Impulse

Impulse

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

Impulse 2023
Impulse 2023 720p WEBRip x264 AAC-[YTS MX]
ความคิดเห็นโดย Phoenix Translation Team
تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

แท็ก

webdl
เผยแพร่เมื่อ: 2024-10-24
ดาวน์โหลด: 21
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد

....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

لعنتی

خفه شو

...ای کاش تو هم کیر داشتی

به این بزرگی؟

آره ؛ خدای من

اما کیر تو هرگز اینقدر بزرگ نمیشه

چون تو یه مرد کوچیک ضعیفی

میدونم من ضعیفم

چیکار میکنی؟

خواهش می کنم ؛ خدای من ؛ بزار اونو داشته باشم

میخوای بهت اجازه بدم اینو ساک بزنی؟

آره ؛ میخوام ساک بزنم

میدونی ؛ هرچی یه مرد موفق تر باشه

درواقع آدم عوضی تری میشه

پس میخوای بهت اجازه بدم ساک بزنی؟

آره‌ ؛ خدای من لطفا اجازه بده اونو ساک بزنم

چرا؟

چون من یه مرد ضعیف کوچیکم

فقط اگه بهم نشون بدی تا کجا میتونی پیش بری بهت اجازه میدم

باشه ؛ باشه

ببوسش

دهنت رو باز کن

هر فرصتی که بهت داده شده باید با ما همکاری کنی

اون چیه؟

به نظرم مسافرت و تفریح نیست

آره ؛‌تو همه چیز رو درباره سفر و اوقات فراغت میدونی

ازدواج با یه دختر پولدار

جدیدترین نسخه ای که داری چیه؟ نسخه پیتاگات۲؟

من فقط سعی دارم یه گزارش واقعی بنویسم

خب من اگه جای تو بودم سخت نمی گرفتم

اون برخورد های آخر شب تو چان۴ ممکنه کاری بکنه

کم کم صورتت رو می پوشونه

کسی از شما میخواد حدس بزنه من چرا امروز اینجا هستم؟

بذار ازتون یه سوال بپرسم

اینو پیدا کردم‌ ؛ جالبه؟

خیلی نه ؛ درسته؟

حالا چطور؟ جالبه؟

هنوز براتون فرقی نداره ؛ درسته؟

پس بیاید به حذف کردن ادامه بدیم

حذف کردن

حالا چطور؟

یعنی یه علامت فاک بزرگ درست روبروی صورتتون

شرط می بندم توجه شما جلب شده ؛ درسته؟

باعث میشه احساسش کنید ؛ درسته؟

این تمام چیزیه که من برای نوشتن یک تیتر مناسب نیاز دارم

که اکثر شما تو این اتاق فراموشش کردید

انگشت وسط همیشه اینجا بود ؛ همیشه

اما توجه شما رو جلب نکرد

تا وقتی که زمینه اطرافش رو حذف کردید

و بعد کاملا به چیز دیگه ای تبدیل شد ؛ درسته؟

اینطوری تیتر مینویسید

این فقط یه تیکه کوچیک از سوراخه

و کار شما به پیدا کردن انگشت وسط بستگی داره

از شر بقیه خلاص بشید فقط انگشت وسط رو پیدا کنید

این هم از تیتر شما

من تو خونه ای بزرگ شدم که جلوی حیاط یه لونه مورچه سیاه داشتیم

مورچه های قرمز تو حیاط خلوت بودند و مورچه های سیاه تو حیاط جلویی بودند

یه روز بابام یه شیشه بهم داد و بهم گفت

صدها مورچه سیاه و صدتا مورچه قرمز رو داخلش بندازم

و من اونا رو روی پیشخوان گذاشتم و بهشون نگاه کردیم

من فقط اونا رو تماشا کردم

و بعد گفت

حالا اون شیشه ها رو بردار و محکم تکون بده

اون کوچولوهای لعنتی کم کم همدیگه رو کشتند

میشه اجازه بدید به این سوال جواب بدم که امروز قراره اینجا چیکار کنیم؟

من اینجام تا بهتون بگم شیشه لعنتی رو تکون بدید

و گرنه خودم تکونش میدم

عزیزم شوهر عزیزم

اینجا چیکار میکنی؟

خب ؛ من تو منطقه بودم و با گلفروش ملاقات کردم و فکر کردم که

وایسم و چندتا نمونه برات بیارم تا غافلگیرت کنم

هدیه های قشنگی آوردی عزیزم

و من اینا رو بررسی می کنم

اما الان واقعا باید سر کار برگردم

...اون مرد رئیسه ؛ و من

الان واقعا بهترین روز برای رفتن نیست

باشه

متاسفم ؛ من همین الان اینجا بودم پس فکر کردم تو رو شگفت زده می کنه

نه ؛ نه ؛ نه ؛ متاسف نباش ؛ باشه؟

...این فقط من کاملا درک می کنم

باشه ؛ خب روز خوبی داشته باشی و تو خونه می بینمت

باشه ؛ دوستت دارم من بیشتر دوستت دارم

دوستت دارم

نه ؛ من بیشتر دوستت دارم

آقای هنری ؛ ببخشید که حرفت رو قطع می کنم

فقط خواستم تشکر کنم آقا

برای اینکه منو از بخش محلی به ملی بردید

تو کی هستی؟

من دیوید گیلیگان هستم

من به تازگی از بخش محلی به ملی در طول روز ارتقا پیدا کردم

و فقط می خواستم ازتون تشکر کنم قربان

خب ؛ من تو رو استخدام نکردم پس نیازی به تشکر نیست

خرابش نکن

چشم ؛ البته قربان

من تمام حرفه ام رو کار کردم

تا همچین فرصتی بدست بیارم

خب پس چیزی بهت میدم پسرجون

این روزها برای یک مرد سفیدپوست سخته که کار پیدا کنه

شوخی می کنم

...دستم انداختی

برو بیرون بله قربان

مرگ و حق

مرگ و حق

مرگ و حق

مرگ و حق

مرگ و حق حق و مرگ

مرگ و حق

حق و مرگ، مرگ و حق

حق و مرگ

مرگ و حق

ما با خون بیگانه ها جوون شدیم

در این فصل ما خون خودمون رو برای

نشاط و قدرت تجدید می کنیم

ما از رحمت خبر نداریم چون این فضیلت زیانکارانه است

سرت رو خم کن

من این شال رو به تو تقدیم می کنم مایکل ترتبریچ

اگرچه تو سال هاست که داری اینو میپوشی

من مشتاقانه منتظر روزی هستم که از خودت

در راه خدمت به ماموریت ما خون بریزی

و شال قرمز خودت رو بدست بیاری

...وقتی اون روز فرا برسه

زین از تو به عنوان پسرش استقبال می کنه

الان سعی کردم ریور رو بخوابونم ؛ درسته؟

و میدونی بهم چی گفت؟ میگه نه بابا

میخوام سوفیا امشب داستان قبل از خوابم رو برام بخونه

واقعا؟ اینطوری گفت؟

آره ؛ گفت

میدونی دیگه چی گفت؟

گفت : بابا چرا برام نمیخونه؟

اون دیگه منو دوست نداره؟

مطمئنی قسمت آخر رو برای تاثیرگذاری اضافه نکردی؟

منظورم اینه شاید دقیقا منظور حرفش این نبوده باشه

اما تقریبا همینا رو گفت

بیخیال ؛ میدونی وقتی براش میخونی دوست داره گوش کنه

میدونم عزیزم ؛ و من هم دوست دارم براش بخونم

اما خیلی کار دارم که باید انجام بدم

مثل کار وسواسی روی این پروژه؟

این یک پروژه جانبی وسواسی نیست بن

بهش میگند پروژه روزنامه نگاری تحقیقی

روزنامه نگاری تحقیقی ؛ درسته

باشه ؛ بزار چیزی ازت بپرسم

و سعی ندارم لاشی بازی دربیارم

پس لطفا اشتباه برداشت نکن

چه چیزی باعث میشه فکر کنی که میخوای

این جنایات رو با هم برای پلیس ها ربط بدی؟

آره ؛ چون اساسا اونا پلیس هستند

باهوش ترین مردم روی کره زمین هستند ؛ درسته؟

تنها چیزی که میخوام بگم اینه که اگه به اندازه کافی سخت نگاه کنی

توی هر چیزی به مدتی کافی ؛ نقاطی برای اتصال پیدا می کنی

اما لزوما به این معنا نیست که اونا باید سرجاشون باشند

پس تو درواقع فکر می کنی که یک پلیس ساده

توانایی این کارها رو داره؟

میتونه مردای فوق العاده ثروتمند رو بکشه

برای یکم پول ناچیز؟ واقعا؟

خرابی سیستم های نظارت هتل

از فیلترشکن برای ارتباط با قربانی ها استفاده می کنه

دی.ان .ای اون همه جا هست ؛‌اما هیچ هشدار قبلی در کار نیست؟

این یک سطح بسیار بالا و سازمان یافته است

جنگ سیاسی یا شرکتی

تا حالا اینو دیدی؟

...یه اسکناس بیست دلاری بردار

و اینو به صورت هواپیما تا کن

میتونی برج های دوقلو در ۱۱ سپتامبر رو ببینی

تنها چیزی که میخوام بگم اینه که به اندازه کافی

اگه به اندازه کافی سخت نگاه کنی ؛ میتونی

لطفا مراقب باش

برای خواب آماده ای؟

من داستان قبل از خواب میخوام

میدونم عزیزم ولی خیلی سرم شلوغه

امشب خیلی کار دارم

لطفا

نظرت چیه امشب بابات برات قصه بگه؟

و من فردا میگم

قول میدم چرا امشب نمیگی؟

میدونستی تو نازترین پسر

تو تمام دنیا هستی؟

آره

خب ؛ داستان دزدهای دریایی رو میخوای یا دایناسورها؟

دایناسورها

روزی روزگاری یه دایناسور کوچیک

به اسم جک زندگی می کرد

چیه؟

هیچی

گفتم ولش کن

ولش کن

گفتم ولش کن

وایسا

برو بیارش

پسر خوب من کیه؟

من پسر خوب تو هستم

تو لیاقتش رو داری

بله ؛ الهه ؛ من خوراکی دوست دارم

باشه

اما فقط یکی

باشه؟ قول میدم

میدونی خیلی خوب گوش میدی واقعا سگ خنگی هستی

خواهش می کنم ؛ میتونم یه خوراکی دیگه داشته باشم؟

یکی برات کافی نیست؟

Impulse subtitles in other languages

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left