسِتات جایگزین شد.

‫امنیت، نیترات

‫تخمین زده میشه که 75 درصد فیلم های صامت از بین رفته است.

‫در 13 فوریه 1895, لوییس و آگوست لومیر ‫ آپارات فیلم رو ثبت اختراع کردند

‫ترکیبی از دوبین فیلم‌برداری و پروژکتور.

‫در صبح 11 ژوئن 1895، لوئیس لومیر ‫از گروهی عکاسان فیلم‌برداری کرد

‫و همان بعد از ظهر ‫با همان دستگاه فیلم را برایشان پخش کرد.

‫در 4 می 1897، یک پروژکتور آپارات یک نوار فیلم را به آتش کشید،

‫و بازار د لا چاریته‌ی پاریس را تخریب کرد.

‫اولین آتش‌سوزی فیلم نیتراتی 126 نفر را کشت

‫ که اکثرا زن بودند.

‫با همکاری آرت فرانس و لا لوکارن

‫با همکاری موزه‌ی هنرهای مدرن

‫فیلمی از بیل موریسون

‫موسیقی, الکس سومرز

‫طراحی صدا: جان سومزر

‫طراحی, گلن جانسون

‫دستیار تهیه‌کننده: پل گوردون

‫تهیه کنندگان، بیل موریسون و مادلین مولیناکس

‫نویسنده، تدوینگر، کارگردان، ‫بیل موریسون

‫برای هزاران سال اون منطقه‌ای که رودخونه‌ی کلوندایک...

‫ به رودخونه‌ی یوکان در شمال غرب کانادا میریزه،

‫ کمپ فصلی مهمی برای شکار و ماهیگیری ‫ برای مردم محلی هان زبان بود.

‫کمپ به نام تروچک شناخته میشد.

‫در 1895، تروچک کمپِ رئیس آیزاک، ‫رهبر قبیله‌ی تروندک هویچین،

‫از مردمان محلی کلوندایک هان بود.

‫جرج کارمک یه مکتشف معدن آمریکایی بود.

‫همسرش کیت، از مردم محلی تاگیش فرست نیشن بود

‫در آگوست 1896، جرج و کیت در امتداد رودخانه کلوندایک از تروچک ‫ کمپ کرده بودن، ‫‌

‫همراه برادر کیت اسکوکوم جیم و برادرزاده‌اش چارلی.

‫فصل ماهی قزل‌آلا تازه شروع شده بود.

‫اونا توی دره‌ی ربیت دنبال کشف طلا بودن، ‫انشعابی کوچک از رودخانه‌‌ی کلوندایک.

‫بعد از چندبار ماهیتابه پر کردن، ‫حدودا 15 گرم طلا جمع کرده بودن.

‫کارمک حق کشف دره‌ی "بونانزا" رو در 17 آگوست 1896 ثبت کرد.

‫یک منبع حتی غنی‌تر از طلا ‫به زودی توی دره‌ی الدورادو در همون نزدیکی کشف شد.

‫جوزف لادو اونقدر زمان زیادی مکتشف بود

‫که بدونه پولِ قطعی و مطمئن، کجا خوابیده.

‫لادو تقریبا هفتاد هکتار زمین در امتداد رودخونه‌ی کلوندایک با عنوان محل احداث شهر خرید.

‫به سرعت چوب‌بریش رو به اونجا منتقل کرد، ‫شروع کرد به فروختن کلبه و خانه به مکتشفانی که سر می‌رسیدن،

‫با رسیدن تابستان 1897، ‫شهر معدنی تازه احداث داوسون،

‫3500 شهروند داشت.

‫پلیس سواره‌نظام شمال غربی مردم محلی هان رو ‫به موس‌هاید منتقل کرد،

‫ 5 کیلومتر پایین‌تر از تروچک در امتداد رودخانه.

‫زمین‌های شکار و ماهیگیری اونا ‫به علت معدن‌کاری تخریب شد.

‫در1897، بیش از 5 تن طلا ‫از اطراف داوسون استخراج شد.

‫در جولای 1897، بعد از کشف طلاها

‫اولین کشتی‌ها از یوکان به سیاتل و ‫ سن‌فرانسیسکو رسیدند.

‫ارزش مجموع بار اونا در 1897، ‫یک و نیم میلیون دلار بود،

‫معادل بیش از 40 میلیون دلار امروزی.

‫آخرین اخبار از کلوندایک. ‫طلا! طلا! طلا! طلا!

‫وقتی اخبار پخش شد، ‫تب طلای کلوندایک شروع شد.

‫در 9 آگوست 1897، کشتی اس اس ویلامت از سیاتل...

‫... به همراه 800 مسافر و 300 اسب ‫به مقصد کلوندایک حرکت کرد

‫اون سال بیش از 100 هزار مهاجر سعی کردن

‫تا سفر دشوار تا شهر داوسون رو تحمل کنن.

‫مستقیم‌ترین راه به داوسون از راه داخلی بود

‫از طریق اسکاگوای توی آلاسکا.

‫جک لندنه 21 ساله 12 جولای 1897،

‫از سن فرانسیسکو به اسکاگوی سفر کرد

‫او به بیماری اسکروی مبتلا شد و سال بعد...

‫بدون هیچ پولی به خانه برگشت ‫ولی داستان‌های زیادی برای نوشتن داشت.

‫در سپتامبر 1897 عکاس اریک هِگ ‫ به اسکاگوی سفر کرد.

‫در طول عمرش او هزاران نگاتیو زیر شیشه‌ای ‫ از تب طلا ثبت کرد.

‫عکس‌های هگ از گذرگاه چیلکوت

‫بعدها به عکس نمادین دوران تب طلا تبدیل شد.

‫هر مهاجر توسط قانون موظف شده بود ‫تا 90 کیلو بار با خودش حمل کنه.

‫از صد هزار نفری که سفر رو شروع کردن،

‫حدود 70 هزار نفر برگشتن، و بقیه تلف شدند.

‫وقتی اونا از گذرگاه گذشتن، کشتی‌هایی ساختن

‫تا بین دریاچه‌ها و ‫به پایین رودخونه‌ی یوکان سفر کنن.

‫همراه عکاس اریک هگ، همکارش اد لارس،

‫دوستش پیتر اندرسون و دختر جوان اندرسون، ‫اتل اندرسون سفر می‌کردند.

‫بعضی‌ها در مسیر به داوسون طلا پیدا کردند.

‫خط تراموای مایلز کنیون، بابت هر قایق 25 دلار و ‫بابت هر تن بار 60 دلار می‌گرفت

‫ تا بار کشتی رو دور تندآب‌های وایت‌هورس منتقل کنه.

‫فِرِد ترامپ یه فاحشه‌خونه، هتل آرکتیک و یه ‫رستوران توی وایت‌هورس افتتاح کرد،

‫این خواستگاه ثروت خانوادگی دونالد ترامپ بود

‫ولی اکثر کسایی که به وایت‌هورس رسیده بودن، ‫ادامه دادن تا به شهر داوسون برسن.

‫پول رایج، گَرد طلا بود.

‫بانک کانادایی تجارت، شعبه‌ی داوسونش رو...

‫توی ژوئن 1898 با یک میلیون‌ دلار اسکناس ‫ افتتاح کرد.

‫یک ماه بعد همین مقدار به عنوان طلای داوسون ‫بار کشتی شد

‫جمعیت درون و اطراف داوسون ‫در تابستان 1898 به 40 هزار نفر افزایش پیدا کرد.

‫ورودی‌های جدید به زودی فهمیدند که ‫ثروت زیادی برای تصاحب باقی نمانده.

‫توی داوسون، یکی یاد گرفت که ‫از جیب معدنچی‌ها پول در بیاره.

‫لادو کلبه‌های کنار رودخانه رو 40 هزار دلار فروخت، معادل یک میلیون دلار امروزی.

‫اریک هگ یه استدیو عکاسی باز کرد.

‫ویلسون میزنر به پسری به نام سید گرومان 25 ‫ دلار به ازای یه روزنامه‌‌ی سیاتل پرداخت،

‫به شرط اینکه پسر، ‫اونروز هیچ نسخه‌ای از اون روزنامه رو نفروشه.

‫سپس صدها نفر به میزنر پول دادن تا...

‫...اخبار جنگ اسپانیایی آمریکایی رو بشنون.

‫داوسون مخاطبان بی‌کار و دربندی هم داشت

‫که آماده بودند یکی سرگرم‌شون کنه.

‫سالن‌ها ، کازینو‌ها، تالارهای رقص و سینما‌

‫فاحشه‌خونه‌های خیابون بهشت ‫پشت خیابون فرانت صف کشیده بودن.

‫چارلی مدووز تئاتر پالاس گرند رو ‫با چوب‌های دو تا کشتی بخار ساخت.

‫به مشتریان صندلی‌های خصوصی ارائه داد.

‫چارلی کیمبال معدن طلاشو فروخت و ‫ساختمان پاویلیون رو ساخت

‫که فقط شب افتتاحیه 12 هزار دلار درآمد داشت.

‫مونتی کارلو بزرگترین ساختمان بین ‫هتل‌ها، رستوران‌ها و تالارهای رقص بود.

‫میزنر و تکس رایکارد توی مونتی‌کارلو ‫مسابقه‌های مشت‌زنی راه انداختن.

‫رایکارد بعدا بزرگ‌ترین برگذارکننده مسابقات ورزشی دورانش شد،

‫و تیم رنجرهای نیویورک رو تاسیس کرد

‫و ورزشگاه مدیسون اسکوئر گاردن رو بازسازی کرد.

‫نمایش "فیلم جنگ اسپانیایی آمریکایی" ‫در 18 و 19 نوامبر 1898، صندلی‌های مونتی‌کارلو رو پر کرد.

‫پسر روزنامه‌فروش سید گرومان ‫اولین فیلمش رو بازی کرد.

‫سال‌ها بعد گرومان به یکی از مشاهیر هالیوود تبدیل شد

‫و ساختمان‌های میلیون دلار، اجیپشن و ‫ تئاتر چینی گرومان رو ساخت.

‫ولی توی داوسون جاذبه‌ی اصلی قمار بود،

‫و سالن‌های بزرگ روز و شب ‫به عنوان کازینو کار می‌کردن.

‫"طلا!"

‫"پس تو طلا پیدا کردی؟"

‫"توی دنیا طلای کافی وجود نداره که ‫خوشحالی منو برگردونه."

‫منطقه‌ی تجاری داوسون در 9 سال اول،

‫هر سال توسط آتیش نابود میشد.

‫کسب‌و‌کارها دائما بازسازی میشدن.

‫چارلی مدووز پالاس گرند رو به قیمت 17 هزار دلار فروخت، ‫ و اسم جدیدش ساووی شد.

‫کیت راکول ملقت به "کلوندایک کیت" ‫یه رقصنده توی ساووی بود.

‫کیت با یه متصدی بار، ‫به نام الکس پنتیجس شریک شد.

‫"تو منو ساده‌لوح گیر آوردی!"

‫بعد از آتش‌سوزی سال 1899، ‫ الکس و کیت اونجارو از بن لوی رهن کردن،

‫و تئاتر اورفیوم رو بازسازی کردن.

‫اونا اجراهای فیلم که شهر به شهر میومد ‫رو به کار گرفتن تا سرگرمی بخصوصی توی اورفیوم بسازن

‫پنتیجس بعدا به یکی از اولین سرمایه‌داران فیلم تبدیل شد،

‫و امپراطوری‌ای شامل بیش از 70 سینما در سراسر آمریکای شمالی ساخت.

‫در زمستان 1899، اخبار کشف طلا در شهر نوم توی آلاسکا، به داوسون رسید.

Dawson City: Frozen Time subtitles in other languages

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left