Man Who Sets the Table (Man in the Kitchen / Babsang Charineun Namja / 밥상 차리는 남자)

Man Who Sets the Table (Man in the Kitchen / Babsang Charineun Namja / 밥상 차리는 남자)

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

★ ★ Man Who Sets The Table E34 ★ ★ Man in the Kitchen ★ ★
ความคิดเห็นโดย Mehdi_Rain
➤➤➤Translator : Mehdi_Rain ➨ ➨ ➨ Telegram : @Mehdi_Rain

แท็ก

TS
เผยแพร่เมื่อ: 2018-01-09
ดาวน์โหลด: 9
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

‫(قسمت سی و چهارم)

‫سلام. دوباره همدیگه رو دیدیم

‫بله؟

‫منو یادتون نمیاد؟

‫چند روز پیش تو یه کافه همدیگه رو دیدیم

‫نمیدونم

‫من لی سو وونم ‫حتی کارتِ ویزیتم رو بهتون دادم

‫متاسفم. ‫حتما منو با یه نفر دیگه اشتباه گرفتین

‫جونگ مین وو. لطفا همراهم بیاین

‫باشه

‫بابا، چی شده؟

‫یه لحظه صبر کن، هان گیول

‫عجیبه

‫چطور نتونست منو بشناسه؟

‫خانم کیم، حالتون چطوره؟

‫ای وای. اومدین خانم؟

‫پسرِ بزرگم اینجاس؟

‫منظورتون دکتر جونگ مین وو ئه؟

‫از اونجایی که دانشجو نمونه ان ‫به موقع اومدن اینجا

‫همراهم بیاین

‫باشه

‫سلام، لی سو وون

‫من... جونگ مین وو ام

‫جونگ مین وو

‫لطفا برگرد سَرِ کارت

‫من سه ساعت بعد با خانواده یون جو قرار دارم

‫پس سرم خیلی شلوغه

‫چه خبره؟

‫برای سه نفر رزرو کردم

‫اسم ـتون چیه؟

‫جونگ مین وو

‫من... جونگ مین وو ام

‫هر دوشون جونگ مین وو ان؟

‫یه چیزی جور درنمیاد

‫اوه، سو وون

‫اینجا رو پیدا کردی

‫اینجا بهترین آرایشگاهِ چونگدام دونگه

‫پس میخوای اول موهاتُ اصلاح کنیم؟

‫لطفا یه لحظه صبر کن

‫اون چِش شده؟ ‫چرا وقتی من رسیدم، از اینجا رفت؟

‫آه، خیلی رو مُخه

‫ای وای ‫خدای من

‫چرا همچین بچه اعصاب خُرد کنی رو ‫آورده سَرِ قرارِمون؟

‫من بچه اعصاب خُرد کن نیستم ‫اسمم هان گیوله

‫باشه. تو همه چیز دونی، راضی شدی؟

‫نه. نیستم ‫چطور میتونم همه چی رو بدونم؟

‫مثل یه بادوم زمینی کوچیکی ‫چطور جرات میکنی اینطوری برام حاضر جوابی کنی؟

‫هی ‫چیه؟

‫خدای من. واقعا که!

‫من بهتر از اونم. ولش کن

‫هی، بادام زمینی ‫به حرفم گوش کن

‫امسال برای درس باید بری هاوایی

‫این فرصت خوبیه ‫خوشحال نیستی؟

‫اگه خوبه، خودت برو هاوایی

‫ یون جو

‫ مادر زن

‫ دکتر لی

‫امروز شنبه ـس ‫این عوضی کار بهتری برای انجام دادن نداره؟

‫چرا همینطور بهم زنگ میزنه ‫عجب گیری کردیما!

‫ مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد

‫ لطفا بعدا تماس حاصل فرمایید

‫الو؟ اینجا منزل خانم یانگه

‫رئیس خونه هستن؟

‫اگه خونه ـس، بگین قضیه فوریه ‫لطفا گوشی رو بدین بهش

‫آه، باشه، لطفا صبر کنین

‫بله، خودمم

‫منم

‫شما قرارِ خانوادگی دارین، درسته؟

‫این ازدواج یه مشکلی داره ‫دوباره راجبش تحقیق کنین

‫هی، عوضی

‫چطور جرات می کنی تو ازدواج شاد دخترم ‫دخالت کنی؟

‫تو کی هستی که میخوای ازدواجشو بهم بزنی؟

‫تو قبلا اونُ طلاق دادی! ‫دیگه تموم شد رفت. اینقدر سیریش نباش

‫میدونم که هیچ حقی ندارم

‫اما مطمئنم يه جای کار ايراد داره ‫لطفا فقط یه بار...

‫خفه شو و دهنتو ببند ‫و تلفنُ قطع کن

‫سگِ کثیف

‫رئیس. رئیس!

‫خیلی عجیبه

‫قبلا اینطوری سیریش نبود

‫خدای من. اون آدم کله شقیه

‫واسه همینه که میگن...

‫باید با یه آدم زندگی که بشناسیش ‫و از رودخونه رَد بشی که عمقش رو بفهمی

‫وای، خیلی سمج و بی ادبه

‫چرا میخواد این ازدواج رو بهم بزنه؟

‫مامان، چرا اینقدر جوش میزنی؟

‫هی، اون عوضی بهت زنگ نزد؟

‫زنگ زد اما جوابشو ندادم

‫نمیخوام به قلبم امید واهی بدم

‫آفرین. شماره ـشو از تو گوشیت پاک کن

‫نگران نباش ‫دیگه همه چی بین ما تموم شده

‫بیا بریم، مامان ‫مین وو الان تو آرایشگاهه

‫باشه. بریم

‫این ازدواج یه مشکلی داره ‫دوباره راجبش تحقیق کنین

‫این یه خوابِ شومه

‫تعبیرش اینه که دکترِ هارواردی ماسک میزنه؟

‫این یه جور کلاه برداری در ازدواجه؟

‫چیه؟

‫بعد از اینکه چندین بار حرف مزخرف شنیدم، ‫نگران شدم

‫به نظرم یه چیزی درست نیس

‫یون جو، بدونِ من برو آرایشگاه

‫برو آرایشگاه و موهاتو درست کن

‫من یه کم بعد خودمُ میرسونم اونجا

‫میخوای چیکار کنی، مامان؟

‫یه چیزی جور درنمیاد

‫واسه همین میخوام برم یه چیزایی رو بررسی کنم

‫برو. زود خودمُ میرسونم اونجا

‫برو آریشگاه و به راننده بگو برگرده بیاد دنبالم

‫خاچه، اون گوشی که بهت داده بودم رو پس بده

‫ای وای، خیلی وقت پیش نابودش کردم

‫اگه یه بار دیگه بهم دروغ بگی ‫و بخوای خَرم کنی...

‫مثل خدمتکار قبلی میفرستمت بری ‫علف های هرز بولگیو رو شخم بزنی

‫میخوای تو این هوایِ سرد بری پیشِ اون؟

‫یه نگاه تو لیست تماس بنداز

‫شماره تلفنش هنوزم باید تو لیست تماس باشه

‫هنوز سیم کارتش رو قطع نکرده

‫بله. بله

‫شماره ـشو پیدا کن

‫و با گوشی من به شماره ـش زنگ بزن

‫چرا این عوضی گوشی رو برنمیداره؟ الو؟

‫من رئیس یانگم

‫میخوام ازت یه سری سوال بپرسم

‫زود باش همین الان بیا خونه ـم

‫وقتی بیای اینجا میفهمی

‫چی؟ مراسم؟

‫کنسلش کن ‫من چهار برابرِ درآمدت بهت پول میدم

‫خیلی پول پرستی، عوضی

‫اما باید یه نفر رو با خودت بیاری

‫فهمیدی؟ زود باش

‫چقدر طول میکشه؟

‫زود خودتُ برسون اینجا

‫سو وون، اینو میدونستی؟

‫خیلی تلاش کردم که این تبلیغ تلویزیونی رو برات بگیرم

‫این روزا...

‫من سه ساعت بعد با خانواده یون جو قرار دارم

‫پس سرم خیلی شلوغه

‫همه دلشون میخواد تو این برنامه باشن

‫منظورم اینه مردم تو شوهای تلویزیونی ‫خودشونُ نشون میدن...

‫و تو شبکه های خرید خونگی ‫یه سری مکمل های دارویی میفروشن

‫مردم معمولا از قبل اینکارو میکنن

‫من تمام تلاشمو می کنم...

‫که کمکت کنم معروف...

‫و موفق بشی

‫امیدوارم دوستم داشته باشی

‫باشه؟

‫من دارم با کی حرف میزنم؟

‫سو وون ‫بله؟

‫چی گفتی؟

‫چطور میتونم دوباره همه چی رو بهت بگم؟

‫اصلا چه میدونم ‫ناراحتم کردی

‫اصلا نمیتونم درکت کنم

‫وقتی یه دختر خوشکل جلوت نشسته ‫چطور حواست پرت میشه؟

‫هی، خانمِ همه چیز دون، ‫چرا داری بهم میخندی؟

‫تو خوشکل نیستی ‫تو یه روباه ترسناکی

‫فکر کنم باید بری یه مهدکودکِ دیگه

‫راجب آدما خیلی بد قضاوت میکنی

‫لطفا ادامه بده

‫آها، خب، راجب ان بی اس میگفتم

‫این یه شو تلویزیونی جدیده که ‫شبکه ان بی اس داره تولیدش میکنه

‫عنوانش "خاطرات پزشکان" ـه

‫این یه برنامه ـس که توش راجب سلامتی تحقیق میکنن

‫تهیه کننده و نویسنده الان میان

‫باهاشون خوب آشنا شو ‫درسته

‫ممکنه من اشتباه کرده باشم

‫اون دیگه زنِ من نیس ‫اون میتونه از خودش مواظبت کنه

‫نگران نباش ‫تمام تلاشمو می کنم

@Mehdi_Rain : کانال تلگرام

‫ تماس های اخیر، عشقم

‫ تماس های اخیر، عشقم، سه تماس از دست رفته

‫لطفا خوشکل ترم کن

‫امروز برام روز خوشحال کننده ایه

‫چشم

‫چرا میخواستین انقدر فوری منو ببینین، رئیس؟

‫میخوام با کمک تو ‫سریع ته تویِ یه چیزی رو در بیارم

‫چرا تنها اومدی؟

‫بهت گفتم اون دخترُ بیار

‫اون تو خونه خوابیده بود،

‫بهش گفتم اگه بیاد اینجا ‫چهار برابرِ درآمدِش بهش پول میدی،

‫بخاطر همین تاکسی گرفته داره میاد

‫پس، دختری که داره میاد اینجا...

‫همون دختریِ که تو این عکسه؟

‫خودشه؟

‫آره، آره ‫خودشه

‫خب پس اون دخترُ خوب میشناسی؟

‫معلومه. اون خواهرمه

‫اسمش وون می ـه

‫تو گروهم خواننده ـس

‫اون خواهرته؟ ‫آره

‫پس رو صورتِ اونی که کنارشه زوم کن

‫پس این که مثل یه دختر بازه ‫این عوضی رو میشناسی؟

‫معلومه که میشناسم

‫این عوضی تو چونگدام دونگ معروفه به زن پرست

‫منظورت از زن پرست چیه؟

‫اون همیشه افتخار میکنه که ‫با 3 هزار تا زن خوابیده

‫اون یه دختر بازِ کثیفه

‫خدای من. عجب عوضی ایه

‫پس اسم این عوضی رو میدونی؟

‫آره، اسمش جونگ جین وو ئه

‫اون پسر یه خانواده پولداره که ‫تو دِچی دونگ یه مدرسه دارن

‫اگه اين حقيقت داشته باشه، ‫همه چی تا الان بررسی شده

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left