200 บรรทัดแรก
مامان بابای من مونیکا و فرانکـن
ولی بازم بلدم بشینم پای تلویزیون
شما کسمغزا چه مرگتونه؟
اول ماهه، سهموتون رو بدین
اگه سهمم رو ندم فیونا منو بیرون میکنه
شوهر پیدا کن
- درک کجاست؟ - ترسوندیش
نمیخواد بچه داشته باشه
روز افتضاحی داشتم
چند هفتهست درست حسابی حرف نزدیم
سرت شلوغ بود برای من و دردسرهام وقت نداشتی
دانشکده ارتش زندگیمو عوض کرد
فیونا، میخوام برم دانشکده
تصمیمت جدیه؟
سوتلانا داره قبضها و درآمدمون
از بار رو بررسی میکنه
سودمون از درآمد ناخالص هیچه
میدونی زنی که صاحب اینجاست
مدرسه رو ترک کرده
ولی الان تقریباً صاحب نصف ساوتسایده؟
مسلحم احمق
با خودت تفنگ آوردی؟
نه، یه مرد دو جنسهام
یعنی کیر نداری؟
تیندر عالیه سکس مجانی هروقت که بخوام
هیچ تعهدی هم پیش نمیاد
خوش اومدین، گلگرهای جدید
هیچجا پناهگاه خود آدم نمیشه
کیا موافقن پناهگاه باز بمونه؟
یک قهرمان محلی تصمیم گرفته تا مقاومت کند
- شما؟ - دیلن اسوالد
رئیس جدیدت
میدونستی داری پای منو
توی یه کار غیرقانونی باز میکنی؟
دزدی از آدمایی که
از بقیه مردم دزدی میکنن، جرمه؟
سلام
سلام
ای وای، ساعت چنده؟
هنوز زوده
شرمنده که دیشب خراب شدم اینجا
اشکالی نداره
باید برم دوش بگیرم و برم سر کار
پس منتظر بمونم؟
یا میتونم باهات بیام حموم
الان دیگه همه بیدار میشن
بهتره اون موقع اینجا نباشی
آره باشه
دوست ندارم آدمای زیادی به خونه رفت و آمد کنن
لوکاس رو گیج میکنه
آره میفهمم
میای رستوران؟
آره، بعد از کارای کارآموزیم
بعد از اون روز که پلیس ریخت اونجا امروز اولین روز کاره
برای همین اصلاً نمیدونم قراره چی بشه
به نظر که باحاله
- این دیگه چیه؟ - عزیزم
هنوز تو فضام یا مهمون اومده؟
اینجا چیکار میکنی رفیق؟
- سقف رو چک میکنم داداش - نه
وایسا
وایسا
خدای من
دوباره میخوان بیرونمون کنن؟
- آقای گلگر؟ - نه
شاید
من الینا تورس هستم
از سازمان خیریه آشیانگستر توی خیابون تروی
گزارشی که توی تلویزیون از شما پخش شد
انجمنهای خیریه رو به تکاپو انداخته
واقعاً؟
درباره بحران که گرفتارش شدین خبرای خوبی داریم
شما... شما...
بفرمایید، وای خدای من
بجنب ببینم
برین تو اتاق
بشینین بشینین
من... وایمیستم
- باشه - آقای گلگر
شاید اسم سایمون اپستین رو شنیده باشین
بنگاه دار معروف ؟
همون میلیاردری که مچشو گرفتن که عکس کیر ایمیل میکرد؟
آقای اپستین درواقع
خیر و نیکوکار برای بیخانمانهاست
بعد از اینکه شما رو توی اخبار دید
فوراً با سازمان خدمات اجتماعی ما تماس گرفت
- دارین ما رو بیرون میکنین؟ - نه نه آقای گلگر
سایمون اپستین این خونه رو خریده
و هدیه کرده به بیخانمانهای محله ساوتساید
یه میلیاردر متکبر و کیر کلفت
اینجا رو برای من خریده؟
برای همهتون خریده
و از سازمان ما خواسته که دستی به سر و روش بکشیم
از چندتا شرکت تماس گرفتن
میخواستن حامی مالی شما بشن
به خاطر مسئولیت پذیریای که نسبت به این بیخانمانها دارین
حالا دیگه اینجا یه پناهگاه عمومی شده
آقای اپستین امروز خودشون تشریف میارن
تا با شما و خانوادهتون عکس دسته جمعی بگیرن
من صاحب اینجا شدم
نه...
نه فقط شما ولی آره، دیگه برای فروش نیست
و خیلی خوشحالیم که میتونیم بخشی از نهضت شما باشیم
و هرکاری از دستمون بربیاد براتون انجام میدیم
آره
اوخ
با این همه جایی که توی اتاق، سکس کردیم
رکورد تیندر رو شکستم
خب، با مترو میری یا از اوبر تاکسی میگیری؟
عجب! خیلیخب
پیش به سوی کار؟
به دل نگیر ولی خیلی درگیر کارمم
و اگه کار نکنم نمیتونم پولمو پسانداز کنم
میفهمم
سکس میکنی و برمیگردی سراغ کار
فقط یه نصیحت کوچولو
اگه واقعاً میخوای کاسب خوبی باشی
پولتو مدام بیشتر میکنی نه پس انداز
حالا دیگه شدی مشاور امور مالیم؟
مشاور کسب و کار بین المللی؟
واقعاً یه مشاور امور مالی هستی؟
هروقت خواستی سرمایه گذاری مالی کنی خبرم کن
سریع خودمو میرسونم
خداحافظ فیونا
گندش بزنن
آخ آخ
- صدای چی بود؟ - فکر کنم صدای
مُردن لباسشویی بود
فیونا خرابش کرد
باید قبل از سر کار رفتن
لباسامو بشورم
به وی زنگ بزن
میتونی از لباسشویی اون استفاده کنی
دیگه وی نداریم!
مگه چی شده؟
فکر کنم وسط دعوا باشیم
با این شروع شد که من نبودم که حمایتش کنم
و اون منو به تخمش نگرفت
از اون موقع با هم حرف نزدیم
لباسشویی رو نزن
منم پیرهنمو بذارم توش
- نمیتونی - لباسشویی خراب شده
پس با مصاحبهام توی دانشکده ارتش چیکار کنم؟
نمیشه که مثل یکی از بیخانمانهای بوگندوی فرانک برم اونجا
هنوز میخوای این کارو بکنی؟
اونجا نمرههای درخشانت رو چک نکردن؟
بابای دام یه توصیه نامه ی خفن برام نوشته
کی مرده؟
یه وسیله دیگه
گندش بزنن، لباسشویی؟
همونی که جیمی برامون خرید
باید میدونستم دووم نمیاره
فکر کنم باید بری با یه کسخل دیگه دوست بشی
تا یه دونه جدیدشو برامون بخره
یکی باید یه تعمیرکار بیاره
و اون یه نفر من نیستم
من با پیرهنم چیکار کنم؟
یه چیزی به اسم سینک هست
شدیم خانواده عصر حجر؟
دبز کجاست؟
ظاهراً خودشو از من قایم میکنه
چون هنوز نتونسته
سهم این ماهش رو بده
دیگه خیلی داری کسکش بازی درمیاری
واقعاً فکر میکنه از خونه میندازیش بیرون
بهتر نیست بهش بگی؟
کی میگه نمیندازم؟
یکی لیام رو ببره مهدکودک من میرم رختشورخونه
من میبرمش
بجنب رفیق
- برو برو برو - شدیم غارنشین
اوضاع مالی چطوره لانا؟
با کم شدن ریخت و پاشها خیلی بهتر شده
حالا فقط باید از اونایی که پول نمیدن
پول بگیریم
یالا، بزن قدش پسرم، بزن قدش
مامانی و مامانی و بابایی دارن پولدار میشن
دلت خوشه
تازه داریم قسط مالیات رو صاف میکنیم
میتونیم بچههای همدیگه رو توی لیست برگشت مالیات بذاریم؟
چون ازدواج کردیم
مالیاتمون رو پس میدن؟
میتونیم کفیل اونا بشیم
ولی باید اونا رو به فرزندخوندگی قبول کنیم
کی بچه کی رو به فرزندخوندگی قبول کنه؟
من و اون مال هم دیگه رو
چون من و تو ازدواج کردیم
اینجوری هم پول پس انداز میکنیم
هم یه خانواده مشروع میشیم
وایسا وایسا ببینم
یعنی وی، یوگنی رو قبول میکنه
سوتلانا هم امی و جما رو پس من چی؟
تو هم یه مرد گنده و سکسیِ شورتپوش میشی
یه مرد گنده احمق که دوش لازمه
یا گفت صبحونهتون رو سوزوندم
یا گفت تخممرغاتونو با گا دادم
گفت صبح بخیر
هی
فیونا رفت؟
No comments yet. Be the first to leave one.