200 บรรทัดแรก
Translated By S.O.H.E.I.L
. سلام
وقتي يه پسربچه بودم . هميشه به چيزهاي غيرعادي علاقه مند بودم
. . . دوست داشتم پيش خودم براي
هر زخم قديمي و هر عيب ديگه اي . . . . در بدن ديگران داستاني بسازم
. . . وقتي به شکافها دست ميزنم
. . . حس ميکنم که يه داستاني . . .
. زير هر شکاف و جراحتي خوابيده . . .
. . . يه چيزي که برام جنبه غير عادي داشت
. اون چيزي بود که منو وادار به تفکر ميکرد . . .
اين ديگه چيه ؟
چرا همتون ريختين اينجا ؟
. . . آروم باش ؛ آروم باش
. اينجا قلمرو منه
. . . اگه بخوايم سازش کنيم . . .
معنيش اين ميشه که " ياکوزا " ديگه . به اين منطقه کاري نداره
. اونا ميگن که اينجا ، منطقه اوناست
. پس تقصير خودمونه
! شماها يه مشت احمقين
چي گفتي ؟
خر شدي ؟
! بسه ! اين کارو نکن
! تکون نخور
. کافيه
. . . پولي که روي ميزه
. در برابر کاراييه که آدماي من کردن . . .
. ما ديگه به منطقه شما تجاوز نميکنيم
. اين يه هشدار براتون بود
. وقتي مشغول پول درآوردني حواست باشه
. نميخوام ديگه اين ور سروکلّتون پيدا بشه
ضربات روحي که در دوران کودکي . به انسان وارد ميشن برام جالبن
چقدر از بدهيش باقي مونده ؟
. بيست هزارتا
. اين فقط به اندازه بهره پوله کي همه بدهيتو ميدي ؟
! خواهش ميکنم ، آقا ، اين کارو نکنين
. . . من الان
. پولي در بساط ندارم که بهتون بدم . . .
. يه راهي پيدا ميکنم که همشو بهتون پس بدم
پس عاشقشي ؟
. . . اوضاع خيلي سخت ميشه اگه
. دوباره بخواي اون کارو تکرار کني . . .
. . . ديگه ، براتون دفعه بعدي وجود نخواهد داشت
. اگه يه بار ديگه با همديگه ببينمتون . . .
. يادتون بمونه که چي گفتم
. . . بايد برگردي ژاپن
. و ديگه هم هيچوقت همديگه رو نميبينيم . . .
. خيلي خوب
" شکلات "
. . . همه آزمايشا رو انجام دادم
و اين طور فکر ميکنم که اون توي . . . . پيشرفت قواي مغزيش اختلال داره
. اين عروسک يه يادگاري از پدرمه
. خيلي خوب ازش نگهداري کن
. شرايط جسماني دخترتون اينقدرها هم خطرناک نيست
. . . شرايط جسماني ( ذِن ) تحت کنترله
. . . منتها به مراقبت ويژه احتياج داره . . .
تا بتونه تا جايي که ممکنه مثل يه آدم عادي . . . . رشد کنه و به زندگيش ادامه بده
. انجام بعضي کارا ، براش آسون نخواهد بود
گرچه ديگه گذشته ها گذشته . . . ولي بايد اينو بدوني که
يه دليلي وجود داره که اون روز . . . . خواستم که ترکم کني
مراقبت از دخترمون سخته . . . ولي من احساس خوشبختي ميکنم
چونکه هر وقت نگاهم به اون ميفته . . . . اينگار که دارم به تو نگاه ميکنم
. ذِن ) هيچ شباهتي به بچه هاي ديگه نداره ) . اون به مراقبت و توجه ويژه احتياج داره
. من زندگيمو وقف اون کردم . ( هميشه دوستت دارم . . . ( زين
. زين ) و اون يارو " ژاپنيه " دوباره با همديگه رابطه دارن )
بايد چکار کنيم ؟
تنهايي خوش ميگذره ؟
! ( ذِن )
. بيا حرف بزنيم . بشين
اسمت ( ذِنه ) ؟ . . . يه اسم ژاپني
. " درست عين " باباش . . .
ميتوني تايلندي صحبت کني ؟
چي ميخواي ؟
! بهش کاري نداشته باش
! بشين
ميدوني به اين چي ميگين ؟
هان ؟
ميدوني ؟
! گفتم ، کاري به کارش نداشته باش
. . . بزار يه چيزيو بهت بگم
. . . از دست دادن يه انگشت ميتونه . . .
. . . روش زندگيتو عوض کنه . . .
. . . وقتي راه ميري . . . وقتي ميدوي
. . . همينطور بي وقفه . . .
. به يادت گذشته ات ميفتي . . .
. بايد همون وقت اين کارو باهات ميکردم
. . . تا امروز مجبور نباشي که
. . . اين رنج و زجر و دَرد رو . . .
. هر روز به خاطر بياري . . .
. راستشو بخواين اينجا ، خيلي مناسبه
ممکنه يه خورده سروصداش زياد باشه . ولي عادت ميکنين
! درد داره
متشکرم ؛ متشکرم . . . مِرسي
. اون هنرنمايي ( ذِن ) بود . . .
. . . متشکرم از کف زدنهاتون
. . . ممنون از تشويقاتون . . .
. . . خجالت نکشين
. . . اون سکه ها رو از جيباتون دربيارين . . .
. . . ممنون . . .
. . . خيلي ممنون . . .
بيشتر ندارين خانم ؟ . . .
. ممنون ، ممنون ، ممنون از همگي
. . . خيلي سپاسگزارم
بازم سکه دارين که بدين ؟ . . .
. . . ممنون . . .
. . . حالا ، مال نمايش دوممون
کسي هست که بخواد توانايي هاي . . . ذِن) رو امتحان کنه ؟ )
اينطور به قضيه نگاه کنين که دارين . به اين بچه کمک ميکنين
. . . اين کار ، بهره کشي از اون نيست . . .
. . . يالا . . . يه خورده از اين نوعش استفاده کن
. . . همچنين اين شانسو بهتون ميدم که . . .
ذِن ) ؟ )
! کار احمقانه اي بود که کردين
اگه دستش قطع ميشد چي ؟
کدوم نامَردي اين کارو کرد ؟
. فکر کردم بايد خيلي جون سخت باشه
ديگه چه کارايي بلده ؟
. . . هيچي . . .
. . . ايرادي نداره ، بيابريم
. . . ايرادي نداره ، بيابريم
کجا دارين ميرين ؟
دارين کجا تشريف ميبرين ؟
! کارت تمومه ، چاقالو
در مورد پات چيزي به ( زين ) نگو ، باشه ؟
حالت خوبه ؟
. خوبم
نميتوني هرچيزي که مياد رو . با دستات بگيري
نميتوني هرچيزي که مياد رو . با دستات بگيري
بيا يه قراري باهم بزاريم ، اگه اجازه نداشته باشي . . . که چيزي رو با دستات بگيري
بيا يه قراري باهم بزاريم ، اگه اجازه نداشته باشي . . . که چيزي رو با دستات بگيري
. . . من فرياد ميزنم . . .
. . . من فرياد ميزنم . . .
. همشون رفتن . . . رفتن ديگه
اين قرارو ميزاريم ؛ اگه دفعه ديگه چيزي خطرناک بود ! من قبلش فرياد ميزنم . . . مگس
اين قرارو ميزاريم ؛ اگه دفعه ديگه چيزي خطرناک بود ! من قبلش فرياد ميزنم . . . مگس
اين قرارو ميزاريم ؛ اگه دفعه ديگه چيزي خطرناک بود ! من قبلش فرياد ميزنم . . . مگس
. باشه
! مگس
ذِن ) ؟ )
معنيشو فهميدي ؟ . بايد جاخالي بدي
! مگس
خيلي خوب ( ذِن ) ؛ . حالا با يه چيز واقعي امتحان ميکنيم
! ( مووم )
چکار داري ميکني ؟
مووم ) ، اينو ميدوني که اون مثل ) . بچه هاي ديگه عادي نيست
چرا با انجام کارايي مثل اين اونو به خطر ميندازي ؟
. اين کارا ، براش تمريناتي خوبي هستن
. . . اينطوري ، ميتونه از خودش محافظت کنه
. وقتي که به محافظت احتياج داشته باشه . . .
. . . و ميخوايم که پول دربياريم
. . . ميدونم که منظور بدي نداري . . .
. ولي پول زيادي از اين راه درنمياد . . .
. ولي به اندازه اي هست که پول دکترتون رو بدين
. . . دارويي که مدنظرتونه
. . . ميتونه آثار جانبي قوي داشته باشه . . .
. که ميتونن خيلي بد و منفي باشن . . .
. ميدونم
ولي ، شايدم خوش شانسي بيارين . و آثار نسبي و با درجه کم باشن
چرا نميري خونه ؟
. بريم بيرون
. . . ( ذِن )
. مامان ، فردا تماس ميگيره . . .
! بريم از اينجا بيرون
بعداز اينکه غذا خوردي . مسواک يادت نره
باشه ؟
. باشه
! بريم از اينجا بيرون
. بيا بريم
! ! ! نه
. . . توپو بگيرين . . . ( اين مال ( ذِنه
ميخواي يه امتحاني بکني ؟
. . . به خاطر ( ذِن ) اين کارو بکنين
. . . بيا ؛ يه امتحاني بکن
. . . ممنون ، ممنون ، متشکرم
. . . متشکرم ، خيلي سپاسگزارم
. . . ممنون ، متشکرم
مووم ) ، چرا " مامان " باهامون نمياد ؟ )
. چونکه پول کافي نداريم
براي درمان " عمه " يه عالمه . پول ميخوايم
براي درمان " عمه " يه عالمه . پول ميخوايم
در نتيجه ، وقتي حالش خوب بشه . ميتونه با ما بياد
در نتيجه ، وقتي حالش خوب بشه . ميتونه با ما بياد
چرا يه عالمه پول ؟
! ذِن ) ، بيا اينو ببين )
اينگار آدماي زيادي به عمه ( زين ) ؛ . بدهکار هستن
. ذِن ) ، خيلي متاسفم )
يادم رفت که بهت بگم . امروز نميتونيم بيرون بريم
. ولي ، امروز ، ميتوني بري بيرون
. ميدونم
. امروز ، روز بيرون رفتنه
! امروز ، برو بيرون ! امروز ، برو بيرون
. . . ( ذِن )
! امروز ! امروز
. . . متاسفم . . . ببخشين
! امروز
! امروز
! امروز
! ( ذِن )
! از مامانت نترس
! ذِن ) ، خواهش ميکنم ، بس کن )
! منو نگاه کن ، مامانيه ! ايرادي نداره
No comments yet. Be the first to leave one.