200 บรรทัดแรก
اوکی
اوه آی، اوه آی، اوه آی، اوه آی
اوه آی، اوه آی، اوه آی، اوه آی
اوه آی، اوه آی، اوه آی، اوه آی
نا، نا، نا، نا
اوه آی، اوه آی، اوه آی، اوه آی
اوه آی، اوه آی
عالیه، ممنون
کلاب جای خوبی برای پیدا کردن عشق نیست
واسه همین میرم بار
من و دوستام پشت میز نشستیم و شات میزنیم
سریع مینوشیم و بعدش آروم حرف میزنیم
و تو میای جلو و فقط با من سر صحبت رو باز میکنی
و بهم اعتماد کن، منم بهت یه فرصت میدم
حالا دستم رو بگیر، صبر کن
آهنگ «ون دِ مَن» رو بذار توی دستگاه و بعد شروع میکنیم به رقصیدن
دارم آواز میخونم که: دختر، میدونی که عشقت رو میخوام
عشق تو انگار مخصوص یکی مثل من ساخته شده
یالا حالا، دنبال من بیا
شاید دیوونه باشم، بهم سخت نگیر
بگو: پسر، بیا زیاد حرف نزنیم
کمرم رو بگیر و خودت رو بهم نزدیک کن
یالا حالا، دنبال من بیا
بدو، یالا حالا، دنبال من بیا
اوم، اوم، اوم
اوه، من عاشق اندامت شدم
ما مثل آهنربا همدیگه رو جذب میکنیم و پس میزنیم
هرچند که دل منم داره میلرزه
عاشق خودت و بدنت شدم
و دیشب توی اتاق من بودی
و حالا ملافههام بوی تو رو میدن
هر روز یه چیز کاملاً جدید کشف میکنم
عاشق خودت و بدنت شدم
اوه آی، اوه آی، اوه آی، اوه آی
عاشق خودت و بدنت شدم
اوه آی، اوه آی، اوه آی، اوه آی
عاشقِ
همهچی ردیفه؟ همهچی ردیفه؟
خیلی خب، دمت گرم داداش
بعداً میبینمت
ممنون، اِد
صبر کن، صبر کن، صبر کن
هی، داداش
ممنون
هی داداش، چطوری؟ خوبم، تو چطوری؟
آه، میتونی من رو ببری «هایلاین»، لطفاً؟
آره. حله. ممنون
کجا داریم میریم، مرد؟
آه، میرم به خیابون سی و یکم غربی و دهم
ممنون
اهل کجایی؟
آه، از وستچسترِ نیویورک اومدم. اوه چه خوب
تو چی؟
آه، من اهل جایی مثل «سافِک» توی انگلیسم. تا حالا اسمش رو شنیدی؟
آره، شنیدم اتفاقاً. خوبه. آره؟ عالیه
اینجا چیکار میکنی مرد؟ واسه یه اجرا اینجام
اما، خب، نمیدونم والا
هر وقت توی این شهرا برنامه دارم، اصلاً نمیرسم برم بیرون
فقط پشتصحنه و اتاقهای هتل رو میبینم
واسه همین دلم میخواست یه کم توی شهر بگردم
آره، خب... نیویورک قطعاً بهترین جا واسه این کاره
آره. راستی، یه پسره هم بهم پیام داد واسه
آهنگهایی دارم که مردم توی عروسیهاشون استفاده میکنن
و این پسره میخواد از دوستدخترش خواستگاری کنه
واسه همین فکر کردم برم و سورپرایزش کنم. این... این فوقالعادهست
آره. باید خوش بگذره. آره
در واقع الان داریم میریم همونجا
اوه چه خوب. امم
آره دیگه
میتونم یه آهنگ بخونم؟ آره، حتماً
این، اولین آهنگی بود که... که تا حالا منتشر کردم
امیدوارم خوشت بیاد
لبهای سفید، صورت رنگپریده
نفس کشیدن توی دانههای برف
ریههای سوخته، طعم تلخ
نور رفته، روز تموم شده
کلنجار رفتن واسه پرداخت اجاره
شبهای طولانی، مردهای غریبه
و میگن که اون توی «تیم درجه یکه»
توی رویاهاش گیر کرده
از ۱۸ سالگی همینطوری بوده
اما تازگیها، صورتش انگار داره ذرهذره فرو میره و آب میشه
مثل شیرینی خرد و خمیر میشه
و اونا فریاد میزنن
بدترین چیزای زندگی واسه ما مجانیه
اون فقط تحت کنترله
و واسه چند گرم مواد از پا درمیاد
امشب نمیخواد بره بیرون
چون با اون پیپ، به سرزمین مادری پرواز میکنه
و عشق رو به یه مرد دیگه میفروشه
بیرون خیلی سرده
واسه پرواز فرشتهها
واسه پرواز فرشتهها
دستکشهای پاره، بارونی
سعی کرد شنا کنه و روی آب بمونه
خونهی خشک، لباسهای خیس
پول خرد، اسکناس
چشمهای خسته و گلوی خشک
دختر تلفنی، بدون تلفن
و میگن اون توی تیم درجه یـ
دقیقاً همینجاست داداش
همونجا. اوه. آره
ممنون. خواهش میکنم
موفق باشی داداش. دمت گرم، ممنون
امیدوارم... امیدوارم روز خوبی داشته باشی
روزا معمولاً خلوتتر از شباست؟
آه، میدونی، آدمای عجیبی میبینی
معمولاً هست، ولی هیچوقت نمیدونی چی پیش میاد، میدونی که
آره. خب، واقعاً ممنونم مرد
خواهش میکنم. امیدوارم... صبر کن
همینجا نگه دار
ممنون مرد. این مال تو
لطف کردی. ممنون
گرفتی چی شد؟
سلام. هی
اوای خدای من
سلام. چطوری؟
خب، داریم میریم که «تیا» و «استیون» رو سورپرایز کنیم
میدونید، استیون میخواد خواستگاری کنه
و آهنگ «پرفکت» من توی کلی از خواستگاریها و عروسیها پخش میشه
واسه همین، من قراره بخونمش و اونم خواستگاری کنه
امیدوارم که جوابش مثبت باشه
و بعدش، میخوایم خانوادهاش رو سورپرایز کنیم
که فکر کنم خیلی عالی بشه
اونا باهام تماس گرفتن، میدونید، از طریق
از طریقِ... همون راههای همیشگی
آره دیگه
سلام
یه عشق پیدا کردم
این خیلی باحاله
واسه خودم
ووو
عزیزم، فقط دل بزن به دریا
دنبال من بیا
خب، یه دختر پیدا کردم
زیبا و شیرین
هیچوقت نمیدونستم تو همون کسی هستی که منتظرم بوده
چون وقتی عاشق شدیم، هنوز بچه بودیم
نمیدونستیم عشق چیه
این بار دیگه از دستت نمیدم
عزیزم، فقط آروم بوسم کن
قلب تو تمام دارایی منه
و توی چشمات، تو داری مال من رو نگه میداری
عزیزم، دارم توی تاریکی میرقصم
در حالی که تو توی آغوش منی
با پای برهنه روی چمنها
داریم به آهنگ موردعلاقهمون گوش میدیم
وقتی گفتی که ظاهرت بههمریختهست
زیر لب زمزمه کردم
اما تو شنیدی
عزیزم، امشب فوقالعاده شدی
سلام به همگی
خب، من یه زن پیدا کردم
قویتر از هر کسی که میشناسم
اون توی رویاهام شریکه
امیدوارم یه روز توی خونهش شریک باشم
یه معشوق پیدا کردم
که چیزی بیشتر از رازهای من رو به دوش بکشه
که عشق رو حمل کنه
که بچههای خودمون رو به دنیا بیاره
صبر کن، چی؟
ما هنوزم بچهایم و بدجور عاشق همیم
وای خدای من
صبر کن، چه اتفاقی داره میافته؟
میدونم که همهچی ردیف میشه
مجبور شدم واسه بزرگترین لحظهی زندگیم به یکی از دوستام زنگ بزنم
فکر کردم داریم میریم کنسرت. آره
امروز تو خودِ نمایشی، عزیزم. عزیزم
تیا، از روزی که دیدمت
وای خدای من
یه چیز رو مطمئن بودم، اونم اینکه تو عشق زندگی منی
کسی که قرار بود باهاش باشم
کسی که قراره بقیهی زندگیم رو باهاش بگذرونم
عزیزم
تو شگفتانگیزترین و زیباترین دختر دنیایی
یه سوال دارم. صبر کن
با من ازدواج میکنی؟
بله! آره؟
بله
اوه، ای جان. بفرمایید
بفرمایید. اوه
اوه، چقدر قشنگه. بفرمایید
عزیزم! ممنونم
اون امشب فوقالعاده شده
وای خدای من
تبریک میگم
من اینطوری بودم که: «چی؟»
تبریک میگم. ممنونم
تبریک میگم. خیلی ممنونم. خیلی ممنونم
سورپرایز شدی؟ آره؟ بله
خب، خوشحالم... خوشحالم که گفتی بله
صدای آوازت رو میشنیدم. من و اون داشتیم حرف میزدیم
گفتم: «یکی اونجا داره واقعاً آواز میخونه.»
بعد صدا نزدیکتر شد
خیلی ممنون که توی این لحظه کنارمون بودی
خیلی ممنونم
داستان اینجا تموم نمیشه. یه سورپرایز دیگه هم داریم
نه بابا. آره. اگه دوست دارید بیاید
بله. اگه میخواید بیاید. آره، آره
بزن بریم
No comments yet. Be the first to leave one.