101 บรรทัดแรก
ادای احترام به جورج ملیس (1861-1938)
مدیر هنری تئاتر روبرت هودین
هنرمند، بازیگر طراح صحنه، کارگردان
مبتکر جلوه های ویژه مدرن
خالق سرگرمی های سینمایی
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
با حضور مادام جورج ملیس
و آندره ملیس در نقش پدرش
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
در این ساختمون خونه چندتا از حرفه ای ترین بازنشستگان سینما قرار داره
پدربزرگ من، ژرژ ملیس، آخرین روزهای زندگی خودش رو اینجا گذروند
G. MELIES طبقه دوم
مادام ژرژ ملیس، مادربزرگ منه
ویوون هوروکس
والسی که پدربزرگم برای اون سروده
خیلی وقت پیش
دور از جمعیت ؛ دوست داشتنی من
بزار خودم رو در چشمان تو ببینم
سرسخت عشق من
چیزی که مهمه چیزهای دیوانه کننده ایه که ما طراحی می کنیم
بیا مشکلات زندگی رو فراموش کنیم
دیگه بهشون فکر نکن
دور از جمعیت عزیزم
بزار همیشه شاد زندگی کنم
یادگاری های نامتناسب از یک زندگی زمانی مشهور
که پر از مهربانی و سخاوت بود
و نباید اینجوری تمام می شد
شعبده باز و نیروی پیشگام در سینما
ژرژ میلیس، فراموش شده پس از جنگ بزرگ
در سال 1928 در ایستگاه قطار مونپارناس ظاهر شد
جایی که اون یک مغازه اسباب بازی فروشی داشت
خلق چندین هزار فیلم شاعرانه و جادویی
تمام ثروتش بلعیده شد
به جز گرانبهاترین دارایی هایش که نجات پیدا کرد
از دست بازرگانان بی وجدان
عشق اون به بچه ها و علایق اون به توهمات
که اونو به یاد شب های جادویی در تئاتر روبرت هودینی انداخت
اون از تمرین ترفندهای آیفلوسیونیست خودش لذت می برد
اون کیف های سکه رو می دزدید
اما اون همیشه اونا رو پس میداد
با مقدار زیادی آب نبات برای کاهش شوک
چهل سال قبل
...در تئاتر رابرت هودین
...خانما و آقایون ؛ میتونید با افتخار کف بزنید
در نمایش توهمات خیال انگیزش
آقای ملیس
:قانون اول
پرستیژگیتاسیون، زرنگی دست
استریمرها و کبوترهای پرنده
قانون دو
در توپ کریستالی، گذشته و آینده یک سر تاجدار
و حالا تصاویری که کیفیت هنری دارند
و از ارزش تاریخی شما قدردانی می کنند
برای توهین به Masers de Latude خانم د پومپادور 35 سال رو
در سلول های شارنتون وینسنس، باستیل و چتله سپری کرد
اونو از اینجا ببر
این نقاشی هایی که از پشت صحنه نمایش داده میشه
اولین گام در راه سرگرمی سینمایی بود
که ژرژ ملیس خلق می کنه
ناپلئون، در اهرام، به یک نارنجک انداز ناشنوا و در حال مرگ
سرباز ؛ من بهت افتخار می کنم
جوابی نداره
عبدالقادر تسلیم ژنرال دی لاموریسیره شد
...و ما نگاهی اجمالی به کار اون احمق ها رو می بینیم
که در سال 1847 آغاز شد
و همچنان ادامه داره
ژاندارم شخصیت کم اهمیتیه
اما اون همیشه حرف آخر رو میزنه
یک شب در سال 1895
قدم زدن در امتداد بلوار سرگرمی مورد علاقه یک پاریسی
ملیس جلوی یک پوستر وایساد
تبلیغ نمایشی از Lumiere Cinématographe
با احساس یک اتفاق خاص وارد کافه شد
جایی که لوئیس لومیر اولین فیلم های فیلمبرداری شده با اختراع خودش رو نمایش میداد
نگاه کرد Cinématographeملیس به امکانات در
به طور خلاصه فیلم های سادهای بودند ؛ مثل
L'Arroseur arrosé، L'Arrivée d'un قطار
Les mauvaises و بقیه fréquentations
بعد از نمایش
ملیس و لومیر گفتگوی زیر رو انجام دادند
این فوق العاده است آقای لومیر
آقای ملیس ؛ این یک کنجکاوی علمی صرفه
من میخوام یکی از ماشین هاتون رو بخرم
اختراع من برای فروش نیست
۱۰هزار فرانک بهت میدم
چرا به خودت زحمت میدی آقای ملیس؟
بیست هزار فرانک
من نمیخوام شما رو خراب کنم آقای ملیس
Cinématographe آینده تجاری نداره
آینده نداره؟
تمام دنیا رو در دسترس قرار میده
اما لومیر نباید تحت تاثیر قرار بگیره
چند ماه بعد ملیس موفق به
توسعه دوربین خودش شد
همون روز
اون در باغ خودش یک ترفند جادویی فیلمبرداری رو اجرا کرد
از تئاتر روبرت هودین ناپدید شدن یک زن
اون حواسش بود که قسمت ترفند نمایش
از دید بیننده مجموعه مخفی باشه
...اما آب و هوا همیشه همکاری نمی کرد
مشتاق کار در تمام طول سال اما در مقابل آب و هوا نمیشه در امان باشی
No comments yet. Be the first to leave one.