200 บรรทัดแรก
شاکي؛
جدا از ليست اموال و جزئيات ِمعاملات ِملکي؛
درخواست ِبازبيني ِبخش ِديگه اي رو هم دارين؟
.....بله.شرکتي که متهم در حال حاظر با نام شرکت "تائه ها" رياستش ُبه عهده داره
و شرکت هاي تابعه....همينطور مايل به بررسي اموال ايشون .....در خارج از کشور
و حساب هاي بانکي ِخارج از کشور شون هستيم
براي بررسي اين موارد؛درخواست داديم
من اعتراض دارم
شرکت "تائه ها" به طور ِکامل متعلق به متهم نيست
.....در ادعا براي تقسيم ِدارايي؛شاکي
نمي تونه ادعايي براي تقسيم اموال ِ"تائه ها" داشته باشه
.....جناب ِقاضي؛متهم
به عنوان ِسهامدار ِاصلي ِ"تائه ها"؛
..... مي تونه اموالش رو
به نام ِشرکت منتقل کنه
.....به علاوه؛شاکي و پدرش
سرمايه ي اوليه ي ساخت شرکت"تائه ها" متعلق به اون ها بوده
همچنين موسس ِاصلي شرکت تائه ها"پدر شاکي،بوده که به نام کمپاني ساخت و ساز ِ"چئون ها" شناخته مي شده
از ابتدا؛
اين شرکت فقط با يک تغيير نام تاسيس شد
به هر حال؛جناب ِقاضي
شاکي علاقه اي به اداره کردن ِشرکتي که از پدرش باقي مونده بود نداشت
.....بعد از ازدواج با متهم؛اون حتي
.....خودش تنهايي براي تحصيل واسه پنج سال به خارج رفت
و هيچ تماسي نگرفت
وقتي که شاکي از انجام مسئوليت هاش تو اون پنج سال غفلت کرده بود؛
متهم بر کار شرکت نظارت کرد و باعث رشد و توسعه اش شد
! عزيزم
! عزيزم
! عزيز ِدلم؛بلند شو
!معاون
....شاکي
شما ادعا کردين که متهم با رشوه دادن به دکتر،قصد داشته ايشون رو به عنوان ِيه ناتوان ِذهني نشون بده
و در اون زمان مدرک و حق ِوکالتشون رو ازشون گرفته درست ميگم؟
بله،درسته
شاکي،از زماني که پسرش"جانگ اون جونگ" در سال 1988 ربوده شد؛
تحت نظر ِروانپزشک بوده
با توجه به نظر ِدکتر"کيم سئون هون"که شاکي مدت ِطولاني اي تحت نظر ايشون بوده
.....از نظر ِقانوني به عنوان ِفردي فاقد ِصلاحيت شناخته شده
اين موضوع هيچ ارتباطي با متهم نداره
....اگه اينطوره،پس
ما درخواست ميديم پزشک ِديگري از نظر ذهني شاکي رو معاينه کنه
پس بياين اين کار ُبکنيم
.....به هر حال،نتيجه ي معاينات ِروانپزشکي که تحت ِسلطه ي کسي نباشه
رو به اطلاعتون مي رسونم
......متوجه شدم،جناب قاضي.به همين دليل
....."ما درخواست داريم پزشک ِشاکي،پروفسور"کيم سئونگ هوون
به عنوان ِشاهد در دادگاه حضور پيدا کنه
! "جانگ اون جونـــــــگ"
!تمومش کن! تمومش کن
!"بسه ديگه!"جانگ اون جونگ
.....عوضي
"پدر"
"پسرم"
الو؟
حالت خوبه؟
حالت خوبه،بچه؟
الان تو بيمارستانم
بدن ِمعاون ِپليس ُديدم
شنيدم چه اتفاقي افتاده
تقصير ِتو نيست
!تو مقصر نيستي! تقصير ِتو نيست
من اشتباه کردم
اشتباه از من بود
چه کار کنم؟
بايد چي کار کنم؟
بايد با اين اشتباهاتم چي کار کنم؟
...حالا که مي دونم مجرم کيه
...حالا که مي دونم کار ِکيه
...گيرش مي ندازم
....مطمئنا گيرش مي ندازم
...اين کار ُمي کنم
حالم خوب ميشه
و از الان به بعد،کم کم واسم کنار اومدن باهاش راحت تر ميشه
نتونستم واسه آخرين بار به معاون رئيس احترام ِخودم ُنشون بدم
.....و بهش بگم چقدر ازش ممنون ام
......که هميشه ممنونش بودم
.....اون ساشيمي ِماهي "گيزاردشاد" دوست داشت
.....بايد واسش ساشيمي ِماهي گيزاردشاد مي گرفتم
بايد با دست هاي خودم واسش غذاي خونگي مي پختم؛ولي نتونستم
دلم براش تنگ شده
.....هنوز خيلي از رفتنش نگذشته ؛ولي با اين وجود
دلم واسش تنگ شده
"اون جونگ"
تقصير ِتو نيست
تو مقصر نيستي
تقصير ِمنه؛تقصير ِمن
مي دوني مشکلت چيه؛مامان؟
...پسري که در کنارت وايساده رو نمي بيني
و هميشه چشمت دنبال ِپسريه که پيشت نيست
با اين کارها،به جاي اين که کامل و 100 در صد در کنارم باشين کاري مي کنين احساس کنم بيشتر از 50 درصد از حواستون به من نيست
......حس مي کنم
يه محصول ِنامرغوبم
درست مثل ِتمام ِزندگيم...که تقلبي بودم
....باعث ميشه زندگيم شور و انرژي و راه و روش و
احساسم ُاز دست بده
ببخشيد که ناراحتت کردم
...چون خيلي وقته نديدمش
...چون به تماس هام جواب نميده
واسه اينه که اين کارها رو مي کنم
بيا بريم
خيلي سخت تلاش کردي
ممنونم
متاسفم
....بهت افتخار مي کنم و
تحت ِتاثير قرار گرفتم
مي دونم برات سخته
مي دونم که صدمه مي بيني
مي دونم که احتمالا مي خواستي از اين جريان دور بموني
....عصبانيتم
نگران بودم که نکنه تو رو هم از پا در بياره
راستش ُبخواي؛نگرانت بودم
...اين که سعي کني مقابل ِپدرت برنده بشي
و سعي کني بهش صدمه بزني من با خود خواهي
تو رو طرف ِخودم نگه داشتم
نگران بودم که نکنه اوني که قرباني ميشه؛تو باشي
.....نگران بودم که نکنه دوباره بهت آسيب برسونم
.....وقتي اين کار ُقبول کردم؛همه ي اين ها رو مي دونستم؛پس
اشکالي نداره
.....به صدمه ديدن عادت کردم؛پس
اين که صدمه ببينم هم مشکلي نداره
....اصلا دلم نمي خواد به خاطر ِخودخواهيت قرباني بشم،پس
حالم خوبه
واقعا حالم خوبه
....فقط واسه يه بار
لطفا طرف ِمن ُبگير،مامان
وقتي زمانش برسه و واقعا بهت نياز داشتم
فقط واسه يه بار؛
طرف ِمن ُبگير
کاملا طرف ِمن باش
ازت مي خوام اين کار ُبه جاي ِحق ِوکالتم واسم انجام بدي
الان فهميدي؟
کسي که نابود ميشه من نيستم؛تويي
کسي که از لبه ي پرتگاه مي افته و راه ِبرگشتي واسش نمونده؛
من نيستم،بلکه تويي
چه احساسي داره؟
رو لبه ي پرتگاه وايسادن؛چه حالي داره؟
تو تمام ِزندگيت مردم ُتو تنگنا گذاشتي؛
ولي خودت هيچ وقت تحت ِفشار نبودي
احتمالا الان گيج و وحشت زده شدي
درست نميگم؟
همون احساسي که وقتي مردم ِديگه رو ميبردي لبه ي پرتگاه داشتن
سعي کن اين ترس ُدرک کني
و ببين چقدر ترسناک مي تونه باشه
اين درد و ترس رو احساس کن
سعي کن احساسش کني
تو دادگاه بعدي؛مي بينمت
شما واسه اين که يه وکيل ِدادگستري باشين؛خيلي جوون ايد
واسه اينه که چهره ام کمتر از سنم نشون ميده
بياين با دست دادن شروع کنيم
پس منم بايد تو هنگ کنگ کار کنم؟
درسته.بايد بين ِهنگ کنگ و کره در رفت ُآمد باشين
اگه بهش عادت کنين؛بد نيست
هنگ کنگ جاي بدي نيست؛بعضي وقت ها تو رستوران ِ"ديم سوم"؛
مي توني"توني لانگ وا"و "تانگ وي" رو ببيني
از"توني لانگ وا" خوشم مياد
عشاق ِشيطاني"رو ديدين؟"
نه.از "تو مُود ِعشقم" خوشم مياد
آه. "مگي چئونگ"؟
هوس ِ"ونتون" خوردن کردم
تو مرکز ِهنگ کنگ؛يه رستوران هست که "ونتون" هاش حرف ندارن
بعدا بيا بريم اونجا باهم "ونتون" بخوريم
چون يه دفتر ِحقوقي مشهور ئه؛
فرصت ِخوبيه و وسوسه کننده است ،ولي
واقعا چيزي در مورد "ام اند اي" نمي دونم
نمي تونم به خاطر ِطمع ام؛بقيه رو تو دردسر بندازم
بابت ِپيشنهادتون خيلي ممنونم
پس يعني،نه؟
بله
باشه
ولي تا وقتي تو سئولم؛من ُببر اطراف ُنشونم بده
وقتي بياي هنک گنک؛منم ميبرم مي گردونمت
من فقط تو کره به دنيا اومدم؛واسه همين چيز ِزيادي ازش نمي دونم
مي خوام تا وقتي اينجام از اين فرصت استفاده کنم و اينجا رو بشناسم ."پس شما بايد کمکم کنين؛خانوم"سو يونگ
قبول؟
فقط واسه ده روزه
نمي توني نسبت به يه شهروند ِکره اي سخاوتمند باشي؟
باشه.سخاوتمندانه رفتار مي کنم
فقط واسه ده روز
"مدير عامل"
2.1تريلون وون؟
جانگ اون جونگ" دزديده اش"
جانگ اون جونگ" رو....بنداز بيرون"
با اين که من نمي تونم اين کار ُبکنم؛تو مي توني
.......گوان جائه" اسم ِعموم ئه"
تيم متولي ِاملاک "گوان جائه"ديگه چيه؟
اين چيه؟
جانگ هون".پنجاه و يک ساله" عضو ِخط سوم از احزاب ِملي
رتبه ي اول ِکانديداتوري ِرياست جمهوري آينده
نهم سپتامبر 2013
دو بيليون وون نقد پاداش ِشکرگذاري
......(سهام ِبودجه ي سياسي)
".......هي......اين عوضي ها
چي؟
هنرپيشه "سئو ري را" معشوقه اش بوده؟
.....آه...."ري را"....چرا آخه
نشکسته؛از بيرون اينطور به نظر مياد که؛
از داخل ِاتاق قفل شده
کليد يدکي دارين؛درسته؟
البته
No comments yet. Be the first to leave one.