Shantaram

Shantaram

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 1

ข้อมูลรุ่น

Shantaram S01E09 1080p WEB H264-GGEZ
Shantaram S01E09 WEBRip x264-ION10
Shantaram S01E09 Should I Stay or Should I Go 1080p ATVP WEB-DL DDP5 1 H264-NTb
Shantaram S01E09 WEB x264-TORRENTGALAXY
Shantaram S01E09 HDR 2160p WEB h265-TRUFFLE
Shantaram S01E09 2160p ATVP WEB-DL DDP5 1 Atmos DV MKV x265-NTb
Shantaram S01E09 2160p ATVP WEB-DL DDP5 1 Atmos DV MP4 x265-DVSUX
ความคิดเห็นโดย Sina_z
🟣 سینـا اعظمیــان | NightMovie.Top 🟣

แท็ก

web
1080
webrip
x264
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
HD
mkv
x265
เผยแพร่เมื่อ: 2022-11-23
ดาวน์โหลด: 34
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

خب، سه روز گذشته و هنوز پیداش نکردی

تشکر، بابت این ممنون

چون دلم نمی‌خواد اینجا باشی دلیل نمی‌شه ادبم رو فراموش کرده باشم

نمیاد

دیل رو باهوش‌تر از این‌ها بار آوردم

فقط نمی‌فهمم چرا فرار کرد می‌دونی، پسرم اعتراف به گناه‌کار بودن کرد

فکرکنم فهمید زندان مناسبش نیست

غیرعادی نیست

هروقت به ملاقاتش رفتم سرتاپاش پُر کبودی بود

تو که درمورد‌ این‌ها خبر نداشتی، نه؟

خب، بلده چه‌جوری بره رو مخ مردم

چرا این‌قدر از دیلِ من متنفری؟

من توی «اوتوِی» بزرگ شدم می‌دونی کجاست؟

آره

...بابام

آدم باهوشی نبود

بزرگ‌ترین هم نبود

ولی اون سخت‌تر از همه کار می‌کرد

آره، 30 سال زغال سنگ استخراج کرد

و مصمم بود که هیچ‌وقت توی این کار نرم

نه

این شانس رو داشتم که به دانشگاه برم مثل دیلِ تو

به یه جایی برسم

تازه 50 سالش شده بود که مرد

وقتی سرفه می‌کرد تموم اون کثافت‌های سیاه رو بالا می‌آورد

شرافتمندانه کار کرد. و این کشتش

نتونستم دانشگاه برم

پس از هر دیوثی

که تصمیم بگیره کار کردن خیلی براش سخته

و بره از مردم دزدی کنه یا مواد بفروشه

و دهن بقیه دنیا رو به‌گاد، متنفرم

مثل دیل تو

می‌دونی، بدجوری دلم رو به‌درد میاره فکر اینکه دیگه هیچ‌وقت نمی‌بینمش

ولی بدونه خدافظی هم زنده می‌مونم

اگه به این معنی باشه که می‌تونه یه زندگی داشته باشه

به دور از حروم‌زاده‌هایی مثل تو

دوباره می‌بینیش

دقیقا همون جایی که آخرین بار دیدیش از این مطمئن باش

«مترجم: سینا اعظمیان» Sina_z

دکتر لین من نمی‌تونم این کار رو بکنم

تو دکتری نه من

دکتر نیستم، هیچ‌وقت نبودم

ببین، پارواتی الان عملا هرچیزی که من می‌دونم رو بلدی

می‌گه تاحالا دکتری مثل تو ندیده

و دکتر بزرگی توی ساگار وادا می‌شی

و مردم از همه‌جا میان تا معاینه‌شون کنی

و مردی که تو همسرش باشی خیلی خوشبخته

مسخره بازی در نیار بحث جدیه

توی این کار استعداد ذاتی داری،‌ پارواتی

من دخترم، مردم بهم گوش نمی‌دن

اگه می‌خوان بهتر شن مجبورن

پرابو و قاسم بهت کمک می‌کنن

کاش نمی‌رفتی

مشکلی برات پیش نمیاد

فقط برای دکتریت نمی‌گم

الان به پانسمان نیاز دارم

حالت رو گرفت؟ چه احساسی داره؟ - آره -

به وقتش تلافیش رو سر جفت‌تون در میارم

شوخی بود

شوخی کردم

اوهو

انگار قادربای به قولش عمل کرد

ایشالا به زودی آب خودمون راه میفته

می‌دونم فکر می‌کنی برات پاپوش درست کردم

کاری رو کردی که فکر می‌کردی باید بکنی و می‌دونم به خاطر ما کردی

ولی دلت می‌خواست نمی‌کردم

آدم‌های گرسنه، گذشته براشون مهم نیست، لین

خب، این خدافظی‌مونه؟

وگرنه چرا باید به پارواتی درمورد داروهات یاد بدی

یا تموم سهمیه غذاییت رو به همسایه‌هات بدی

آره، فکر کنم هست

فقط می‌خواستم بگم می‌دونم باید بیشتر به حرفت گوش می‌دادم، قاسم

آره، تو و بقیه اینجائین چون من خیلی باهوشم

و تو آقای لین خیلی رو مخی

ولی به هر حال دلم برات تنگ می‌شه

بهت گفتم اینجا نیومده

و چیزی نمی‌دونی؟

اگه می‌دونستم الان اینجا بودم؟

خب، پس اگه اینجا برنگشته پس پاسپورتش رو هم نداره

پس کجاست؟

می‌دونم دروغ می‌گی لیسا

تکون بخور، گفتم تکون بخور

هی، نمی‌تونی این‌ها رو ببری

مائوریتسیو - منظورت این‌هاست؟ نمی‌تونم ببرم‌شون؟ -

نه؟ - مائوریتسیو، بی‌خیال -

بهم گوش کن

هرکاری دوست‌ دارم می‌تونم بکنم

باشه؟

تو باهوشی، لیسا، باشه؟ خیلی از اون باهوش‌تری

باشه؟ و می‌تونیم درستش کنم همه‌مون با هم

به مودنا بگو، باشه؟

هنوز وقت هست سه تایی‌مون از شهر بریم ...ولی باید

ولی باید اون پول رو برام بیاره، باشه؟

چی می‌خوایم ببینیم، پرابو؟

کلی کار دارم

آینده، لین بابا

این تاکسی آرونه - نه -

الان نصف روز تاکسی منه

اون نمی‌تونه 24 ساعت بدون خوابیدن رانندگی کنه

پس، وقتی اون سوارش نیست، من می‌شم

و یه درصد معقولی از درآمدم رو می‌گیره

روز‌ها، راهنمای تورم شب‌ها، مسافرها رو می‌‌رسونم

کی می‌خوابی؟

وقتی ازدواج کردم

حالا که داری می‌ری

دیگه پول زیادی از کار راهنمای تور در نمیارم

بدون تو، من هم یکی چندین راهنمای دیگه‌م

"هنوز هم " راهنمای شماره‌ یک توی بمبئی‌ای

...داشتم به این فکر می‌کردم

وقتی پاسپورتم رو از دیدیر بگیرم

نظرت چیه من و تو به اون مسافرت به روستات بریم؟

خانواده‌ت رو ببینیم

گفتی اونجا خیلی قشنگه نه؟

لین، اگه برگردم خونه بابام، که فکرش قدیمیه

درمورد خواستگاریم از پارواتی می‌شنوه و جهیزیه می‌خواد

پدر و مادر پارواتی دارن بهم اجازه می‌دن تا از دخترشون خواستگاری کنم

ولی نمی‌خوام نظرشون عوض بشه

پس می‌خوام ازدواج هرچه سریع‌تر اتفاق بیفته

به پدر پارواتی می‌گم جهیزیه نمی‌خوام خیلی امروزی‌م

اون خیلی‌ خوش‌حال می‌شه توی این زمینه دیدگاه مدرن داشته باشه

مطمئنم همین‌طوره

فکر نمی‌کنی داری یه‌کم عجله می‌کنی، رفیق؟

تو و پارواتی هنوز وقت زیادی رو با هم نگذروندین

وقتی ازدواج کردیم کلی برای اون وقت داریم

به هرصورت، امشب اولین قرار رسمی‌مونه، لین بابا

دیگه نیازی مخفیانه بریم

لین، این انتخاب خیلی سختیه برام

تو دوست خوب منی ...ولی پارواتی، اون

نه، درک می‌کنم

برات خوش‌حالم

می‌ری، رینالدو؟ - آره -

راستش، نه

می‌دونی باید قبلش یکی رو ببینم

کیه؟

بهت سه تا حدس می‌دم

دو روز تنها توی آلونکم نشستم

بعدش فهمیدم برنمی‌گردی پس خودم اومدم اینجا

بفرما

باید به یه مورد ضروری رسیدگی کنم

هنوز با اون سر و کار داری؟

آره، از قرار معلوم

مثل تو من هم وظایفی دارم

نه دیگه

فردا می‌رم

و برای اینکه برات کاملا روشنش کنم

حرفی که زدم از ته دل بود

و اگه می‌دونستم گفتنش باعث می‌شه

بری و ازم دوری کنی

باز هم می‌گفتمش - به این خاطر نرفتم -

به خاطر اینه هیچ‌وقت برنگشتی؟

به‌هرصورت، نمی‌خواستم بدون خدافظی برم

خدافظی‌ها مهمن

پس این خدافظیه؟

برای همیشه

مگه اینکه امشب باهام شام بخوری - چی؟ خدای من -

امشب آخرین شبیه که توی بمبئی‌م باهام شام بخور

مثل دوتا آدم عادی

می‌تونی لیست چیزهایی که نباید درموردشون حرف بزنم رو بدی

از این خوشم اومد

جدی؟ - آره -

شاید بهتر باشه یه جایی رو انتخاب کنی چون نمی‌دونم از کجا شروع کنم

به حرکت ادامه بده

با خودت چه فکر می‌کردی سر رحیم و زو رو کلاه گذاشتی؟

مائوریتسیو خونه‌مون رو بهم ریخت

ترسیده بودم، سباستین

مائوریتسیو می‌خواست تو رو اینجا بذاره و بره، پس کون لقش

من تموم پول رو برداشتم

..لیسا، می‌تونیم همین الان بریم، می‌تونیم - چه‌طور؟ -

مائوریتسیو پاسپورت‌هامون رو برد حالا چه‌طوری بریم؟

هرجا بریم می‌ده دنبال‌مون بگردن می‌کشنت

و فکر می‌کنن من هم توش دست داشتم

لیسا، می‌خواستی قوی باشم

نه این‌طوری، باید بری قبل از اینکه بهت آسیب بزنن

لیسا، لطفا به حرفم گوش بده

لیسا، لطفا باهام بیا

متاسفم، نمی‌تونم

این همه اعلان قرمز و هیچ‌کدوم مطابقت نداشت

شاید لین هم یه سفید پوست دیگه باشه

که با یه سری بدهی و یه زن عصبانی توی بمبئی قایم شده

تموم بهترین روزنامه‌نگارهایی که می‌شناسم یه چیز مشترک دارن

سماجت و سرسختی تموم عیار

ناموسا؟

چی؟ نمی‌گم تو نداری - فکر می‌کنی نمی‌تونم انجامش بدم؟ -

فقط برای اینکه دلم نشکنه همراهیم کردی؟

کارهای دیگه‌ای هست که می‌تونیم برای شناسایی‌ش انجام بریم

لین، چه‌طوری؟

شُکر می‌گذره

لین‌م - این هم نیشانته -

اون... دوست‌پسرمه - دوست‌پسرشم -

دوست‌پسر کاویتائم - از دیدنت خوش‌وقتم

آره، بهم چنین

دیدیر رو ندیدی، نه؟

نه چند روزی می‌شه

خیلی‌خب

خب، بعدا می‌بینمت - فعلا -

دیدیر اینجا نیومده؟

دیدیر؟ نه

هی، لینم

دیدیر؟

لین پاسپورتت رو ندارم

More Farsi Persian subtitles for Shantaram

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left