193 บรรทัดแรก
از دههی ۱۹۷۰ بازیهای ویدئویی خونگی
مورد علاقهی بچههای سرتاسر جهان شد
من یکی از اون بچهها نبودم
نظرت چیه؟ توی مسابقهی بولینگ اینو برنده شدم
یا باید اینو برمیداشتم یا یه آرامپز
و من همین الانش هم سه تا آرامپز دارم
پس فکر کردم سوپرایزت کنم
نه، ممنون بازیهای ویدئویی واسه بچههاست
شلدون، تو هم بچهای
من همین الان ماراکانیت رو فوت کردم که خنک بشه
متاسفم، مامان بزرگ
فقط فکر نمیکنم که این کار
استفادهی مفیدی از وقتم باشه
تو یه دانشمندی علاقه نداری که
یه تحقیق کوچولو اینجا بکنی؟
ماجراجویان باشهامت" برای ورود به دنیایی
ورای تصورتان مهیا شوید
جایی که تنها صدایی که میشنوید صدای قلب خودتان میباشد
همانطور که درون جنگل تاریک "با شتاب در حال دویدن هستید
وحشتناک به نظر میاد- جدی؟-
حتی دلت نمیخواد امتحانش کنی؟
حقیقتش، من با آرامپز بیشتر حال میکردم
باشه خودم تنهایی بازی میکنم
جالبه- واسه چی؟-
گمونم این ترکیب یه فرد مسن و
استفاده از تکنولوژی جدید، قلقلکم میده
اگه این فرد مسن واقعا قلقلکت بده چی؟
!بازی میکنم !بازی میکنم
:مترجم .:: محمد مسعودی ::.
من جوونتر نمیشم
باید اول دفترچهی راهنماش رو بخونم
میدونستی این سند حق و حقوق به خصوصی به ما میده؟
ممکنه حقوق دیگهای هم داشته باشیم که تو ایالتهای مختلف فرق داره؟
نمیدونستم
خب، حالا میدونی
بسیار خب، من آمادهام- !عالیه-
که دفترچهی ضمانت تولید رو بخونم
اوه، داری منو میکشی
سلام، جورج، حال و احوالتون چطوره؟
خوبیم، خوبیم. تعمیرگاهت رو سر و سامون دادی. شیک و پیک شده
اه، ممنون. حتی یه آبسردکن جدید گرفتم
از اون لیوانهای مخروطی شکل داره شبیه سوتین مدونا میمونن
،خب، وانتت چشه
غیر از اینکه ۲۱۰ هزار کیلومتر راه رفته؟
جوش میاره نگرانم یه رادیاتور جدید لازم داشته باشم
به عنوان دوست و همسایهت، امیدوارم اینطور نباشه
ولی به عنوان یه کاسب، این خیلی عالی میشه
ممکنه فقط به خاطر ترموستاتش باشه که درست باز نمیشه
درسته
از کجا میدونستی؟
پارسال دورهی تعمیرات خودرو رو گذروندم
و تو واقعا گوش هم میدادی؟
منم به اندازهی تو شگفت زدهام
حالا قبل اینکه شروع کنیم باید اسم وارد کنیم
نظرت چیه؟
باید حروف اسامیمون رو ترکیب کنیم
شلدون و مامان بزرگ
مثلا... شلبزرگ؟
...نه، از همهی حروف استفاده کنیم، مثلا
املدا شومن
تو ذهنت این کارو کردی؟
بله، چرا؟
مهم نیست، اسم رو وارد کن
بسیار خب، برو که رفتیم
فکر میکردم من قراره بازی کنم
؛تو بلد نیستی چطور بازی کنی تو که دفترچه راهنما رو نخوندی
رئیس تویی، املدا
ممنون
چپ برم یا راست؟
نظرت چیه بری تو اون غار؟
چرا همچین کاری بکنم؟ احتمالا خطرناکه
شلدون، اگه نمیخواستن تو اون غار بری
اونو اونجا نمیذاشتن
به نظر ریسک غیر ضروریه، ولی باشه
تاریک و خطرناک
بهت که گفتم
فقط راهتو برو
حق با نوشتهی روی جعبه بود قلبم داره میزنه
بسیار خب
خبر خوب
بگو ببینم
...خب، حق با پسرت بود
فقط به خاطر ترموستاتشه
باشه، باشه چقدر طول میکشه درستش کنی؟
هیچی، بیست دقیقه- میشه منم کمک کنم؟-
خب، حتما. یه روپوش واسه خودت بردار و برو سراغش
ممنون
ناموسا؟
بهت پول میدم که پسر خودم وانتم رو درست کنه؟
خب، میشه بگیم پسر من درستش کنه
ولی میدونیم نتیجهی کار به چی ختم میشه
داری چیکار میکنی؟
!بکشش- !دارم سعیم رو میکنم-
خب، مشکل چیه؟
به نظر انگشتهای شصتم ضعیفن
استپ کن
نفسم بالا نمیاد
چرا نمیذاری فرد مسن یه امتحانی بکنه؟
میخوای اول یه آموزش ریز برات برم؟
بدش من خودم ازش سر درمیارم
ما خیلی با هم فرق داریم، مامان بزرگ
ممنون
!بمیرین، حرومیها، بمیرین
خیلی با هم فرق داریم- !بمیرین، حرومیها-
وقتی بزرگ بشم، چیرلیدر تیم دالاس کابوی میشم؟
"بعیده" گندش بزنن
بهش گفتی؟
چرا خودت بهش نمیگی؟
چی رو به من بگی؟
هرشل یه شغل پاره وقت بهم پیشنهاد داد
واقعا؟ بین اون کار
و تمرین راگبی، کِی وقت میکنی تکلیفت رو انجام بدی؟
آخه کِی اصلا تکلیفش رو انجام میده؟
تو با این قضیه مشکلی نداری؟
خب، به نظرم واسش خوبه
نمیدونم، به نظرم تحصیلاتش باید تو اولویت باشه
بی خیال، مامان قرار نیست که من به عنوان
دانش آموز ممزات" فارغالتحصیل بشم"
خودت که شنیدی چی گفت
باشه، ولی میخوام هر شب واسه شام خونه باشی
و اگه نمراتت کم بشه، کارت تمومه
ممنون- حالا برو دست و روت رو بشور-
و حولههام رو روغنی نکنی
توی تعمیرگاه واقعا کارش رو بلد بود تحسین برانگیز بود
بسیار خب، باشه شاید این چیز خوبی باشه
چیرلیدر تیم هیوستون اویلرز چی؟
"شواهد نشون میده بله" با یه مدافع ازدواج میکنم
طی چند روز آتی
به سمت خونهی مامان بزرگم میدویدم
تا بتونیم پرنسس ۸ بیتی رو نجات بدیم
و اگه براتون مشخص نیست که این چقدر مهم بود
بذارید دوباره بگم: من میدویدم
درست پشت سرت !هیولا، هیولا
!میبینمش
داری جونت رو از دست میدی !یه کاری بکن
آروم بگیر، خودم حواسم هست
نه، نه، نه !میمیری
!مجبور میشیم این مرحله رو از اول شروع کنیم
خب، باید چند تا قوانین پایه تعیین کنیم
قوانین، عاشقشونم
در زمینهی هزارتو، معما، وحشت زدگی
رئیس تویی
سرویس کردن دهن هیولا، حیطهی تخصص منه
متوجه شدم ...اگرچه
ببخشید یه هیولا روی صفحهی تلویزیونه؟
بله، خانم
و دو تا بازیکن میتونن شمشیر جادویی رو تکون بدن؟- نه-
پس همینطور که ادامه میدیم این یعنی چی؟
باید دهنم رو ببندم
آفرین پسر
هنوزم میشه وحشتزدگی داشته باشم؟
اگه ساکت انجامش بدی
نه، نه، نه
خوب من و هرشل امروز موتور یه پیسر رو آوردیم پایین
خیلی باحال بود
یه رفیقم تو دبیرستان پیسر داشت
کنارهاش شعلهی آتیش نقاشی شده بود
که خندهدار بود چون ماشین لعنتی
موقع جشن بازگشت به دبیرستان آتیش گرفت
چقدر بد که هرشل رو نمیشناخت
اون میتونه هر چیزی رو درست کنه یارو نابغهست
منظورت اینه تو زمینهی ماشین نابغهست
بابا داره ناراحت میشه؟ "بله"
توپ دروغ نمیگه
!ببخشید
ما رو ببخشین
ممنون
بعدا میبینمتون
!اوناهاشش !غول یک چشم
!میبینمش- !بکشش، بکشش-
!دارم سعی میکنم- !از شمشیر استفاده کن-
!از شمشیر استفاده کن- دوباره دهنت بازه-
آهای؟
چیه؟
از وقت خوابش گذشته پاشو بریم
اوه، بی خیال پنج دقیقه دیگه؟
نه. حالا به نوهت شب به خیر بگو
فردا دوباره باهاش بازی میکنی
شب به خیر، شلدون
شب به خیر، مامان بزرگ
بدون من بازی نکن
البته که نه
چند سالته؟
و جوابم رو گرفتم
سلام، همسایه چه خبر؟
شرمنده دیروقت مزاحم شدم
ولی یکی از شاگردام زنگ زد گفت ...فردا مریضه نمیتونه بیاد
پس ما نتونستیم کلید کاخ رو پیدا کنیم
ولی من فهمیدم که توی کاه پشت اصطبلها بود
عالیه
سلام، هرشل- مری-
همچین داخل یه شیطان جون اضافی برای خودمون پیدا کردم
توی این بازی شیاطین هستن؟
No comments yet. Be the first to leave one.