Marvel's Agents of S.H.I.E.L.D.

Marvel's Agents of S.H.I.E.L.D.

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 6

ข้อมูลรุ่น

Marvels Agents of S H I E L D S06E01 WEBRip x264-ION10
Marvels Agents of S H I E L D S06E01 1080p WEB H264-MEMENTO
Marvels Agents of S H I E L D S06E01 iNTERNAL 720p WEB h264-BAMBOOZLE
Marvels Agents of S H I E L D S06E01 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Marvels Agents of S H I E L D S06E01 1080p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Marvels Agents of S H I E L D S06E01 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
ความคิดเห็นโดย Hitman007
►Am1Я H1tmaN◄

แท็ก

web
720p
720
TS
webrip
BRip
x265
HEVC
2CH
1080
x264
เผยแพร่เมื่อ: 2019-05-11
ดาวน์โหลด: 43
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

‫آنچه در فصل قبل «ماموران شیلد» گذشت...

‫ما از داخل یه مدخل اومدیم

‫یه جورایی تغییرات زمانی داشت.

‫شما برای نجات من اینجا نیستید.

‫- پس نجات کی؟ ‫- بشریت

‫زمینی می‌بینی که بشه نجاتش داد؟

‫خیلی دیرـه

‫همین الانش هم تیکه تیکه شده.

‫باید مطمئن بشیم این دنیا هرگز به اینجا نمی‌رسه.

‫مهم نیست چی پیش بیاد.

‫فیتز به آینده برده نشده.

‫شما جزوی از پیشگویی «سییر» نبودید، آقای فیتز

‫این چطور فیتز رو می‌بره به آینده؟

‫این یه محفظه منجمد کننده است.

‫- چی!؟ ‫- آره

‫من از راه طولانی به اونجا میرم.

‫باید 74 سال به خواب برم.

‫ما به خونه برگشتیم

‫و جنگیدیم تا دنیا رو از آینده‌ای...

‫نجات بدیم که می‌دونستیم در پیش هستش.

‫ولی هرچقدر بیشتر جنگیدیم...

‫اون آینده نزدیک تر شد.

‫تیم یه انتخاب می‌کنه، و این همه چیز رو خراب می‌کنه

‫فیل کولسون داره می‌میره.

‫و شما باید اجازه بدید بمیره.

‫فیتز!

‫یه عمر بین قهرمانها زندگی کردم

‫هیچکدومشون از همه شما بزرگتر نبودن.

‫چون ما برای از دست دادن هم، اعلام آمادگی کردیم.

‫تا به افراد خوب نزدیک بشیم و ازمون گرفته بشن.

‫و حالا فیتز اون بیرون داخل فضا منجمد شده...

‫و من کوچکترین شکی ندارم که تو پیداش می‌کنی.

‫سیمونز گفت چقدر وقت داری؟

‫چند روز

‫اگه خوش شانس باشم چند هفته

‫خیلی خب، رئیس...

‫اول کجا بریم؟

:ترجمه و زیرنویس از امـیـر سـتـارزاده Am1Я H1tmaN

‫معذرت می‌خوام، مامور فیتز.

‫وارد یه مساله پیچیده شدیم.

‫من آماده بودم که به مدت 73 سال و...

‫261 روز از این محفظه مراقبت کنم.

‫ولی الان مجبورم بهترین شانس نجات یافتنت رو محاسبه کنم.

‫یه محاسبه بسیار سخت...

‫با در نظر گرفتن شرایط.

یک سال بعد

Agents.of.SHIELD.S06E01: تکه‌های گم شده 98/02/21

‫پایپر؟ باهام حرف بزن!

‫هنوزم دارن تعقیب‌مون می‌کنن؟

‫پایپر!

‫آره صداتو می‌شنوم دیویس!

‫به لحظه بهم وقت بده، نفس بکش!

‫دارم سعی می‌کنم خطوط رانش رو خنک کنم

‫ببین، من یه اسکن چند بخشی انجام ‫دادم؛ سه بعدی و 360 درجه

‫و؟

‫و...

‫هیچی

‫هیچی، مشکلی نداریم!

‫خب، هنوز زیاد امیدوار نشو.

‫هنوز باید این سفینه رو توی یه منطقه ناخوش‌آیند فرود بیاریم.

‫دیزی، داریم نزدیک میشیم. آماده باشید.

‫- زیاد خوب نبودم ‫- زیاد خوب نبودی، دیویس!

‫ممنونم، همراه!

‫شما قوانین کهکشانی رو نقض کردید

‫و بدون اجازه وارد جو ِ«دیریلیان»...

‫شدید.

‫آماده دستگیر شدن باشید.

‫به نظر آدم خوبی میاد.

‫من مسلح نیستم.

‫اجازه‌نامه‌ ارائه بده، زمینی.

‫ندارم.

‫ما به سوخت نیاز داریم

‫پس چاره‌ای نداشتیم جز اینکه اینجا فرود بیایم.

‫صورتش رو اسکن کن.

‫جریان داده‌ها و اطلاعات رو بررسی کن تا هویتش رو پیدا کنی

‫بی باک هستی

‫این سفینه کوچیک حتی ارزش یه واحد سوختی رو هم نداره.

‫مگه اینکه قصد داشته باشید برای ما کار کنید

‫چطور انتظار دارید پولش رو پرداخت کنید؟

‫قراره به حساب خودتون بهم بدیدش.

‫باید دختر یه پادشاه باشه

‫که داشته بیرون سیاره با افراد پایین‌تر ‫از سطحش وقت می‌گذرونده

‫خب، اینجا روش کار این نیست، شاهزاده.

‫این دختر کیه؟ اسمی به دست اومد؟

‫کویک

‫چیزی که می‌خوایم رو بهمون بده ما هم ‫زنده می‌ذاریمت تا براش گریه کنی

‫سوخت می‌خواید، برش دارید.

‫- چیزی که لازم دارید بردارید ‫- نه

‫یعنی آره، ولی نه. ما داریم دنبال یه نفر می‌گردیم.

‫یکی دیگه که ازش زورگیری کنید؟

‫یا یکی دیگه که بکشیدش؟

‫فقط می‌خوایم به خونه برگردونیمش.

‫رانکو... نکن اونطوری.

‫مامور سیمونز اصلا توضیح داد این امواج چه معنی دارن؟

‫بعد از رفتنش شروع شد، حالا چندین ‫سال نوری با ما فاصله داره

‫ساکت

‫اون سطح فعالیت ضعیف ـه

‫میدونم

‫تیم‌های ضربت، پخش بشید.

‫شعاع 100 مایل رو از هر طرف پوشش بدید.

‫خیلی جلوتر از شما هستیم.

‫تیم آلفا در موقعیت

‫به کسی نیاز داریم که به قدر کافی ‫نزدیک باشه تا به موقع برسه اونجا

‫- تیم براوو؟ ‫- تیم براوو، در موقعیت

‫- تیم چارلی، در حالت آماده باش ‫- تیم دلتا در موقعیت

‫- اوناهاشش! ‫- کجا؟

‫کجا!؟

‫در حال ردیابی...

‫یه جایی در «ایندیانا»

‫در «کسلتون» ـه! برید!

‫افتاد گردن ما

‫داریم مختصات رو براتون می‌فرستیم.

‫به نظر می‌رسه یه پارک ـه

‫حرکت کنید!

‫خیلی خب

‫بذار ببینیم یه بارم می‌تونی اینکارو بکنی یا نه

‫شنیدید؟

‫جاکو!

‫دستاتو ببر بالا. همین الان

‫فقط لب تر کن

‫مراقب بچه‌ها باش

‫همین الان تسلیم شو وگرنه شلیک می‌کنیم

‫سفت بچسب!

‫همه خوبن؟

‫بله. همه خوبن

‫میشه گفت فرار کرد

‫وسایل الکترونیکی از کار افتادن.

‫سعی می‌کنم با مرکز فرماندهی تماس بگیرم ‫تا از اینجا بیارن‌مون بیرون.

‫مدیر «مک‌کنزی» نگران میشه.

‫عصبانی میشه

‫چطور تونستید از دستش بدید!؟

‫چه فایده داره وقتی سر وقت برسیم اونجا

‫ولی نتونیم طرفو گیر بندازیم؟

‫من هدف رو در تیررس داشتم، ولی بعدش ‫«می» در مورد بچه‌ها بهم هشدار داد

‫که باعث شد دیگه به نظر نیاد هدف در تیررس ـه.

‫تو کار درست رو انجام دادی.

‫ولی اشتباه کردید که روی هوا باهاش درگیر شدید.

‫باید روی زمین می‌بودیم.

‫یا جسدهای بیشتری روی زمین بود؟

‫- اگه یو-یو ... ‫- من داخل یه جت دیگه بودم.

‫و یادت باشه «مک»، تمام چیزی که این سه روز

‫- داشتی ازش حرف می‌زدی ‫- سرعت بوده...

‫- رسیدن سر وقت بوده ‫- سرعت بوده...

‫تلاش برای گرفتن شخصی که همه اینا رو درست کرده...

‫حتی نمی‌دونم اسمشونو چی بذارم.

‫- "ناهنجاری ها"؟ ‫- نه

‫- سال پیش از اون کلمه استفاده کردیم ‫- این فرق داره

‫اونا وهم و خیال بودن که زنده میشدن.

‫و این واقعیت‌ـه... منحرف شده.

‫چطوره اسمشونو بذاریم «منحرف‌کنندگان واقعیت»؟

‫«طوفان‌های بی‌قاعدگی»؟

‫«فاکس»، این کارت کمکی نمیکنه.

‫ببینید صرف نظر از اتفاقی که افتاد، خبر ‫خوب اینه که هیچ بی‌گناهی کشته نشد

‫همینطور مامورین‌مون

‫خب، اون گفته نمیشه. ولی این ارزش گفتن داشت.

‫سقوط کردید، ولی همگی حالشون خوبه؟

‫حداقل برامون تصدیق شد که یک شخص عامل این ماجراست.

‫آره، ولی نمی‌دونیم چطور...

‫یا چه کسی یا چه چیزی هست.

‫ما...ما به ایده‌هایی نیاز داریم که بشه روش کار کرد

‫هرچیزی، حتی پذیرای ایده‌های احمقانه هم هستیم

‫دو نفر از باهوش‌ترین افرادمون در غیبت به سر می‌برن

‫هنوز هیچ ارتباطی باهاشون نداشتیم؟

‫نه طی این چند ماه.

‫قربان

‫«کلر» یه ایده داره.

‫ممنون. خب...

‫این مدت هر دوی ما داشتیم این موقعیت‌ها رو بررسی می‌کردیم

‫- سعی داشتیم ارتباطشون رو پیدا کنیم ‫- خوبه

‫این پارک و همچنین اون اتوبوس ‫شهری که سوراخ سوراخ شده بود

‫و دریاچه‌ای که وسط بیابون منجمد شده بود...

‫همگی روی «خطوط لِی» هستن.

‫خطوط انرژی که طبق یه جور الگو از زمین عبور می‌کنن.

‫چندین فرهنگ و تمدن به نوعی ‫به این قضیه باور داشتن...

‫«اینکا»، محلی‌ها، آمریکایی‌های بومی. ‫(اینکا: تمدن سرخپوستی آمریکای جنوبی)

‫شاید بتونیم ازش برای محدود کردن ‫بازه‌ی جست و جو استفاده کنیم.

‫و لطفا همگی اینطوری نگاهم نکنید.

‫خودتون گفتید پذیرای ایده‌های احمقانه هستید.

‫من پر از این ایده‌هام.

‫در این موقعیت اگر چیزی رو در ‫نظر نگیریم، احمقانه است.

‫شما دو نفر روی همین کار کنید

‫یو-یو، ازت میخوام برگردی به تمرین با «مِی»

‫این تفنگدار شبیه یه هیولا بود

‫شایدم واقعا یه هیولا باشه.

‫پس شاید مجبور بشی باهاش سر و کله بزنی.

‫باشه

‫خیلی خب بقیه، همگی وظیفه‌تون رو می‌دونید.

‫پس بیاید بریم سر کار

‫گزارش صبحم دیر شد.

‫رئیس باید به کی گزارش بده؟

‫رئیس ِـش.

‫در هر لحظه، یک قدم بردار.

‫شغل تو این نیست که تمام مشکلات رو حل کنی.

‫وظیفه تو اینه که تیمی که بهش اعتماد داری جمع کنی

‫و بهشون بگی قدم‌ها رو به نوبت بردارن.

‫این تمام کاریه که می‌تونی بکنی.

‫اگه در یک لحظه به تمام چیزایی که ‫در برابرشون قرار داری فکر کنی

‫می‌شکنی.

‫فیوری همیشه می‌گفت، یه مرد می‌تونه به هرچیزی برسه

‫وقتی بفهمه که جزوی از یک چیز بزرگترـه.

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left