200 บรรทัดแรก
....بی خیال
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
مردی که عاشق بشقاب پرنده ها بود
سلام
حالت چطوره؟ اوضاع چطوره؟
باشه عالیه
میتونم چهارتا بلیط بگیرم؟ نقد و انتظار چند نفر رو داریم؟
سلام خوزه سلام
ممنون
ممنون
ممنون ؛ باشه
سه تا آرزو ؛ بگو
آره
آفرین ؛ آفرین
با این حال کی این اعداد رو اینجا گذاشته؟ کی این اعداد رو اینجا گذاشته؟
تولدت مبارک خوبه مونی
ممنون بچه ها تولدت مبارک خوشگله
ازتون ممنونم بچه ها ؛ باورم نمیشه که شماها اینو برنامه ریزی کردید
ممنون ؛ این خیلی عالی بود
خدای من ؛ما دیرمون شده ؛ ببخشید
سلام جولی ؛ امروز کارت عالی بود
ممنون ؛ همه ما عالی بودیم
تو انعطاف پذیر شدی خودتو ببین
آره ؛ من تمام تلاشم رو می کنم ؛ میدونی؟
با پیشولیچی کار نمیکنی؟
آره این آخر هفته هردو کار رو انجام میدم
به دلیل تغییر زمان بندی، نمایش های برتر با هم تداخل زمانی دارند
پاهام رو تو هوا بلند می کنم
ببخشید ببخشید
ببخشید
چطور میشه ریتا؟ اصلا نپرس
اینقدر بده؟ چه اتفاقی افتاده؟ اینجا باغ وحشه
خب آروم باش
تو یکی از اینا رو برام نگرفتی چی فکر می کنی؟
تو منو یاد روزهایی میندازی که ترجیح میدم فراموش کنم
یعنی فریاد زد منو به مونی بده
آره اینطوری شد ؛ اون منو به عقب میبره
ازش لذت ببر
دیدی که وقتی تهدید به ترک کارش کردم چیکار کرد ؛ میدونی؟
من بهش خدمت می کنم و اون سعی داره نابودم کنه
اون باید یاد بگیره باهام درست رفتار کنه
مثل یک خانم ؛یک ملکه ؛ یک ستاره نمایش
مرد من با این تصمیمات اصلا خوب نیستم
درسته خوزه؟ من باید انتخاب های بیشتری داشته باشم
عزیزم نمیدونم چی بهت بگم
مونی چیه عزیزم؟
اینا برای تو اومدند چیه؟
وایسا ؛ زرد؟ ...نه من زرد نمیپوشم ؛نه
تو تئاتر زرد نشونه بدشانسیه
خوب میشه ؛ خوب میشه نه
نه نمیشه ؛ نمیدونم ...نه
فقط بزارشون اینجا ؛ نمیدونم
من چی گفتم؟ زرد
دیدن یعنی باور کردن
این دیوونگیه
پس چیزی به اسم بحران میانسالی وجود نداره؟
البته که وجود داره اما من همینطوری از مسیرم گذشتم
چون به این فکر می کنی که آرزو داری کاش جوون بودی
یا اینکه چقدر دیگه زمان برات مونده
چقدر دوست داری زمان رو نگه داری
...اما هیچکس نمیتونه و تو به فکر کردن ادامه میدی
معمولیه ؛ هر زنی وقتی به این سن میرسه این فکرا رو می کنه
تو این نقطه لحظه ای فرا میرسه که با خودت میگی
نه دختر احمق نباش ؛زندگیت رو بکن
زندگی دیدنیه ؛ باشکوهه
و این دقیقا همون کاریه که میخوام انجام بدم من میخوام یک زندگی داشته باشم
حقیقت اینه خوزه ؛ من همه چیز دارم
من اینقدر احساس برتری می کنم که هیچ شکایتی ندارم
حدس میزنم در پایان روز تنها چیزی که میتونم بگم اینه که
باید شکرگزار باشم
خداروشکر می کنم که هر روز از خواب بیدار میشم و این کار رو انجام میدم
چون اون نعمت های زیادی بهم داده و من سپاسگزارم
خب ؛ دوباره تولدت مبارک ؛تو ساده و خدایی به نظر میای
ممنون خوزه ؛ خودت میدونی واقعا برام دوست عزیز هستی
تو همیشه دوست خوبی بودی
و من میدونم که تو یک فصل شگفت انگیز در پیش داری
تبریک میگم
ازت ممنونم خوزه ؛ و لطفا عشقم رو به همه فالوورهات نشون بده
خداحافظ
و کات
مادرجنده
...نه ؛ تو
این احمق دیوونه تر از چیزی بود که فکر می کردم
تو واقعا دیوونه ای بهت گفتم
...تو مادرجنده کیفت رو بیرون بیار ؛ هنوز سه تا دیگه داریم
دیدی؟ چی؟
درسته
فکر می کنم یک ستاره در حال فیلمبرداری بود نه
ما قرارداد داشتیم ؛ حالا اونو به من بده
...نه ؛ چون لطفا
چنگو از من حمایت میکنی؟
اون داخل ندو
خودت معامله رو میدونی ؛ حالا پول رو بهم بده پول رو بهم بده
خوزه
خوزه ؛ خوزه خوزه ؛ خوزه
خوزه خوزه
خوزه
خوزه خوزه لطفا
چه بلایی سرش اومده؟ خدایا نه ؛ خوزه لطفا
مونی ؛کفش هاش رو بیرون بیار
نمیدونم چیکار کنم
کفش هاش رو دربیار ...لازمه بغلش کنم یا
چیکار کنم
بازوش رو بیرون بیار کتش رو دربیار
خوزه لطفا منو ببین ؛ صدامو می شنوی خوزه؟
لطفا یک کاری بکن سعی کن ادامه بدی خوزه
برید عقب برید عقب یکم بهش فضا بدید ؛ یکم بهش فضا بدید
خوزه اون مرده
نه ؛نه اینو نگو
دکتر؟
میتونم بهت کمک کنم؟
من میرم بشاشم لطفا دراز بکش ؛ من برات تشت رو میارم
ببخشید ؛ وقت بدیه؟
میتونم چند دقیقه باهات صحبت کنم؟
بله البته آقای دکتر
من دکتر نیستم
من اینجا پدرو اچواریازا رو دارم
اون رئیس تعاونی معدن سروه
...مادرجنده ؛ مادرجنده تو خوبی؟
چنگو از اینجا برو چیه؟
پماد یا چیزی میخوای؟ برای چیه؟
اینجا خودمو سوزوندم ...وایسا
وایسا بیا ؛ بیا
ما هنوز باید با اون صحبت کنیم
باید چیزی می گفتی گفتم
به ما گفتند که تو
میخوای رویدادهای جاری در اخبار رو پوشش بدی
البته ؛ ما انواع داستان ها رو پوشش میدیم
بیا
مردم تو بوئنوس آیرس ۲۵ گرم در دقیقه براش پول میدند
۶۳گرم
۱۸قیراط
این طلاست ؛ پس تو میگی این طلا از جایی که تو زندگی می کنی میاد؟
لا چاندرالیا در اوج عظمت بود
در دهه 1880 در دوران طوفان طلا، پس
مردم هرچی می تونستند از همه جا به شهر ما سرازیر شدند
و هنوز طلا تو معادن هست؟
هنوز هم میتونی تیکه های کوچیکی رو تو رودخونه پیدا کنی
بعضی وقتا ما ماجراجویان رو استخدام می کنیم
که سعی می کنند مخفیانه وارد غارهای اون زمان بشند
بعضی از اونا گنج هایی رو اونجا پیدا می کنند
و بقیه اونا هرگز برنمیگردند
مسئله شانسه
...و منظورم اینه که کی قراره بریم
در اسرع وقت
باشه ؛ همین
حالا روی پاهات راه نرو تا خوب بشی ممنون لوچی
شنیدم چی گفت ؛ من اینجا گیر کردم
...من فکر نمی کنم که این موضوع
راستش ما با مدیر پزشکی اینجا در بیمارستان صحبت کردیم
اونا چیز جدی پیدا نکردند ؛ تو حالت خوبه
چی؟ با کارگردان صحبت کردی؟ اون چی گفت؟
گفت عیبی نداره
شاید استرس و اضطراب و تنش
چهل و هشت ساعت اینجا تحت نظر هستی بعد خوب میشی که با ما بیای
جای نگرانی نیست
از سلامتیت غافل نشو و زیاد الکل نخور
بهتره غذا خوردن رو شروع کنی سعی کنی هشت ساعت شب ها بخوابی
حتما همین چیزای معمولی
...آخرین مورد در بخش ما
مطمئن شو که با کسی درباره طلا حرف نمیزنی ؛ فهمیدی؟
این گذشته ایه که همه به یاد دارند ما باید روی آینده تمرکز کنیم
و آینده چیه؟
خب ؛ گردشگری
پس یعنی من باید یکم خلاق باشم؟
اره یجورایی و بعضی از ما
اما ما زاویه خودمون رو داریم
باشه ؛ چیه؟
بیگانگان
وقت رفتنه
بیا
باشه خوزه ؛ بیا بریم مرد
فقط یک لحظه بهم فرصت بده ؛ باشه؟ میام
ماشینو آماده کردم بذار ببریمت بیرون
آخرین آهنگ برای جاده چطور؟
نه من خیلی خجالت میکشم
چه چیزی شرم آوره؟ فقط یکی ؛ لطفا
نه خوزه مجبوری ؛ برای آخرین بار
آهنگ پیمپینلا رو برام بخون
زود باش
همینه
همینه
همینه ؛ شنیدی؟
همینه
ادامه بده
میدونستی ؛ تو اون روزها
من در طول جنگ شش روزه در خاورمیانه جنگیدم؟
نه ؛ نه ؛ اصلا نمیدونستم
تا حالا درباره جنگ شنیدی؟ نه
نه تو اسرائیل
نه ؛ اصلا نمیدونستم خوزه اما میخوام بدونم ؛ چطور بود؟
خب میدونی وحشتناک بود ؛ وحشتناک
مثل همه جنگ ها
نه ترجیح میدم بهش فکر نکنم
اما چیزی که میخوام بهت بگم
اینه که حتی اونجا ؛ میدونی که مقدس ترین مکان روز زمینه
با توجه به ادیان مختلف
تو همون روز خونین ترین مکان روی کره زمین بود
اگه خدا وجود داشته باشه
No comments yet. Be the first to leave one.