At Eighteen

At Eighteen (열여덟의 순간)

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

열여덟의 순간一At Eighteen E12 [@KTteam]
ความคิดเห็นโดย Ro94kgh
@KTteam. . .🌹مراجعه کنید @KTteam برای دانلود دیگر زیرنویس ها به کانال تلگرامی🌹

แท็ก

other
เผยแพร่เมื่อ: 2019-09-10
ดาวน์โหลด: 21
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

یکم آب بخور من میرم تلفنمو بیارم

باشه

هی! هی زود باش

کیه؟

احتمالا خدمتکاره

اشکالی نداره اوضاع خوبه

جون وو

مامان

بیا اینجا

...پس ... شما دوتا

واسه همین اون موقع راجع به اولین عشقم پرسیدی؟

...شما دوتا

...می‌دونی - آره -

...آره، ما

سلام، من یو سوبین‌ـم

بله، سلام

البته که میشناسمت

سوبین

میخواستم بهتون بگم

...ولی مدت زیادی از زمانی که شروع به

قرار گذاشتن کردیم نمی‌گذره

درسته. و یسری اتفاق ها اخیرا افتاده

!تبریک میگم مبارکه جون وو

پس شما دوتا واقعا دارین قرار میذارین؟

درسته؟

مبارکه واقعا مبارکِ جفتتون

بذار درست ببینمت سوبین

اولین عشقِ پسرم جون وو

ممنون که اولین عشقِ جون وویی

خدایا، چرا چشمام اشکی شد؟

خدایا

باورم نمیشه یه دختر مدرسه ای مثل تو دوست دختر پسرمه

خیلی بابتش خوشحالم

ممنون

اینجا چه خبره مامان؟

چی؟

چرا ناهار شما دوتا دقیقا مثل همه؟

بذار ببینم

اولش نمی‌خواستم اینکارو بکنم

مادر سوبین هم باهاش راحت نبود

ولی اگه بهش فکر کنی

فقط یه شغله، همین

به نظرم بهتر از بیکاری و موندن تو هاگیر واگیره

ولی باید از نگاه تو هم به قضیه فکر میکردم

خیلی تصمیم عجولانه ای گرفتم، نه؟

... و حالا که سوبین دوست دخترته

باید چیکار کنیم؟ تو اصلا با این قضیه راحت نیستی نه؟

نه، مشکلی ندارم

فقط نگرانم که نکنه این کار برات سخت باشه

نه، اصلا

خودت که می‌دونی از رانندگی و پخت و پز و تمیزکاری خوشم میاد

واسه من کار خیلی مناسبیه

وای خدا، باید برم

باید برم دنبال مادر سوبین

اون هنوز نمیدونه که شما دوتا با هم میرین بیرون نه؟

نه، نمیدونه

بهش بگین

نیمخوام این قضیه رو از هیچکس مخفی کنین

حس بدی بهم دست میده که من بدونم و اون ندونه

بهش میگیم

ولی نه الان

اره؟

یکم زمان میخواین که از نظر ذهنی آماده بشین

ولی زیاد طولش ندین، باشه؟

باشه

من رفتم

امیدوارم اوضاعتون خوب پیش بره

آروم برو مامان

باشه - خوبه -

خداحافظ

یه بار دیگه کلی مبارکه جون وو

! عشق اول پسرکم

خدای من! اون عشق اولشه؟

من عاشقم

!خداحافظ مامان

مامان

نتونستی باهام بیای چون به مامانم برخوردیم

مامانم همین الان رفت

سکسکه ـت کامل رفت؟

آره، تموم شد

من نمیبینمش

سوبین

دیگه داشتم میرفتم سوپری چون نگرانت بودم

ولی تو اینجایی

ببخشید. واقعا نمیدونستم

چرا معذرت میخوای؟

...مامانم

واسه مامانت کار میکنه

تو از این قضیه ناراحتی؟

من واقعا مشکلی ندارم

نه، اگه تو مشکلی نداری منم اوکیم

خوشحالم که مامانم ازت خوشش اومده

البته میدونستم که اینطور میشه

مادرت خیلی خوش برخورده

مثل یه دختر بچه‌ی مهربونه

نه؟

مامانم فکر می‌کنه ما باید در مورد رابطه مون به مادرت بگیم

گفت حس بدی داره که خودش بدونه و مامان تو خبر نداشته باشه

متوجهم

بریم

مرسی که باهام اومدی

زیاد سخت نگیر

نمی‌گیرم. بیشتر به فکر توـَم

خب پس من میرم - باشه -

برو

خیله خب

خدافظ

به سلامت برسی - میرسم -

چرا اینقدر طول کشید؟

کجا بودی؟

کتابخونه بودم بخاطر ارزشیابی عملکرد

باید بهم زنگ میزدی راننده رو می‌فرستادم دنبالت

خسته ای؟

هی - هی، باید اینو ببینی -

یکی یه چیز عجیبی پست کرده

این چرتو پرتا چیه؟

این شایعه که راجع به هی یونگه راسته؟

بیخیال بابا. چرا باید همچین کاری بکنه؟ اون همیشه بهترین رتبه رو میگیره

شاید واسه همین همیشه بهترین رتبه رو داره

میگی حقیقت داره؟

منظورم اینه که فقط یه شایعه ی الکی به نظر نمیاد

! ته و توشو درمیارم

رو می

کی ته، راسته؟

هنوز مطمئن نیستیم

فعلا بیا درس بخونیم

فقط خیلی کنجکاوم

بله، خانوم - درسته -

داریم بررسیش میکنیم

... مطمئن نیستیم که - لطفا نگران نباشید -

بهش بگین داریم بررسی میکنیم - داریم بررسیش میکنیم، خانوم -

زیاد نگران نباشید

سلام، خانوم. بله

بله - داریم بررسیش میکنیم -

خدای من - درسته -

آقای اوه! اینو دیدین؟

آره، همین الان تو کلاس بودم

خانم به، منتظر چی هستین؟

سریع این پست رو حذف کنین

اوه، یه لحظه نباید همینطوری پست رو حذف کنیم

...ما کاملا این حق رو داریم که

هر پستی که حاوی اطلاعات غلطی باشه، حذف کنیم

بله، می‌دونم ولی میترسم که باعث شک و شبهه ی بیشتری بشه

...باید با یه اطلاعیه ی رسمی اوضاع رو توضیح بدیم

قبل از اینکه پست رو حذف کنیم

...یا - بچه ها خیلی سریعن -

همین الآنم همه جا پخشش کردن

دارم دیوونه میشم - همه ی دوستام خبردار شدن -

این شایعه ها زود می‌خوابه پارسالم همچین اتفاقی افتاده بود

مادربزرگم می‌گفت اگه شایعه همینطوری به گوش همه برسه، حقیقت پیدا میکنه

هی، هی یونگ چی گفته؟

درسته، شما الان تو شرایط خوبی نیستین

کی ته چی گفت؟

اره، جفتتون توی یه قایقین

او جه چی؟

خدای من، تو هم

شماها چه مرگتونه؟

دا هین، برو خونه

داری اعصاب همه رو خرد میکنی

خونمون الان خیلی شلوغ پلوغه

فامیلامون اومدن

میخواستم اینجا بمونم

فکر کردی خونه ی من مهمون‌سراست؟

بسه دیگه بهش زل نزن

نیازی نیست

چیزی شده؟

چیزی که من ندونم

نه هیچی

...پس نگران نباش و

برو سراغ درسِت

شما هم نگران نباشین و

دیگه الکل نخورین

نخوردم

اون یه آبمیوه ی معمولی بود

باید درس بخونی

یون وو، خیلی منتظر موندی؟

چیزی که خواستم رو آوردی؟

آره

اون پیام رو دیدی؟ همه ی مادرا دارن دیوونه میشن

بذار بشن

همینکه دوباره هی یونگ اول بشه

اینا یادشون میره و دوباره شروع به تعریف کردن ازش میکنن

!درش اوردی

آره واسه همین اینجام

خب، پس فکر کنم دیگه به من نیازی نداشته باشی

چرا؟ هنوز یکم از چیزی که توافق کرده بودیم مونده

بازم، همین الانشم راه افتادی

هنوزم یکم راحت نیستم نمیشه بیشتر بهم کمک کنی؟

... معلوم شد که پسرم

یه دوست دختر داره

اون، خدای من - نه، یه موش؟ کجا؟ -

نه یه موش نیست

پسرت چطور می‌تونه به این زودی قرار بذاره؟

سال بعد ارشد بقیه‌ میشه این یه مشکل بزرگه

خیلی برات ناراحتم، خدایا

آره، مشکل بزرگیه

از سرکار برگشتی؟

آره

از آموزشگاه میای؟

آره

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left