200 บรรทัดแรก
الو، رائول، منم مامانت
فکر کردم خونهای
...خب، میخواستم بهت بگم
الان توی بیمارستانم و دیرتر میام خونه
پس عمو مارتین رو گفتم بیاد خونه پیشت
پنج دقیقه طول میکشه تا از اداره پلیس برسه پیشت
همین، عاشقتم، عزیزم
می... میبینمت
« لوپن »
خوب خوابیدی؟
اینها دیگه چیان؟
زندگیمه
میتونم هرکسی بخوام باشم
ولی در حال حاضر، هیچ کسی نیستم
دوستام و خانوادهم
و مروارید رو از دست دادم
خیلی خوشحالم چون اینجائی
و تو رو پیدا کردم و الان پیشمی
ولی هزارتا سوال ازت دارم
راستش فقط یه سوال دارم
بهم بگو
چرا 25 سال پیش نیومدی پیشمون؟
...بعد از اینکه شما دوتا رفتین فرانسه
فقط یه هدف توی زندگیام داشتم ...
اینقدر پول در بیارم تا بتونم تو و بابات رو پیدا کنم
خیلی به این هدف نزدیک شده بودم
،یکی یا دو هفته دیگه کار میکردم
پول کافی برای خرید بلیط رو جمع کرده بودم
ولی رئیسم دزد بود
یه روز، بدون هشدار قبلی
تصمیم گرفت حقوق تموم کارمنداش رو نصف کنه
ببخشید؟
نه، پولم رو بهم بده
من باهاش مخالفت کردم و اخراج شدم
پس، تصمیم گرفتم حقم رو پس بگیرم
این پول باید به ما میرسید
ولی دستگیر شدم
وقتی توی زندان بهم زنگ زدی خیلی خجالتزده بودم
خیلی متأسفم
نمیدونستم کِی قراره آزاد بشم
از توی زندان هیچکاری نمیتونستم برات بکنم
وقتی آزاد شدم هیچی نداشتم
باید دزد میشدم
یه دزد واقعی
یکی از بهترینها، مثل تو
باور کن
روزی نبوده که بهت فکر نکرده باشم، سانی
به تو و پدرت
سلام، کلیر - آسان، بیا اینجا -
بهت نیاز داریم
بهم گفتی آسان - میدونم خودتی -
وقتم رو تلف نکن و پاشو بیا اینجا
باشه
باشه، رائول
چیزی نیست بیا
اینجاست
میدونستم حالش خوبه و زندهست
محاله
اوه
از اینطرف
بینظیره
اوه
اینجا کار میکنی؟
این «سوزن توخالی» منه
اینجا جای همهمون امنه
وای عجب مجموعهای داری
فکر کنم تنها کسی که تاحالا اومده اینجا بنـه؟
قبلا میاومد
سلام
این ماریاماست
مامانم
خیلی خوشحالم بلاخره دیدمت
رائول؟ - آره -
بازی فینال جامجهانی فرانسه در مقابل برزیل
میبینی، الان هیچکس اینجا نیست
نمیدونم، کلر، نمیدونم
حس خوبی بهم نمیده، این کار اشتباهه
مگه چه گناهی کردن آخه؟ - هیچی، اصلا کی اهمیت میده؟ پولدارن دیگه -
ما الان به پولش نیازی هم نداریم - بذار یه چیزی رو برات روشن کنم -
باید هر کاری که بهت میگم رو انجام بدی وگرنه تو و دوستات باید برین
وقتی بهزیستی اومد سراغت نیای پیش من گریه کنیها
بارتز صحبت احساسیای با لبوف داره
این بازی قراره بینظیر بشه و بهتون میگم توی تاریخ ثبت میشه
میتونین حسش کنین، درسته؟
طرفدارها از خود بیخود شدن
بازی تا 5 دقیقه دیگه شروع میشه آماده بازی بشین
کمکی از دستم برمیاد، جناب؟
نه، نیازی نیست
چی کار داری میکنی؟ - این رو ببین -
تو هم این رو داری؟
مثل همون... آره، این یکی، دارمش - باشه، این یکی رو هم داری -
نه، اون یکی رو ندارم - یارو حتی سعی نکرده درست انجامش بده -
برچسبه و شمارهش جعلیه
دزدیه
نمیفهمم - کلیدهاش رو میخوام -
نمیتونم این کار رو بکنم ...بیا به صاحبش زنگ بزنیم
میخوای بهش زنگ بزنی و بگی که شماره ثبت تقلبیاش رو پیدا کردیم؟
...خب - بیخیال، مغزت رو بهکار بنداز، مرد -
...ولی من - نکنه طرف اونی -
طرف کی؟ - باشه، طرف دزدهایی -
یا پلیس؟
میخوام به پلیس کمک کنم - پس کلیدها رو بده بهم، همین الان -
باید این یارو رو بگیرم، یالا - باشه، وایستا -
یالا! کلیدها رو بده - ببخشید، بفرما -
خیلی ممنون، این رو بگیر - ممنون -
تشکر
ببخشید - بله؟ -
میشه رسیدش رو امضا کنی؟
حتما، اسمت چیه؟ فرانسوا؟ - آره -
فرانسوا، خوشم اومد - آره -
خودکار - رعایت پروسه این کار خیلی مهمه -
ممنون - ..خیلیخب، فرانسوا -
میشه طناب رو برام باز کنی؟ - آره، حتما -
ببخشید، بفرما - بهپا آب بهت نپاشه -
آره - صبرکن -
بفرما - ردیفه؟ -
میتونی بری - ممنون -
اینجاست
چی شده؟
هیچی، شما خوبین؟
الان دروغ گفت - معلومه تازه دروغ بدی هم بود -
وزیر کشور میتونه هر کسی رو از زندان آزاد کنه
مثلا، بن؟ - مثال خوبی بود -
این یارو کاملا فاسده
اگه مدرکی علیهش پیدا کنم هرچی بخوایم بهمون میده
چی؟ میخوای از وزیر دزدی کنی؟
نه، صبرکن - نه، صبر نمیکنیم -
من و کلیر حرف زدیم و تصمیم گرفتیم
میخوایم برای بن یه وکیل خوب پیدا کنیم
و ما چهارتا هم قراره بریم یه جای امن دور از پاریس
آره، برامون یه خونه امن پیدا کن
میتونی این کار رو بکنی، درسته؟
راهحل ایدهآلی نیست ولی، خب ماهم خانواده ایدهآلی نیستیم
ولی حداقل میتونیم باهم باشیم و زندگی جدیدی بسازیم
اینطوری باید مثل فراریها زندگی کنیم، کلیر
اسمش رو هرچی میخوای بذار
مطمئنم قبلا این پیشنهاد رو دادم و تو نمیخواستی انجامش بدی
آره، نمیخواستم این کار رو بکنم چون زنده بودی
ولی الان مردی، فراموش کردی؟ تو حق تصمیمگیری نداری
باشه، درک میکنم
من حق نظر دادن ندارم، نه؟ - نه -
نه - مثل همیشه -
بذارید یه سری کارهای نیمهتموم رو تموم کنم
بعدش برای بن وکیل میگیریم
و تا دو روز دیگه میریم، باشه؟
بهنظر خوبه، تأثیر خوبی روش داری
خیلیخب، گوش کن
تو الان زن و بچهداری که روت حساب کردن
پس باید دست از دزدی و تغییر چهره برداری
قول میدی؟
قول میدم، مامان
سرهنگ علی عبدلکریم
از ارتش چاد
احترام، سرهنگ
میشناسمت؟
توی چاد باهم خدمت کردیم
عملیات لیموزن، 1969
یه سری اومده بودم پاریس گقت سلامی بهتون بکنم
شما رو بهیاد نمیارم
تعجبی نداره وقتی بهعنوان راهنماتون خدمت کردم 13 سالم بود
توی اون سن مردم کشور ما خیلی بهم شبیهن
خودتون این رو بهم گفتین، بهخوبی یادمه
نه؟ علی؟
علی کوچولو - خودمم -
الان یادم میاد
علی کوچولو - آره -
از دیدنت خوشحالم، بیا تو
بیا تو - ممنون، سرهنگ -
باعث افتخاره
از دیدنت خوشحالم - آره -
میدونی چیه؟
خوشحالم دیگه توی ارتش نیستم
دیگه مرد واقعی نمونده
فقط یه مشت کونی
ببخشید، میدونم دیگه نباید از همچین لفظهایی استفاده کنیم
دخترم میگه من ذهنم بستهست و از دنیا عقبم
نگران نباشید من ناراحت نمیشم، سرهنگ
همیشه بی شیله پیله حرف دلتون رو میزنین
آره
میدونی شما دلیل سرباز شدنم بودین
الکی میگی - نه واقعا -
هیچوقت نفهمیدم چرا ژنرال نشدین
اوه، خب این خیلی عجیب و خندهداره و میدونی چرا؟
بالادستیها بلاخره سر عقل اومدن
میخوان امروز توی بوُو
بهم نشان لژیون دونور بدن
خوبه، بلاخره
دیگه وقتش بود - ...خب -
لعنت به هرچی سیاستمداره
چالاکی و انعطافپذیری
خدای من
شعار پیادهنظام ششم استعماری رو یادته
معلومه که یادمه - چالاکی -
و انعطافپذیری
صبرکن
امروز چی کارهای؟
کار مهمی ندارم - پس پیش خودمی -
چالاکی - و انعطافپذیری -
خیلیخب، برین
دونگا کاپیتان تیم نگاهی به زمین میندازه
No comments yet. Be the first to leave one.