200 บรรทัดแรก
انجمن دنیای انیمه تقدیم میکند
:کانال تلگرامی انجمن
Mizuki
از کاری که
.اون روز براش کردم پشیمون نیستم
... همونطور که اون روز بهش گفتم
.هیچ چیزی جز پشیمونی ندارم
... پس
اسمش چی بود؟
،اوه کِنی. میدونم که هردوتون تو این زمینه متخصصین
ولی لطفا مطمئن بشید که فقط راجب ،نیاز مشتریای بالقوه اطلاعات کسب نکنید
.بلکه تا حد امکانم ثبتشون کنید
.خب. بریم سر اصل مطلب .به امید دیدار
.هی،صب کن
صبحونه چی پس؟
حکایت دنیای پیش رو
به سوی ماجراجویی تازه
،لعنت به اون زنیکه ... مجبورم کردی تمام شبو بیدار بمونم
.مسلما دیگه نمیبینمش
... خیلی سرگیجه دارم
.اه،لعنتی
.دارم میفتم
!بـ-ببخشید
... آخ
حالتون خوبه؟
.آره،خوبم
!بـ-ببخشید! یه لحظه هول شدم و گیر کردم بهتون
چیزیتون که نشد؟
.نه،خوبم
.ممنون. داشتم از دست میرفتم
.ببخشید که نزدیک بود خفتون کنم
.امم،یکم رنگتون پریده
.آره، حالم خوب نبود
ها؟ اصلا صبحونه خوردین شما؟
.چی؟ نه،نخوردم
.شايدم به همين خاطر باشه
.صب کنید... من یه چیزی واسه خوردن دارم
!اوه،نه! داره دیرم میشه
!امم،اوه... بفرمایید !میتونید اینو داشته باشید
ها؟
.خب،مراقب خودتون باشید
!داره دیرم میشه
برا نهار باید چیکار کنیم؟
میخوای بیرون غذا بخوری؟
چرا اون رستوران جدید پاستا رو امتحان نکنیم؟
فکر ميکني امروز بتونيم سر وقت بريم؟
.باید بعد ناهار عجله کنیم
حالت خوبه؟
.یونیفرش شبیه مال ریوئه
... یه عالمه ژامبون
.رسیدن بخیر،اونی-چان
.الان دیکه یه دوست دارم
یه دوست؟
.هی،امروز صبح دیدمت
صب کن ببینم،شما دوتا همدیگه رو میشناسین؟
.دیگه تا اون حد که پیش نمیرم
.اون زندگیمو نجات داد
ها؟
.مامانمه. الان برمیگردم،ایچیکا
... باشه
.جزئیات بعد از این تماسو میخوام
مامان؟ چه خبره؟
هيچوقت فکر نميکردم .تو يکی از دوستای خواهرم باشی
... من
.اوه،اسمم آریما ایچیکاـه
.ایچیکا-چان. منم ریو ام
،حالا که میدونم دوست خواهرمی .باید درست حسابی ازت تشکر کنم
.ها؟ نه، لازم نیست کاری بکنید
شاید لباس یا کفش؟
... نه،جدا
.آره،یه جورایی ارزون به نظر میاد
... پس این یکی چطوره
یه بوسه؟
ببخشید،چی؟
آره، بوسه واسه یه .دختر دبیرستانی یه کم زیادیه
،تو جونمو نجات دادی .واسه همین هرکاری میکنم
.البته، اگر بخواي، ميتونم حتي بيشتر از اونم پیش برم
خاطره خوبی میشه،مگه نه؟
تو چی فک میکنی؟
.چندش آوری
ها؟
چندش آور
چندش آور
...چندش آور... چندش آور... چندش آور
چندش آور؟ چندش آور؟ چـ-چندش آور؟
داری به عنوان تشکر واسه نجاتت خودتتو پیشکش میکنی؟ چی تو کلته؟
.واسه این من نجاتت ندادم
!متاسفم
... من فقط اون چیزی رو که تو فکرمه به زبون میارم !یعنی... واقعا،به چیزی نیاز ندارم
.ای جان
ای جان
ای جان
اوه،اون صدا دیگه چی بود؟
... محشره
،نه تنها نجاتم دادی .بلکه اینقد سخاوتمند بودی که ناهارتم بهم دادی
... تازشم،اون پاسخ واضح و سردت ات به ایده آبکیم
.تحت تاثیر قرار گرفتم
!کاملا تحتتاثیر قرار گرفتم !تا حالا همچین حسی نداشتم
ایچیکا-سان! تو همون دختری هستی که !مقدر شده من باهاش باشم
بابتش شرمنده ام،ایچیکا .تازه تماسم تموم شد
ها؟ برادرم کجا رفت؟
!آه،این پایینه
کمکم کن! اینجا چه خبره؟
کویکیمو
«قسمت۱»
«اونقدرام آدم بدی نیست»
.من برگشتم
.ایچیکا! يه بسته برات اومده
اوه،همون مانگاییه که سفارش دادم بیاد؟
یه گل رز از طرف یه نفر .به اسم آماکوسا ریو-سان به دستت رسیده
برادرم واقعا برات گل رز فرستاده؟
.خنده داره
!اصلام خنده دار نیست چرا آدرس منو بهش دادی، ریو؟
... بعدش مامانم دربارش ازم پرسید .اونقدر افتضاح بود که نگو
خب،برادرم در این مورد خیلی جدی به نظر .میمود،واسه همینه که این اتفاق اوفتاده
!اتفاق افتاده»؟ به همین خیال باش»
.دیروز،داشت بهت از اون شکلات گرونا میداد
از طرف برادرم
-خـ ... خداییش
.روز قبل از اونم،یه عروسک پولیشی بود
از طرف برادرم
از وقتی که همدیگه رو دیدم .خداییش هر روز این هفته واسم کادوهای احمقونه داده
-بچه بچه خرس
ریو-سان خوشش میاد به همه اینجوری پیشنهاد قرار بده؟
.معلومه که نه. خیلی بی تفاوته معمولا
.بنا به گفته خودش،تاحالا حتی به یه نفرم پیشنهاد قرار نداده
راست میگی؟
.اوهوم
کی اهمیت میده آخه؟ چرا باهاش نمیری بیرون؟
اَه! تو واقعا مشکلی نداری که دوستت با برادرت قرار بذاره؟
.اگه تو باشی،چرا که نه
!چه مرگته؟
،برادرم جذابه،باهوشه .و نسبتا خرپوله
.بدک نیست،نه؟ هر چن یه اسکوله
ببخشید،تو الان گفتی «اسکول»؟
...بعلاوه،اگه شما دوتا با همدیگه برید بیرون،بامـ
.منو خوشحال ميکنه
.«دقیقا داشتی میگفتی«بامزه
راستی،به برادرم زنگ زدي که ازش گله کنی؟
... چی؟ نه
،خب، اگه اینکارو نکنی .احتمالا همش برات از این آت آشغالا میفرسته
ها؟
.بفرما
اونی-چان
.شماره برادرمه
.ممنون
،احتمالا الان داره کار میکنه .پس سعی کن شب بهش زنگ بزنی
...خیلی خب
... اوه
.شرمنده،رییس بخش آماکوسا
چيه،سوزوکی-سان؟
امم... فقط ميخواستم به خاطر اینکه توي جلسه .ازم حمایت کردين ازتون تشکر کنم
.اوه... چیزی نبود .من فقط به اون چیزی که گفتی اضافه کردم
.فقط مطمئن بشید که هزینه رو تعدیل میکنید
.بعدا میبینمتون
... خیلی جذابه
.واقعا همینطوره
.اون هیکلشو نیگا
.فوق العاده ست
.این شمارو رو نمی شناسم
الو؟
... امم
الو؟
!تـ-تویی،ایچیکا-سان؟
چطور تونستی از رو صدام منو بشناسی؟
.عمرا اون صدای خوشگلت یادم بره
.ملکه ذهنم شده
!نمیتونی انقد راحت همیجوری اینارو بگی
... گوش کن،راجب اون گلی که فرستادی
اوه،به دستت رسید؟
از گلای رز خوشت نمیاد؟
... ها؟ نه،از اونا بدم نمیاد
.اوه،خدا رو شکر
اول برات یه گل رز فرستادم تا .احساساتمو قشنگ بیان کنه
.ها؟ اوه.... آآ،این اصلا ربطی به این قضیه نداره
.گرفتم. نبایدم از قرمز خوشت بیاد .میدونستم که باید صورتی میگرفتم
.جدی میگم،موضوع گل رز و رنگشون نیست
فک میکردی از طرف ماسک توسکدوـه؟
.البته که نه
... دارم میگم
برات مزاحمت ایجاد کردم؟
ها؟
دارم اذيتت ميکنم؟
.امم.. مطمئن نیستم که این گل دادنتون رو چجوری باید جواب بدم
.راستش رو بخواید... چیزی جزء یه دردسر نیست
.که اینطور
.ببخشید
.ولی من تسلیم بشو نیستم
صب کنید،چی؟
.من فقط نميتونم احساساتم نسبت به تو رو کنترل کنم
.اميدوارم اوضاع به شکل گرفتن ادامه پيدا کنه
چی؟
،میخوام اون کاراییُ بکنم که تو رو خوشحال میکنه
،و حتی شده اذیتتم میکنم .تا عشقمو بهت نشون بدم
.اميدوارم بیصبرانه منتظرش باشی
پـ-پس داري ميگي برات مهم نيست .که این منو اذيت ميکنه يا نه
در هر صورت میخواین دنبالم راه بیفتین؟
.درسته
پس هیچ اشکالی نداره که که عصبانی شی .و هرچقدر دلت خواست بهم فحش بدی
.به نظر من که اصلاً ناخوشایند نیست
No comments yet. Be the first to leave one.