200 บรรทัดแรก
در جنوبی ترین نقطه ایالات متحده ،مجمع الجزایر فلوریدا قرار گرفته
یک سلسله از جزایر کوچک که توسط یک گذرگاه بتونی به هم ارتباط پیدا می کنند
بزرگترین جزیره در این .جزایر مرجانی "کی لارگو"ست
سلام ادي - سلام، بن -
چه خبر؟
داريم دنبال دو تا سرخپوست ميگرديم که از زندان فرار کردن
.دوتا جوون کم سن و سال با لباسهاي غير معمول
،اگه احيانا چيزي دستگيرت شد به دفترم تو "پالم گرو" تلفن بزن
.اين سرخپوستا بايد مال همين دور و اطراف باشن .اونا هميشه برميگردن خونه
.خونه براشون "کي لارگو" ئه
چيزي ميخواستي، جک؟
آقاي تمپل اين اطرافه؟
.اينجا نيست. هتل تعطيله
کي برميگرده؟
.نميدونم
آبجو دارين؟
. بار تعطيله - .درسته -
مگه من بهت نگفتم؟ .هتل تعطيله
.تابستون، همه چي تعطيله
.بهش يه نوشيدني بده
!بهش يه نوشيدني بده
!شنيدي چي گفتم !بهش يه نوشيدني بده
گفتي آبجو؟
.ممنون
.نيازي به تشکر نيست
برايان لس" روي خط خروجي با" .سرعت و شدت هرچه تمامتر مي تازه
.زود باش، خانوم خوشگله
!يالا، خانوم خوشگله
!عجله کن
چطور ميشه اونا رو انتخاب کرد؟ ميتونم برشون دارم يا نه؟
.خودشه
.من براش مي برم
،اگه تو رو بخواد .دنبالت مي فرسته
.از فنسي فري خوشم مياد
.ميتونه تا 60 کيلو رو تحمل کنه
.وزن زياديه تو اينطور فکر نميکني؟
فنسي فري
تو رو اسبا شرط بندي نميکني؟ - .نه -
چرا نه؟ - .پول ندارم -
.آنجل، يه آبجوي ديگه واسه آقا بريز
.من رو مسافتهاي بلند شرط ميبندم
.رو چيزي که دوست داري شرط بندي کن ببين چي ميبري؟
.وقتي يه اسب خوب گيرم مياد .کلي پول برام داره
.فنسي فري رو برميدارم
"خط سپيده، 12 به 1"
.اين چرنده
.بايد 4 به 1 باشه، حتي کمتر .ببين چقدر پرواره
همینجوری شانسی، بدون بدبينی، اوماها
.تو 11 تا مسابقه برنده نشده، درسته
....ولي دوبارش سر پول بوده
امروز هم سر 3000 دلار مسابقه ميده !بايد سفت به زين بچسبه
اسمت چيه؟
.مک کلود. فرانک
.من دوشيزه داون هستم
.خانم گايا داون
.تو. تو رو ميخواد
.لطفا منو ببخش
اين يارو کيه؟
.نميدونم - چي ميخواد؟ -
.پيرمرده تمپل رو
ببين، عمو، يه وقت فکر نکني ...ميتوني اينجا لنگر بندازي
.هتل تعطيله....
.تا يه ماه ديگه هم باز نميشه - شماها چرا اينجايين؟ -
.ما مهمونيم - ...ولي تو که گفتي -
.ما واسه کاراي بخصوصی اينجاييم
.من قصد موندن ندارم .فقط ميخوام آقاي تمپل رو ببينم
خوب، چرا زودتر نگفتي؟
.اون بيرونه کنار خونه قايقي
آقاي تمپل؟
.اسم من مک کلوده .فرانک مک کلويد
مک کلود، ها؟
نکنه سرگرد مک کلود؟
.بله، قربان
!نورا
!نورا! نورا
!بيا اينجا کي رسيدي اينجا؟
.چند دقيقه پيش .سر راهم به "کي وست" بودم
با اتوبوس اومدي؟ .ديدم که توقف کرد
!هي، نورا
!عجله کن
!بيا اينجا
!ببين کي اينجاست
.اين همسر جورجه
.اين سرگرد فرانک مک کلوده
حالتون چطوره؟
من وشوهرتون با هم .جزء نيروي دريايي بوديم
.فکر کردي اون نميدونه
،من براتون يه نامه فرستادم، سرگرد .به سنت لوئيس
،قبل از اينکه برگشت بخوره .به سنت پل و ممفيس فرستاده شده بود
قبلا اينجا اومده بودي؟ - .نه، قربان -
.جورج حق داشت
.اين جزاير با اونايي که قبلا ديدم فرق دارن .گرمتر هم هستن
انتظار سرد شدن هوا قبل از نوامبر رو نبايد داشت
.دماسنج يهو 40 درجه مياد پايين
.گرد و غبار و پشه ها هم ناپديد ميشن
اين وضع درست سه ماه تو .اين جزائر ادامه پيدا ميکنه
.بجز واسه توريستها
اون صخره سياه سزاره؟ - از کجا اينو ميدونين؟ -
بعنوان کسي که تا حالا پاشو اينجا نذاشته .چيزاي زيادي درباره اين جزاير ميدونم
.اينا موضوعات مورد علاقه جورج بودن
اون قبلا بدنبال طلاي دزداي .دريايي اونجا حفاري کرده بود
هيچوقت هم اميدشو براي پيدا کردن گنج شخصي "پرنده سياه" از دست نداد
.اون بايد ده هزارتايي سوراخ کنده باشه
چيزي هم پيدا کرد؟ - .آه، البته -
.آب شور، هر دفعه
چه مدت پيش ما مي موني؟
.يه ساعت يا بيشتر - يه ساعت؟ -
.ميتوني مدت بيشتري اينجا بموني .ما کلي حرف داريم باهم بزنيم
.هر چقدر دلت بخواد حرف ميزنم - .پس امشب رو اينجا مي موني -
.ميتونه تو اتاق جورج بمونه
.بله، پدر
اجازه ميدي کمکت کنم؟ - .اگه دلت بخواد -
.روز بخير، خانم تمپل
.آقاي تمپل خبري از برادران اوسکيولا نشده؟
.متأسفم، بن
،ميخوام با افسر فرمانده پسرم آشنا بشيد .سرگرد مک کلود
حالتون چطوره؟ - ."افسر "بن وايد". "ساوير -
ميخواستيم يه نگاهي اين دور و ور بندازيم
.شما اون دوتا سرخ پوست رو پيدا نميکنيد .چونکه اينجا نيستن
.شايد رفته باشن سمت مرداب. شايد
،يا شايد اگه به آب بزنين .ممکنه پيداشون کنيد
،ولي اگه من جاي شماها بودم .به خودم زحمت نميدادم
شکي نيست که اونا تا قبل از .صبح خودشونو تسليم ميکنن
.بايد انتظار هر کاري رو از اونا داشت .اين حقيقته، آقاي تمپل
،هرچي بيشتر بيرون بمونن .کار براشون سخت تر ميشه
سرخ پوستاي احمق. 30 روز فقط به آزاديشون مونده بود
...سي روز زندان براي يه سرخ پوست
.اندازه سي سال براي يه آدم ديگه اس...
بهرحال ميخوام يه نگاهي اين دور و ور بندازم
کلايد، اگه آقاي تمپل ميگه .اونا اينجا نيستن، پس نيستن
.حرفش براي من کافيه
.ببخشيد که مزاحمتون شدم .بيا بريم، کلايد
،اون دوتا برادر و پسر من، جورج .با هم بزرگ شدن
.اونا هيچ آزاري ندارن
فقط رفتن به "پالم گرو" و تا بجايي رسيدن
فعاليت کردن فلوريدا رو به سرخ پوستا برگردونن
.نزديک بود تو اينکار هم موفق بشن
من يه پيغام براشون فرستادم که .بيان و خودشون رو تسليم کنن
،معنيش اين نيست که بدونم اونا کجان .متوجهي که
...سرگرد، ميخوام آشنا بشي با آقاي
.باس - .گارسيا -
.قبلا آشنا شديم
.افسر نيروي دريايي، فرمانده پسرم
.اونا تو قرارگاه ايتاليا با هم بودن
.از سالرنو تا کاسينو
پسرم، جورج، در کاسينو کشته شد
اينجا چه خبر شده؟
.هيچي، آقاي تمپل
اون چي کار کرده؟
!نورا؟ نورا - .بله، پدر -
اون دختر چش شده؟ صدمه ديده؟
.مثل همه وقتاي ديگه اس، همش همين
خوب گوش بده! اگه شماها نميتونين .درست رفتار کنين، بهتره از اينجا برين
براي چي زديش؟
.بذار يه چيزي بهت بگم .دختره الکلي ـه
،موقعي که زياده روي ميکنه :چيزاي عجيب ميبينه
.موشها، سوسکها، مارها، خفاشها، ميدوني که
يه مشت تو صورتش تنها چيزيه .که بحالت عادي برش مي گردونه
.اتاقتون آماده اس، سرگرد
چند وقته که اونا اينجان؟
.اون يکي، کرلي، و زنه اول پيداشون شد
پدر تمپل بهشون گفت که تعطيل کرديم
ولي اون پيشنهاد کرد تموم هتل .رو واسه يه هفته اجاره کنه
،پول زيادي بود .پدر نتونست ردش کنه
آقاي براون و بقيه چهار روز .پيش با قايق رسيدن
براون تو کدوم اتاقه؟
.شماره اتاقش يازدهه .غير از شبها اصلا از اتاقش بيرون نمياد
چه شکليه؟
،زنها براش جون ميدن .يا يه چيزي شبيه اين
ثروتمنده، فکر ميکنم. با يه .اشاره بقيه از جاشون ميپرن
.خارج از فصل گردش، تو اين گرما
چرا اونا کي لارگو رو براي اقامت انتخاب کردن؟
.اونا امشب يا فردا شب از اينجا ميرن
سرگرد؟
وقتيکه جورج مرد شما باهاش بودين؟
زياد درد کشيد؟
.اون حتي متوجه نشد که تير خورده
.ميترسيدم که رنج زيادي کشيده باشه
.وقتيکه آماده شدين بياين پايين به اتاق پدر
.عذر ميخوام
امشب اينجا موندني شدي، نه؟
.اسم من کرلي هافه
.شنيدم که با پسر پيرمرده تمپل تو ايتاليا بودي
پسره اونجا مرد؟
.چقدر حيف
.اميدوارم برخوردمون رو و به دل نگرفته باشي
بد موقعي سر و کله ات پيدا شد
.آماده بوديم کله هر کسي رو بکنيم
.مخصوصاً يه موطلايي کله شق رو
ما پنج نفر اومديم اينجا تو آبهاي عميق ماهيگيري کنيم
.تموم اين راه از ميلواکي
بيشتر از يه ساله که برنامه ريخته بوديم .بيايم اينجا واسه ماهيگيري و استراحت
بعدش چي شد؟ .يه يارو يه موطلايي با خودش آورد
بعد اونکه ما همه قسم خورده !بوديم با خودمون، زن نياريم
.ولي اين پسره با خودش زن آورد
وقتايي هم که مست نميشد و گريه نميکرد .يا خمار بود يا غر ميزد
يه دفعه بهت اخم ميکنه و حرف نميزنه
.يه دقيقه بعدش جلوي پسره برات عشوه گري ميکرد
،اونم سر ما عصباني مي شد .با تو دعوا ميکرد، نه دختره
،همه چيز بهم ريخته شده .حتي برنامه ريزيهامون
No comments yet. Be the first to leave one.