200 บรรทัดแรก
(قسمت سی و چهارم)
سلام. دوباره همدیگه رو دیدیم
بله؟
منو یادتون نمیاد؟
چند روز پیش تو یه کافه همدیگه رو دیدیم
نمیدونم
من لی سو وونم حتی کارتِ ویزیتم رو بهتون دادم
متاسفم. حتما منو با یه نفر دیگه اشتباه گرفتین
جونگ مین وو. لطفا همراهم بیاین
باشه
بابا، چی شده؟
یه لحظه صبر کن، هان گیول
عجیبه
چطور نتونست منو بشناسه؟
خانم کیم، حالتون چطوره؟
ای وای. اومدین خانم؟
پسرِ بزرگم اینجاس؟
منظورتون دکتر جونگ مین وو ئه؟
از اونجایی که دانشجو نمونه ان به موقع اومدن اینجا
همراهم بیاین
باشه
سلام، لی سو وون
من... جونگ مین وو ام
جونگ مین وو
لطفا برگرد سَرِ کارت
من سه ساعت بعد با خانواده یون جو قرار دارم
پس سرم خیلی شلوغه
چه خبره؟
برای سه نفر رزرو کردم
اسم ـتون چیه؟
جونگ مین وو
من... جونگ مین وو ام
هر دوشون جونگ مین وو ان؟
یه چیزی جور درنمیاد
اوه، سو وون
اینجا رو پیدا کردی
اینجا بهترین آرایشگاهِ چونگدام دونگه
پس میخوای اول موهاتُ اصلاح کنیم؟
لطفا یه لحظه صبر کن
اون چِش شده؟ چرا وقتی من رسیدم، از اینجا رفت؟
آه، خیلی رو مُخه
ای وای خدای من
چرا همچین بچه اعصاب خُرد کنی رو آورده سَرِ قرارِمون؟
من بچه اعصاب خُرد کن نیستم اسمم هان گیوله
باشه. تو همه چیز دونی، راضی شدی؟
نه. نیستم چطور میتونم همه چی رو بدونم؟
مثل یه بادوم زمینی کوچیکی چطور جرات میکنی اینطوری برام حاضر جوابی کنی؟
هی چیه؟
خدای من. واقعا که!
من بهتر از اونم. ولش کن
هی، بادام زمینی به حرفم گوش کن
امسال برای درس باید بری هاوایی
این فرصت خوبیه خوشحال نیستی؟
اگه خوبه، خودت برو هاوایی
یون جو
مادر زن
دکتر لی
امروز شنبه ـس این عوضی کار بهتری برای انجام دادن نداره؟
چرا همینطور بهم زنگ میزنه عجب گیری کردیما!
مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد
لطفا بعدا تماس حاصل فرمایید
الو؟ اینجا منزل خانم یانگه
رئیس خونه هستن؟
اگه خونه ـس، بگین قضیه فوریه لطفا گوشی رو بدین بهش
آه، باشه، لطفا صبر کنین
بله، خودمم
منم
شما قرارِ خانوادگی دارین، درسته؟
این ازدواج یه مشکلی داره دوباره راجبش تحقیق کنین
هی، عوضی
چطور جرات می کنی تو ازدواج شاد دخترم دخالت کنی؟
تو کی هستی که میخوای ازدواجشو بهم بزنی؟
تو قبلا اونُ طلاق دادی! دیگه تموم شد رفت. اینقدر سیریش نباش
میدونم که هیچ حقی ندارم
اما مطمئنم يه جای کار ايراد داره لطفا فقط یه بار...
خفه شو و دهنتو ببند و تلفنُ قطع کن
سگِ کثیف
رئیس. رئیس!
خیلی عجیبه
قبلا اینطوری سیریش نبود
خدای من. اون آدم کله شقیه
واسه همینه که میگن...
باید با یه آدم زندگی که بشناسیش و از رودخونه رَد بشی که عمقش رو بفهمی
وای، خیلی سمج و بی ادبه
چرا میخواد این ازدواج رو بهم بزنه؟
مامان، چرا اینقدر جوش میزنی؟
هی، اون عوضی بهت زنگ نزد؟
زنگ زد اما جوابشو ندادم
نمیخوام به قلبم امید واهی بدم
آفرین. شماره ـشو از تو گوشیت پاک کن
نگران نباش دیگه همه چی بین ما تموم شده
بیا بریم، مامان مین وو الان تو آرایشگاهه
باشه. بریم
این ازدواج یه مشکلی داره دوباره راجبش تحقیق کنین
این یه خوابِ شومه
تعبیرش اینه که دکترِ هارواردی ماسک میزنه؟
این یه جور کلاه برداری در ازدواجه؟
چیه؟
بعد از اینکه چندین بار حرف مزخرف شنیدم، نگران شدم
به نظرم یه چیزی درست نیس
یون جو، بدونِ من برو آرایشگاه
برو آرایشگاه و موهاتو درست کن
من یه کم بعد خودمُ میرسونم اونجا
میخوای چیکار کنی، مامان؟
یه چیزی جور درنمیاد
واسه همین میخوام برم یه چیزایی رو بررسی کنم
برو. زود خودمُ میرسونم اونجا
برو آریشگاه و به راننده بگو برگرده بیاد دنبالم
خاچه، اون گوشی که بهت داده بودم رو پس بده
ای وای، خیلی وقت پیش نابودش کردم
اگه یه بار دیگه بهم دروغ بگی و بخوای خَرم کنی...
مثل خدمتکار قبلی میفرستمت بری علف های هرز بولگیو رو شخم بزنی
میخوای تو این هوایِ سرد بری پیشِ اون؟
یه نگاه تو لیست تماس بنداز
شماره تلفنش هنوزم باید تو لیست تماس باشه
هنوز سیم کارتش رو قطع نکرده
بله. بله
شماره ـشو پیدا کن
و با گوشی من به شماره ـش زنگ بزن
چرا این عوضی گوشی رو برنمیداره؟ الو؟
من رئیس یانگم
میخوام ازت یه سری سوال بپرسم
زود باش همین الان بیا خونه ـم
وقتی بیای اینجا میفهمی
چی؟ مراسم؟
کنسلش کن من چهار برابرِ درآمدت بهت پول میدم
خیلی پول پرستی، عوضی
اما باید یه نفر رو با خودت بیاری
فهمیدی؟ زود باش
چقدر طول میکشه؟
زود خودتُ برسون اینجا
سو وون، اینو میدونستی؟
خیلی تلاش کردم که این تبلیغ تلویزیونی رو برات بگیرم
این روزا...
من سه ساعت بعد با خانواده یون جو قرار دارم
پس سرم خیلی شلوغه
همه دلشون میخواد تو این برنامه باشن
منظورم اینه مردم تو شوهای تلویزیونی خودشونُ نشون میدن...
و تو شبکه های خرید خونگی یه سری مکمل های دارویی میفروشن
مردم معمولا از قبل اینکارو میکنن
من تمام تلاشمو می کنم...
که کمکت کنم معروف...
و موفق بشی
امیدوارم دوستم داشته باشی
باشه؟
من دارم با کی حرف میزنم؟
سو وون بله؟
چی گفتی؟
چطور میتونم دوباره همه چی رو بهت بگم؟
اصلا چه میدونم ناراحتم کردی
اصلا نمیتونم درکت کنم
وقتی یه دختر خوشکل جلوت نشسته چطور حواست پرت میشه؟
هی، خانمِ همه چیز دون، چرا داری بهم میخندی؟
تو خوشکل نیستی تو یه روباه ترسناکی
فکر کنم باید بری یه مهدکودکِ دیگه
راجب آدما خیلی بد قضاوت میکنی
لطفا ادامه بده
آها، خب، راجب ان بی اس میگفتم
این یه شو تلویزیونی جدیده که شبکه ان بی اس داره تولیدش میکنه
عنوانش "خاطرات پزشکان" ـه
این یه برنامه ـس که توش راجب سلامتی تحقیق میکنن
تهیه کننده و نویسنده الان میان
باهاشون خوب آشنا شو درسته
ممکنه من اشتباه کرده باشم
اون دیگه زنِ من نیس اون میتونه از خودش مواظبت کنه
نگران نباش تمام تلاشمو می کنم
@Mehdi_Rain : کانال تلگرام
تماس های اخیر، عشقم
تماس های اخیر، عشقم، سه تماس از دست رفته
لطفا خوشکل ترم کن
امروز برام روز خوشحال کننده ایه
چشم
چرا میخواستین انقدر فوری منو ببینین، رئیس؟
میخوام با کمک تو سریع ته تویِ یه چیزی رو در بیارم
چرا تنها اومدی؟
بهت گفتم اون دخترُ بیار
اون تو خونه خوابیده بود،
بهش گفتم اگه بیاد اینجا چهار برابرِ درآمدِش بهش پول میدی،
بخاطر همین تاکسی گرفته داره میاد
پس، دختری که داره میاد اینجا...
همون دختریِ که تو این عکسه؟
خودشه؟
آره، آره خودشه
خب پس اون دخترُ خوب میشناسی؟
معلومه. اون خواهرمه
اسمش وون می ـه
تو گروهم خواننده ـس
اون خواهرته؟ آره
پس رو صورتِ اونی که کنارشه زوم کن
پس این که مثل یه دختر بازه این عوضی رو میشناسی؟
معلومه که میشناسم
این عوضی تو چونگدام دونگ معروفه به زن پرست
منظورت از زن پرست چیه؟
اون همیشه افتخار میکنه که با 3 هزار تا زن خوابیده
اون یه دختر بازِ کثیفه
خدای من. عجب عوضی ایه
پس اسم این عوضی رو میدونی؟
آره، اسمش جونگ جین وو ئه
اون پسر یه خانواده پولداره که تو دِچی دونگ یه مدرسه دارن
اگه اين حقيقت داشته باشه، همه چی تا الان بررسی شده
No comments yet. Be the first to leave one.