Younger

Younger

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 5

ข้อมูลรุ่น

Younger S05E03 The End of the Tour WEB x264-TBS
ความคิดเห็นโดย Zaaraa
► مـحـمـدعـلـی و زهـــرا | LiLMeDiA.TV, iMovie-DL.Co ◄

แท็ก

web
x264
เผยแพร่เมื่อ: 2018-06-21
ดาวน์โหลด: 33
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

خب بیا راجب شام تیم خبری‏ـه

کاخ سفید صحبت کنیم

به نظرت حرفای توهین آمیز تو بود که

باعث شد دونالد ترامپ بخواد رئیس جمهور بشه؟

آه، راستشو بخوای

خاطره‏انگیزترین قسمت

...اون شب برای من این بود

فهمیدم رئیس جمهور اعلام کرده

که می‏خواد پنهانی به بن لادن حمله کنه

و کل ملت رو دیدم که

می‏خواستن صبح الطلوع

این خبرو منتشر کنن

و منم حسابی مست کردم

در واقع اون شب رو خیلی خیلی خوب یادمه

آم، برنامه‏ای برای برگشتن به واشنگتن داری؟

نه، به همین انتشار پادکست و برنامه‏های مشاوره‏ای راضیم

می‏دونی، واقعاً امیدوارم اواخر امسال

یه وقتی برای نوشتن خاطراتم پیدا کنم

!کلسی... لورین... پیترز

لورین، باید در بزنی

توی یارا قبول شدی

گوشی من دست تو چیکار می‏کنه؟ - توی یارا قبول شدی -

رفیق، این یه برنامه‏ی دوستیابیه که باید برای ورود درخواست بدی

باشه، من... من که درخواست ندادم

اوه، خدای من. ناموساً منو بیشتر بشناس

یالا. خودم به جات درخواست دادم

باشه، ببین، یه وال استریتی داریم

وال استریت. اوه، دی جی‏ـه؟ - اوه خدای من -

به نظر میرسه که مثل برنامه‏های دوستیابیه دیگه، افتضاح باشه

هی، بعضیا نیاز به دوش گرفتن دارن

کلسی، توی یارا قبول شده - واو -

وایسا، این یه برنامه مثل تیندر هست که مخصوص قشر بالاست، درسته؟

آره، حالا خانوم یه جوری رفتار میکنه انگار خیلی سرتر از این برنامه‏اس

نخیرم! فقط ده دقیقه دیگه لازم دارم تا آماده بشم

وایسا، وایسا! یه چند تا ورق می‏زنی؟

آه - باشه، نخیر -

چشاشو ببین اوه، سلام علیکم

آه، ایشـــ... ایشون آنا هستن

کلسی توی یارا، همون برنامه دوستیابی قبول شده

اوه، همونی که واسه آدم معروفاس؟

آره - خیلی باحاله -

باشه، باشه، باید آماده بشم

قراره کلی بهمون خوش بگذره

همین الانشم داره میگذره! خیلی خوش میگذره

اوه، میشه جیش کنم؟ زودی تموم میشه

خبر جدید دارم

"مجله پیپل می‏خواد راجب کتاب "تعطیلات ازدواج

یه مطلب بنویسه

!اوه، خیلی عالیه

مطلبش راجب برگشتن چارلز و پائولین پیش همدیگه هست

واو - حتی قراره هزینه‏ی مراسم -

تجدید میثاق رو توی هاوایی پرداخت کنن

خدای من. فوق‏العادست

عمراً بذارم تو بری

همین الان راجب مجله پیپل شنیدم

اوه، حسابی هیجان‏زده شدیم

همچین چیزی اتفاق نمی‏افته

من و پائولین

داریم طلاق می‏گیریم

چی؟ - اوه، چارلز -

واقعاً متاسفم

تور کتاب رو چیکار کنیم؟

از فردا شروع میشه

همه چیز همونطوری که برنامه ریختیم پیش میره

من هیچوقت جزو تبلیغات کتاب نبودم

به صورت رسمی نه اما کتاب

به این خاطر به همچین سود زیادی رسید چون مردم

فکر می‏کردن با این کتاب، نویسنده و شوهرش

برمی‏گردن پیش همدیگه

نمی‏دونم چی بگم دایانا

حاضر نیستم جوری زندگی کنم تا با اون کتاب جور دربیاد

نویسنده سابق سخنرانیای اوباما، جیک دورو

قراره کارشو با نوشتن خاطرات جایگزین کنه

و به نظرم عالی میشه اگه میلنیال چاپشون کنه

یا امپریکال. حالا چندین هفته برنامه‏ام

این بوده که دنبال دورو برم

چقدر برنامه‏ریزا دوست داشتنین اما در واقع

فردا توی واشنگتن باهاش جلسه دارم

همینطور من. شاید بهتر باشه جلسه‏اتو کنسل کنی

با هم کار کنید کتاب جیک دورو خیلی مهم میشه

پس هر کدومتون به دستش بیاره

یه برد برای کل شرکت محسوب میشه

و منظورم اینه که واقعاً زمان‏بندیشو باورتون میشه؟

درست وقتی که یه کتاب راجب ازدواجمون بیرون میاد

اون میخواد طلاق بگیره

حالت خوبه؟

نمی‏دونم. فکر کنم

همش دارم به این فکر میکنم که بقیه

به این خبر چه واکنشی نشون میدن

دخترا، شما دوتا

هرکسی که نوشته‏های منو خونده و شنیده

هیچ ربطی به اونا نداره - خودم یه کاری کردم که ربط داشته باشه -

مردم می‏خوان بدونن

زندگی واقعی کیت و کارل چطوریه؟

بگو عالیه هیچوقت بهتر از این نبوده

پس دروغ بگم؟

گفتن واقعیت رو به تعویق بنداز

حداقل تا وقتی که توی

لیست پرفروش‏ترینای "نیویورک تایمز" قرار بگیری

نظر تو چیه، لایزا؟

...من، آه

به نظرم، وقتی یه داستان خلق میکنی

آدمای دیگه هم دوست دارن به اندازه تو، اون داستانو باور کنن

کاملاً درسته. صداقت می‏تونه خیلی خودخواهانه باشه

نمی‏دونم. من توی دروغ گفتن افتضاحم

فقط راجب رابطه‏اتون توی اون زمانی که خوب بود، صحبت کن

فقط توی زمان فعلت دروغ میگی

می‏تونیم تمرین کنیم

باشه

آه، بذار ببینیم. کی رابطمون خوب بود؟

آه، جوابش حسابی ناراحتم می‏کنه

...خب

..عادت داشت واسم بنویسه

اون... واسم شعرای کوچیک عاشقانه

روی برگه می‏نویسه

و میذارتشون لای کتابایی که قراره بخونم

خیلی خوب بود

آره

و وقتی می‏رفتیم اطراف شهر

توی تابستون

همیشه بیرون از خونه، عشق بازی می‏کنیم

آه

و حالا دیگه قرار نیست دوباره عشق بازی کنیم

دیگه بسه. خیلی خیلی خوب بود

شاید بهتر باشه انقدر وارد جزئیات نشی

بطری رو بیار

سلام

حالت چطوره؟

آم، من... خوبم

از خبر تو و پائولین سوپرایز شدم

به نظرم، فکر میکردم با هم خوب میشین

حتما خیلی به تو و دخترا سخت می‏گذره

راستش، واقعاً سخت بوده

هروقت بهم احتیاج داشتی، همینجام

منظورم اینه که اینجا نه می‏دونم جای مناسبی نیست

آه، آره. آره، نیست

چطوره بعد از تور پائولین با هم باشیم؟

خیلی چیزا هست که می‏خوام راجبشون باهات صحبت کنم

البته

بی‏صبرانه منتظرم

و اون شب پشت میز غذاخوری"

در مقابل بچه‏ها

دستمو گفت

و برای دومین بار در طول رابطمون

"ازم خواستگاری کرد

ممنونم، پائولین

چقدر فوق‏العاده که توی

معبد اسرائیل، صدای تورو شنیدیم

خب، ممنون از اینکه دعوتم کردیم

اوه، چقدر چهره‏ی آشنا توی جمعیت می‏بینم

همشون بی‏صبرانه منتظرن بلند بشن و سوالاتشون رو بپرسن

لطفاً به ترتیب پشت بلندگو بایستین

اوه

خدایا

سلام، پائولین. فرن هرش هستم - سلام فرن -

میشه یه کم راجب پروسه حرف بزنین؟

پروسه نوشتنم؟ - نه -

پروسه برگشتنت پیش همسرت

اوه.. آم

لبخند - ...من -

..آم

آم، می‏دونی

کار کردنمون با همدیگه باعث نزدیکتر شدنمون شده

به نظرم توانایی اینو داریم که

بعنوان شریک، همدیگه رو دوباره کشف کنیم

بعد از این همه جدایی، احساس غریبگی نمی‏کنید؟

من بودم حس می‏کردم - انگار داره برنامه فرن درست می‏کنه -

می‏دونی، بعضی وقتا سکس با غریبه از همه چیز بهتره

به نظرم کارش توی ملاقاتای رودرو بهتر میشه

باید بشه

پائولین ترنر بروکس

ممنون از اینکه توی برنامه بوک ورم شرکت کردی

ممنونم مایکل، و واقعاً متاسفم از اینکه

نتونستم بیام لس آنجلس و پیشت باشم - منم همینطور -

بریم سر اصل مطلب. عجب داستانی

انگار خاطرات و خیال با هم تلاقی پیدا کردن

آره. آره، اما بیشترش خیالاتمه

خب، اونطوری که تو راجب شوهرت

و زندگی مشترکتون حرف زدی

به قول معروف خدا توی جزئیات پنهان شده

یا خود شیطان. بستگی داره کدوم طرفو بخوای

خب، میشه بپرسم رابطه‏ی واقعیتون چطوریه؟

همین الان پرسیدی - می‏دونستیم که میپرسه -

..اوه، این

...آم

...اون

چرت و پرت شروع شد. چرت و پرت شروع شد

خوبه

واقعاً خوبه

خیله‏خب، فکر کنم کنترلش کرد

توی کتابت نوشتی که

زندگی جنسیت به صورت

عادی اما بدردبخور شده بود

درست مثل همه اغذیه فروشی‏های ایتالیایی توی قسمت آپر ایست ساید شهر

حالا به نظرت زندگی جنسیت بعد از کتاب تعطیلات

به چه نوع رستورانی تبدیل شده؟

...خب

خیلی پر شوره تند

...پس

فکر کنم تایلندی؟

More Farsi Persian subtitles for Younger

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left