F is for Family

F is for Family

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 3

ข้อมูลรุ่น

F is for Family S03E09 WEB x264-STRiFE
F is for Family S03E09 720p WEB x264-STRiFE
F is for Family S03E09 1080p WEB x264-STRiFE
F is for Family S03E09 720p NF WEB-DL DDP5 1 x264-MZABI
F is for Family S03E09 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-MZABI
ความคิดเห็นโดย thetrueali
🌕 Sub by: thetrueali 🌕 Telegram: @thetrueali

แท็ก

web
x264
720p
720
1080
Web-DL
web-dl
WEB-DL
เผยแพร่เมื่อ: 2020-05-31
ดาวน์โหลด: 32
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

‫دارم بهت میگم، سوزان ‫به اندازه کافی از این دست بچه کشیدم

‫مستقیم می‎برمش به یتیم خونه

‫شاید یه زوج مهربونِ ‫کر به سرپرستی بگیرنش...

‫که مجبور نباشن به کسشراش گوش بدن

‫فرانک، تو که جدی نمیگی

‫البته که نمی‎گم

‫فکر می‏کنه قبلاً باهاش ‫بد رفتاری می‏کردم، حالا صبر کن

‫یه کاری می‎کنم فرانک قبلی ‫عین نقش کاپیتان کانگورو به نظر برسه

‫چی شد که کوین کوچولوم، کارش ‫به اینجا کشید؟

‫از مشروب فروشی دزدی کرد، خانوم

‫می‎دونم چیکار کرده

‫مورفی، واست وثیقه گذاشتن

‫خدافظ کوین، به سو سلام برسون

‫مادرش بهم گفت با یه کشیش صحبت کنم...

‫ولی به جاش شوهرم رو مسموم کردم

‫خیلی زن خوبی هست

‫شرمنده بچه جون، فکر کردیم دختری

‫می‎دونی، به خاطر موهای بلندت، ‫بلیزت، و گریه‎های هیستریکت

‫بیارش اینجا، من امروز ناهار نخوردم

‫به هر حال احتمالاً پیش ‫زن‎ها جات امن تر بوده

‫کیفت، کلیدات

‫دایره زنگیت

‫خب، حالا سابقه داری

‫مادرتو به گریه انداختی

‫و یه روز دیگه از مدرسه‎ی ‫تابستونی رو از دست دادی

‫توی این وضعیت، بچه‎ی چهارم ‫زودتر از تو فارق تحصیل میشه

‫چی در دفاع از خودت داری؟

‫در قرار بود رو به بیرون باز بشه

‫آره، خب منم اون شب باید می‎کشیدم ‫بیرون. بزهکار کونی

‫آه. جاکشت خیلی بدجنسه ‫آب نبات سفید شیرین

‫با لمس بین المللی بیا. ‫تو ملکه‎ی من میشی

‫اون دختر نیست. پسرمه و بلیز ‫مامانشو پوشیده

‫لعنتی، شما آقا، به عنوان ‫یه پدر موفق نبودی

‫خیلی خب، جنده. بپر توی ‫واگن بکن بکن

‫ترجمه‎ای از: ‫thetrueali

‫Telegram: @thetrueali

‫چت بیچاره

‫به دست زن خودش مسموم شده

‫واسه همینه که هیچوقت ‫غذای چینی نمی‎خورم

‫اون ویتنامیه

‫اونا بدترین نوع چینی هستن

‫اوه، آشفتگی وحشتناکیه

‫وقتی آمبولانس اومد، من و ‫آدو توی تخت بودیم

‫با هم دیگه. به عنوان عشّاق

‫در حال عشق بازی

‫- با هم دیگه ‫- ای بابا

‫خیلی خب، رفیق خودم، ‫خوش گذرون سر به هوا

‫به نظر میاد باید یه شماره دیگه ‫به تابلوی امتیازاتت اضافه کنی

‫یه تتو دیگه باید بزنی

‫فکر می‎کردی کارت تموم شده ‫مگه نه خانوم باز؟

‫خدایا

‫کسی از شما حرفی داره، ‫توی روم بزنه

‫گمشید از اینجا، شغال‎ها

‫آروم باش

‫امیدوارم به خودت ‫افتخار کنی

‫دیشب یه نفر مسموم شده ‫و هنوز تو بگا رفته‎ی محله‎ای

‫من که تلاش نکردم دستگیر بشم

‫می‎دونم، اگه هم می‎کردی ‫بی فایده بود، نابغه

‫بیایید همگی آروم باشیم

‫برو به اتاقت

‫بعداً در موردش حرف می‏زنیم ‫مرد جوان

‫اون مرد نیست

‫یه مرد واقعی به مشروب فروشی ‫دستبرد نمی‎زنه

‫ولی اگه هم این کارو کنه، باید شرافت ‫داشته باشه که توی انبوه گلوله‏هایی که ‫به سمتش می‎زنن، بره بیرون

‫و مالیات دهنده ها رو واسه اینکه ‫پول غذاش جور بشه اذیت نکنه

‫حموم ضدشپش، آغل پرنده ها...

‫اون پیرمرد با ارابه‎ی کتاب...

‫و تنها چیزی که داره انجیل و ‫کتاب راهنمای تلویزیونه...

‫که یه کونی همه‎ی جدولاشو حل کرده

‫برگرد اینجا، دارن بهت ‫مزیت داناییم رو میدم

‫- روز هوبو جوجوئه ‫- روز هوبو جوجوئه

‫- اوه خدا جون ‫- اوه خدا جون

‫مامانی، می‎تونیم الان بریم؟ ‫می‎تونیم؟ می‎تونیم؟

‫از چهار صبح لباسمو پوشیدم

‫من لباس موسسه‎ی ‫مامان بزرگ رز رو پوشیدم

‫در صورتی که یه وقت ‫از هیجان خودمو خیس کردم

‫خدایا، شما دو تا خفه خون می‎گیرید؟

‫هی، اون دهن فاضلابتو یه بار ‫دیگه باز کن تا با دستم ببندمش

‫حالا برو مشقاتو بنویس

‫تابستونه، مشق ندارم

‫به تخمم نیست

‫هیچوقت به تخمت نیست، خدایا...

‫یه کم دیگه برمی‎گردم ببرمت ‫به استودیوی تلویزیون، مارین

‫- باید لباس عوض کنم ‫- یه چیز چسبون بپوش

‫امسال چسبون مده

‫فرانک، منم همون قدری از کوین ‫عصبانیم که تو هستی

‫ولی واقعاً فکر می‎کنم که باید ‫این دفعه یه راه...

‫متفاوت و تربیتی تر ‫در پیش بگیریم

‫بذار یه کم بخوابه، ‫تو آروم بگیر

‫و بعد ازت می‎خوام که ‫باهاش حرف بزنی

‫به یه صورت ملایم و ‫تربیتی که بهش توجه کنه

‫سو، خدا کمکم کنه، اگه یه بار ‫دیگه بگی تربیتی...

‫میرم توی اون جنگل و هیچ وقت برنمی‎گردم

‫همه‎ی اینا رو یه بار ‫از سر گذروندیم

‫داد زدن سرش، فقط اوضاع رو بدتر می‏کنه

‫ببین، من سر کوین داد می‎زنم، ‫چون تنها راهیه که باعث میشه گوش کنه

‫ولی گوش نمیده

‫پس چه گهی باید بخورم؟

‫می‎کوبیدمش توی دیوار، ‫ولی مجوز ندارم

‫جدی میگم، کوین بهمون احتیاج داره

‫اوه، گریه نکن، می‎دونی که ‫وقتی گریه می‎کنی، خیلی بدم میاد

‫با این حال بعضی وقتا این طور ‫به نظر میاد که داری خرم می‎کنی

‫کس ننت

‫باشه، ببخشید، اشک واقعیه، ‫نمی‎دونستم این دفعه واقعیه

‫همیشه واقعی‎ان

‫البته. البته

‫باشه، خیلی خب

‫با کوین حرف می‎زنم و تا جایی که ‫میشه باهاش مهربون می‎مونم

‫بعد از این که رفتم ‫به چت توی بیمارستان سر زدم

‫چی؟

‫چرا باید بری به اون آدم بعد از اون ‫بلایایی که سرمون آورده سر بزنی؟

‫چون باید بفهمم چرا ‫اون بی ناموس گمراه

‫اون کارای کیری رو با من کرد، ‫باشه؟

‫امیدواری به چی برسی؟

‫چیزی که هیچوقت از تو ‫نمی‎گیرم، سوزان... جواب

‫من لازم دارم که یه چیزی پیدا کنم ‫توی زندگیم، که منطقی باشه...

‫به جای یه مشت اتفاقات تصادفی

‫که به گفته‎ی دکترم، داره سوراخای ‫بزرگ توی شکمم ایجاد می‎کنه

‫دوستت دارم، روز خوبی داشته باشی

‫بابایی، امروز ازتلویزیون ‫منو می‎بینی دیگه، آره؟

‫چی؟

‫آره آره، البته

‫قول میدی؟

‫اوه، البته که قول میدم پرنسس، ‫از دست نمی‎دمش

‫تلویزیون رو روشن می‎کنم ‫و روشن می‎ذارمش تا یادت نره

‫به خانومت همه‎ی چیزایی ‫که می‎خواد رو بده

‫در زیبایی بپوشونش

‫در احساسات بپوشونش

‫بپوشونش توی... ‫فویل آلومینیومی شرکت ترتلتاب و پسران

‫شرکت ترتلتاب و پسران

‫می‎تونی بدتر کنی

‫چرا همش باید در مورد ‫این باشه که اون چی می‏خواد؟

‫مشکلت چیه؟

‫بابا... تا حالا شده ‫با یه نفر آشنا بشی

‫که فکر می‎کنی خیلی ‫دوستشون داری...

‫ولی دیوونه‎ات می‎کنن و...

‫آره، تک تک شما کیریا توی این خونه

‫بازم تو، این دفعه کدوم یکی از بچه‎هاتو ‫تقریباً به کشتن دادی؟

‫به تو ربطی نداره، ‫چت استیونسون تو کدوم اتاقه؟

‫سرهنگ استیونسون تو وضعیتی ‫نیست که بتونه ملاقاتی داشته باشه

‫صورت تو هم همینطوره ‫ولی اونجا نشستی دیگه

‫- زیبایی در شکل‏های مختلفی پدیدار میشه ‫- نه نمیشه

‫به من گوش کن، چت ‫توی مادرجنده‎ی از خود راضی

‫خدایا

‫سلام، فرانک

‫چطور به نظر می‎رسم؟

‫انقدر داغونم آره؟

‫اینجا چی کار می‎کنی؟

‫می‏خواستم چند تا سوال راجع به...

‫الان مهم نیست

‫نباید می‎اومدم

‫می‎دونی وقتی شیش سالم بود، بابام ‫واسه تولدم یه توله سگ خرید

‫خدایا

‫باستر

‫اون حقه باز کوچولو رو ‫با تمام وجودم دوست داشتم

‫یادمه توی مدرسه...

‫خیال پردازی می‎کردم که ‫وقتی رسیدم خونه باهاش بازی کنم

‫همه‎ی ماجراجویی هایی ‫که با هم خواهیم داشت، و...

‫دو هفته بعد، روی کفش ‫مورد علاقه‎ی بابام رید

‫و بابامم...توی سینک دستشویی غرقش کرد

‫یا خدا، عجب بی ناموسی

‫خب، در دفاع از اون پیرمرد باید ‫بگم که کفشای خیلی قشنگی بودن

‫مادرم منو مقصر می‎دونست، البته

‫گفت، باید ‫سگ رو می‎بردم بیرون

‫می‎دونی فکر کنم اون موقع بود ‫که سوییچ احساساتم خاموش شد

‫اون سگ، آخرین دفعه‎ای بود ‫که واقعاً به چیزی اهمیت دادم

‫یکی اون، یکی هم تیم فوتبال آمریکایی ‫سال 66 کانزاس

‫بارت استار لعنتی

‫هیجده سالم شد، و داوطلب ‫ارتش شدم تا، می‏دونی...

‫از اون بگاییا فرار کنم

‫آخرش ختم شد به اینکه بخشی از ‫چیزی شدم که از خانواده‎ی خودم به گا رفته تر بود

‫چقدر خنده داره؟

‫اون نمیاد، مگه نه؟

‫فکر نکنم قانون اجازه‎ی این کار رو بده

‫آره. می‎دونستم

‫فرانک، می‎تونی دستمو بگیری؟

‫بامزه بازی در نمیارم

‫فقط...

‫اوه پسر

‫یه مدتیه تلاش می‎کنم که ‫خودمو برگردونم، می‎دونی؟

‫ولی، فکر کنم نتونستم ‫هیچ وقت راهمو پیدا کنم

‫وقتی صدات کردم قهرمان، ‫جدی گفتم فرانک

‫و همه‎اش رو دای...

‫و اون طوری که من خرابش کردم ‫نکن. قول میدی؟

‫قول میدم

‫چت، احتمالاً باید برم خونه

‫بچه‎هام درب و داغونن

‫خب نه به داغونی تو، ولی

‫می‎گیری منظورمو

‫باشه، خوبه

‫آره، با بچت باش

‫باشه

‫به زودی می‎بینمت، رفیق

‫نه نمی‏بینی

‫هی...

‫- فرانک ‫- چیه؟

‫- من نخواستم دستمو بگیری ‫- چی؟

‫من نخواستم ازت که دستمو بگیری

‫همیشه می‎دونستم تو اوب داری

‫یالا چارلی. ‫شب آخرم باشه

More Farsi Persian subtitles for F is for Family

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left