The Neighbors

The Neighbors

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 6

ข้อมูลรุ่น

Weeds S06E03 A Yippity Sippity (1080p BluRay x265 Silence)
ความคิดเห็นโดย SubAvaliHa
[ قسمت 3 ] 💬 t.me/SUB2SRT تبدیل و ویرایش زیرنویس ساب به اس‌آرتی

แท็ก

other
เผยแพร่เมื่อ: 2024-02-29
ดาวน์โหลด: 34
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

‫مروری بر ویدز...

‫شین، تو مهمونی چی شد؟

‫من پیلار رو با یه پتک کروکت کشتم ‫انداختم تو استخر

‫اون میخواست مارو بکشه. ‫برای همین من پیش دستی کردم.

‫پسر من یه نفر رو کشته. باید از شهر برم

‫اگر بخوای تو هم میتونی بیای. ‫دوست دارم بیای.

‫نه، من اینجا میمونم

‫و زندگیم رو با زنی که دوست دارم ‫شروع میکنم

‫خب، این کار دیگه شدنی نیست اندی

‫ما دیگه کارمون به جایی نمیرسه.

‫خب، مقصد کجاست رئیس؟

‫شمال.

‫وقت راهنماییهای عمو اندی

‫برای داشتن به زندگی جدیده

‫قدم اول... ‫هویت قدیمی رو از بین ببر.

‫قدم دوم... ‫هویت جدید رو ثبت کن.

‫من مایک.

‫شاون. ‫ناتالی.

‫منم رندی نیمومن میشم.

‫یه اسم با کلاس. ‫یهودی؟ نمیتونم بگم.

‫نیومنها تو کاری که باتوینها موفق به انجامش ‫نشدند، موفق میشوند

‫کار پیدا میکنند ‫سرگرمی پیدا می کنند.

‫یه زندگی معمولی رو شروع میکنند.

‫گیرش بیار. ‫پسرم رو بیار

‫مترجم: محمدرضا BIG DADDY تیم ترجمه تی‌وی‌سنتر

‫حدود یک ماه پیش بود،

‫و اندی برای تولد اونجا بود، بایدم میبود

‫و استبان دیرتر رسید.

‫من حسابی از دست اندی عصبانی شدم

‫ولی فکر کنم الان خوشحاله.

‫اون با اون دختره گذاشت و رفت

‫من هم گروگان گرفته شده بودم و نامزدم داشت ترکم میکرد

‫در مورد جایی که نانسی میخواد بره...

‫امیدوارم خیلی جای دوری باشه.

‫با مینی-ون من.

‫با مینی-ون من.

‫ما چی میخوایم؟ پول

‫کی میخوایم؟ حالا

‫ما چی میخوایم؟ پول

‫کی میخوایم؟ حالا

‫ما چی میخوایم؟ پول

‫عجب مساله پیچیده ای نانسی.

‫از یک طرف...

‫ما پول میخواهیم.

‫خب، از طرف دیگه...

‫الان میخواهیم؟ ‫در واقع الان احتیاج داریم

‫الآن بین خودمون دقیقا ۷۹۳ دلار ‫داریم.

‫مساله پیچیده ای نمیبینم

‫اندی باتوین هرگز به خودش اجازه نمیداد

‫که جز کارگران اعتصابی باشه.

‫رندی نیومن آس و پاس قبول میکنه؟

‫به درک.

‫قوی باش.

‫ما چی میخوایم؟ پول

‫حب، اینطور که به نظر میاد ‫همه شما تجربه خیلی زیادی

‫در زمینه مهمان داری دارید.

‫ما هر سه تامون ...به شدت برای مهمان داری

‫میمیریم.

‫مشکلی با کارگرای اعتصاب کرده ندارید؟

‫اه، اونا فقط شعار میدن کاری به آدم ندارن

‫منظورم از نظر اخلاقی هست.

‫اه، ما به هر دو طرف حق میدیم.

‫آره. خب، ‫ولی حق فقط با یه طرف، مگه نه؟

‫آدمای خوبی اون بیرون هستند.

‫و منم اگر میتونستم، میرفتم پیششون.

‫ولی باید پول سالن پاتناژ رو در بیارم.

‫پسر کوچیکم یه رقصنده‌ی روی یخ هست.

‫گروه روسیه ٢٠١٤.

‫نوگل کروزسکی.

‫اسمش رو یادتون باشه.

‫اه، نوئل کروزسکی.

‫اه. چه لباسی تنش کرده

‫اون گی نیست.

‫البته که نیست.

‫آره. ‫خب، شایدم باشه.

‫بازم اشکالی نداره.

‫جب، من یه حلال مشکلاتم

‫من افراد رو خیلی خوب اداره میکنم

‫و رندی که اینجاست...

‫قالباً زیاد از خودم تعریف نمی کنم

‫ولی من مهاریت بسیار بالای آشپزی دارم.

‫منم کارم پشت میز بار خیلی خوبه.

‫با بطریها خیلی سریعم، ‫و اصلاً هم روی زمین نمیریزم.

‫خُب، به نظر توانایی‌های منحصر بفردی دارید

‫ظرف شور پادو خدمتکار.

‫این خیلی خوبه.

‫کار خوبی هست.

‫یه... فرصت.

‫تا بتونیم تو کارمون پیشرفت کنیم و رشد داشته باشیم

‫خانواده‌ی عادی نیومن از یه شهر عادی؟

‫و فکر میکنی که بتونیم برای یه مدت طولانی

‫اینطوری زندگی کنیم؟

‫فعلاً که اینطوری هستیم.

‫این ما هستیم.

‫چی میشد اگر وقتی که بابا مرد میرفتی ‫دنبال یه کار درست و حسابی

‫تا ما این همه بدبختی رو نمیکشیدیم؟

‫اون موقع باید خونه رو میفروختیم

‫میرفتیم به یه منطقه خیلی متفاوت تر

‫تو و شین مجبور بودید که به یه مدرسه ‫دولتی خیلی کثیف برید.

‫خیلی هم بد بنظر نمیاد.

‫احتمالاً تو هم الان پا پی یه دختری بودی

‫شاید بجای اینکه گر باشه کور میبود

‫یا یه دست نداشت.

‫و داشتی با نمره های درخشانت حال میکردی

‫علف مصرف میکردی، از مدرسه میوفتادی بیرون، ‫مدرکت رو میگرفتی.

‫برادرت...

‫هنوز مشکلات روحی روانی داشت

‫باکرگیش رو با یه دختر ول از دست میداد

‫یا با دو تا دختر ول.

‫خیلی منحرف به بار میومد،

‫و آخر و عاقبتش یا چاقو کشی میشد

‫یا اینکه تو یه مغازه کوچیک کار کنه.

‫و کارمون درست به همینجایی میکشید

‫که الان کشیده شده.

‫شین

‫اگر مامان بجای اینکه مواد میفروخت ‫میرفت و تو یه مغازه کوچیک کار میکرد

‫فکر میکنی هنوز کسی رو میکشتی؟

‫شاید

‫اه، پسر.

‫فکر کنم مامانت با این بوقاش همه کونده های ‫اتاقهای کناری رو بیدار کرده باشه

‫خیلی خب.

‫خوشبختانه، اون باید زود بخوابه

‫چهار تا شیشه شیر تو یخچال هست

‫پوشک موشکهاش هم تو کمد

‫یادت باشه که در باسنش کرم بزنی ‫تا جوش نزنه

‫و راستی، هر باری که بهش غذا میدی ‫باید اروغش بیاری

‫مامانت هر چند ساعت بهت زنگ میزنه.

‫میگه که اتاق رو ترک نکن.

‫گفتی که در باسنش رو کرم بزنم؟

‫آره.

‫مایک وقت رفتنه.

‫فکر میکنی کار درستیه؟

‫که بچه رو با تم بم تنها بذاریم؟

‫نه، ما نمیتونیم پرستار بچه بگیریم

‫پس باید این کوچولو به دست سرنوشت بسپاریم

‫منم استقبال کردم، به دلایل زیادی،

‫بچه هرگز سعی نمیکنه که همه مون رو بکشه

‫کلاه قشنگیه.

‫بیا تمرین کنیم.

‫من میگم دینگ تو هم به خدمتم میرسی

‫دینگ! ‫کنترل رو بده.

‫لعنتى!

‫استیوی اون کنترل رو با خودش برد! ‫به گا رفتیم!

‫هی، ریدم به اینجا. ‫بیا بریم بگردیم.

‫خدمتکار!

‫هی.

‫سلام.

‫جریان چیه؟

‫احساس میکنم که تو رئالیتی شو هستم

‫کی میخواد بره زیر چاقو؟

‫تو ظرف شوی جدیدی؟

‫اند... رندی، رندی.

‫ایند رندی. نه. رندی خالی. ‫درک اطلس رو من ننوشتم.

‫کارت ساعت ۱۱ شروع میشه

‫آره.

‫که یعنی باید قبل از ساعت ۱۱ اینجا باشی

‫تا برای بازرسی آماده شی

‫ بازرسی.

‫آماده ایم؟

‫بله سر آشپز واگنر

‫صبح بخیر سر آشپز.

‫رندی نیومن.

‫من خودم یه آشپزم.

‫پس اگر کاری بود که از دستم بر میومد

‫تا تو پخت و پز غذاها کمکی کنم، ‫لطفاً بهم خبر بدید.

‫متوجه شدم که شما هنوز غذاهارو تو ‫ظرف های نونی سرو میکنید

‫که اینکار برای دهه‌ی ۸۰ هست.

‫پس با این حساب شما دوست دارید که نسبت به بقیه متفاوت باشید، درسته؟

‫تو چیکاره ای؟

‫عجب سوال گلی پرسیدید

‫من متولد برج میزان هستم

‫همون برج ترازو... ‫ازین رو آدمی آرمانی

‫و رمانتیک هستم... ‫همینطور کمی تا حدی بی صبر

‫اون ظرف شوره.

‫خب آره، در کنار چیزای دیگه،

‫ولی موقتاً.

‫پس پیشنهاد میکنم که یه ذره ‫ظرف بشوری

‫ظرف کثیفی نداریم.

‫بریم غذا بپذیم!

‫اه، گرفتم... آزمایش. خیلی خُب

‫کجا دوست دارید بذاریدشون آقای دوانی؟

‫میتونید بذارید رو تخت خواب

‫ممنون.

‫بهم بگو پال.

‫عجب اتاق خوشگلی!

‫بله، زیباست.

‫آره.

‫ست ‫ت تلوزیون و همه چیز

‫هر چند که من تلوزیون دوست ندارم

‫کتاب دوست دارم.

‫کار دیگه ای هست که براتون انجام بدم ‫آقای دوانی؟

‫هم؟

‫البته. ‫خیلی متاسفم.

‫در حال آماده شدن برای بجا آوردن آداب و رسوم

‫تو باید انعام بگیری.

‫بفرمایید.

‫ووو.

‫خیلی بخشنده ایت. ‫ممنون.

‫آره، حتماً باید خسته شده باشی. ‫کیف سنگینی بود.

‫اه، خواهش میکنم... ‫بشین.

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left