Romulus - Second Season

Romulus - Second Season

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 2

ข้อมูลรุ่น

Romulus S02e08 720P Web-Dl
ความคิดเห็นโดย Phoenix Translation Team

แท็ก

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
เผยแพร่เมื่อ: 2023-11-17
ดาวน์โหลด: 9
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

166 บรรทัดแรก

تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد

،سومين روز تقريبا تمام شده

. اما پيشنهاد من هنوز باقيه

. و من اينجام تا به تو جواب بدم

.يک بار ديگه يموس با شما نيست

.اون مرده

.شهر از آن توئه ، پسر سانکوس

، فقط ازتون ميخوام همونطور که قول داديد . از جان مردم بگذريد

.آنها هيچ تقصيري ندارند

،منو ببخش ، ايليا

.يموس درست مي گفت

.ساکنان روم ، دچار خشم من نمي شوند

... اما من نميتوانم آناني که

.قوانين سانکوس را زير پا گذاشته اند ، ببخشم ..

.ارسيليا هم آماده است

. اونها را دور کنيد

....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... telegram : @subforu

.وايروس هم آنجا نشسته

چرا تو اون رو انتخاب کردي ؟

، صحبت کن

.تو شانس ديگري نخواهي داشت

.چون من چيزي در او ديدم

چي ؟

.چيزي که مرا ياد تو انداخت

،قلب بي حرکت يک خدا

،بي گناه

.عاري از خير و شر

، و تو همچنين ديدي ارسيليا از چه صحبت ميکرد ؟

.نه ، سرورم

و تو ؟

جوابي نداري ؟

.تنها يک پسر از سانکوس وجود دارد

.تنها يک پسر از سانکوس وجود دارد

و تو ؟

.يک پسر از سانکوس

شنيدي ؟

.تو اشتباه ميکردي

، پس من در چشمان خدا پاک نيستم

، و اين درسته

. که تاوان اشتباهم را ميدهم

،زندگي تو توسط آنان که تو خواهر خواندي . از هم جدا خواهد شد

. جسم تو غذاي سگ ها خواهد شد

، اما اول

تو فريبکاري را که انتخاب کردي به جاي من خدمت کند خواهي ديد، بمير

، فقط زماني از ديدن رنج تو ، راضي خواهم شد

. که ببينم به او ملحق شدي

اون زن کي بود ؟

کدوم زن ؟

، اوني که نگهبانان من رو به چالش کشيد

. و از طريق يک چاگرا بهت نزديک شد تا اين رو بهت بده

. اون هيچکس نيست

اون کيه ؟

اون کيه ؟

اون کيه ؟ - . اسم اون " لورنتيا"ست -

، اون وقتي جوان بودم . مرا پيدا کرد

. و منو مثل يک برده فروخت

اين پتو را از کجا آورده ؟

او اين رو از کجا آورده ؟ - ! من نميدونم -

! قبلا هرگز اون رو نديدم

! راستش رو بمن بگو

، اين شهر مال شماست

، و من در زنجير هستم

.من ديگه دليلي براي دروغ گفتن ندارم

.من دستور دارم به کسي اجازه ورود ندهم

.من يک کاهن سانکوس هستم

چرا اينکارو ميکني؟

، چون تو با من مهربان بودي

، تو با اينکه من دشمنت هستم . از من دفاع کردي

. من مطمئنم ، ارسيليا اين رو ميخواهد

اونها باهاش چيکار کردند؟

. من نميدونم

. من حتي نميدونم اون رو کجا نگه ميدارند

. تو هنوز هم ميتوني کمکش کني

. من ميتونم بهش کمک کنم

.ارسيليا شبيه توئه

. اي کاش جسارت تو را داشتم

، با اين حال تو هنوز اينجا هستي

، تو ميدوني بايد چه کار درستي را انجام بدي

. اگر پادشاه تو سقوط کنه ، روم برخواهد خواست

. تمام چيزي که من نياز دارم يک اسلحه است

تو مي خواهي پسر سانکوس را بکشي؟

، کمکم کن فرار کنم

.تنها در اين صورته که ارسيليا نجات خواهد يافت

مشکل چيه ، ايليا ؟

. نفس بکش

. نفس بکش

جريان چيه ؟

، سيلويا نميخواهد جسد پسرش را رها کنه

بايد اون رو به زور ازش بگيريم ؟

. سيلويا

. تو بايد بلند بشي

. بايد چيزي بنوشي

. من نميتونم ولش کنم

، هيچکس اون رو نميبره

. هيچکس بهش دست نخواهد زد

بمن قول ميدي؟

. قول ميدم

چند وقته که خون نداشتي ؟

اصلا ميدوني اين يعني چي ؟

. خدايان به تو فرزندي عطا کرده اند

. من هيچوقت براي يک فرزند، دعا نکردم

. شايد مردت اين کار رو کرده

. بخور ، بايد قوي بموني

،تا آماده بشي منتظرت ميمونم

. و سپس ، تو را ملکه خود خواهم کرد

، من ديگر به افتخاري نياز ندارم

. ديگه نميدونم با آنها چه کنم

، پس بمن بگو چه ميخواهي

. و من هرچيزي به تو خواهم داد

، مرگ وايروس

ميخواهم او کنار پسرم . در آتش بسوزه

کجا پيدايش کردي ؟

، من نزديک جنگل زندگي ميکنم

که مرز بين کيرس و سرزمين هاي لاتينه

شوهرم به تازگي فوت کرده

، بچه

تو شنيدي اون گريه کنه ؟

، نه سرورم

، اون جوري خوابيده بود انگار هيچ ترسي نداشت

، توي پتو پيچيده شده بود

. اونها رهايش کرده بودند

، گرسنگي يک نفرين وحشتناکه . من دلم برايش سوخت

، و بعد از اون

.تو اون را مثل يک برده فروختي

اين دل سوختن تو بود ؟

. من نميتونستم يک نان خور ديگه داشته باشم

، برده بودن . بهتر از مردن بود

.من اينطور فکر مي کردم

چرا الان ؟

چرا الان اون پتو رو به اون برگردوندي ؟

، تا دوباره از اون محافظت کنم

.. و اگر پادشاه سابين ها ..

، اومد تا دوباره در مورد اون از من بپرسه ..

. يعني اشتباه نکردم ..

. سه بچه قبل از من ، به جنگل برده شده اند

، اينطور که ميگن ، هيچکدوم از اونها زنده نموندند

، اما فقط دو تا جسد پيدا شده

، سومي

. ميتونه هنوز زنده باشه ..

. فقط سانکوس ممکنه اين رو بدونه

، پس ازش بپرسيد آيا يکي مثل من ، ميتونه جائي وجود داشته باشه

... کسي که بتونم بهش بگم

. برادر

، ما به ارسيليا نياز داريم ، سرورم

، سانکوس فقط با اون صحبت ميکنه

. و چشم انداز آينده رو به اون نشون ميده ..

! خاموش ، همه ما توسط خدايان انتخاب شده ايم

، از ارسيليا چشم پوشي کن

.. و سوالاتت

. پاسخ داده خواهند شد ..

! من به هرکدام از شما احتياج دارم

! بلند شو ، پادشاه روم

! راه بيفت ، بيا برويم

....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... telegram : @subforu

جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu

! بايستيد

. اون رو باز کنيد

. تو امروز نخواهي مرد

. به او احترام بگذار

چرا اونو نکشتي ؟

. وقتش نبود

! به من بگو چرا

، چيزهائي هست که تو نبايد بدوني

.چيزهائي که حتي براي من هم روشن نيست

. پسر من مرده . تمام چيزي که ميدونم همينه

چطور هر برده اي ميتونه فرمانرواي مردم بشه ؟

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left